دل ويرانه
اي ماه تويي دلبر فرزانه ي من
خورشيد صفت بتاب بر خانه ي من
گر بر حرم دلم دمي پاي نهي
آباد كني اين دل ويرانه ي من
تولاله و من بلبل مستانه ي تو
بشنو تو نواي شوق مستانه ي من
اي ساقي ميخانه عشق و اميد
پر كن ز مي نشاط پيمانه ي من
من از دل و جان عاشق و ديوانه ي تو
تو درد و جهان مونس و جانانه ي من
ث بهروز مرادي آراني
ناله هاي شبانه
بيا حبيب كه روزم هميشه طي شده در تب
چه ناله ها كه زهجرت كنم سراسر هر شب
بيا كه ياد تو كردم زخورد و خواب فرامش
چقدر ناله زنم از فراق روي تو كوكب
بيا كه واعظ زاهد اگر چه موعظه كردم
مزور است و از اين ره ببرد رونق مذهب
براي چند نگاهي گرم رخت بنمايي
زمهر روي تو سوزد حسود مسجد و مكتب
گر آن متاع لبت بر بهاي خون بفروشي
شوند مشتري آن فرشتگان مقرب
به يك نگاه دلم شد اسير طره ي زلفت
چگونه دل برهانم ز دام زلف مرتب
چه كرد نرگس مستت به حال عاشق بيدل
كه گشت شهره ي شهر و به بي قرار ملقب
چو خواستم بنويسم زحال اين دل محزون
سرشك چشم عجين شد به خون و گشت مركب
ثبهروز مرادي آراني

*****
فلسفه فرج
|

ث علي اكبر رشاد ـ استاد دانشگاه و رئيس
پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامي
بخش دوم و پاياني
اصول جهان بيني
چنان كه گفته شد : « خدامداري
جهان و « احسن انگاري »
نظام موجود
نگرش كلي به ماهيت و ساختار حيات و هستي
است و اين اجمال در قالب ده اصل
تفصيل و تبيين مي شود.
اينك آنها را برمي شمريم :
1 ـ هدف مندي آفريدگار و هدف داري آفريدگان
برخي
هستي را « مكانيكال » 18 و خودگردان انگاشته
اگر
هم به « خالق بودن » خدا معتقد بوده اند
با انكار « ربوبيت »
آفريدگار را ساعت ساز بازنشسته پنداشته اند
اما مطالعه « نظم
و قانون مندي فعال » جاري بر آفرينش و توجه به « حكمت
بالغه » و « فياض بودن حضرت احديت »
پندار فوق را نفي و
نقض مي كند.
در آيات 190 ـ 191 سوره آل عمران آمده است :
مسلما در آفرينش آسمان ها و زمين و آمد و رفت شب و
براي خردمندان است . همانا خدا را]روشني [روز
نشانه هاي
در حال ايستاده و نشسته و آن گاه كه بر پهلو خوابيده اند
ياد
و[مي كنند و در اسرار آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشند
بارالها! اينها را بيهوده نيافريده اي
منزهي تو. ما را]مي گويند :
از عذاب آتش
نگاه دار.
در آيه 73 سوره انعام مي خوانيم :
اوست كه آسمان ها و زمين را به حق آفريد... .
هم چنين در آيه 27 سوره ص آمده است :
ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آنهاست
بيهوده
نيافريديم ... .
در آيه 56 سوره الذاريات نيز فرموده است :
من جن و انس را نيافريدم
جز براي اين كه عبادتم كنند او
.]از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند
خداوند منان
همه موجودات را به سوي اهداف خود و
كمال مطلوب شان هدايت مي فرمايد. آفريده ها به حسب قابليت
و استعداد خود
مشمول مرتبه و نوع يا مراتب و انواعي از
هدايت هاي الهي مي شوند. هدايت هاي الهي
از يك نظر دو
قسم است : « تكويني » و « فراتكويني » .
هدايت تكويني سه بخش است : طبيعي
غريزي و فطري .
خداوند متعال در آيه پنجاه سوره طه
به هدايت تكويني
آفريده ها
اشاره فرموده است :
گفت : پروردگار ما كسي است كه هر چيزي را خلقتي كه
درخور اوست داده
سپس آن را هدايت فرموده
است .
هدايت فراتكويني نيز دو نوع است : « و حياني » و
« اشراقي » .
