روزنامه جمهوري اسلامي 24/12/1385 صفحه مقالات

  • شعر انتظار
  • فلسفه فرج
  • پله پله تا ظهور
  • *****
    شعر انتظار


  • دل ويرانه
    اي ماه تويي دلبر فرزانه ي من
    خورشيد صفت بتاب بر خانه ي من
    گر بر حرم دلم دمي پاي نهي
    آباد كني اين دل ويرانه ي من
    تولاله و من بلبل مستانه ي تو
    بشنو تو نواي شوق مستانه ي من
    اي ساقي ميخانه عشق و اميد
    پر كن ز مي نشاط پيمانه ي من
    من از دل و جان عاشق و ديوانه ي تو
    تو درد و جهان مونس و جانانه ي من
    ث بهروز مرادي آراني
    ناله هاي شبانه
    بيا حبيب كه روزم هميشه طي شده در تب
    چه ناله ها كه زهجرت كنم سراسر هر شب
    بيا كه ياد تو كردم زخورد و خواب فرامش
    چقدر ناله زنم از فراق روي تو كوكب
    بيا كه واعظ زاهد اگر چه موعظه كردم
    مزور است و از اين ره ببرد رونق مذهب
    براي چند نگاهي گرم رخت بنمايي
    زمهر روي تو سوزد حسود مسجد و مكتب
    گر آن متاع لبت بر بهاي خون بفروشي
    شوند مشتري آن فرشتگان مقرب
    به يك نگاه دلم شد اسير طره ي زلفت
    چگونه دل برهانم ز دام زلف مرتب
    چه كرد نرگس مستت به حال عاشق بيدل
    كه گشت شهره ي شهر و به بي قرار ملقب
    چو خواستم بنويسم زحال اين دل محزون
    سرشك چشم عجين شد به خون و گشت مركب
    ثبهروز مرادي آراني

  • *****
    فلسفه فرج




  • ث علي اكبر رشاد ـ استاد دانشگاه و رئيس پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامي
    بخش دوم و پاياني
    اصول جهان بيني
    چنان كه گفته شد : « خدامداري جهان و « احسن انگاري » نظام موجود نگرش كلي به ماهيت و ساختار حيات و هستي است و اين اجمال در قالب ده اصل تفصيل و تبيين مي شود. اينك آنها را برمي شمريم :
    1 ـ هدف مندي آفريدگار و هدف داري آفريدگان
    برخي هستي را « مكانيكال » 18 و خودگردان انگاشته اگر هم به « خالق بودن » خدا معتقد بوده اند با انكار « ربوبيت » آفريدگار را ساعت ساز بازنشسته پنداشته اند اما مطالعه « نظم و قانون مندي فعال » جاري بر آفرينش و توجه به « حكمت بالغه » و « فياض بودن حضرت احديت » پندار فوق را نفي و نقض مي كند.
    در آيات 190 ـ 191 سوره آل عمران آمده است :
    مسلما در آفرينش آسمان ها و زمين و آمد و رفت شب و براي خردمندان است . همانا خدا را]روشني [روز نشانه هاي در حال ايستاده و نشسته و آن گاه كه بر پهلو خوابيده اند ياد و[مي كنند و در اسرار آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشند بارالها! اينها را بيهوده نيافريده اي منزهي تو. ما را]مي گويند : از عذاب آتش نگاه دار.
    در آيه 73 سوره انعام مي خوانيم :
    اوست كه آسمان ها و زمين را به حق آفريد... .
    هم چنين در آيه 27 سوره ص آمده است :
    ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آنهاست بيهوده نيافريديم ... .
    در آيه 56 سوره الذاريات نيز فرموده است :
    من جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند او .]از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند
    خداوند منان همه موجودات را به سوي اهداف خود و كمال مطلوب شان هدايت مي فرمايد. آفريده ها به حسب قابليت و استعداد خود مشمول مرتبه و نوع يا مراتب و انواعي از هدايت هاي الهي مي شوند. هدايت هاي الهي از يك نظر دو قسم است : « تكويني » و « فراتكويني » .
    هدايت تكويني سه بخش است : طبيعي غريزي و فطري . خداوند متعال در آيه پنجاه سوره طه به هدايت تكويني آفريده ها اشاره فرموده است :
    گفت : پروردگار ما كسي است كه هر چيزي را خلقتي كه درخور اوست داده سپس آن را هدايت فرموده است .
    هدايت فراتكويني نيز دو نوع است : « و حياني » و « اشراقي » .
