روزنامه جمهوري اسلامي 15/12/1385 صفحه گزارش
*****
توسعه بدون حفاظت از منابع طبيعي نابودي است




  • ث به انگيزه روز درختكاري و هفته منابع طبيعي
    ث مجيد زندي
    استفاده از طبيعت و منابع طبيعي به عنوان حقي طبيعي از طرف پروردگار در اختيار انسان به عنوان اشرف مخلوقات گذاشته شده است اما اگر آدمي در اين مسير منابع پايه طبيعت همچون آب خاك و هوا را نابود سازد و آب و خاك ساير نقاط كشور را همانند هواي تهران نابود نمايد اين حركت نه تنها زندگي هماهنگ با طبيعت نيست بلكه ضد محيط زيست است كه بيشترين آسيب را به خود انسان و نسل آينده بشر و همه مخلوقات خواهد زد.
    راحت تر بگوئيم اگر چنين رفتاري را در هر بخش از جامعه از صنعت گرفته تا كشاورزي و حتي تفريح و ورزش سراغ داريم كه حركت هاي ما به طبيعت آسيب مي رساند شك نكنيم كه نمي توانيم به توسعه و پيشرفت برسيم اصلا به چنين حركتي توسعه نمي گويند بلكه عقب گرد است زيرا اگر در پيشرفته و صنعتي ترين كشور دنيا هم زندگي كنيم اما آب سالم و هواي پاك نداشته باشيم پيشرفت ها و امكانات هيچ ارزش و اهميتي ندارد.
    متاسفانه در كشور ما هم در بسياري مواقع سرمايه گذاريهاي كلاني انجام مي دهيم كه به ضدخودش تبديل مي شود. كافي است تنها به همين مساله يارانه بنزين و آلودگي هواي تهران توجه كنيم بدين معني كه دولت ابتدا يارانه اي مي دهد كه مردم ارزانتر و راحتتر بنزين مصرف كنند و بخاطر همين مساله هم هواي شهرهاي پرترافيك آلوده تر مي شود اما براي كاهش تبعات آلودگي و يا درمان بيماراني كه به دليل زندگي در چنين محيط هاي آلوده اي دچار بيماري قلبي عروقي ريوي و... شده اند يارانه درمان پرداخت مي كند.
    در عرصه كشاورزي هم چنين رويه اي حاكم است . در عرصه صنعت و معدن هم فراوان ديده مي شود كه ابتدا حركتي براي توسعه انجام مي شود اما چون به حاشيه هاي زيست محيطي آن توجه نشده بعضا چندين برابر هزينه ابتدايي آن بايد براي رفع تبعات منفي اش خرج كنيم و همين مي شود كه عليرغم حجم گسترده درآمدهاي نفتي كه همه ساله به كشور وارد مي شود اين درآمدها تغييري در روند زندگي مردم و حتي راحتي دولت ايجاد نمي كند زيرا برنامه هاي توسعه اي ما در قالب دوستي با طبيعت نيست .
    در چنين شرايطي اگر دقت كرده باشيم مردم تماشاچي بزرگي هستند كه روند تخريب منابع طبيعي را از سوي وزارتخانه هاي دولتي مشاهده مي كنند كه چگونه دولت اين اجازه را دارد كه منابع طبيعي كل كشور را براي خود بداند و بخشي از آن را به وزارتخانه ها واگذار كند اما اگر فردي از ملت به منابع طبيعي تعدي كند دولت به عنوان مدعي العموم به مقابله برمي خيزد !
    هدف از اين سخن نفي برخورد دستگاه قضا و دولت با متخلفان فردي و حقيقي و حقوقي نيست اتفاقا دولت به عنوان نماينده ملت موظف است هرگونه با تخلفات فردي و عمومي برخورد كند اما وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي را نيز زير نظر بگيرد و اجازه ندهد به منابع طبيعي تعدي كنند ويا خود طرح هاي تخريب كننده . منابع طبيعي تصويب كند اين رمز نجات منابع طبيعي است در غير اينصورت نمي توان اميدوار بود كه موفقيتي در نجات منابع طبيعي كشور و توسعه زيست محيطي ايجاد شود.
    در اين تعريف دولت بنابه خواسته ملت مراقب منابع طبيعي است اما اين مراقبت حتي به خود دولت هم اجازه عملكرد خلاف منافع ملي را نمي دهد زيرا منابع طبيعي ملي است نه دولتي .