همچنين همه موجودات ـ حتي جمادات ـ مشمول
« هدايت طبيعي » اند
اما هدايت هاي غريزي معطوف به انسان و
حيوان است
چنان كه در آيه 68 سوره نحل آمده است :
]و الهام غريزي [و پروردگار تو به زنبور عسل « وحي »
]مردم [نموده كه از كوه ها و درختان و داربست هايي كه
مي سازند
خانه هايي برگزين .
هدايت فطري
مخصوص انسان است كه در جاي جاي
قرآن
از جمله آيه هاي هفت و هشت سوره شمس و آيه ده
سوره بلد
به آن اشاره شده است .
هدايت اشراقي
الهام هاي خاص الهي است و شامل
كساني مي شود كه با نفس خويش به جهاد پرداخته
اخلاص و
تقوا تحصيل كنند
چنان كه در آيه 96 سوره اعراف مي خوانيم :
و اگر اهل شهرها و آبادي ها
ايمان مي آوردند و تقوا پيشه
مي كردند
بركات آسمان و زمين را بر آنها مي گشوديم .
در سوره انفال آيه 29 نيز مي فرمايد :
خدا]مخالفت فرمان [اي كساني كه ايمان آورده ايد! اگر از
بپرهيزيد
براي شما وسيله اي جهت جدا ساختن حق از باطل
روشن بيني خاصي كه در پرتو آن
حق را از باطل [قرار مي دهد
و گناهانتان را مي پوشاند و شما را مي آمرزد]خواهيد شناخت
و خداوند
صاحب فضل و بخشش عظيم است 19.
2 ـ نظم و قانون مندي
چنان كه اشاره شد
دو نظام متقاطع
بر حيات و هستي
جاري است و اين ممكن نيست
جز آن كه قدر و قانون دقيق و
نظم و نسق مشخصي بر جهان حكم فرما باشد.قرآن كريم
مي فرمايد :
خداوندي كه حكومت آسمان ها و زمين از آن اوست و
فرزندي براي خود انتخاب نكرده و براي او شريكي در
فرمان روايي نبوده است و همه چيز را آفريده و بدان گونه كه در
خور آن بوده اندازه گيري كرده است 20.
در آيات 33 ـ 44 سوره ياسين
مثال هاي متعددي از نظم و
قانون حاكم بر جهان
ذكر شده است
از جمله به چگونگي
زنده كردن زمين
رويش و باردهي گياهان خوراكي
پيدايش
باغ ها و چشمه سارها
زوج بودن روييدني ها و انسان و نظم
شب و روز و گردش قانون مند ماه و خورشيد
تاكيد شده
است . همچنين در آيات ديگري نيز به طور تلويح و تصريح از
حكومت نظم و قانون برهستي
سخن به ميان آمده است .
3 ـ وحدت و اندام وارگي
بر جهان موجود وحدت ارگانيك ـ و نه مكانيك ـ حاكم
است . جهان چونان موجود زنده
از همساني و تناسب
شگفت انگيزي برخوردار است .
خداوند متعال در سوره مومنون
همراه نوعي استدلال
فلسفي مي فرمايد :
خدا هرگز فرزندي براي خود انتخاب نكرده و معبود
ديگري با او نيست
كه اگر چنين مي شد
هريك از خدايان
مخلوقات خود را تدبير و اداره مي كردند و برخي بر بعضي
و جهان هستي به تباهي كشيده [ديگر برتري مي جستند
منزه است خدا از آنچه آنان توصيف مي كنند21. ]مي شد
در اين صورت
بر اثر تزاحم اراده و مشيت دوگانه
نزاع روي
مي داد. خداوند متعال در سوره ملك چنين متذكر مي شود :
همان كسي كه هفت آسمان را بر فراز يك ديگر آفريد. در
آفرينش خداوند رحمان هيچ تضاد و عيبي نمي بيني . بار ديگر
به عالم [نگاه كن
آيا هيچ شكاف و خللي مي بيني بار ديگر
در جست وجوي خلل و[ نگاه كن . سرانجام چشمانت ]هستي
به سوي تو بازمي گردد
در حالي كه خسته ]نقصان ناكام مانده
و ناتوان است 22.
4 ـ آينه ساني و آيه وارگي موجودات
همه عالم . فعل و معلول خدا است
همه موجودات
آيه و
سايه خداوندند
در قبال « هستي حقيقي » او
همه « هيچ » اند و
به هر چه بنگري
خدا را در آن مي بيني
زيرا همه چيز با وجود
خود
به « وجود » خدا دلالت مي كنند. سراسر قرآن
كه « كتاب
تشريعي » است
از آيه و نشانه بودن هستي سخن مي گويد
چنان كه سراسر هستي
كه « كتاب تكوين » الهي است
حكايت
از خدا دارد. آياتي از قرآن به تصريح يا تلويح
به اين اصل
اشاره دارند23.
