همه كساني كه كتاب شريف نهج البلاغه را مطالعه كرده باشند. اذعان و
اعتراف دارند كه يكي از موضوعات بسيار محوري و بنيادين و حائز اهميتي
كه در آن به دقت و تعمق نگريسته شده است « وحدت امت اسلامي » است .
نگاه نهج البلاغه به وحدت مسلمانان به اين دليل ژرف و دقيق است كه
اتحاد و همبستگي جبهه توحيد يك ضرورت بزرگ و حياتي مي باشد كه با
موجوديت اسلام و تداوم حيات مبارك آن پيوند و ارتباط مي يابد و تا
وحدت و يكپارچگي در جوامع اسلامي ريشه ندواند و به رشد و بالندگي در
نيايد
سخن از قدرت و مهابت و عظمت اسلام و تمدن اسلامي بيهوده
است .
دشمنان كينه توز اسلام در همه اعصار از وحدت امت اسلامي زخم
خورده اند و ضربه ديده اند و دچار عقب نشيني و شكست و ذلت گرديده اند
و بر همين اساس طبيعي است كه براي گسيختن شيرازه هاي وحدت
مسلمانان جهان
به انواع و اقسام ترفندها و حيله ها و توطئه ها روي آور
شوند و حتي برخي از دشمنان را در لباس دوست در بياورند و به دروغ و
نيرنگ سنگ جانبداري از مذاهب شيعه و سني را به سينه بزنند تا آب را به
هر نحو ممكن گل آلود سازند و به صيد ماهي مقصود بپردازند.
آحاد امت اسلامي ـ اعم از شيعه و سني ـ به نيكي مي دانند كه پادزهر هر
نوع تفرقه و تشتت در ميان امت اسلامي
وحدت و يكپارچكي است و اين
مهم با سپردن گوش جان به نداي الهي قرآن كه همگان را به « برادري ديني » و
« وحدت و اتحاد » فرا مي خواند و از تفرقه و جدايي تشتت نهي مي نمايد
تحقق مي يابد.
آثار آموزه هاي وحدت آفرين قرآن در سراسر نهج البلاغه تسري دارد و
اميرمومنان حضرت علي (ع ) دركلام گهربار خويش همواره به وحدت
فرامي خوانند و از جدايي و تفرقه برحذر مي دارند.
نه تنها در انديشه هاي والاي حضرت علي (ع ) كه در نهج البلاغه و ساير
كتب معتبر شيعي انعكاس دارد
بلكه در سيره و روش عملي اين پيشواي
بزرگ نيز وحدت امت اسلامي جايگاه رفيع و شريفي را به خود اختصاص
مي دهد.
حضرت علي (ع ) به اعتقاد همه علماي بزرگ شيعه و سني
در طول
دوران حكومت خلفاي سه گانه همواره امت اسلامي را به وحدت فرا
مي خواند و به همكاري با زمامداران و ياري رساني به آنان براي صيانت از
اسلام در برابر دشمنان و تدبير امور جامعه و حل و رفع مشكلات مردم
توصيه فراوان مي نمود.
براساس مستندات تاريخي
حضرت علي (ع ) سعي وافر داشت تا به
صورت حلقه واسطه بين خلفاي وقت و مردم جامعه عمل نمايد و در اين كار
بسيار موفق بود و هيچ حركت تفرقه آميزي را به هيچ وجه بر نمي تابيد.
اگر اين شواهد عيني و تثبيت شده و انكارناپذير را در سيره و روش
عملي اميرمومنان (ع ) در كنار انديشه هاي وحدت آفرين آنحضرت در
نهج البلاغه قرار دهيم
مشاهده مي كنيم كه حضرت علي (ع ) منادي بزرگ
وحدت و برادري مي باشد.
