روزنامه جمهوري اسلامي 10/12/1385 صفحه مقالات

  • همانند بودن صحابه دو انقلاب عاشورا و عصر ظهور
  • پاسخ به شبهات مهدويت
  • *****
    همانند بودن صحابه دو انقلاب عاشورا و عصر ظهور




  • بخش دوم و پاياني
    دكتر محمدرضا سنگري
    اشاره : بخش نخست مقاله (همانند بودن صحابه دو انقلاب ; عاشورا و عصر ظهور) را روز پنج شنبه 3 اسفند 85 در همين صفحه (روح زندگي ) مطالعه فرموديد. آنچه پيش روي شماست بخش دوم و پاياني اين مقاله است كه از نظر شما خوبان و منتظران آقا حجت بن الحسن (عج ) مي گذرد.
    اين ويژگي نيز در صحابه امام موعود(عج ) ديده مي شود. امام علي (ع ) در توصيف صحابه حضرت امام مهدي (عج ) مي فرمايد :
    الا و ان من ادركها منا يسري فيها بسراج منير و يحذو فيها علي مثال الصالحين ليحل فيها ربقا و يعتق فيها رقا و يصدع شعبا و يشعب صدعا في ستره عن الناس لايبصر القائف اثره ولو تابع نظره ثم ليشحذن فيها قوم شحذ القين النصل تجلي بالتنزيل ابصارهم و يرمي بالتفسير في مسامعهم و يغبقون كاس الحكمه بعد الصبوح 9.
    آگاه باشيد! هر آن كس از ما كه فتنه هاي آينده را دريابد با چراغي روشن گر در آن گام مي نهد و بر همان سيره و روش پيامبر و امامان رفتار مي كند تا گره ها را بگشايد بردگان و ملت هاي اسير را آزاد سازد جمعيت هاي گمراه و ستم گر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آوري مي كند. اثر قدمش را نمي شناسد اگرچه دريافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان كنند. سپس گروهي براي درهم كوبيدن فتنه ها آماده مي گردند و چونان شمشيرها صيقل مي خورند ديده هايشان با قرآن روشنايي گيرد در گوش هايشان تفسير قرآن طنين افكند و در صبح گاهان و شام گاهان جام هاي حكمت سرمي كشند.
    آنان كه از چشمه سار قرآن سيراب مي شوند دشمن شناس و پايدار در عرصه جهاد و ايثارند. در كربلا امام يك شب امان و مهلت مي طلبد و مي گويد : ما شيفتگان عبادت و زمزمه قرآنيم و شب عاشورا فضا عطرآميز از نسيم نفس هاي قرآني و دلاويز از زمزمه هاي عاشقانه و عرفاني مي شود. هركس با عاشورا آشنا بوده و بي تاب ظهور و حضور در جمع ياران حضرت امام مهدي (عج ) است با حكمت و معرفت قرآني همدم مي گردد كه « بي معرفت » قرآني نه عاشورا مي شد و نه حكومت مهدوي محقق مي شود.
    نكته لطيف و مشترك در ميان صحابه دو انقلاب عشق ورزي به قرآن است . در وصف شب عاشورا گفته اند :
    لهم دوي كدوي النحل 10
    زمزمه آنان در خيمه ها چون زمزمه زنبور در كندوي عسل بود.
    در وصف ياران امام موعود نيز گفته شده كه چشم روشني آنها « تنزيل » و نغمه دلپذير و گوش نواز زندگي شان تفسير قرآن است :
    تجلي بالتنزيل ابصارهم و يرمي بالتفسير في مسامعهم 11.
    آيا جز اين است كه تلاوت قرآن آرامش مي بخشد و جان را از طمانينه لبريز مي سازد در پرتو همين آرامش مي توان طوفان ها و بحران ها را شكست و به ساحل امنيت و آسايش رسيد.
    2 ـ عشق ورزان به امامت و ولايت
    ياران عاشورايي بي بهانه اند. بر سر جان چانه نمي زنند و در هر چه امامشان مي گويد و مي خواهد ترديد روا نمي دارند. در بسياري از سرودهاي صحابه دفاع از اهل بيت دفاع از حريم امامت و عشق ورزي به اباعبدالله محور اصلي است .
    زهير پسر قين سردار سپاه جناح راست لشكر امام چنين رجز مي خواند :
    انا زهير و انا ابن القين اذودكم بالسيف عن حسين
    ان حسينا احدالسبطين من عتره البر التقي الزين
    ذاك رسول الله غيرالمين
    اضربكم ولا اري من شين 11
    در هنگام نبرد چونان پروانه گرد امام (ع ) مي چرخيدند و جان خويش را سپرش مي ساختند. سعيد پسر عبدالله حنفي در هنگام نماز اباعبدالله جانش را سپر تيرها كرد. هر تيري كه به قصد عضوي از اعضاي امام از كمان رها مي شد « سعيد » همان عضو خويش را روياروي تير قرار مي داد و در پايان نماز امام با بدني كه تيرها آن را پوشانيده بود مقابل حضرت افتاد و امام گرماي محبت خويش را به پيشاني اش بخشيد و بهشت و ديدار پيامبرش را مژده داد.