5 ـ دوساحتي بودن جهان
جهان به ساحت « غيب » و « شهود » تقسيم مي شود.
ساحت غيبي هستي
مرتبه عالي جهان و رويه اصيل آفرينش
محسوب مي شود. صدها آيه قرآني
بر اين حقيقت مهم دلالت
مي كند24.
6 ـ شعورمندي پديده ها
قرآن همه پديده ها
حتي جمادات را داراي شعور (نه
جاندار) مي داند
هر چند ما نتوانيم شعورمندي موجودات را
درك كنيم . آياتي از قرآن اين اصل را تاييد مي كند25.
7 ـ كرنش و پرستندگي جهان
جهان
يك سره تسليم ذات الهي و در حال خضوع و
كرنش در برابر او است . همه موجودات (جماد
نبات
حيوان و
ملك ) همواره و تا ابد در حال ستايش و پرستش اويند و هيچ
پديده اي جز انسان
قدرت و اختيارنافرماني ندارد. آياتي از
قرآن
به اين حقيقت اشاره مي كند26.
8 ـ نيك بودن سرشت و آفرينش انسان
اسلام
انسان را موجودي دوساحتي : « نيك سرشت » و
« خوش آفرينش » و آفريده اي « ارجمند » و ممتاز از ساير
پديده ها
عاقل
مختار
هماره و بي وقفه در سير و حركت و
« تحت هدايت و نظارت » آفريدگار و پروردگار
صلاح انديش و
خيرخواه و كمال پرست و تكامل پذير انگاشته
آفرينش او را
« هدف دار » و حيات او را « خوش فرجام » مي داند. همچنين به
سبب « خلود نفس » دنيا و آخرت را چونان دو دوره به هم
پيوسته حيات او
كه ادامه طبيعي و قهري يك ديگرند
محسوب مي دارد.
قرآن اصلي ترين و معتبرترين
سند ديانت اسلامي است .
از جمله موضوعاتي كه اين كتاب كريم
اهتمام ويژه بدان دارد
« انسان شناسي » است . نظري گذرا به اين كتاب ارجمند
ثابت
مي كند كه دست كم حدود يك چهارم آيات آن به انسان شناسي
اختصاص يافته و بخش عمده اي از آن
درباره تبيين ماهيت
توصيف صفات و تحليل حالات ناشي از ذات دو پايه اي او
همچنين ساز و كار و چگونگي تنظيم مناسبت اين صفات و
حالات و استخدام آنها در جهت تكامل بشر بحث مي كند.
از منظر قرآن
آدمي در بدو پيدايش خود
نه بي ذات و
لااقتضا است و نه به ناچار تك گرايش و يك سويه رو. احكام
قطعي كه قرآن درباره انسان صادر مي كند
دليل ذات مندي و
هويت داري اوست . همچنين آياتي كه از انحراف و مسخ هويت
برخي آدميان بحث مي كند
بر اين مدعا دلالت دارند27.
اين آيات آشكارا از ذات و ماهيت فطري و مخلوق او
سخن مي گويد و از او به عنوان موجودي كه خدا به مثابه
« خليفه » خود گماشته 28 از « روح خويش » در او دميده 29
به
« احسن تقويم » اش آفريده 30
« همه اسما » را بدو آموخته 31
بر همه آفريده هايش « برتر » ي بخشيده 32
حتي « مسجود »
فرشتگانش قرار داده 33
و شايسته پرواز تا مرز « خدايي » اش
دانسته 34
نام مي برد .
9 ـ تداوم حيات و هستي و ارتباط ميان دنيا و آخرت
اين جهان
بخشي از حيات است و آخرت
فصلي ديگر.
اين دو
مراحل جدايي ناپذير حيات انسان و ساير
پديده هاست
سراسر قرآن آكنده از شواهد اين اصل اسلامي
است .
10 ـ فراگشتي انسان و جهان
آفريننده جهان
جانبدار عدل
حق
خيرو كمال است و
اراده اش بر فراگشتي هستي تعلق گرفته است . جهان و انسان
روبه تكامل است
عاقيت انسان و فرجام جهان به غلبه حق و
تحقق عدل منتهي خواهد شد. آيات فراواني براين مدعا تاكيد
كرده
از آينده خوش جهان و نهايت سعادت انسان خبر
مي دهند35.
در پايان
يادآور مي شود اصول ده گانه و شواهد قرآني ـ كه
بدان ها اشاره شدـ نيازمند بسط و شرحي درخور است و
متفكران اسلامي درباره اين اصول
بحث هاي دقيق و نكته هاي
عميقي ارائه كرده اند.