آنچه امروز براي جوامع اسلامي يك ضرورت بزرگ حياتي محسوب
مي شود
ارائه اين انديشه ها و سيره و روش هاي دقيق به افراد و گروه هاي
مختلف اجتماعي براي تسهيل تقريب بين مذاهب و تحقق عملي وحدت
امت اسلامي است
و صفحه آفتاب هدايت نيز با اعتقاد راسخ به اين سيره
مبارك
درانجام اين وظيفه و مسئوليت بزرگ هيچ گونه تسامح و غفلتي را
روا نمي داند.

*****
نكات ظريف تربيتي از ديدگاه اميرالمومنين علي (ع )
|
اشاره :
چگونگي تربيت فرزند يكي از وجوه درخشنده سيماي خانوادگي
اميرالمومنين (ع ) است . در اين متن
برآنيم تا برخي از اصول تربيت فرزند و
حقوق آنان بر پدر و مادر را از ديدگاه اميرالمومنين (ع ) بيان كنيم .
1 ـ انتخاب نام نيكو
2 ـ گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان و انجام عقيقه (قرباني گوسفند) براي
آنان
3 ـ بازي با فرزندان : اشبه اباك يا حسن واخلع عن الحق الرسن و اعبدالها
ذامنن و لا توال ذالاحن
پسرم
مانند پدرت باش
ريسمان ظلم را از حق بركن ! خدايي را بپرست
كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم دوستي مكن . اين
قطعه
يكي از قطعات اشعاري است كه حضرت زهرا(س ) درهنگام بازي با
فرزندانش زمزمه مي كرد. بدين شيوه هم آنها را سرگرم مي نمود وهم حكمت
به آنها مي آموخت
چرا كه خود اميرالمومنين (ع ) مي فرمايد :
كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا سرحد كودكي تنزل دهد.
خود اميرالمومنين (ع ) نيز در كودكي بازيهايي داشته اند كه يكي از آنها
كشتي گرفتن است . نقل است ابوطالب بين فرزندانش و پسر عموهايشان
مسابقه كشتي برگزار مي كرد و هميشه علي (ع ) بر همه پيروز مي شد و اين
باعث شادي ابوطالب مي گرديد. در خانه خود علي (ع ) هم بين حسن و
حسين (عليهماالسلام ) مسابقاتي همچون كشتي
خطاطي و مسابقاتي در
انجام كارهاي ديگر برگزار مي شد
و گاهي پيامبر جهت افزايش اين شادي و
نشاط حاصل از مسابقه
در جمع ايشان حاضر مي شدند و به تشويق طرفين
مي پرداختند.
4 ـ رعايت اصل بي طرفي
عدالت و مساوات بين فرزندان
يكي از حساسيتهاي كودكان جانبداري و توجه خاص پدر و مادر به
يكي از فرزندان ديگر است كه در روايات بر رعايت عدالت و مساوات بين
فرزندان و محبت كردن
هديه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به
حساسيت بيشتر دختران در اين مورد تاكيد شده است .
به يك نمونه زيبا از دقت حضرت زهرا (س ) در اين مورد
توجه كنيد.
پيامبر(ص ) حسن وحسين (عليهماالسلام ) را به مسابقه خطاطي تشويق
نموده
فرمودند : هر كس خط او زيباتر است قدرت او بيشتر است . حسن و
حسين (ع ) هم هر كدام خط زيبايي نوشتند. اما رسول خدا(ص ) ايشان را به
مادرشان هدايت فرمود تا اگر در قضاوت نگراني پيش آمد
با عاطفه مادري
جبران شود. زهرا(س ) نيز جهت رعايت اصل بي طرفي به فكرش رسيد.
قضاوت نهايي را به تلاش خودشان مربوط سازد لذا گردنبند خويش را پاره
كرده بر سرآنها ريخت و فرمود : هر كدام از شما دانه هاي بيشتري بگيرد
قدرت او بيشتر است .