    كربلا صحنه عشق بازي با نام حسين (ع ) است . ياران حسين (ع ) كه به « راه » و « سيرت » حسين (ع ) آگاهند با نام ياد و همراهي اش سرخوش بودند و از عشق او سرشار. ياران عاشورا با ديدار امام تواني تازه مي يافتند. همچون خود امام بي هراس مي جنگيدند و در آخرين زمزمه نيز نسيم ياد حسين لب هايشان را متبرك و متبسم مي ساخت .
    ياران حضرت امام مهدي (عج ) نيز چنين سيرت و صفاتي دارند به امام عشق مي ورزند و شيفتگي خويش را به هر بهانه و هر جا نشان مي دهند.
    امام صادق (ع ) مي فرمايد :
    « و رجال كان قلوبهم زبر الحديد لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الحجر لو حملوا علي الجبال لازالوها لايقصدون براياتهم بلده الا خربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام (ع ) يطلبون بذلك البركه و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد فيهم رجال لاينامون الليل لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم رهبان بالليل ليوث بالنهار هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشيه الله مشفقون . يدعون بالشهاده و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم : يا لثارات الحسين . اذا ساروا يسيرالرعب امامهم مسيره شهر يمشون الي المولي ارسالا بهم ينصرالله امام الحق 13.
    ياران حضرت امام مهدي (عج ) مردان پولادند و همه وجودشان يقين به خدا. مرداني سخت تر از صخره ها. اگر به كوه ها روي آورند آنها را از جاي برمي كنند. درفش پيروزگر آنان به شهر و پايتختي روي نمي نهد مگر اين كه آن جا را به سقوط وادارد. گويي آن مردان عقاب هاي تيز چنگالند كه بر مركب ها سوار شده اند. اينان براي تبرك و فرخندگي دست خويش را به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. او را در ميان مي گيرند و جان خويش راـ در جنگ ها ـ پناه او مي سازند و هر چه را اشاره كند با جان و دل انجام مي دهند. اين شيرمردان شب هنگام نخوابند و چون صداي زنبوران عسل زمزمه قرآن و مناجات خويش در هم اندازند و تا بامداد به عبادت خدا بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها باشند. آنان راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش دارند و چون مشعل هاي فروزانند; دل هاي منور آنان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است . »
    اين مردان تنها از خدا مي ترسند و فرياد « لااله الاالله » و « الله اكبر » آنان بلند است و همواره در آرزوي شهادت و كشته شدن در راه خدايند. شعار آنان « يا لثارات الحسين » (بياييد به طلب خون حسين ) است . (ياران حسين ) به هر سوي روي آورند ترس از آنان پيشاپيش در دل مردمان افتد (و تاب مقاومت از همه بگيرد). (اينان ) دسته دسته به سوي خداوند (يا امام ) خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي كند.
    .3 دين مدار دين دار و دين يار
    نهضت و حركت اباعبدالله عليه السلام و يارانش براي اصلاح دين زدودن غبارها و زنگارهاي تحريف و بدعت ها بود. امام عليه السلام در وصيت نامه خويش ـ كه به دست برادرش محمد حنفيه مي سپارد ـ به اين ويژگي و هدف اشاره مي كند :
    خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر14....


    من در خيزش و قيام خويش قصد اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهي از منكر دارم ....
    در عرصه نبرد ياران امام حسين عليه السلام بر دفاع از حريم دين تاكيد مي كردند. از همين رو امام عليه السلام را سزاوار دفاع مي دانستند.
    در انقلاب نهايي جهان نيز ياران موعود دين مدار و دين يارند. مگر قيام حضرت امام مهدي (عج ) جز براي برپايي دين پيامبر صلي الله عليه و آله است :
    اذا قام القائم جا بامر جديد كما دعا رسول الله صلي الله عليه و آله في بدوالاسلام الي امر جديد . 15
    زماني كه حضرت امام مهدي (عج ) قيام كند امري تازه مي آورد; چنان كه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در صدر اسلام امري تازه آورد.