    همچنين همه موجودات ـ حتي جمادات ـ مشمول « هدايت طبيعي » اند اما هدايت هاي غريزي معطوف به انسان و حيوان است چنان كه در آيه 68 سوره نحل آمده است :
    ]و الهام غريزي [و پروردگار تو به زنبور عسل « وحي » ]مردم [نموده كه از كوه ها و درختان و داربست هايي كه مي سازند خانه هايي برگزين .
    هدايت فطري مخصوص انسان است كه در جاي جاي قرآن از جمله آيه هاي هفت و هشت سوره شمس و آيه ده سوره بلد به آن اشاره شده است .
    هدايت اشراقي الهام هاي خاص الهي است و شامل كساني مي شود كه با نفس خويش به جهاد پرداخته اخلاص و تقوا تحصيل كنند چنان كه در آيه 96 سوره اعراف مي خوانيم :
    و اگر اهل شهرها و آبادي ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي كردند بركات آسمان و زمين را بر آنها مي گشوديم .
    در سوره انفال آيه 29 نيز مي فرمايد :
    خدا]مخالفت فرمان [اي كساني كه ايمان آورده ايد! اگر از بپرهيزيد براي شما وسيله اي جهت جدا ساختن حق از باطل روشن بيني خاصي كه در پرتو آن حق را از باطل [قرار مي دهد و گناهانتان را مي پوشاند و شما را مي آمرزد]خواهيد شناخت و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است 19.
    2 ـ نظم و قانون مندي
    چنان كه اشاره شد دو نظام متقاطع بر حيات و هستي جاري است و اين ممكن نيست جز آن كه قدر و قانون دقيق و نظم و نسق مشخصي بر جهان حكم فرما باشد.قرآن كريم مي فرمايد :
    خداوندي كه حكومت آسمان ها و زمين از آن اوست و فرزندي براي خود انتخاب نكرده و براي او شريكي در فرمان روايي نبوده است و همه چيز را آفريده و بدان گونه كه در خور آن بوده اندازه گيري كرده است 20.
    در آيات 33 ـ 44 سوره ياسين مثال هاي متعددي از نظم و قانون حاكم بر جهان ذكر شده است از جمله به چگونگي زنده كردن زمين رويش و باردهي گياهان خوراكي پيدايش باغ ها و چشمه سارها زوج بودن روييدني ها و انسان و نظم شب و روز و گردش قانون مند ماه و خورشيد تاكيد شده است . همچنين در آيات ديگري نيز به طور تلويح و تصريح از حكومت نظم و قانون برهستي سخن به ميان آمده است .
    3 ـ وحدت و اندام وارگي
    بر جهان موجود وحدت ارگانيك ـ و نه مكانيك ـ حاكم است . جهان چونان موجود زنده از همساني و تناسب شگفت انگيزي برخوردار است .
    خداوند متعال در سوره مومنون همراه نوعي استدلال فلسفي مي فرمايد :
    خدا هرگز فرزندي براي خود انتخاب نكرده و معبود ديگري با او نيست كه اگر چنين مي شد هريك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مي كردند و برخي بر بعضي و جهان هستي به تباهي كشيده [ديگر برتري مي جستند منزه است خدا از آنچه آنان توصيف مي كنند21. ]مي شد
    در اين صورت بر اثر تزاحم اراده و مشيت دوگانه نزاع روي مي داد. خداوند متعال در سوره ملك چنين متذكر مي شود :
    همان كسي كه هفت آسمان را بر فراز يك ديگر آفريد. در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضاد و عيبي نمي بيني . بار ديگر به عالم [نگاه كن آيا هيچ شكاف و خللي مي بيني بار ديگر در جست وجوي خلل و[ نگاه كن . سرانجام چشمانت ]هستي به سوي تو بازمي گردد در حالي كه خسته ]نقصان ناكام مانده و ناتوان است 22.
    4 ـ آينه ساني و آيه وارگي موجودات
    همه عالم . فعل و معلول خدا است همه موجودات آيه و سايه خداوندند در قبال « هستي حقيقي » او همه « هيچ » اند و به هر چه بنگري خدا را در آن مي بيني زيرا همه چيز با وجود خود به « وجود » خدا دلالت مي كنند. سراسر قرآن كه « كتاب تشريعي » است از آيه و نشانه بودن هستي سخن مي گويد چنان كه سراسر هستي كه « كتاب تكوين » الهي است حكايت از خدا دارد. آياتي از قرآن به تصريح يا تلويح به اين اصل اشاره دارند23.