5 ـ داشتن برنامه جهت تمرين
تشويق و تربيت عبادي و ديني فرزندان
به طور مثال نقل شده است كه حضرت زهرا (س ) جهت شبهاي احيا
فرزندان را در روز خوابانيد تا كاملا استراحت كنند و غذاي مناسب و كمتري
هم به آنها مي داد تا با زمينه مطلوبتري از نظر جسمي و روحي در شب زنده
داري شركت كنند. ايشان با شيوه هاي ديگري كودكانش را در عباداتي مانند
نماز
اعمال عبادي ماه رمضان
شركت در جلسات قرآن و شركت دادن آنها
در امور خيري مثل كمك به مستمندان و دادن صدقه به نيازمندان شركت
مي داد كه نقش موثر تربيتي همراه كردن كودكان با خود هنگام انجام عبادات
را مي رساند
6 ـ مكلف نمودن فرزندان به رعايت ادب و اخلاق اسلامي
تاديب كودك يعني ملازم ساختن و مكلف نمودن او به رعايت ادب و
اخلاق اسلامي
بدين معني كه هر چند كودك نسبت به حكمت آداب مزبور
درك و فهمي ندارد وليكن از باب تمرين و تمهيد
وي را به انجام آنها مكلف
مي كنيم و مهم اين است كه كودك خود را در تكليف احساس كرده
بداند
اگر تن به تكليف ندهد با الزامهايي روبرو خواهد شد. علي (ع ) در اين باره
مي فرمايد : آن كس كه ملكف به ادب شود
بديهايش اندك مي گردد. و در
روايات داريم زماني كه كودك به 6 سالگي رسيد او را به نماز و چنانچه
تحمل گرفتن روزه را داشت به انجام آن وادار نماييد.
7 ـ استفاده از فرصتهاي مختلف جهت انتقال تجربيات و
نصايح .
اميرالمومنين (ع ) و حضرت زهرا(س ) از هر موقعيتي براي انتقال
تجربياتشان استفاده مي كردند. نامه اميرالمومنين به امام حسن (ع ) يكي از
اين موارد است .
معرفي شبهات و انحرافات اجتماعي
توصيه به مطالعه تاريخ
انتخاب
مسير مورد علاقه و اشتياق
تحمل مصائب و مشكلات دنيا
پذيرش
مسئوليت در حد توانايي
برقراري نظم در امور زندگي
تشخيص دوست از
غير دوست و ارتباط گرم با خويشان و تكريم آنان از جمله رئوس برخي از
اين نصايحند : بديهي است خانه اي كه ظريفترين نكات تربيتي
با چنين
دقتي در آن مراعات مي گردد محل پرورش انسانهايي چون امام حسن (ع )
امام حسين (ع ) و زينب (س ) خواهد بود. در پايان بد نيست متذكر شويم كه
اگر چه اميرالمومنين (ع ) حقوق زيادي براي فرزندان قائل شده اند
اما از آن
سو هم وظايفي براي فرزند بر شمرده اند كه مهمترين آنها اين است كه
فرزند
پدر و مادرش را در هر چيز مگر در نافرماني از خداوند سبحان
اطاعت و پيروي كند.
فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في كل شي الا في معصيه الله سبحانه

*****
عبادت علي عليه السلام
|
از نظر اسلام هركار خير و مفيدي كه با انگيزه پاك خدايي توام باشد
عبادت است
از اين رو درس خواندن
كار و كسب و فعاليت اجتماعي
داشتن
اگر لله و في الله باشد عبادت است . با وجود اين پاره اي از تعاليم
اسلام همچون
نماز
روزه
مناجات و دعا و ... هستند كه فقط به منظور
عبادت وضع شده اند.
اما عبادت اميرالمومنين
علي (ع ) شخصيتي است كه ميدانهاي جنگ را مي آرايد
ميدانهاي
سياست را مي آرايد
نزديك به پنج سال بر بزرگ ترين كشورهاي آنروز دنيا
حكومت مي كند
ولي با آن همه كار و مشغله كه همه وقت انسان را به خودش
مشغول مي كند عبادتي در بالاترين حد ممكن دارد. در چنين مواردي
انسانهاي يك بةعدي مي گويند : در راه خدا كار مي كنيم و كارمان براي
خداست پس دعا و عبادت ما همين كار ماست ولي علي (ع ) اين كارها را دارد
و در بسياري از شبها هزار ركعت نماز هم مي خواند.