    اگر از دهه هاي گذشته تا به امروز عملكرد دستگاههاي دولتي براي حفاظت و صيانت از منابع طبيعي مورد ارزيابي قرار گيرد به خوبي آشكار خواهد شد كه عمده تعدي ها ريشه در وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي دارد. زيرا هميشه براي تصرف بخشي از اراضي منابع طبيعي در تمامي استانهاي كشور اين وزارتخانه ها با استفاده از تبصره هاي قانوني اجازه را هم از بالاترين مقام وزارتخانه دريافت مي كنند كه به طرق مختلف منابع طبيعي در كشور را ملك دولت تلقي كنند كه يا براي خود و يا براي ديگران اجازه تصرف صادر كنند!
    پس حفظ منابع طبيعي در كشور صرفا نبايد در يك روز خلاصه شود و يك مقام سياسي براي يادبود چنين روزي نهالي غرس نمايد بلكه جلوگيري از روند تخريب و آلودگي منابع اصلي محيط زيست ازجمله آب خاك و هوا بايد محور تلاش هاي دستگاههاي قانونگذاري قضايي و اجرايي باشد تا از مرگ خاموش اين منابع در سطح كشور جلوگيري شود.
    اين مرگ خاموش نه تنها بخش هاي منابع طبيعي كشور را مورد تهديد خود قرار داده كه متاسفانه بخش هاي حفاظت شده كشور هم در معرض خطر قرار دارد. رانش زمين و سيل آتش سوزي در مناطق حفاظت شده جنگل گلستان ازجمله نشانه هاي بارز اين ضعف ها است و مشكلاتي كه براي تالاب ها و درياچه هاي داخلي خصوصا در زمينه زيست محيطي ديده مي شود قابل توجه و مايه دلنگراني است .
    اين نگاه آرماني نيست . انتظار به جايي است كه همه مردم ايران دارند ضمن آنكه تلاش هاي انجام شده چه در سطح بدنه اجرايي كشور و قضايي و قانونگذاري را هم ارج مي نهد زيرا اگر نبود اين قوانين و مقررات و دلسوزي ها اكنون چيزي از منابع طبيعي و محيط زيست كشور باقي نمانده بود و همين كه كشور ما بخاطر قرارگرفتن در منطقه گرم كره زمين شرايط بسيار بهتري نسبت به كشورهاي مشابه و همسايگان دارد ناشي از رعايت حدودها و حريم هايي است كه در قالب قانون براي حفاظت از منابع طبيعي ايجاد شده و در اين وضعيت اعلام روز خاص براي درختكاري و تلاش براي ايجاد فرهنگ حفاظت از منابع طبيعي خود مايه مباهات و ارزش است .
    البته نبايد فراموش كرد كه ايجاد بستر ناسالم براي وقوع سيل در يك شهر هزينه اش از يك زلزله و حتي يك جنگ براي آن شهر سنگين تر است و هزينه ساختن دامنه كوهي كه از رانش نابود شده باشد از ساختن يك سد بيشتر است در چنين شرايطي مي توانيم بيشتر به اهميت داشته هاي خود پي ببريم و بيشتر از آن مراقبت نمائيم .
    اين هفته هفته منابع طبيعي است و هرگونه توصيه و سفارش به مردم و مسئولان و قانونگذاران براي رعايت حال منابع طبيعي در كشور هم كم است اما به هر حال بايد گفت و نوشت تا همه پاسدار جانفداي منابع طبيعي باشيم كه حيات همه ما به آن بستگي دارد.
    در اين زمينه خانم عذرا بيات كارشناس محيط زيست درباره اهميت حفظ منابع طبيعي و محيط زيست به گزارشگر ما مي گويد : خوشبختانه در اعتقادات اسلامي به اين مسايل بيش از ساير اديان الهي توجه شده تا حدي كه يكي از افتخارات حضرت علي (ع ) كاشت 100 هزار درخت خرماست كه مي فرمايند آن را توشه آخرت قرار داده اند و در قرآن كريم هم بارها در اين زمينه سفارش شده است .