    5 ـ دوساحتي بودن جهان
    جهان به ساحت « غيب » و « شهود » تقسيم مي شود. ساحت غيبي هستي مرتبه عالي جهان و رويه اصيل آفرينش محسوب مي شود. صدها آيه قرآني بر اين حقيقت مهم دلالت مي كند24.
    6 ـ شعورمندي پديده ها
    قرآن همه پديده ها حتي جمادات را داراي شعور (نه جاندار) مي داند هر چند ما نتوانيم شعورمندي موجودات را درك كنيم . آياتي از قرآن اين اصل را تاييد مي كند25.
    7 ـ كرنش و پرستندگي جهان
    جهان يك سره تسليم ذات الهي و در حال خضوع و كرنش در برابر او است . همه موجودات (جماد نبات حيوان و ملك ) همواره و تا ابد در حال ستايش و پرستش اويند و هيچ پديده اي جز انسان قدرت و اختيارنافرماني ندارد. آياتي از قرآن به اين حقيقت اشاره مي كند26.
    8 ـ نيك بودن سرشت و آفرينش انسان
    اسلام انسان را موجودي دوساحتي : « نيك سرشت » و « خوش آفرينش » و آفريده اي « ارجمند » و ممتاز از ساير پديده ها عاقل مختار هماره و بي وقفه در سير و حركت و « تحت هدايت و نظارت » آفريدگار و پروردگار صلاح انديش و خيرخواه و كمال پرست و تكامل پذير انگاشته آفرينش او را « هدف دار » و حيات او را « خوش فرجام » مي داند. همچنين به سبب « خلود نفس » دنيا و آخرت را چونان دو دوره به هم پيوسته حيات او كه ادامه طبيعي و قهري يك ديگرند محسوب مي دارد.
    قرآن اصلي ترين و معتبرترين سند ديانت اسلامي است . از جمله موضوعاتي كه اين كتاب كريم اهتمام ويژه بدان دارد « انسان شناسي » است . نظري گذرا به اين كتاب ارجمند ثابت مي كند كه دست كم حدود يك چهارم آيات آن به انسان شناسي اختصاص يافته و بخش عمده اي از آن درباره تبيين ماهيت توصيف صفات و تحليل حالات ناشي از ذات دو پايه اي او همچنين ساز و كار و چگونگي تنظيم مناسبت اين صفات و حالات و استخدام آنها در جهت تكامل بشر بحث مي كند.
    از منظر قرآن آدمي در بدو پيدايش خود نه بي ذات و لااقتضا است و نه به ناچار تك گرايش و يك سويه رو. احكام قطعي كه قرآن درباره انسان صادر مي كند دليل ذات مندي و هويت داري اوست . همچنين آياتي كه از انحراف و مسخ هويت برخي آدميان بحث مي كند بر اين مدعا دلالت دارند27.
    اين آيات آشكارا از ذات و ماهيت فطري و مخلوق او سخن مي گويد و از او به عنوان موجودي كه خدا به مثابه « خليفه » خود گماشته 28 از « روح خويش » در او دميده 29 به « احسن تقويم » اش آفريده 30 « همه اسما » را بدو آموخته 31 بر همه آفريده هايش « برتر » ي بخشيده 32 حتي « مسجود » فرشتگانش قرار داده 33 و شايسته پرواز تا مرز « خدايي » اش دانسته 34 نام مي برد .
    9 ـ تداوم حيات و هستي و ارتباط ميان دنيا و آخرت
    اين جهان بخشي از حيات است و آخرت فصلي ديگر. اين دو مراحل جدايي ناپذير حيات انسان و ساير پديده هاست سراسر قرآن آكنده از شواهد اين اصل اسلامي است .
    10 ـ فراگشتي انسان و جهان
    آفريننده جهان جانبدار عدل حق خيرو كمال است و اراده اش بر فراگشتي هستي تعلق گرفته است . جهان و انسان روبه تكامل است عاقيت انسان و فرجام جهان به غلبه حق و تحقق عدل منتهي خواهد شد. آيات فراواني براين مدعا تاكيد كرده از آينده خوش جهان و نهايت سعادت انسان خبر مي دهند35.
    در پايان يادآور مي شود اصول ده گانه و شواهد قرآني ـ كه بدان ها اشاره شدـ نيازمند بسط و شرحي درخور است و متفكران اسلامي درباره اين اصول بحث هاي دقيق و نكته هاي عميقي ارائه كرده اند.