    امام زين العابدين عليه السلام خطاب به ابوخالد كابلي در وصف ياران حضرت امام مهدي (عج ) مي فرمايد :
    اي ابوخالد! مردماني كه در روزگار غيبت به سر مي برند و معتقد و منتظرند از مردمان همه زمان ها افضلند زيرا خداوند متعال به آنان خرد و فهم و معرفتي داده كه غيبت امام زمان (عج ) براي آنان مانند حضور است . خدا اين مردم را مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است ; همانند كساني كه در ركاب پيامبر صلي الله عليه و آله شمشير مي زدند و پيكار مي كردند. آنانند اخلاص پيشگان حقيقي و شيعيان واقعي . آنانند ـ كه در نهان و عيان ـ مردم را به دين خدا دعوت مي كنند . 16
    .4 تدبير روشن بيني در برنامه ريزي
    انقلاب عاشورا آن چنان دقيق برنامه ريزي شده سنجيده و نظام مند بود كه هر حركتي از آن گويي عضوي از يك اندام است كه تفكيك و جدايي آن از كل پيكره ممكن نيست و تنها در درون همان پيكره « معنا و مفهوم » مي يابد. اين اندام وارگي را در آغاز حركت موضع گيري ها منازل راه صحنه عاشورا و پس از آن به روشني مي توان يافت .
    برنامه ريزي عاشورا در نحوه رزم نوع سخن گفتن رفتن افراد به ميدان از اجزاي قابل مطالعه و زيبا است . حركت پس از عاشورا و برخوردها سخنراني ها و شيوه هاي تحقير عبيدالله و يزيد ـ دو عنصر مغرور و مستكبر نيز از بخش هاي قابل تامل در برنامه نهضت حسيني است .
    مطالعه نهضت و حركت اباعبدالله عليه السلام نشان مي دهد كه امام در هر منزل برنامه ريزي مي كند. با تدبير و ظرافت تمام بر آمادگي رواني و دانش ياران مي افزايد و مراحل بعدي راه را تبيين و روشن مي سازد تا هر كس بداند در كجاي اين برنامه بزرگ مي تواند قرار بگيرد و اگر نمي تواند سر خود گيرد و از كربلا بيرون آيد.
    شيوه برخورد امام عليه السلام در منزل « شراف » كه جذب شدن حربن يزيد رياحي و زهير بن قين را در پي داشت 17 تدبير و برنامه اباعبدالله الحسين عليه السلام را روشن مي سازد. مهلت خواستن در شب عاشورا نيز از برنامه هاي جالب كربلا است و در پس برنامه ها تدبيري ژرف و دقيق نهفته است .
    نهضت بزرگ موعود نيز با تدبير و برنامه است . چه در حركت امام زمان (عج ) چه در مظاهر و شعائر مانند لباس سلاح نوع حركت و حتي در شعار آن بزرگوار برنامه دقيق و تدبير عميق او را مي توان يافت :
    ان الارض يرثها عبادي الصالحون 18
    ....بندگان شايسته ام وارث (حكومت ) زمين خواهند شد.
    برنامه مهدي موعود(عج ) و يارانش پايان دادن به تباهي و سياهي و گسترش قسط و عدل است :
    حضرت امام مهدي (عج ) فريادرسي است كه خداوند او را مي فرستد تا به فرياد مردم عالم برسد.... ياران قائم به سراسر جهان پا نهند و همه جا قدرت را در دست گيرند. همه كس و همه چيز مطيع آنان شوند حتي درندگان صحرا و مرغان شكاري خشنودي آنان را بطلبند. شادي و شادماني يافتن به اين پيام آوران دين و صلاح و عدالت تا بدان جا است كه قطعه اي از زمين بر قطعه اي ديگر مباهات مي كند كه يكي از ياران حضرت امام مهدي (عج ) بر آن جا پا نهاده باشد . 19
    هدف قيام كربلا رويارويي با ظلم بازگرداندن به سيره پيامبر صلي الله عليه و آله و امام علي عليه السلام اصلاح امت و امربه معروف و نهي از منكر بود و برنامه حضرت امام مهدي (عج ) نيز چنين است . ياران حضرت امام مهدي (عج ) چون صحابه عاشورا ميثاق پاك بازي و فداكاري در راه آرمان هاي دين ستيز با سياه كاران و دفاع از حريم قرآن و اهل بيت دارند.
    آنان مدير و مدبرند برنامه ريزاني بصير و گردانندگاني خبير كه پاي اراده شان را هيچ خطري نمي لرزاند و عزم سترگ شان را هيچ طوفاني برنمي آشوبد.
    پاورقي
    9 ـ نهج البلاغه خطبه 150
    10 ـ سيدبن طاووس اللهوف ص 94
    11 ـ نهج البلاغه خطبه 150
    12 ـ علامه مجلسي بحارالانوار ج 45 ص 25
    13 ـ همان ج 52 ص 307 باب 26 ح 82
    14 ـ همان ج 44 ص 329 باب .37
    15 ـ شيخ مفيد الارشاد ج 2 ص .384
    16 ـ شيخ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 1 ص 320 باب 31 ح .2
    .17 ر . ك : همو الارشاد ج 2 ص .76
    18 ـ انبيا (21 ) آيه .105
    19 ـ شيخ صدوق كمال الدين و تمام النعمه ج 2 ص 673 باب 58 ح 26 : عن جابر بن يزيد عن ابي . جعفر عليه السلام قال : كاني باصحاب القائم و قد احاطوا بما بين الخافقين فليس من شي الا و هو مطيع لهم حتي سباع الارض و سباع الطير يطلب رضاهم في كل شي حتي تفخر الارض علي الارض و تقول مربي اليوم رجل من اصحاب القائم .