    وي مي گويد : امروز اگر سيل رانش زمين و حتي آلودگي هوا تلفات جاني و مالي در كشور مي گيرد و كشور ما همه ساله با مشكلات فراواني در حوادثي از اين دست دچار مي شود ريشه بسياري از عوامل اين است كه به فضاي سبز كم اهميت مي دهيم در حاليكه در اين عرصه همه مردم و مسئولان بايد با جهادي ديگر نهضت درختكاري را در كشور بپادارند.
    خانم بيات مي افزايد : با شيك پوشي و پشت ميز نشيني مديران منابع طبيعي ما احيا نمي شود. اگر مي خواهيم موفق باشيم رئيس سازمان محيط زيست و جنگل ها و مراتع و حتي نمايندگان عضو كميسيون منابع طبيعي مجلس شوراي اسلامي همه بايد با چكمه در عرصه هاي جنگلي و منابع طبيعي حاضر باشند و حضور آگاهانه داشته باشند كه در حول و حوش منابع طبيعي و محيط زيست كشور چه مي گذرد و همزمان با آن بتوانند با نظارت بر عملكرد دستگاهها مانع از بروز مشكلات حاد شوند.
    وي از تضادهاي موجود در كشور براي حفظ يا واگذاري منابع طبيعي هم مي گويد : از طرفي از طريق رسانه ها به روستائيان حاشيه مراتع و جنگل ها مي گوئيم كه از تجاوز به حريم منابع طبيعي خودداري كنند و بعضا آنها را هم جريمه مي كنيم اما شركت هاي دولتي و مديران بازنشسته آن و يا افراد نور چشمي از استانهاي ديگر در حاشيه همان روستا منابع 10 و 20 هكتاري و حتي بيشتر در قالب طرح هاي مختلف دريافت مي كنند اما جوان روستايي بايد براي جستجوي كار به هر دري در شهرها بزند.
    اين كارشناس محيط زيست ادامه مي دهد : اين همان مساله حساس بودن مسئولان به محيط زيست و منابع طبيعي است كه زمينه اي را فراهم مي سازد تا همه مردم به حفظ جنگل ها و مراتع اهميت بدهند زيرا مي بينند مسئولان كشور بيش از آنها به اين امور توجه مي كنند.
    وي مي گويد : طبيعت و درختان جزيي از نعمت هاي بيكران پروردگار محسوب مي شود كه بهره گيري از اين مواهب الهي حق مسلم همه انسانهاست و همانطور كه مي دانيم زندگي در كنار طبيعت سبب تقويت روح و جسم و تضمين سلامتي همه است و اگر به درستي قدر و ارزش آن را بدانيم قطعا به تداوم سلامتي خود كمك خواهيم كرد.
    خانم بيات مي گويد : در كشور ما سالانه ميليونها تن خاك بواسطه فرسايش نابود مي شود در حاليكه درخت باعث حفاظت از آب و خاك مي شود زيرا ايجاد خاك حاصلخيز نتيجه تلاش هزاران ساله طبيعت است كه با يك بي توجهي آن را نابود مي سازيم .
    وي مي افزايد : در اين شرايط اگر به منابع طبيعي و حفظ جنگل و مراتع توجه نكنيم كشاورزي كشور هم نابود مي شود اگرچه نبايد فراموش كنيم كاشت گندم باعث افت آب هاي زيرزميني اما كاشت درخت باعث افزايش آب هاي زيرزميني مي شود زيرا درخت رطوبت هوا را مي گيرد اما گندم آن را از دست مي دهد و مصرف مي كند.
    وي با اهميت خواندن باور سنتي درختكاري در كشور هم مي افزايد : آرزوي هر كارشناس محيط زيست اين است كه چنين سنت هايي هر روز در كشور گسترده تر شود زيرا با كاشت هر درختي تلاش هاي حافظان محيط زيست هم اثرگذارتر خواهد شد و مشكلات آنها كمتر مي شود.
    خانم بيات در اين زمينه ادامه مي دهد : رسانه ها خصوصا راديو و تلويزيون در فرهنگ سازي نقش بسيار مهمي دارند و سازمانهاي دولتي خصوصا شهرداريها به كمك سازمانهاي مردمي امسال بيش از سالهاي گذشته تلاش كنند تا بتوانيم درختان بيشتري غرس كنيم زيرا اگر اين فرهنگ تداوم يابد كه همه بايد از منابع طبيعي حفاظت كنيم همان احساس در انسان زنده مي شود كه در تابستان گرم در سايبان خوب و خنك آن به شادابي و طراوت جسم و روح تداوم مي بخشيم در آن شرايط همه مردم از محيط زيست همانند وسايل خانه و حتي سلامتي جسم خود مراقبت مي كنند.
