روزنامه جمهوري اسلامي 12/12/1385 صفحه امام

  • امام خميني : سلسله پهلوي سلسله بي اصل و سياهي بود كه بر ايران تحميل شد
  • حديث نور
  • *****
    امام خميني : سلسله پهلوي سلسله بي اصل و سياهي بود كه بر ايران تحميل شد




  • علي معصومي (وزوايي )
    در اسفند 1299 هـ . ش نخستين بار بودكه مردم ايران به طور عمومي با نام و چهره جديدي به نام « رضاخان ميرپنج » آشنا شدند. اين چهره جديد كسي بود كه با بنيان نهادن سلسله منحوس پهلوي حدود 58 سال از تاريخ ايران را به تباهي كشاند.
    رضاخان كسي نبود كه با لياقت و كارداني خودش و يا اينكه با حمايت و رضايت مردم به قدرت رسيده باشد بلكه روي كار آمدن او در اثر اراده و سياست استعمارگران انگليس بود.
    بعد از جنگ جهاني اول انگليس كه پيروز اصلي اين جنگ محسوب مي شد برنامه ريزي كرده بود تا بر كل خاورميانه و كل كشورهاي آسيايي تسلط مستمر داشته باشد و دست اتحاد جماهير شوروي را هم كه رقيب او محسوب مي شد كوتاه كند. انگليس براي هر يك از كشورهاي آسيا و خاورميانه برنامه خاصي داشت . برنامه اي كه انگليس براي ايران تدوين كرده بود اين بود كه با كمك عوامل داخلي خود همچون وثوق الدوله سيد ضياالدين طباطبايي و ده ها عامل ديگر ايران را كاملا تحت الحمايه خودقرار دهد و مستقيما امور ميهن ما را در دست بگيرد. اولين و اساسي ترين گامي كه در اين زمينه برداشته شد عقد قرارداد با ميرزا حسن خان وثوق الدوله (رئيس الوزراي وقت ) بود. ميرزاحسن خان از عاملان و وابستگان انگليس محسوب مي شد. انگليسي ها مدتي به طور محرمانه با وي وارد مذاكره شدند و سرانجام در 1298 5 18 هـ . ش (نهم اوت 1919 ميلادي ) بين وثوق الدوله و سرپرسي كاكس (وزير مختار انگليس ) قرارداد تحت الحمايگي ايران امضا شد. اين قرارداد ذلت بار در تاريخ ايران به قرارداد « وثوق الدوله ـ كاكس » و يا « قرارداد 1919 » معروف است . طبق اين قرارداد امور نظامي ودفاعي و اقتصادي و مالي ايران كاملا در اختيار دولت انگليس قرار مي گرفت و استعمارگران انگليسي مي توانستند به هر نحوي كه مايلند و به هر صورتي كه سياست هاي استعماري و منافع آن ها اقتضا مي كند در ايران ارتش جديد به وجود آورند و تشكيلات مناسب اقتصادي ومالي بنا نمايند. بنابر اين فكر ارتش نوين ايران كه بعدها رضا خان خود را مبتكر آن مي دانست از همين جا بود و نوين بودن آن نيز بدين جهت بود كه نوع سازماندهي و نوع آموزش و نوع اهداف آن به گونه اي تعريف شده بود كه عليه ميهن وملت ايران و در راستاي دفاع از منافع نامشروع استعمارگران باشد.
    هنگامي كه خبر عقد قرارداد 1919 در ايران پخش شد موجي از خشم و نفرت و مبارزه درميان ملت به وجود آمد وبزرگاني همچون آيت الله مدرس و شيخ محمد خياباني رهبري مبارزه با قرارداد 1919 را در دست گرفتند . اين مبارزه در حالي بود كه ماموران وكارشناسان انگليس از قبل وارد ايران شده و عملا به اجراي قرارداد مذكور مشغول گرديده بودند.
    مخالفت گسترده با قرارداد وثوق الدوله ـ كاكس سبب شد كه انگليس از اجراي آن نااميد شود و تصميم ديگري بگيرد.