زمان پيامبر(ص ) او يك جوان انقلابي و همه كاره در ميدانهاي مختلف
است . هميشه مشغول است و وقت خالي ندارد. اما همان روزها وقتي
نشستند و گفتند در بين اصحاب
عبادت چه كسي از همه بيشتر است
ابودردا گفت : علي (ع ).
گفتند : چطور
نمونه و مثال آورد و همه را قانع نمود. زمان خلافت هم باز بيشترين عبادت
را دارد
بطوريكه امام چهارم كه خود زين العابدين و سيد الساجدين است
در مورد عبادت ايشان فرمود :
و من يطيق هذا چه كسي طاقت چنين اعمالي را دارد
در اين مجال اندك به ذكر چند نكته پيرامون عبادت از ديدگاه
اميرالمومنين (ع ) اكتفا مي كنيم .
1 ـ توجه كامل به انجام واجبات توام با تمركز و حضور قلب
در هنگاميكه جنگ صفين و در ليله الحرير
در بحبوحه جنگ
هنگام
اداي نماز
بين دو صف جايي براي حضرت علي (ع ) مهيا شد تا نماز
بخوانند
آن حضرت در حاليكه تيرها از طرفين وي عبور مي كرد و بر زمين
فرود مي آمد
بدون هيچ تزلزلي به نماز مشغول شد. چرا كه از ديدگاه
اميرالمومنين
اهميت هيچ عبادتي مانند اداي واجبات نمي باشد. لذا
مي فرمايد :
لا عباده كادا الفرائض
و بواسطه همين تمركز و توجه كامل به اداي فرائض است كه بهترين
زمان براي در آوردن تير از پاي حضرت را زمان مشغول بودن ايشان به نماز
مي دانند. چرا كه در آنحال هيچ توجهي به غير خدا ندارد.
2 ـ عبادتهاي بي حاصل
از ديدگاه اميرالمومنين بسياري عبادات بي حاصل است . چه بسيار
انسان روزه داري كه بهره اي جز گرسنگي و تشنگي از روزه داري خود ندارد.
و چه بسا شب زنده داري كه از شب زنده داري چيزي جز رنج و بي خوابي به
دست نياورد! خوشا خواب زيركان و افطارشان . از اين رو علاوه بر پرهيز از
آفات عبادت همچون ريا و عجب و ... امام علي (ع ) يكي از لوازم روي
آوردن به مستحبات را نشاط روحي مي دانند و مي فرمايند. براي دلها
روي
آوردن و نشاط
و پشت كردن و فراري است . پس آنگاه كه ((نشاط )) دارند
آن را بر انجام (مستحبات ) واداريد و آنگاه كه پشت كرده (بي نشاط ) است
به انجام (واجبات ) قناعت كنيد.
3 ـ اقسام عبادات
ان قوما عبدوالله رغبه فتلك عباده التجار وان قوما عبدوالله رهبه فتلك
عباده العبيد و ان قوما عبدوالله شكرا فتلك عباده الاحرار
همانا گروهي خداي را به انگيزه پاداش مي پرستند
اين عبادت تجار
است و گروهي او را از ترس مي پرستند
اين عبادت بردگان است و گروهي او
را از روي سپاسگزاري مي پرستند و اين پرستش آزادگان است .