    در اين زمينه مهندس كاظم نصرتي نصرآباد معاون پيشين سازمان جنگل ها و مراتع و رئيس هيات مديره جامعه جنگلبانان كشور همه با اشاره به اهميت حفظ منابع طبيعي در كشور به گزارشگر ما مي گويد : حفاظت از منابع طبيعي و محيط زيست بايد جايگاه مستقلي داشته باشد كه بتواند به مردم دولت و مجلس پاسخگو باشد و يا اينكه با بقيه سازمانهاي موازي متمركز شود كه قوي شود البته به معناي اين نيست كه ضد توسعه هستيم و به هيچ وجه نمي خواهيم با هر نحوه استفاده از منابع طبيعي مخالفت كنيم منتها توسعه همه جانبه را مي خواهيم كه منجر به نابودي منابع طبيعي نشود.
    وي مي گويد : ما در كشوري زندگي مي كنيم كه داراي پيچيدگي مسايل اجتماعي اقتصادي بسيار زيادي است اما جايگاه منابع طبيعي و محيط زيست جايگاهي والا و برتر نيست .
    مهندس نصرتي درباره جايگاه محيط زيست و منابع طبيعي در قوانين كشور و سند چشم انداز 20 ساله هم مي گويد : درگذشته بحث منابع طبيعي و محيط زيست در قوانين ما جايگاهي نداشت . يعني اگر شما قوانين برنامه اول را نگاه مي كرديد مي ديديد كه در برنامه اول اصلا جايي براي توسعه زيست محيطي نبود در برنامه دوم مسايل محيط زيست به نوعي در حداقل مطرح شد. در برنامه سوم مواد و تبصره هايي بوده اما چشمگير نبوده اما در برنامه چهارم تقريبا به آن پرداخته شده است . كه يك بخشي از شش بخش برنامه چهارم به منابع طبيعي اختصاص داده شده كه خودش دو فصل و حداقل 23 تا 25 ماده قانوني دارد كه مربوط به حفظ محيط زيست منابع طبيعي و آمايش سرزميني است .
    وي مي افزايد : در برنامه چهارم به نوعي جايگاه منابع طبيعي تبيين شده كه خوشبختانه در سند چشم انداز 20 ساله هم مسايل محيط زيست به خوبي ديده شده كه حتي توسعه همه جانبه كشور را در قالب توسعه محيط زيست پايدار قرار داده است .
    وي ادامه مي دهد : از اين نظر اكنون اتفاق مثبتي درحال شكل گيري است و آن اينكه سازمان مديريت وبرنامه ريزي سندي را به نام سند فرابخشي تهيه كرده است كه اين سند مبتني بر برنامه چهارم است كه اگر اجرا شود مي توان تا حدودي اميدوار بود روند تخريب منابع طبيعي در كشور تا حدودي كند شود كه محيط زيستي ها و منابع طبيعي ها به همين حداقل ها هم راضي هستند.
    وي مي افزايد : مشكل اين است يك وزارتخانه به نام جهاد كشاورزي در كشور نمي تواند چنين برنامه گسترده اي را اجرا كند بايد براي چنين كار بزرگي جايگاهي مستقل تعريف شود كه فرابخشي باشد و به نوعي هيچ وزارتخانه اي نتواند به بهانه هاي مختلف به منابع طبيعي دست اندازي كند.
    دبيركل جامعه جنگلباني ايران درباره ميزان موفقيت سياست جنگلكاري در كشور مي گويد : اصل برنامه ريزي براي توسعه مرتع داري در كشور و جنگل كاري در حاشيه شهرها برنامه ريزي درستي است اين مجموعه هايي از فعاليت هاي عمراني است كه بايد نظم زماني مكاني و اقتصادي داشته باشد. در كشور ما به دليل عدم اجراي دقيق قوانين برنامه ريزيهاي درست هم به نتيجه مناسبي منجر نمي شود. بعنوان مثال اگر همزمان با مقابله با برداشت بي رويه چوب از جنگل يا چراي دام در مراتع از شيوه معيشت مردم كه به منابع طبيعي وابسته است غافل بود طرح ها را به شكست سوق خواهد داد. نه اينكه مردم و روستائيان اطراف مراتع و جنگل ها مقصر باشند آنها چاره اي براي بقا ندارند مگر اينكه به طور غيراصولي از مراتع و جنگل استفاده كنند چون شيوه زندگي و معيشت آنها بر اين اساس استوار است كه از جنگل و مرتع كمك بگيرد اگرچه اين استفاده منجر به نابودي مي شود.