    انگليسي ها به اين نتيجه رسيدند كه به يكي از عوامل داخلي خود كه ناشناخته بود لباس ملي و ميهن دوستي بپوشانند و با فريب مردم او را روي كار بياورند و از طريق اين عامل به اهداف مورد نظر خود دست يابند. به همين دليل بود كه رضا خان ميرپنج ماموريت يافت كودتايي انجام دهد و به نيابت از دولت انگليس امور ايران را در دست بگيرد و حكومت كند. روي كار آمدن رضا خان توسط انگليس از نظر ميزان زبان به ايران بسيار اسف بارتر و از نظر تامين منافع نامشروع انگليس براي اين استعمارگر بسيار مناسب تر از قرارداد 1919 بود . به همين دليل است كه امام خميني در اين باره و ساير مسائل مربوط به روي كار آمدن رضاخان چنين مي فرمايد :
    شما همگي به قرارداد وثوق الدوله نفرين كرديد و لعنت فرستاديد حق هم داشتيد بكنيد لكن پس از چند روز همان نقشه را با وضع بدتري كه همه مي دانيد به گردن شما بار كردند(1 )
    احمد شاه در اين چيز آخري كه گذاشتندش كنار براي اينكه يك قراردادي بود كه وقتي كه رفت در خارج در سر ميز ـ عرض مي كنم ـ مهماني قرارداد را دادند دستش كه امضا كند امضا نكرد از همانجا اساس بيرون رفتن او و آمدن رضا شاه نقشه اش كشيده شد كه اين به درد ما نمي خورد كه قرارداد ما را امضا نمي كند . (2 )
    رضا خان را آورده بودند براي اينكه اين را تشخيص داده بودند كه يك آدم قلدري است و اول هم يك نفر روزنامه نويس را سيدضيا را همراش آوردند و بعد هم او را بيرونش كردند و خود اين را گذاشتند كه يك آدم قلدري است مي تواند كارها را انجام بدهد اولا سواد ندارد چيزهاي سياسي را نمي داند و ثانيا آدم قلدري است هر كاري به او بگويند مي كند . (3 )
    شايد كم از شما باشد كه زمان رضا خان را درك كرده باشد. قضيه آمدن رضا خان به تهران و كودتاي رضاخان يك امر عادي نبود كه من باب اتفاق يك نفر آدم مثلا عامي لشكر بيايد و كودتا كند ودنبالش هم آن طور اعمال باشد و ـ دنبال ـ دنبالش هم آن طور اعمال ابتدا اين را آوردند و كلمه به كلمه آن طور كه انسان حدس مي زند به او برنامه دادند و راه نشان دادند . (4 )
    رضا خان آخرين و سي و دومين فرزند يكي از نظاميان دوره قاجاريه به نام عباس قلي خان (داداش بيگ ) بود كه در آلاشت مازندران به دنيا آمد و بعد از مرگ پدرش همراه مادرش به تهران آمد. رضا خان كه فردي بي سواد بود در 14 سالگي وارد بريگاد قزاق شد وزندگي نظامي خود را از پايين ترين درجه آغاز كرد. در زمان محمدعلي شاه كه اوضاع تهران آشفته بود رضاخان از نظامياني شد كه مسئوليت حفاظت از سفارتخانه هاي خارجي را عهده دار شده بودند. از همين جا بود كه وي با سفارتخانه هاي بيگانه آشنايي و ارتباط برقرار كرد. نخستين همكاري عملي رضاخان با انگليسي ها زماني آغاز شد كه وي در گردان قزاق همدان بود وبا زمينه سازي انگليس فرمانده فوج تيراندازان قزاق هاي همدان شد. بعد از اين واقعه انگليسي ها بيش از گذشته به آموزش و وابسته كردن رضا خان مشغول شدند. سرانجام در زماني كه خواستند جايگزيني براي قرارداد 1919 پيدا كنند رضا خان را از هر شخصي مناسب تر تشخيص دادند. در اين زمان ژنرال آيرونسايد بارها با رضا خان گفت و گو كرد وبرنامه و اهداف انگليس را براي او توجيه كرد و از هر نظر اين نظامي خشن بي سواد و سرسپرده را براي كودتا آماده نمود. در روز 23 بهمن 1299 هـ . ش آيرونسايد (فرمانده نظاميان انگليسي در ايران ) آخرين گفت وگو را نيز با رضا خان انجام داد وبرنامه كودتا را به دست او سپرد. بين ترتيب بود كه به تعبير امام خميني انگليس امور ايران را به دست يك قلدر بي اصل داد. امام خميني در اين باره مي فرمايد :