پاورقي :
Mechanical 18 ـ
19 ـ انفال (8 ) آيه 29
20 ـ فرقان (25 ) آيه 2
21 ـ مومنون (23 ) آيه 91
22 ـ ملك (67 ) آيات 3 ـ 4
23 ـ فصلت (41 ) آيه 53
بقره (2 ) آيات 11 و 146
عنكبوت
(29 ) آيه 44
روم (30 ) آيه 21
24 ـ از جمله : بقره (2 ) آيه 21
انعام (6 ) آيه 73
حشر(59 )
آيه 23
هود(11 ) آيه 123
نحل (16 ) آيه 77
25 ـ از جمله : نور (24 ) آيه 41
فصلت (41 ) آيه 21
زلزال (99 ) آيات 2 و 5
26 ـ نحل (16 ) آيات 49 و 50
فصلت (41 ) آيه 11
رعد
(13 ) آيات 13 و 15
حج (22 ) آيه 18
اسرا(17 ) آيه 44
حشر(59 ) آيه 24
تغابن (64 ) آيه 1
شوري (42 ) آيه 5
ص
(38 ) آيه 18
حديد(57 ) آيه .1
27 ـ مانند : روم (30 ) آيه 30
اسرا (17 ) آيه 51
28 ـ بقره (2 ) آيه 30
29 ـ حجر (15 ) آيه 29
سجده (32 ) آيه 9
ص (38 ) آيه
72
30 ـ تين (95 ) آيه 4
31 ـ بقره (2 ) آيه 31
32 ـ اسرا (17 ) آيه 70
33 ـ بقره (2 ) آيه 34
اعراف (7 ) آيه 11
اسرا (17 ) آيه 61
كهف (18 ) آيه 50
طه (20 ) آيه 116
حجر (15 ) آيات 29
و 31
ص (38 ) آيه 72
34 ـ نجم (53 ) آيه 9
35 ـ ر . ك صافات (37 ) آيه 173
انبيا (21 ) آيه 105
جهان به ساحت « غيب » و « شهود » تقسيم
مي شود. ساحت غيبي هستي
مرتبه عالي جهان و
رويه اصيل آفرينش محسوب مي شود. صدها آيه
قرآني
بر اين حقيقت مهم دلالت مي كند

*****
پله پله تا ظهور
|
در زمان ظهور حضرت مهدي (ع ) اختلاف اديان پذيرفته است يا پذيرفته
نيست
اختلاف اديان و مذاهب هم اكنون وجود دارد و معتقدان هر دين و
مذهبي عاملان واقعي نيز ممكن است كه باشند ولي آيا در زمان حضرت
عاملان واقعي در هر ديني پذيرفته شدگان در درگاه حضرت مهدي (ع )
مي باشند يا نمي باشند مسئله اي است كه قابل توجه مي باشد و اين مسئله با
يك حديث معلوم مي گردد كه حضرت صادق (ع ) مي فرمايد :
« فوالله ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف ويكون الدين كله واحداكما قال
جل ذكره : ان الدين عندالله الاسلام » 1.
« به خدا سوگند او (قائم ع ) اختلاف اديان و مذاهب را از بين مي برد و
فقط يك دين در سراسر گيتي حكومت مي كند.
چنانكه خداي تبارك و تعالي فرموده است : به راستي دين در نزد خدا
همان اسلام است و بس » .
بنابراين اختلاف اديان در زمان حضرت وجود ندارد و فقط دين اسلام
حاكم مي باشد و فقط آنهايي كه با اين دين عمل شايسته انجام دهند از آنها
پذيرفته مي شود و همه اديان در چتر اسلام قرار مي گيرند و اديان غيراسلام
موضوعيت نخواهند داشت .
1 ـ بشاره الاسلام : ص 265
در چه روزي از ايام هفته ظهور صورت مي گيرد
حضرت مهدي « عجل الله تعالي فرجه الشريف » يك ظهور دارند و يك
قيام كه هر كدام در يك روز جداگانه صورت مي پذيرد اما ظهور حضرت
طبق روايتي از امام صادق (ع ) كه فرمود :
« يخرج قائمنا اهل البيت يوم الجمعه » 1
يعني : قائم ما خاندان پيامبر
روز جمعه ظهور مي كند.
در روز جمعه حضرت ظهور مي فرمايند.
1 ـ بحارالانوار : ج 7 ص 59 و ج 52 ص 279

| | |