    وي ادامه مي دهد : شيوه سنتي كشاورزي در كشور كه هنوز شخم در جهت شيب است هم تخريب به دنبال دارد زيرا اگرچه زمين زراعي متعلق به كشاورز است اما در كل جزوي از منابع طبيعي ملي هم محسوب مي شود.
    معاون سابق سازمان جنگل ها و مراتع كشور مي گويد : متاسفانه برخي از طرح هايي كه اجرا مي شود همه جوانب زيست محيطي و منابع طبيعي آن مورد ارزيابي قرار نمي گيرد كه برخي از اين طرح ها اتفاقا براي كمك به منابع طبيعي هم تبليغ مي شود درحاليكه نتايج آن به زيان منابع طبيعي خصوصا مراتع تمام شده است .
    مهندس نصرتي نصرآباد مي گويد : در بررسي عملكردها كافي است دقت كنيم كه دولت در انجام پروژه هاي خود از بستر منابع طبيعي هيچگاه ارزش زمين را مدنظر قرار نمي دهد و بدتر از آن اينكه مي گويند حتي براي توسعه ساخت و ساز مسكن زمين رايگان شود كه همين ديدگاه بر ضد منابع طبيعي خواهد بود كه ارزش زمين و ارزش منابع طبيعي را در كشور از بين مي برد كه خودش بزرگترين مشكل براي حفاظت از منابع طبيعي است كه در عاليترين سطح دستگاه اجرايي كشور براي آن برنامه ريزي و حتي يارانه هاي كلاني كنار گذاشته مي شود.
    وي درباره ميزان موفقيت طرح هاي مهار بيابان مي گويد : خوشحالم كه در اين زمينه بسياري از كارهايي كه انجام شده مفيد و موثر بوده است يعني كارهايي كه در قالب كمربند سبز در استانها و شهرهاي كويري از ابردژ در استان تهران گرفته تا حاشيه شهرهاي كاشان نطنز اردستان يزد كرمان سيستان و بلوچستان و بسياري از شهرهاي جنوب استان خراسان بوشهر هرمزگان خوزستان برويد درخواهيد يافت كه اگر درختكاري نبود بسياري از شهرهاي كشور هم نابود شده و هيچ نشاني از آنها باقي نمانده بود.
    وي مي افزايد : 14 استان كشور مورد تهديد شن هاي روان قرار دارند كه فعاليت هاي جنگل كاري در حاشيه شهرها آنها را نجات داده است . در بسياري از مناطق درختكاريهايي كه شده پارك هاي جنگلي و حتي در تهران مفيد و موثر بوده است زيرا حتي در همين تهران اگر پارك هاي لويزان سرخه حصار چيتگر و... ايجاد نمي شد اكنون شرايط تهران بدتر مي شد درحاليكه اين پارك ها در مناطق حساس حاشيه تهران ايجاد شده است تا به عنوان ريه شهر تهران هوا را پالايش كنند.
    وي درباره وضعيت شمال كشور هم مي گويد : بخش اعظم جنگل كاريهاي انجام شده در سطح 360 هزار هكتار بسيار مفيد بوده اما مسايل اقتصادي و معيشتي حاشيه جنگهاي اجازه نداده اين سرمايه گذاريهاي طولاني مدت جايگاه خاص خود را بازيابد.
    مهندس نصرتي در ادامه درباره علل موفقيت طرح هاي منابع طبيعي در بخشي از مناطق كشور و همزمان عدم موفقيت آن در مناطق ديگر هم مي افزايد : اولين مشكل جايگاه تشكيلاتي و ثبات سازماني است . ديگري ابزار مورد نياز و سومين مساله قانون و اجراي قانون است كه بعنوان نمونه حدود 40 سال است كه در كشور براي ايجاد دادگاههاي تخصصي منابع طبيعي سخن گفته مي شود كه تنها اخيرا با عنوانهاي مختلف در برخي استانها ايجاد شده است درحاليكه افراد متخصص در اين زمينه سالها تلاش كردند و دستورات متضاد را مشاهده كردند ولي گوش شنوايي نبود.