    از اول كه آن كودتاي اول واقع شد و ما آن وقت در اراك بوديم اين به حسب چيزهايي كه در راديوهاي آن وقت در بعد از اينكه اين جنگ دوم شروع شد در راديوهاي آن وقت اين مطلب را گفتند مردم مي دانستند كه تا يك حدودي لكن درست نه تبليغات سو نمي گذاشت درست مردم بفهمند لكن بعد از آنكه آن شخص را آن آدم سياهرو را رضا خان را از ايران بيرون كردند در راديوهاي دهلي گفتند كه ما اين را آورديم سر كار و چون خيانت كرد حالا برديمش ; رضا خان را از اول انگليسي هاي جنايتكار انگليسي هاي غير صالح كه اسلحه در دستشان بود رضا خان را اسلحه دار كردند و اين آدم ناشايسته بي اصل را با اسلحه آوردند و مسلط كردند بر مردم و چه جناياتي چه جناياتي در اين مدتي كه آن مرد سياهرو روي كار بود نمي شود تشريح كرد نمي توانيم تلخيهاي آن روزها را براي شما تشريح كنيم . (5 )
    از اول دولت انگليس پدر اين شاه را بر ما تحميل كرد و بعد هم كه او خيانت به آنها كرد او را اخراج كردند. متفقين كه يكيشان انگلستان بود محمدرضا شاه را بر ما تحميل كردند و تحميلات دولت انگليس و ظلمهايي كه به ملتهاي ضعيف كه يكي از آنها ملت ماست كرده اند سابقه زيادي دارد . (6 )
    دراين زمان پنجاه سالي كه شايد شما و من يادمان از اول باشد و بسياري از آقايان يادشان نيست از اول كه رضاشاه آمد اينجا اين را انگليس ها آوردند آن وقت آمريكايي ها خيلي چيز نبود انگليس ها آوردند. در راديو دهلي كه آن وقت تحت ـ چيز ـ (اختيار) انگليس ها بود من خودم شنيدم كه رضاخان را ما آورديم در ايران آورديم و بعد به ما خيانت كرد برديم آن را آوردن وبردن را خود آنها گفتند كه ما كرديم اين كار را و مسئله اين طور بود . (7 )
    سلسله بي اصل پهلوي پس از 58 سال خدمت به بيگانگان سرانجام در 22 بهمن 1357 هـ . ش در پي انقلاب عظيم ملت ايران به رهبري امام خميني از ميان رفت وكشور از چنگال بيگانگان نجات پيدا كرد.
    مآخذ :
    1 ـ كشف الاسرار ص 224
    2 ـ صحيفه نور جلد 4 ص 118
    3 ـ همان جلد 12 ص 231
    4 ـ همان جلد 15 ص 143
    5 ـ همان جلد2 ص 2
    6 ـ همان جلد4 ص 182
    7 ـ همان جلد5 ص 52
    امام خميني :
    از اول كه آن كودتاي اول واقع شد و ما آن وقت در اراك بوديم اين به حسب چيزهايي كه در راديوهاي آن وقت بعد از جنگ دوم گفتند مردم مي دانستند كه تا يك حدودي لكن درست نه تبليغات سو نمي گذاشت درست مردم بفهمند لكن بعد از آنكه آن شخص را آن آدم سياهرو را رضا خان را از ايران بيرون كردند در راديوهاي دهلي گفتند كه ما اين را آورديم سر كار و چون خيانت كرد حالا برديمش ; رضا خان را از اول انگليسي هاي جنايتكار انگليسي هاي غير صالح كه اسلحه در دستشان بود رضا خان را اسلحه دار كردند و اين آدم ناشايسته بي اصل را با اسلحه آوردند و مسلط كردند
    امام خميني :
    احمد شاه در اين چيز آخري كه گذاشتندش كنار براي اينكه يك قراردادي بود كه وقتي كه رفت در خارج در سر ميز مهماني قرارداد را دادند دستش كه امضا كند امضا نكرد. از همانجا اساس بيرون رفتن او و آمدن رضا شاه نقشه اش كشيده شد كه اين به درد ما نمي خورد كه قرارداد ما را امضا نمي كند
    امام خميني :
    رضا خان را آورده بودند براي اينكه اين را تشخيص داده بودند كه يك آدم قلدري است و اول هم يك نفر روزنامه نويس را سيدضيا را همراش آوردند و بعد هم او را بيرونش كردند و خود اين را گذاشتند كه يك آدم قلدري است مي تواند كارها را انجام بدهد اولا سواد ندارد چيزهاي سياسي را نمي داند و ثانيا آدم قلدري است هر كاري به او بگويند انجام مي دهد
    امام خميني :
    از اول دولت انگليس پدر اين شاه را بر ما تحميل كرد و بعد هم كه او خيانت به آنها كرد او را اخراج كردند. متفقين كه يكيشان انگلستان بود محمدرضا شاه را بر ما تحميل كردند و تحميلات دولت انگليس و ظلمهايي كه به ملتهاي ضعيف كه يكي از آنها ملت ماست كرده اند سابقه زيادي دارد

  • *****
    حديث نور


  • مهلت ده روزه براي تغيير نشانها و آرمهاي شاهنشاهي
    1359 4 7
    امام خميني در جمع اعضاي شوراي انقلاب و هيات دولت بيانات مهمي پيرامون تغيير سريع نشانها و آرمهاي شاهنشاهي از روي سربرگهاي دولتي و چاپ آرم موسسه مربوطه و يا جمهوري اسلامي ايراد نمودند.
