روزنامه جمهوري اسلامي 16/12/1385 صفحه سياسي
*****
« دي 8 » بدون ما عليه ما!




  • اجلاس اسلام آباد با حضور 7 كشور پاكستان عربستان مصر اردن مالزي اندونزي و تركيه هفته گذشته به ميزباني پاكستان برپا شد. برگزاري اين اجلاس در شرايط حساس كنوني آنهم با توجه به عدم اطلاع رساني درباره محتواي مذاكرات باعث گمانه زنيهائي شده كه اين اقدام را بشدت زير سئوال برده است . سفر غيرمنتظره و شتابزده « ديك چني » معاون رئيس جمهور آمريكا و سرحلقه توطئه گران جناح نومحافظه كار عليه جمهوري اسلامي ايران و همچنين سفر « مارگارت بكت » وزيرخارجه انگليس به پاكستان و ديدارهاي فشرده اي كه هيچ توضيح روشني درباره آنها داده نشده است ارتباط تنگاتنگ ميان آن اجلاس مشكوك و اين سفرهاي مشكوك تر را بيش از پيش در ذهن ها تداعي مي كند. برخي گزارشات غيررسمي درباره محتواي مذاكرات و جزئيات دستور كار اجلاس اسلام آباد آنقدر انحرافي است كه افشاي آن مي تواند باعث طوفان خشم ملتها عليه گردانندگان و شركت كنندگان اجلاس اسلام آباد شود.
    نكات مهمي در اين زمينه وجود دارد كه تمركز برروي هر يك از آنها ابعاد ناشناخته و در عين حال مهمي از تحولات منطقه و جهان اسلام را درحال و آينده براي ما مجسم مي كند.
    1 ـ با بررسي فهرست كشورهاي شركت كننده در اجلاس اسلام آباد نخستين سئوالي كه به ذهن مي رسد اينست كه اين كشورها براساس چه معيارهائي انتخاب شده اند و هدف از دعوت آنها به گردهمائي چه مي توانسته باشد آيا آنها پرجمعيت ترين كشورها هستند كه مي بينيم اردن و عربستان فاقد چنين ويژگيهائي هستند. آيا آنها فعالترين و موثرترين كشورها در دنياي اسلام بشمار مي آيند كه مي بينيم برخي از اين كشورها از جمله اردن خود چرخ پنجم سياستهاي استعماري در منطقه هم به حساب نمي آيد. اگر بر هر مبنائي قرار بود ميهمانان اجلاس اسلام آباد برگزيده شوند قاعدتا جمهوري اسلامي ايران بايستي در اين فهرست قرار مي داشت مگر آنكه حضور ايران با اهداف اصلي اجلاس در تعارض باشد و چنين ارزيابي شود كه با حضور ايران تامين چنان اهدافي مسير و ممكن نخواهد بود. نكته ظريفي كه در اين ميان وجود دارد صرفنظر از اردن نام بقيه كشورها در كنار يكديگر نام تشكلي را در ذهن ها زنده مي كند كه براي فعالان سياسي دنياي اسلام بعنوان يك نام آشنا تلقي مي شود و آن سازمان كشورهاي توسعه يافته است كه توسط جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد و D - 8 دنياي اسلام يا پايه گذاري شد. اكنون بنظر مي رسد كه با حذف دو كشور و افزودن يك عضو همسوي با اهداف جديد قرار است همان تركيب اصلي عليه ايران به كار گرفته شود كه كه انصافا شرم آور است !
    2 ـ اگرچه هيچگونه گزارش رسمي و اعلام رسانه اي درباره اهداف دستور كار و نتايج اجلاس اسلام آباد منتشر نشده است لكن گزارشات غيررسمي نشانگر آنست كه مسائل لبنان ـ سوريه ـ فلسطين ـ عراق و ايران در فصل بنديهاي دستور كار مطرح بوده است . طبعا سئوال اصلي اين است كه اگر قرار بر بحث پيرامون اين مسائل مهم دنياي اسلام باشد چرا از خود اين كشورها براي رايزني در جهت حل و فصل اين موضوعات حياتي دعوت بعمل نيامده است اگر قرار بر تاثيرگذاري و نقش آفريني باشد آيا اردن مالزي يا اندونزي در مسائل فهرست شده كه تماما موضوعاتي مربوط به خاورميانه هستند بيشتر موثر و تاثيرگذار هستند و خواهند بود يا ايران و... با نيمه تمام ماندن پاسخ اين سئوال طبعا اين شبهه بوجود مي آيد كه آيا اين 7 كشور درصدد تصميم گيري و تاثيرگذاري در اين مقولات برآمده اند پاسخ اين سئوال با هر معياري كه سنجيده شود منفي است .