    وي مي افزايد : اگر اين دادگاهها 30 سال پيش تشكيل مي شد اجازه نمي داد كه ما هر 10 سال قوانين جديدي براي حفاظت از منابع طبيعي تدوين و تصويب كنيم كه متخلفان مشمول قوانين قبلي تبرئه مي شوند!
    وي پديده زمين خواري را ثمره اين ضعف معرفي مي كند و مي افزايد : در 30 استان كشور با 90 نفر قاضي و كارشناس مي توانستيم به طور اصولي با زمين خواران مبارزه كنيم .

    پس حفاظت از منابع طبيعي نمي تواند صرفا به درختكاري يك روزه خلاصه شود زيرا اگر همان درخت كاشته شده يكسال و دو سال و حتي 10 سال مراقبت نبينند به نتيجه نمي رسد و ممكن است به دليل كوتاهي هايي هر سال در چاله اي كه سال قبل براي غرس نهال كنده شده نهال جديد يكساله اي كاشته شود درحاليكه منابع طبيعي براي حصول به نتيجه مثبت مراقبت چندين دهه اي نياز دارد و متاسفانه در كشور ما در بسياري موارد تعرض به اراضي طبيعي و معارض بودن ارزش محسوب مي شود كه دادگاهها با درخواست متهم براي پاسخگويي به موارد اتهامي عنوان شخص معارض او را مالك مي شناسند.
    البته مي توان به ادامه درست كارها از همين امروز اميدوار بود زيرا كشور ما ظرفيت هاي بالقوه فراواني دارد اگر درست فكر و درست برنامه ريزي و درست اجرا كنيم و در اين عرصه همه دستگاههاي اجرايي با مردم رو راست صادق و در كنار آن با هم هماهنگ باشند. همچنانكه در مقدمه اين گزارش گفته شد. ممكن است ما از برخي كشورهاي توسعه يافته در زمينه حفاظت از منابع طبيعي عقب باشيم اما از بسياري ديگر از كشورهاي مشابه خود جلوتر هم هستيم و اين ويژگي مثبت را مي توان توسعه داد و همچنانكه در قالب سند چشم انداز 20 ساله كشور ايران بايد در سال 1404 هجري شمسي پيشگام كشورهاي منطقه باشد. در زمينه حفظ محيط زيست و منابع طبيعي هم مي توانيم شاهد بهار باشيم كه با نوسازي طبيعت سرسبزي را احيا مي كند. كشور ما آدمهاي دلسوز و فني فراوان دارد كه مي توان با جلوگيري از ضعف ها و نقص ها براي بهبود وضعيت منابع طبيعي در كشور هم قسم شد.
    طرح هاي جنگلكاري در قالب كمربند سبز اگر تا كنون در 14 استان كشور اجرا نمي شد بسياري از شهرهاي حاشيه كوير در شن دفن و نابود مي شدند
    اگر منابع پايه طبيعي كشور همانند آب و خاك همانند هواي تهران آلوده شود زندگي همه به خطر مي افتد و حتي اگر ايران در افق چشم انداز 20 ساله به كشوري توسعه يافته تبديل شود اما منابع طبيعي اش نابود باشد پيشرفتي محسوب نخواهد شد
    خانم بيات كارشناس محيط زيست : حفاظت از محيط زيست و منابع طبيعي اگر به يك فرهنگ عميق تبديل شود همان احساس در افراد جان مي گيرد كه در تابستاني گرم در سايبان خنك درختان به شادابي و طراوت جسم و روح خود تداوم مي بخشند
    مهندس نصرتي آباد رئيس جامعه جنگلباني ايران : متاسفانه دولت و دستگاههاي دولتي هنگام پيشبرد برنامه هاي خود براي عبور از بستر منابع طبيعي كشور هيچگاه به ارزش واقعي زمين اهميت نمي دهند و بدتر از آن هم ابلاغ طرح هايي است كه با اجراي آن منابع طبيعي را براي دهه هاي آينده به مخاطره مي اندازد