و از كلمات قصارشان است كه من تو را بخاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر
طمع در بهشت عبادت و پرستش نكرده ام . من تو را بدان جهت پرستش
كردم كه شايسته پرستش يافتم
4 ـ وجوه عبادات
نهج البلاغه و بيانات اميرالمومنين پر است از ترسيمها و مطالب مربوط
به عبادت وعبادت پيشگان . گاهي سيماي عابدين و سالكين از نظر شب زنده
داري ها خوف و خشيتها
شوق و لذتها
سوزو گدازها
آه و ناله ها و تلاوت
قرآنها ترسيم شده و گاهي واردات قلبي و عنايات غيبي كه در پرتو عبادت و
مراقبه و جهاد نفس نصيبشان مي گردد
بيان شده است
گاهي تاثير عبادت
از نظر (گناه زدايي ) و محو آثار تيره گناهان مورد بحث قرار گرفته است
گاهي به اثر عبادت از نظر درمان پاره اي بيماريهاي اخلاقي و عقده هاي
رواني
اشاره شده است . گاهي هم از لذتها و بهجت هاي خالص و بي شائبه
و بي رقبت عباد و زهاد و سالكان راه ذكري به ميان آمده است :
الهي كفي به عزا ان اكون لك عبدا و كفي به فخرا ان تكون لي ربا انت كما
احب فاجعلني كما تحب

*****
مالك اشتر شيعه حقيقي علي (ع )
گذري بر ويژگي هاي مالك اشتر
|
اشاره :
در اين بخش از بررسي سيماي شيعه علي (ع ) به بيان برخي ويژگيهاي
روحي و رفتاري مالك اشتر اين برجسته ترين يار و ياور علي (ع )
مي پردازيم هم او كه علي (ع ) در بياني كوتاه پرده از شخصيت والا و با
عظمت او برداشت و همه توانمنديها و كمالات بي نهايت او را در يك
جمله چنين بيان فرمود :
« كان الاشتر لي كما كنت لرسول الله »
« مالك اشتر براي من همانگونه بود كه من براي رسول خدا بودم »
اما خصلتها و ويژگيهاي مالك :
1 ـ ولايت پذيري و علي مداري مالك اشتر
كليد شخصيت مالك
علي مداري اوست . آنچنانكه در كوچكترين و
بزرگترين تحولات
مالك را در كنار علي (ع ) مي يابيم
هماهنگي و
همكاري و ارتباط و فرمانبرداري او را در جنگ و صلح
هجرت و جهاد
سياست و قضاوت
عبادت و بلاغت و در مردم دوستي و خداپرستي
همانگونه مي بينيم كه علي (ع ) براي رسول خدا بود.
2 ـ سياستمدار و كاردان در امور مديريت سياسي
توان سياسي و كاري مالك در مديريتهاي كلان اجتماعي به اندازه اي
است كه او را حلال مشكلات حكومتي امير(ع ) قرار مي دهد و بسياري
از فتنه هاي سياسي با هوشمندي و تدبير او حل مي گردد. منشور
حكومتي علي (ع ) خطاب به او است كه در نوع خود بي نظير است .
3 ـ فصاحت و بلاغت
بخشي از شخصيت مالك مرهون نفوذ كلام و توان بالاي او در ايراد
خطبه هاي حماسي و حركت آفرين است كه امتيازي براي اغلب
انسانهاي كامل و پيشواست تا بتوانند در زمان لازم روشنگر حقايق و
ارزشها باشند و توده مردم را به حركت واداشته
بسيج و هدايت
نمايند.
4 ـ اهل جهاد و هجرت
جهاد و هجرت در راه خدا
از ملاكهاي ارزشيابي شخصيتها در قرآن
است . اگر بگوييم همه زندگي مالك
جهاد و هجرت در راه خدا بر
اساس نياز و ضرورت جامعه اسلامي است سخني گزاف نگفته ايم . او
عقابي سبكبال براي هجرت و تيزچنگ براي جهاد تحت فرمان علي (ع )
بود.
5 ـ دشمن شناس
شجاع و با بصيرت
و در دشمن شناسي او همين بس كه علي (ع ) پس از شهاددت او فرمود :
« اي كاش در بين شما دو نفر مانند او بودند بلكه اي كاش تنها يك نفر
مثل او بود و فكر و رايش در مورد دشمنانم همچون نظر او بود. »
درميان ياران علي (ع )
مالك از معدود افرادي بود كه دشمنان و
توطئه هاي آنان را به خوبي مي شناخت و تحت هيچ شرايطي حاضر به
عقب نشيني نبود و با تيزبيني
درايت و شجاعتي كه داشت دشمن را به
زانو در مي آورد.