    ايشان در اين رابطه به مسئولين چنين هشدار مي دهند : « مطلبي كه ديروز راجع به نشانها و آرمانهاي شاهنشاهي گفتم بايد تا ده روز ديگر عملي شود ولو صد ميليون تومان به واسطه اين كاغذها ايران ضرر ببيند كه نمي بيند. بايد بالاي كاغذها را ببرند اگر شد آرم آن موسسه و يا جمهوري اسلامي را چاپ كنند و الا روي كاغذ سفيد چيز بنويسيد هيچ ضرري ندارد. آقايان انقلابي نيستند والا اين اندازه هم به فكر اسراف نيستند. من اعلام مي كنم بعد از ده روز در يك جايي ديديم كه شخص مسئولي روي كاغذ با آرم طاغوت چيزي نوشت خودم به دادستان انقلاب مي گويم اين شخص را بياورد و محاكمه انقلابي كند و همان كاري كه با هروئين فروشها شد با اين اشخاص بشود كه اينها از هروئين فروشها براي ملت مضرترند. بايد اوليا امور با اين مسئله قاطعانه برخورد كنند. »
    ايشان همچنين در ادامه بيانات خود در رابطه با تصفيه ادارات و وزارتخانه ها از ضدانقلاب فرمودند : « اما مساله ديگر كه مهمتر از مساله قبل است تصفيه ادارات و وزارتخانه ها از ضدانقلاب است . بايد نوع اداره وزارتخانه ها و ادارات عوض شود و افراد ناصالح از آن ادارات تصفيه شود. بايد گروهي تشكيل شود كه هر كس برخلاف عمل مي كند گوشش را بگيرند و از اداره بيرونش كنند و هرگز راهش ندهند. بايد ديد چه كساني كارشكني مي كنند آيا خود وزير است دستش را بگيرند و از وزارتخانه اخراجش كنند. ما با كسي شوخي نداريم . من كاري ندارم به اينكه چه كسي بايد اين كارها را بكند چون اين باز همان روش اداري است . بيائيد و روش انقلابي در پيش بگيريد. »
    احمد خدمتگزار ملت
    1359 5 1
    امام خميني با پيشنهاد ابوالحسن بني صدر رئيس جمهور وقت مبني بر موافقت با نخست وزيري مرحوم حاج احمد آقا مخالفت كردند. حضرت امام در پاسخ به اين پيشنهاد مرقوم فرمودند : « بسمه تعالي بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدي اين امور شوند احمد خدمتگزار ملت است و در اين مرحله با آزادي بهتر مي تواند خدمت كند. »
    افتخارات قم
    1359 6 6
    امام خميني طي سخناني در جمع گروهي از اقشار مختلف مردم شهر قم به تجليل از شهر قم پرداختند و فرمودند : « قم حرم اهل بيت است قم مركز علم است قم مركز تقواست قم مركز شهادت و شهامت است . از قم علم به همه جهان صادر شده است ومي شود و از قم شهامت به همه جا صادر مي شود. قم شهري است كه در آن ايمان و علم و تقوا پرورش يافته از آنوقتي كه قم بوده قم از زمان ائمه اطهار مورد توجه اسلام بوده است . از قم تقوا شجاعت شهامت و همه فضائل به همه جا صادر مي شود و صادر خواهد شد. علمايي كه در قم من ادراك كرده ام كساني بودند كه در دنيا نمونه بودند در علم و در تقوا و من اميدوارم كه ادامه پيدا كند اين علم و تقوا در شهر شما تا زمان ظهور امام زمان سلام الله عليه . من هر جا باشم قمي هستم و به قم افتخار مي كنم . دل من پيش قم است و قمي . و دل من پيش همه اهل تقواست و همه كساني كه به اسلام خدمت مي كنند من گر چه از قم مع الاسف تا يك مقداري دور هستم لكن به حسب قلب نزديكم . »