    با مرور فهرست اسامي اين كشورها بهتر مي توان دريافت كه در بررسي سوابق سياسي و تاريخي اين كشورها هيچكدام در حد و اندازه اي نبوده اند كه به تنهائي بتوانند تاثيري بر ديگران داشته باشند و به تنهائي مشكلي را حل كنند و يا حتي حرفي را به ديگران ديكته نمايند. اين نكته اي نيست كه گردانندگان امور در اين كشورها از آن غافل بوده باشند طبعا يك احتمال ديگري كه باقي مي ماند اينست كه اين 7 كشور در واقع خود « سياهي لشكر » براي اجراي طرحهائي تلقي شده اند كه قرار است فردا بنام دنياي اسلام « ديكته » شود و حال آنكه گردانندگان اصلي اين ماجرا آمريكا و انگليس هستند.
    3 ـ صرف تشكيل اجلاس اسلام آباد به معني عبور هر 7 كشور اسلامي شركت كننده از يك « خط قرمز » است و نبايد از كنار آن به سادگي گذشت . متاسفانه دنياي اسلام پيش از اين از تجمع چند كشور از همين فهرست دچار دو بحران جدي و ريشه دار شده است كه هنوز هم اين دو بحران از ملتهاي مسلمان قرباني مي گيرد.
    الف ـ نقش عربستان و پاكستان در مراحل شكل گيري گروهك « طالبان » و به قدرت رساندن آنها در افغانستان .
    ب ـ نقش مصر اردن و عربستان در جنگ 8 ساله عليه ايران و تقويت صدام و تجهيز ماشين جنگي صدام با بهره گيري از تمامي امكانات دنياي اسلام .
    دنياي اسلام فراموش نكرده است كه با آن عملكرد خيانت آميز رژيم كمپ ديويدي قاهره رژيم مفلوك شاه حسين اردني و رژيم عربستان در طول يك دوره 8 ساله چه فجايعي به دست صدام و با حمايت اين گروه شرور عليه ملتهاي منطقه رخ داد.
    بعلاوه هيچكس از ياد نبرده است كه طرح تشكيل گروهك طالبان يك طرح مشترك انگليسي ـ آمريكائي بود كه بودجه اش توسط دربار سعودي تامين شد و « آر ـ اس ـ آي » يعني بخشي از ارتش پاكستان مامور اجراي آن شد و نهايتا اين ارتش پاكستان بود كه قدم به قدم استانهاي مختلف افغانستان را تسخير مي كرد و در اختيار طالبان مي گذاشت .


    نه « صدام » بدون حمايت سلطه گران بين المللي در حد و اندازه اي بود كه آنهمه جنايت كند و نه « طالبان » در موقعيتي بود كه بتواند افغانستان را از دست نيروهاي جهادي خارج و بر آن حكمراني نمايد. انتظار اين بود كه پس از سقوط صدام و طالبان اين كشورها درصدد تكرار تجربه هاي شوم گذشته برنيايند. انتظار اين بود كه ما شاهد تكرار تجمعات خائنانه برخي اشرار در دنياي اسلام نباشيم . انتظار اين بود كه دربارهاي بي افتخار عرب با مروري در تاريخ گذشته از رفتار خود و از نتايج تصميمات و عملكرد خود درس بگيرند و براي تكرار همان رفتارها وسوسه نشوند ولي اجلاس اسلام آباد نشان مي دهد كه اين انتظارات ما قطعا خوشبينانه بوده و با واقعيت هاي عيني تطبيق نمي كند!
    4 ـ هنوز از نتايج و تصميمات اجلاس اسلام آباد خبري منتشر نشده است ولي شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه تصميمات آنها هرچه باشد در مقوله اي بوده است كه « ديك چني » سرحلقه دشمنان جمهوري اسلامي در كاخ سفيد و همچنين مارگارت بكت وزيرخارجه جزيره انگليس را براي سفر شتابزده و غيرمنتظره به اسلام آباد وسوسه كرده و آنها ننگ بدنامي بيشتر و دخالت افزون تر در دنياي اسلام را به جان خريده اند ولي بهر حال آمده اند تا بلكه عليه ايران و ساير ملتهاي مستقل منطقه كاري از پيش ببرند.
