بسم الله الرحمن الرحيم
اجلاس امنيتي عراق به دعوت « نوري المالكي » نخست وزير اين كشور
قرار است 19 اسفند جاري با حضور نمايندگاني از كشورهاي همسايه
اعضاي دائمي شوراي امنيت
مصر
سازمان كنفرانس اسلامي و اتحاديه
عرب تحت تدابير شديد امنيتي در بغداد برگزار شود.
اگرچه تا زمان برگزاري اين اجلاس هنوز يك هفته فرصت باقيست لكن
به لحاظ اهميت و حساسيت موضوع و مسائل پيراموني
اين مسئله درصدر
مسائل منطقه و بلكه جهان قرار گرفته است .
دلايل و مستندات گوناگوني وجود دارد كه بر حساسيت ها در اين زمينه
افزوده است و برخي آنرا در رديف يكي از بزرگترين تحولات سالهاي اخير
ارزيابي كرده اند. با مروري بر اين دلايل و مستندات
بهتر مي توان به اهميت
و حساسيت موضوع پي برد.
1 ـ پس از 4 سال اصرار واشنگتن بر يكجانبه گرايي و تلاش براي پيگيري
هر موضوعي از طريق نظامي
اين پديده به خودي خود نشانگر « قبول
شكست » از سوي آمريكا محسوب مي شود و فرصتي را براي نقش آفريني
عواملي فراهم مي آورد كه آمريكا براي 4 سال سعي داشته است تعمدا آنها را
ناديده بگيرد.
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه آمريكا و مزدورانش در مرحله
تجاوز نظامي به عراق و حتي پس از آن
سعي داشته اند از ورود سازمان ملل
و ساير كشورها به مرحله كمك به برقراري ثبات و آرامش در عراق جلوگيري
كنند و خود
راسا تمامي مسائل عراق را به دلخواه خود و در مسيري كه خود
تعيين كرده اند
به پيش ببرند. حتي انفجار مشكوك دفتر سازمان ملل در
بغداد هم
اقدامي با اشاره واشنگتن براي به حاشيه راندن سازمان ملل از
بحران عراق ارزيابي شد و هنوز هم آمريكا براي كنار زدن سازمان ملل در
عراق
اصرار مي ورزد.
نكته مهم اينكه در اجلاس امنيتي عراق هم از 5 عضو دائمي شوراي
امنيت دعوت بعمل آمده و در واقع شخصيت حقوقي سازمان ملل
تحت الشعاع قدرتهاي حاضر در شوراي امنيت واقع شده است .
تشكيل اجلاس امنيتي عراق با چنين تركيبي
به منزله يك « نقطه عطف »
در بحران عراق تلقي مي شود و نشان مي دهد كه واشنگتن شكست سياستهاي
يكجانبه گرايانه را پذيرفته و براي خروج از بحران
دست به سوي ديگران
دراز كرده است . اگرچه سخنگوي كاخ سفيد در پاسخ به سيل اتهامات وارده
مدعي است كه سياست بوش تغييري نكرده است لكن « دانيل سرور » در اين
زمينه اعتراف مي كند كه : « به نظر من كاملا مشخص است كه ما براي اينكه
كارمان را پيش ببريم
بايد با كساني مذاكره كنيم كه مجبور به مذاكره با آنها
هستيم . »
2 ـ اصل انجام چنين مذاكراتي در بغداد را بايستي به حساب انزواي
نسبي آمريكا و مشخصا به حاشيه رانده شدن « نومحاظفه كاران » جنگ افروز
در آمريكا بگذاريم .
نبايد از نظر دور داشت كه سازمان ملل و 3 كشور داراي حق وتو در
شوراي امنيت و تقريبا تمامي اعضاي غيردائم شوراي امنيت در روزهاي
آغاز تجاوز نظامي آمريكا به عراق
مخالف اين تهاجم بوده اند ولي آمريكا و
انگليس به لحاظ منافع نامشروع نفتي خود
بي اعتنا به افكار عمومي جهان و
بدون توجه به نظرات ديگران در عراق وارد عمل شدند و هرگز حاضر نشدند
به افزايش حضور و نقش آفريني ساير قدرتهاي منطقه اي و جهاني
فرصتي
براي ايجاد ثبات و امنيت در عراق پديد آورند.