6 ـ انقلابي
قاطع
سازش ناپذير در دفاع از ارزشهاي اسلامي
حكومت اميرالمومنين (ع ) يك حكومت انقلابي سازش ناپذير است كه
مي آيد تا خط بطلاني بر « مصلحت انديشي » بكشد. حكومتي است كه
پاي احكام اسلامي و بيت المال مسلمين كه به ميان مي آيد قاطع و
سازش ناپذير
« كتاب الله وسنه نبيه » را حجت مي داند.
چنين حكومتي نياز به فرماندهي اينچنين دارد. مالك مردي است
سرشناس و با نفوذ در مردم
و بسياري از حركتهاي سياسي عليه خليفه
سوم و فرماندارانش را او طراحي نمود تا آنجا كه افشاگريهاي او در
اعتراض به پايمال نمودن احكام اسلامي در كوفه به درگيري با حاكم
كوفه و در شام به كتك زدن معاويه مي انجامد و موجب تبعيدهاي مكرر
وي مي گردد.
7 ـ بردبار
خويشتن دار
خيرخواه مردم
مالك اشتر قهرمان است اما متواضع
پهلوان است اما مردمي
رادمرد
است اما بردبار و صبور
قاطع و استوار است اما در پاسداري از احكام
دين . آري ! اين صفت علي و ياران راستين علي بوده و هست كه دوحالت
متضاد قهر و حلم
قاطعيت و رافت
را در نهايت كمال آن منصفند.
مالك نيز همچون مولا و مقتدايش علي (ع ) در برخورد با مردم و
محرومين
قلبي رئوف و مهربان و دستي نوازشگر دارد و همه تلاش او
جهت سعادت و هدايت مردم به سوي نيكيها است و در اين راه
هيچگونه چشمداشتي ندارد.
داستان اهانت آن بازاري به مالك كه مقداري ته مانده سبزي به او
پرتاب مي كند و به او مي خندد ولي او بي آنكه سخني بگويد به مسجد
رفته براي آن مرد طلب آمرزش نموده و از خداوند اصلاح او را طلب
مي نمايد. نمونه اي از حلم و بردباري شيعيان راستين علي (ع ) است .
علي (ع ) و شهادت مالك : علي (ع ) در شهادت مالك مي گريست و
مي فرمود :
آيا شخص ديگري همچون مالك بوجود خواهد آمد
خداي مالك را رحمت كند او بر عهدش وفا كرده به راهي كه بايست
رفت و پروردگارش را ملاقات نمود. ما با اينكه خود را آماده ساخته
بوديم كه پس از مصيبت رسولخدا(ص ) صبر پيشه كنيم با اين حال
مرگ مالك از بزرگترين مصيبتهاست .
ختم اين مختصر از زندگاني مالك با اين جمله جالب به نظر مي رسد كه
بر اساس آنچه از بزرگان مذهب رسيده است :
اشتر كسي است كه به هنگام ظهور حضرت ولي عصر(عج ) زنده مي شود
و در ركاب حضرتش جنگ خواهد كرد.
كليد شخصيت مالك
علي مداري اوست . آنچنانكه در كوچكترين و
بزرگترين تحولات
مالك را در كنار علي (ع )
مي يابيم
هماهنگي
همكاري
ارتباط و فرمانبرداري او را در جنگ و صلح
هجرت و جهاد
سياست و قضاوت
عبادت و بلاغت و در مردم دوستي و خداپرستي
همانگونه مي بينيم كه علي (ع ) براي رسول خدا بود
مالك اشتر قهرمان است اما متواضع ـ پهلوان است اما مردمي ـ
رادمرد است اما بردبار و صبور ـ قاطع و استوار است
اما در پاسداري
از احكام دين

| | | |