    از دو حال خارج نيست . يا اين كشورها از توطئه اي كه مشاركت و تصميم گيري درباره اش از آنها هم بعنوان عضو اين « حلقه شرارت » دعوت شده آگاه بوده اند و سعي خواهند كرد به اين بازي شرم آور ادامه دهند كه در اينصورت تكليف ما و دنياي اسلام با آنها روشن است . يا آنكه از اين توطئه آگاه نبوده اند و با فريب ديگران در اين دام افتاده اند كه دراينصورت لازمست راه خود را از ديگران جدا كنند و مطمئن باشند كه اين بازي بدفرجام دقيقا به زيان دشمنان اسلام و به زيان مجريانش تمام خواهد شد.
    اين يك سنت الهي است كه پيامبر گرامي اسلام (ص ) با كلام نوراني خود آنرا انشا فرموده است كه : « هركس شمشير طغيان و بغي را تيز كند با همان شمشير به هلاكت خواهد رسيد. »
    انتظار مي رفت سرنوشت شوم صدام و طالبان براي ديگران درس عبرتي باشد و انتظار مي رفت كشورهاي اسلامي شركت كننده در اجلاس اسلام آباد دستكم به منافع و مصلحت خودشان بينديشند و با طناب فرسوده اي كه استعمار سياه به سوي آنها دراز كرده به درون چاه حوادث بدفرجام منطقه نروند. تجربه نشان داده است كه هيچكس از سرمايه گذاري عليه ايران و عليه نهضت جهاني اسلام سودي نبرده و اين يك قانون ابدي است كه هرگز در سنت الهي تغييري را شاهد نخواهيد بود (ولن تجدلسنه الله تبديلا)
    اراده الهي بر اين استوار شده است كه ملتهاي تحت ستم بتوانند استقلال و عزت و عظمت اسلامي خود را بازيابند و در اين راه حتي تصميمات لرزان چند تن در اجلاس اسلام آباد يا هر اجلاس ديگري نمي تواند چيزي را تغيير دهد و دنياي اسلام را به كام اشغالگران شرور آمريكائي و انگليسي فرو برد و اين دشمنان اسلام هستند كه درمانده و منفعل شده اند و چاره اي جز پذيرش شكست و ناكامي ندارد.
    برخي گزارشات غيررسمي درباره محتواي مذاكرات و جزئيات دستور كار اجلاس اسلام آباد آنقدر انحرافي است كه افشاي آن مي تواند باعث طوفان خشم ملتها عليه گردانندگان و شركت كنندگان اجلاس اسلام آباد شود
    اگر بر هر مبنائي قرار بود ميهمانان اجلاس اسلام آباد برگزيده شوند قاعدتا جمهوري اسلامي ايران بايستي در اين فهرست قرار مي داشت مگر آنكه حضور ايران با اهداف اصلي اجلاس در تعارض باشد و چنين ارزيابي شود كه با حضور ايران تامين چنان اهدافي مسير و ممكن نخواهد بود
    اگرچه هيچگونه گزارش رسمي و اعلام رسانه اي درباره اهداف دستور كار و نتايج اجلاس اسلام آباد منتشر نشده است لكن گزارشات غيررسمي نشانگر آنست كه مسائل لبنان ـ سوريه ـ فلسطين ـ عراق و ايران در فصل بنديهاي دستور كار مطرح بوده است
    صرف تشكيل اجلاس اسلام آباد به معني عبور هر 7 كشور اسلامي شركت كننده از يك « خط قرمز » است و نبايد از كنار آن به سادگي گذشت . متاسفانه دنياي اسلام پيش از اين از تجمع چند كشور از همين فهرست دچار دو بحران جدي و ريشه دار شده است كه هنوز هم اين دو بحران از ملتهاي مسلمان قرباني مي گيرد
    هنوز از نتايج و تصميمات اجلاس اسلام آباد خبري منتشر نشده است ولي شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه تصميمات آنها هرچه باشد در مقوله اي بوده است كه « ديك چني » سرحلقه دشمنان جمهوري اسلامي در كاخ سفيد و همچنين مارگارت بكت وزيرخارجه جزيره انگليس را براي سفر شتابزده و غيرمنتظره به اسلام آباد وسوسه كرده است
    انتظار مي رفت سرنوشت شوم صدام و طالبان براي ديگران درس عبرتي باشد و انتظار مي رفت كشورهاي اسلامي شركت كننده در اجلاس اسلام آباد دستكم به منافع و مصلحت خودشان بينديشند و با طناب فرسوده اي كه استعمار سياه به سوي آنها دراز كرده به درون چاه حوادث بدفرجام منطقه نروند