اين مسئله بويژه با در نظر گرفتن نفوذ معنوي عميق ايران در عراق
از
اهميت مضاعفي برخوردار مي شود و با توجه به دعوت از ايران براي حضور
در اين اجلاس امنيتي
مفاهيم خاصي را در بر مي گيرد كه گاهي حتي
دولتمردان آمريكائي را رودرروي يكديگر قرار داده است . اجلاس امنيتي
عراق
از اين بابت
يك پديده منحصر به فرد است كه بيش از يكسال باعث
تنش و تعارض در مراكز قدرت در آمريكا شده است . مطابق گزارش « بيكر ـ
هميلتون » پيرامون بحران عراق
كاخ سفيد بايستي در مسير مذاكره با ايران و
سوريه قرار مي گرفت و زمينه ها براي تحقق چنان مذاكراتي را هموار مي كرد.
لحن و محتواي گزارش « بيكر ـ هميلتون » در اين موضوع بقدري صراحت
داشت كه خانم « رايس » وزير خارجه آمريكا بطور شتابزده آنرا رد كرد و
شرط هرگونه مذاكره را كوتاه آمدن ايران و سوريه اعلام نمود و تصريح كرد
كه در غير اين صورت
اين مذاكرات سياسي نيست بلكه « اخاذي » است !
با در نظر گرفتن اينكه ايران و سوريه از مواضع خود كوتاه نيامده اند
اين پديده از همين منظر هم نشانه اي از شكست سياستهاي خاورميانه اي
بوش محسوب مي شود. نيويورك تايمز در اين زمينه
از يك تقابل جدي در
ميان تيم دستياران بوش
پرده برمي دارد و مي نويسد : « دو جناح فكري در
دولت بوش در تقابل بر سر مذاكره يا عدم مذاكره هستند. ديپلماتهاي وزارت
خارجه خواستار مذاكره اند ولي حاميان انزواي ايران به رهبري ديك چني
معاون بوش و جان بولتون سفير بركنار شده آمريكا در سازمان ملل همچنان
خواستار برخورد هستند و هنوز هم تغيير رژيم ايران را توصيه مي كنند. »
واقعيت اينست كه تقريبا از زمان آغاز تهاجم نظامي به عراق تا انتخابات
كنگره آمريكا در آبان گذشته
حاميان انزواي ايران
دست برتر را داشتند ولي
توجه به باتلاق عراق و ناكاميهاي پي در پي در تيم دستياران بوش باعث
شده كه چندان گوش شنوائي براي شنيدن اراجيف نومحافظه كاران وجود
نداشته باشد و حاميان تعامل
از فضاي بيشتري جهت طرح ديدگاههاي
خود برخوردار شده اند.
بدين ترتيب
اظهارات جنون آميز اخير « رايس »
بوش كوچك و ديگر
اعضاي تيم بوش عليه ايران چگونه قابل توجيه است بنظر مي رسد حتي
اين قبيل برخوردهاي شماتت آميز عليه ايران هم
براي بوش و دستيارانش
« مصرف داخلي » دارد كه مقامات ارشد نشان دهند گويا قافيه را نباخته اند و
كم نياورده اند!
3 ـ آيا جمع بندي مواضع و اظهارات مقامات و رسانه هاي آمريكائي در
جهت نزديك شدن به ايران است پاسخ اين سئوال
حتي با
خوشبينانه ترين تحليل هاي ممكن نيز به كلي منفي است . اين بدان معني
است كه هرگونه گمانه زني مبني بر اينكه گويا واشنگتن به حقايق پي برده و
درصدد نرمش و انعطاف در برابر ايران است
صرفا يك « تحليل براي
خودفريبي » است و كسانيكه در اين مسير حركت مي كنند
اگر مجري
سياستهاي واشنگتن در جهت القاي شبهه نزد طرف ايراني نباشند
دستكم
افراد ساده انديشي هستند كه حتي علائم كينه ورزي آمريكا را هم تعمدا
ناديده مي گيرند.
