روزنامه جمهوري اسلامي 22/12/1385 صفحه سرمقاله
*****
اهداف آمريكا از اجلاس بغداد


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    اجلاس امنيتي بغداد روز شنبه با حضور هيئت هائي از كشورهاي همسايه عراق 5 عضو دائم شوراي امنيت مصر بحرين سازمان كنفرانس اسلامي و اتحاديه عرب در بغداد تشكيل و همانطور كه انتظار مي رفت به فرصتي تبليغاتي براي اشغالگران تبديل شد كه يكبار ديگر بر ناكاميها و شكست خود سرپوش بگذارند و مسئوليت آنرا به دوش ديگران بيندازند.
    با مروري بر تحولات و مسائل حاشيه اي اجلاس بغداد بهتر مي توان دريافت كه اشغالگران چه اهدافي را از اين اجلاس انتظار داشتند و به كداميك از آنها رسيدند. اگرچه در ظاهر امر دولت نوري المالكي نخست وزير عراق دعوت كننده و مجري اجلاس بود لكن اشغالگران عراق سعي كردند از اين فرصت سواستفاده نمايند و « شركاي جرم » جديدي را براي خود بيابند و چنين وانمود سازند كه اگر از اين پس بحران عراق ادامه يابد و امنيت مورد انتظار در اين كشور برقرار نشود آنرا بايستي به حساب ناكامي اجلاس امنيتي بغداد بگذاريم كه اعضاي آن نتوانستند نقش موثري را در مهار نمودن بحران ايفا كنند! با اينهمه بطور همزمان دولت بوش سعي دارد از اين فرصت براي فرو نشاندن آتش خشم رقباي سياسي خود استفاده كند و چنين وانمود سازد كه به پيشنهاد آنها براي مذاكره با ايران و سوريه عمل كرده است . بوش در طول ماههاي اخير در معرض فشارهاي روزافزون كنگره و رقباي سياسي خود قرار داشت و حتي اعتراضات مقامات سياسي ـ نظامي سابق اين كشور تقريبا به يك پديده روزمره تبديل شده بود.
    بوش با اعزام نمايندگاني به اجلاس بغداد مي خواهد نشان دهد كه نسبت به مذاكره بي اعتنا نيست ولي دقيقا مسيري را برگزيده كه وانمود كند يك طرف خواستار حل و فصل مسائل نيست .
    واشنگتن با اتخاذ مواضع خصمانه و توسل به تبليغات منفي عليه ايران مشخصا سعي دارد پيشاپيش براي مسدود كردن راههاي احتمالي تفاهم دو كشور درخصوص مسائل عراق وارد عمل شود. روشن است كه اين موضع هيچگونه شانس موفقيتي نخواهد داشت . نظاميان آمريكائي هنوز ديپلماتهاي اسير ايراني در عراق را آزاد نكرده اند. بعلاوه در طول برگزاري كنفرانس بغداد و حتي پس از آن رفتار مقامات آمريكائي نوعي طلبكاري و تلاش براي متهم كردن طرف مقابل را در ذهن ها تداعي مي كند.
    زلماي خليل زاد در سخنان خود در اجلاس بغداد حتي در گفتگوي كوتاه با طرف ايراني و سپس در مصاحبه با خبرنگاران سعي كرد ايران را به دخالت در امور داخلي عراق و حمايت از تروريست ها و شورشيان متهم سازد. تقريبا بلافاصله بوش كوچك رئيس جمهور آمريكا مدعي شد كه گويا « عناصر تندرو شيعه در عراق با حمايت ايران جوخه هاي مرگ تشكيل داده اند و كشتار نظاميان آمريكائي را دنبال مي كنند » . ولي درست در همين حال ده ها شيعه كه از مراسم اربعين حسيني از كربلا برگشته بودند در اثر يك حمله تروريستي به شهادت رسيدند واقعه اي كه بي اساس بودن تبليغات بوش را به اثبات رساند.
    اين قبيل كارهاي تبليغاتي بوش كوچك و باقيمانده تيم نومحافظه كاران در اطراف بوش با هدف ايجاد يك « حاشيه امن » در اطراف سياستها و تصميمات جنون آميز كاخ سفيد درخصوص بحران عراق انجام مي گيرد و دقيقا با هدف ايجاد فضاي سياسي ـ تبليغاتي دلخواه جنگ افروزان در كاخ سفيد پنتاگون و وزارت خارجه آمريكا دنبال مي شود تا بلكه آنها بتوانند در آن واحد چند هدف مختلف را با اين تهاجم تبليغاتي خود تامين كنند.
    عقيم ساختن فشار روزافزون دموكراتها و گروه عظيم منتقدين سياستهاي ناكام نومحافظه كاران در آمريكا و بويژه منفعل ساختن كنگره آمريكا در اين فرايند بمنظور اعزام 21 500 نظامي ديگر به عراق . بوش در اين زمينه در سخنان اخير خود مدعي شد كه تنها با اعزام نظاميان بيشتر به عراق است كه مي توان اهداف سياست هاي آمريكا در عراق را تامين كرد حال آنكه منتقدين وي قويا اصرار مي ورزند كه توسل به قدرت نظامي در عراق مطلقا شكست خورده است . اين جمع بندي در روزهاي اخير حتي به مقامات اطراف بوش هم سرايت كرده و از جمله آنكه مشاورين ارشد ژنرال « ديويد پتريوس » فرمانده جديد ارتش آمريكا در عراق به اين نتيجه رسيده اند كه آمريكا فقط كمتر از يكسال فرصت دارد تا در عراق كاري از پيش ببرد چرا كه در غير اينصورت بايد در انتظار شكستي همانند ويتنام باشد.