    پاورقي :
    Mechanical 18 ـ
    19 ـ انفال (8 ) آيه 29
    20 ـ فرقان (25 ) آيه 2
    21 ـ مومنون (23 ) آيه 91
    22 ـ ملك (67 ) آيات 3 ـ 4
    23 ـ فصلت (41 ) آيه 53 بقره (2 ) آيات 11 و 146 عنكبوت (29 ) آيه 44 روم (30 ) آيه 21
    24 ـ از جمله : بقره (2 ) آيه 21 انعام (6 ) آيه 73 حشر(59 ) آيه 23 هود(11 ) آيه 123 نحل (16 ) آيه 77
    25 ـ از جمله : نور (24 ) آيه 41 فصلت (41 ) آيه 21 زلزال (99 ) آيات 2 و 5
    26 ـ نحل (16 ) آيات 49 و 50 فصلت (41 ) آيه 11 رعد (13 ) آيات 13 و 15 حج (22 ) آيه 18 اسرا(17 ) آيه 44 حشر(59 ) آيه 24 تغابن (64 ) آيه 1 شوري (42 ) آيه 5 ص (38 ) آيه 18 حديد(57 ) آيه .1
    27 ـ مانند : روم (30 ) آيه 30 اسرا (17 ) آيه 51
    28 ـ بقره (2 ) آيه 30
    29 ـ حجر (15 ) آيه 29 سجده (32 ) آيه 9 ص (38 ) آيه 72
    30 ـ تين (95 ) آيه 4
    31 ـ بقره (2 ) آيه 31
    32 ـ اسرا (17 ) آيه 70
    33 ـ بقره (2 ) آيه 34 اعراف (7 ) آيه 11 اسرا (17 ) آيه 61 كهف (18 ) آيه 50 طه (20 ) آيه 116 حجر (15 ) آيات 29 و 31 ص (38 ) آيه 72
    34 ـ نجم (53 ) آيه 9
    35 ـ ر . ك صافات (37 ) آيه 173 انبيا (21 ) آيه 105
    جهان به ساحت « غيب » و « شهود » تقسيم مي شود. ساحت غيبي هستي مرتبه عالي جهان و رويه اصيل آفرينش محسوب مي شود. صدها آيه قرآني بر اين حقيقت مهم دلالت مي كند

  • *****
    پله پله تا ظهور


  • در زمان ظهور حضرت مهدي (ع ) اختلاف اديان پذيرفته است يا پذيرفته نيست
    اختلاف اديان و مذاهب هم اكنون وجود دارد و معتقدان هر دين و مذهبي عاملان واقعي نيز ممكن است كه باشند ولي آيا در زمان حضرت عاملان واقعي در هر ديني پذيرفته شدگان در درگاه حضرت مهدي (ع ) مي باشند يا نمي باشند مسئله اي است كه قابل توجه مي باشد و اين مسئله با يك حديث معلوم مي گردد كه حضرت صادق (ع ) مي فرمايد :
    « فوالله ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف ويكون الدين كله واحداكما قال جل ذكره : ان الدين عندالله الاسلام » 1.
    « به خدا سوگند او (قائم ع ) اختلاف اديان و مذاهب را از بين مي برد و فقط يك دين در سراسر گيتي حكومت مي كند.
    چنانكه خداي تبارك و تعالي فرموده است : به راستي دين در نزد خدا همان اسلام است و بس » .
    بنابراين اختلاف اديان در زمان حضرت وجود ندارد و فقط دين اسلام حاكم مي باشد و فقط آنهايي كه با اين دين عمل شايسته انجام دهند از آنها پذيرفته مي شود و همه اديان در چتر اسلام قرار مي گيرند و اديان غيراسلام موضوعيت نخواهند داشت .
    1 ـ بشاره الاسلام : ص 265
    در چه روزي از ايام هفته ظهور صورت مي گيرد
    حضرت مهدي « عجل الله تعالي فرجه الشريف » يك ظهور دارند و يك قيام كه هر كدام در يك روز جداگانه صورت مي پذيرد اما ظهور حضرت طبق روايتي از امام صادق (ع ) كه فرمود :
    « يخرج قائمنا اهل البيت يوم الجمعه » 1
    يعني : قائم ما خاندان پيامبر روز جمعه ظهور مي كند.
    در روز جمعه حضرت ظهور مي فرمايند.
    1 ـ بحارالانوار : ج 7 ص 59 و ج 52 ص 279