  • *****
    پاسخ به شبهات مهدويت


  • چه آثار و فوايدي بر بحث از مهدويت در اين زمان مترتب است
    برخي بر اين گمان اند كه طرح و بررسي موضوع مهدويت در اين زمان امري بي فايده است زيرا اين موضوع مربوط به آينده بشريت است و آينده و اتفاقات آن امري است مجمل و مبهم اما آنچه وظيفه ماست اينكه به تكاليف خود در عصر و زمان خود عمل كنيم زيرا هر عصر و زماني مقتضيات خود را مي طلبد ... (1 )
    پاسخ : بحث از مهدويت در اين عصر و زمان آثار و فوايدي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم : 1 ـ آرمان قيام و انقلاب مهدي عليه السلام يك فلسفه بزرگ اجتماعي اسلامي است . اين آرمان بزرگ گذشته از اينكه الهام بخش ايده و راه گشاي به سوي آينده است آينه بسيار مناسبي است براي شناخت آرمان هاي اسلامي . (2 )
    2 ـ نويد به برپايي حكومتي جهاني و اسلامي اركان و عناصر مختلفي دارد كه برخي فلسفي و جهاني است و جزئي از جهان بيني اسلامي است و برخي فرهنگي و تربيتي است برخي سياسي است و برخي اقتصادي و برخي اجتماعي است . و برخي انساني يا انساني طبيعي مي باشد . (3 )انسان مي تواند با الگوپذيري از برنامه هاي جامع و فراگير حضرت در عصر ظهور به آرمان هاي واقعي اسلام نزديك شود.
    3 ـ در طول تاريخ و در سطح جهان انقلاب هاي گوناگوني از قبيل فرهنگي سياسي اجتماعي و... صورت گرفته است ولي اكثر اين انقلاب ها يا در شروع موفق نبوده و يا اينكه در مواجهه با مشكلات فراوان و مقابله با دشمنان خود نتوانسته است دوام بياورد... و تنها نگاه سبزي كه شيعه به مهدويت دارد مي تواند با ايجاد روحيه اميد درجامعه مردم را از نااميدي و ياس برهاند. شيعه معتقد به اما م زماني زنده و حاضر و ناظر بر اعمال خود است كه او را در مواقع حساس كمك كار خواهد بود. اين اعتقاد از جهت روان شناسي آثار عميقي را در روحيه شيعيان خواهد گذاشت .
    4 ـ از آن جهت كه وقت تشكيل حكومت امام زمان عليه السلام مشخص نيست و هرلحظه مي توان زمان ظهور باشد لذا وظيفه داريم كه نظري به مباحث مهدويت و ظهور كرده و خصوصيات عصر ظهور و وظايف خود در آن عصر را بدانيم .
    5 ـ رسيدن به حكومت جهاني توحيدي در عصر ظهور شرايطي دارد كه برخي از آنها به دست خود بشر حاصل مي گردد از آن جمله رسيدن بشر به تكامل همه جانبه و رسيدن به مستواي عالي فكري است . لذا برماست كه آرمان هاي اصيل اسلامي در عصر ظهور را بدانيم تا بتوانيم هر چه بهتر در نزديك شدن آن سهيم بوده و زمينه ساز ظهور حضرت باشيم .
    6 ـ بحث از مهدويت تنها بحث از اموري نيست كه مربوط به آينده بشريت باشد بلكه بحث از امامت و مهدويت است بحث از اينكه در هر زماني بايد امام معصومي موجود باشد خواه حاضر و مشهور و خواه غايب و پنهان تا حجت ها و بينات خداوند باطل نگردد.و لذا در روايات اسلامي از رسول خداصلي الله عليه السلام مي خوانيم : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه » (4 ) « هركس بميرد و پيشواي زمان خود را نشناسد مرده است از نوع مردن زمان جاهليت . » بحث از مهدويت بحث از غيبت و فلسفه آن و آثار و بركات وجود امام در اين عصر غيبت است .و لذا بحث از مهدويت از وظايف وتكاليف شيعه در عصر غيبت است .
    منبع : كتاب موعودشناسي
    نوشته علي اصغر رضواني
    1 ـ المهدي المنتظر دكتر عداب محمود محش ص 214
    2 ـ قيام و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ شهيد مطهري ص 57
    3 ـ همان
    4 ـ شرح مقاصد ج 5 ص .239