    منتقدين بوش مي گويند از اين فرصت بايستي براي خروج از عراق استفاده كرد ولي جناح نومحافظه كاران به رهبري « ديك چني » معتقدند بايستي با افزايش تعداد نظاميان به قدرت نمائي بيشتر در عراق پرداخت ولي اين سئوال همچنان بدون جواب مانده است كه اگر از 130 هزار نظامي موجود در عراق كاري برنيايد از 21 500 نفر چه كار تازه اي جز كشتار بيشتر و رسوائي بيشتر ساخته است
    تيم دستياران بوش با اين اقدامات خود مايلند چنين وانمود كنند كه به توصيه هاي مطرح شده در گزارش « بيكر ـ هميلتون » هم عمل كرده اند ولي با اين رفتار خصمانه در خلال اجلاس بغداد و پس از آن مسيري را در پيش گيرند از ابتدا « مسدود » است و نتيجه بگيرند كه مذاكره از ابتدا راهكار مناسبي نبوده و نيست .
    رفتار خليل زاد در بغداد و بوش در واشنگتن در اتخاذ مواضع خصمانه عليه ايران نشان مي دهد كه نومحافظه كاران واقعا درصدد حل مشكل نيستند و حتي به مذاكره هم نمي انديشند بلكه فقط مي خواهند وجهه و اعتبار ايران در عراق و منطقه را خدشه دار كنند و دست بالا از ايران يك « شريك جرم » براي خودشان بتراشند!
    اعزام دومين ناو هواپيمابر آمريكا به خليج فارس تكرار ادعاي كمك ايران به شورشيان عراق در طول اجلاس بغداد و همچنين تمديد تحريم اقتصادي ايران براي يكسال ديگر تصادفي بنظر نمي رسد بويژه آنكه اساسا موعد تصميم گيري در مورد تمديد تحريم اقتصادي ايران قاعدتا ماه آينده فرا مي رسد و پيشدستي و شتاب در اعلام آن فقط نوعي جنگ رواني براي اثبات اين نكته است كه گويا واشنگتن در برابر ايران « دست بالا » را دارد!
    حتي اگر چنين تحليلي در ذهن عليل نومحافظه كاران بعنوان يك شاهكار تلقي شود همين اقدامات جنون آميز نشان مي دهد كه آمريكائي ها درصدد حل و فصل مسائل نيستند و فقط به توجيه ضرورت تداوم خصومت و كينه توزي عليه ايران مي انديشند.
    بدين ترتيب تا زماني كه نومحافظه كاران بر مراكز قدرت مسلط و به افكار و انديشه هاي جنون آميزي همچون حمله نظامي و تغيير نظام در ايران سرگرم باشند جائي براي موفقيت هرگونه مذاكره بين دو كشور در هر زمينه اي كه باشد باقي نمي ماند. در واقع نومحافظه كاران و عناصري همچون زلماي خليل زاد درصدد حل مشكل نيستند بلكه ماموريت دارند كه نشان دهند خصومت گذشته عليه ايران راهكار درستي بوده و بايستي تداوم يابد.
    علائم روشني وجود دارد كه نشان مي دهد خصومت آمريكا فقط عليه ايران نيست بلكه واشنگتن سرگرم دشمني با تمامي مسلمانان منطقه است و سعي دارد آنها را عليه يكديگر به دشمني وادارد و رو در روي يكديگر قرار دهد. بوش كوچك در سخنان اخير خود به نكته اي اعتراف كرد كه نبايد از كنار آن به سادگي گذشت . وي با خوشحالي اعلام كرد : « اقدامات القاعده و افراطيون سني كه با هدف تحريك شيعيان به اقدامات تلافي جويانه و برهم خوردن آرامش عراق طراحي شده بود به نتيجه رسيده است » ! خوبست يكبار ديگر اين جملات را مرور كنيم تا مفهوم آنرا بهتر درك نمائيم .
    براي ريشه يابي اين مسئله لازم است فعاليت هاي مشكوك زلماي خليل زاد در مرحله ساماندهي گروههاي تروريستي سني و بعثي در عراق تحت پوشش مذاكره با اين گروهها در جهت افزايش ضريب امنيتي عراق ! را مدنظر قرار دهيم . در واقع بوش كوچك با خرسندي اعلام داشته است كه اقدامات مشترك القاعده و افراطيون سني براي ايجاد يك جنگ مذهبي در عراق به نتيجه رسيده است ! اين نكته بويژه با در نظر گرفتن خاستگاه « القاعده » كه يك گروه دست پرورده توسط سازمان جاسوسي « سيا » بوده بهتر قابل درك است كه آمريكا با وقاحت كامل از همان ابزار فرسوده مجددا در ماجراي عراق هم سواستفاده نموده و عراق را به پناهگاه ترويست ها مبدل كرده است ! دقيقا به همين دليل است كه بنظر مي رسد جمهوري اسلامي ايران بايستي در اهداف و انگيزه هاي خود براي پيوستن به مذاكرات با اشغالگران عراق حتي با هدف كمك به مردم عراق هم تجديدنظر كند. چرا كه در اين فرايند نه براي ايران و نه براي مردم مظلوم عراق سودي متصور نيست .