تقريبا روزي نيست كه مقامات و رسانه هاي آمريكائي
تحليلي از قدرت
روزافزون ايران در منطقه و انزواي تدريجي مزدوران آمريكا در منطقه ارائه
ندهند. وجه غالب در تمامي اين تحليل ها
معرفي ايران بعنوان يك « خطر
استراتژيك » براي آمريكا است .
تا اين اواخر
بحث هاي فراواني در مراكز تصميم گيرنده و حتي نزد
رسانه هاي تاثيرگذار آمريكائي مطرح بود كه بايستي ايران را با يك تهاجم
نظامي فراگير درهم شكست . حتي آنها كه گزينه نظامي عليه ايران را رد
مي كنند
شخصا به اين استدلال متوسل مي شوند كه « اين كار خطرناك
است »
« راهكار مطمئني نيست »
ممكن است اوضاع را پيچيده تر كند و به
اهداف مورد نظر نرسد. مفهوم روشن اين عبارت آنست كه اگر ايران اسلامي
ضعيف مي بود و مي شد با يك حمله نظامي
تكليف آنرا يكسره كرد
حتي
مخالفين امروزين هم حرف چنداني براي گفتن نداشتند. بعبارت بهتر
تغيير
نگرش امروز واشنگتن
تصميمي از روي اراده نيست بلكه « حركتي از روي
استيصال » است كه چاره اي بجز آن در برابر بوش كوچك وجود ندارد. حتي
در متن گزارش بيكر ـ هميلتون هم پيشنهاد مذاكره با ايران و سوريه
صرفا
بعنوان راهكاري در جهت حفظ منافع واشنگتن مورد توصيه قرار گرفته است
كه « عنصر اجبار » در منطق تنظيم كنندگان گزارش
كاملا قابل درك است . اين
نكته مي تواند ما را به اين جمع بندي برساند كه واشنگتن با پذيرش مذاكره با
ايران
لطفي به ما نمي كند ولي « انتظار لطف و كمك را دارد » . اين دقيقا
برعكس لغزش و برداشتي است كه برخي عناصر مرعوب در تجزيه و تحليل
مسائل روز
دچار آن شده اند و نتوانسته اند ماهيت سردرگمي در جهبه
اشغالگران را بخوبي درك نمايند.
امروز « توني بلر » براي نجات خود و حزبش
با پيشدستي و بدون
مشورت با آمريكا
جدول خروج نظاميان انگليسي از جنوب عراق را تعمدا
به افكار عمومي منتقل مي كند تا حتي از تعهد براي كاهش تعداد نظاميان در
عراق هم سواستفاده هاي سياسي ـ تبليغاتي نمايد. اين پديده چه مفهومي
دارد جز آنكه نشان مي دهد اشغالگران براي پايان بحران عراق تحت فشار
داخلي و جهاني هستند
استمداد از ايران براي كمك به عراق در چنين شرايطي
حتي اگر
امتيازي تلقي شود
منافعش براي مردم مظلوم عراق است كه اگر مي شود
حتي يك روز كمتر در معرض آسيب هاي ناشي از اشغال سرزمينشان قرار
گيرند.
اين دقيقا همان مفهومي است كه دبير شورايعالي امنيت ملي ايران بيان
داشته و دليل پذيرش دعوت براي حضور در اجلاس امنيتي عراق را كمك به
مردم و دولت عراق اعلام كرده است .
اميد و انتظار جمهوري اسلامي ايران آنست كه اگر اشغالگران كارشكني
نكنند
گرهي از مشكلات روزافزون مردم و دولت عراق گشوده شود. طرح
امنيتي جديد دولت « نوري المالكي »
اگر در اجراي آن شاهد كارشكني
اشغالگران نباشيم
شانس زيادي براي موفقيت دارد
مشروط بر آنكه همگان
با حسن نيت و صداقت در جهت ايجاد ثبات و امنيت در عراق تحت اشغال
آمريكا
وارد عمل شوند و اشغالگران بجاي توجيه ضرورت تداوم اشغال
اين سرزمين نفتي
تروريست هاي تحت نظر خود را به مرخصي بفرستند و به
جنايات عليه مردم و دولت عراق نيز خاتمه دهند. اما آيا براي اجلاس
امنيتي با حضور اشغالگران ميتوان مفهومي تصور كرد !

|