
گفتاري از آيت الله هاشمي رفسنجاني
اشاره
آنچه پيش روي داريد متن سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني در
همايش دو سالانه برترين حكومت اسلامي است كه در دهه فجر سال جاري
در شهر مقدس قم تشكيل گرديد. محتواي اين سخنان جايگاه رفيع « امامت
و رهبري » و تداوم آن در عصر غيبت بر مبناي « ولايت فقيه » و در شكل و
محتواي « جمهوري اسلامي » است .
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله و السلام علي رسول الله و آله
و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن . قال اني جاعلك للناس اماما (سوره
بقره
آيه 124 )
ابتدا بايد از دبيرخانه مجلس خبرگان و شخص آيت الله اميني قدرداني كنيم
كه در اين دوره جريان خوبي را براي تحقيقات در مهمترين ركن نظام
اسلام
و تاريخ
پايه گذاري كردند و مي دانيم كه به خاطر وسعت و عمق كار
در
گامهاي اول هستيم . خودمان را به آنچه كه به دست آورديم
قانع نميدانيم
ولي آنچه كه تا به حال به دست آمده
نشان از يك نياز و همچنين يك امكان
و پيشتازي انسانهاي بزرگواري است كه جلو افتادند و در اين وادي وارد
شدند.
بايد بپذيريم ما در باره امامت
احكام امامت
اختيارات امامت و آثار
امامت از ديدگاه اسلام و واقعيتها
خيلي كم كار كرديم . نه اين كه بخواهيم
روحانيت و حوزه ها را سرزنش كنيم
بلكه به خاطر شرايطي كه در تاريخ ما
بوده
تقاضايي نبوده تا عرضه اي اتفاق بيافتد.
اگر مي بينيم كتابهاي مورد نياز و تقاضاي جامعه در فقه و اصول
به
خصوص در بحث صلات
زكات
حج و تا حدودي طهارت ; اين همه فراوان
شده و كتابخانه ها را پر كرده
به خاطر اين است كه در اين موارد
به حوزه ها
مراجعه بوده و حوزه ها به اين مسائل مي پرداختند
اما در مسائلي كه مراجعه
نبوده و روحانيت و حوزه ها در آن مسايل منزوي بودند
تحقيقاتشان در حد
همان نياز و درك خودشان و گاهي مراجعات محدود و سئوال و جواب بوده
است . امامت هم از همان موارد منزوي شده و مظلوم در كارهاي تحقيقاتي
قاطبه مسلمين است . شايد انقلاب اسلامي و حركت شجاعانه امام راحل
به
خوبي اين باب را باز كرده باشد و براي آينده هم
نيازهاي حكومتي
حوزه ها
را وادار به كار بيشتر كند كه ظاهرا همينگونه مي شود. در بحثهاي كلامي و
مسائلي از اين نوع
وضع بهتري داريم
ولي وقتي وارد مباحث فقهي و
مسائل فراواني كه در سراسر زندگي مردم وجود دارد
مي شويم كه بايد
ولايت و امامت پاسخگو باشد
بايد خيلي كار كنيم .
من هم به عنوان طلبه اي كه با مباني و راهكارهاي حوزه آشناست و هم به
خاطر گرفتاريهاي كارهاي سياسي
اجرايي و تقنيني
مي دانم كه چقدر عقب
هستيم . اول اين هشدار را عرض مي كنم
همه ما مي دانيم كه روي هيچ مسئله اي به اندازه امامت و ولايت
تكيه
نشده كه ما را دعوت به توجه به آن كرده باشد و مي دانيم به خاطر انحراف از
آنچه كه خداوند در بحث امامت و ولايت براي بندگانش خواسته
چقدر
تاريخ و جامعه ما ضرر كرده است !!
خدا كند كه اين كار در سايه تداوم انقلاب اسلامي
تداوم داشته باشد و ما
روزي شاهد جوابگويي به همه مسائل آن باشيم !
در قرآن به بحث امامت پرداخته شد. مبناي اصلي ما بايد از قرآن گرفته
شود; اول بايد به قرآن و بعد به مفسران قرآن و در راس مفسران
ائمه (ع )
توجه كنيم كه خيلي چيزها به ما آموخته اند.
به نظر مي رسد كه بحث امامت ـ اگر واقعا هم اينگونه نباشد ـ در قرآن
بيشتر از زمان حضرت ابراهيم
مطرح مي شود. قبل از آن
انبيايي بوده اند
ولي چگونگي امامت آنها و امامت عصرشان
خيلي مطرح نيست . بعد از
حضرت ابراهيم هم به انبياي ديگر مي رسيم
ولي بحث امامت مطرح نيست .
يا لازم نبوده كه قرآن همه را بگويد
يا همه امامت نداشتند. « و جعلنا منهم
ائمه »
(سوره سجده
آيه 24 ) يك جا هم بدون « منهم » است . اگر « من » را
« تبعيضيه » بگيريم
بايد بگوييم كه امامت مخصوص يك عده از انبيا بوده و
شايد هم همه داشتند; چون يك جا هم « و جعلنا هم ائمه » (سوره انبيا
آيه
73 ) هست . البته آن « هم » ممكن است به همان انبياي مسبوق برگردد .
به هر حال
قطعا بسياري از انبيا
امامت داشتند و امامت هم با رسالت
تلازم نداشته است . البته به هرحال به طور ذاتي تا حدودي يك نوع ولايت
را براي فقها قائليم ; تحقيقا انبياهم يك نوع ولايت در محدوده كار خودشان
داشتند
اما آن امامتي كه الان روي آن تكيه مي كنم
قبل از بحث ولايت
است و ولايت فقيه
بحث بعدي ماست .
در مورد امامت
كه قرآن بيشتر روي ائمه منصوص ـ چه انبيا و چه
جانشينان آنها ـ تكيه دارد. شرايط زيادي دارند كه بتوانند امام باشند و
اولين آنها عصمت است . نبايد كمترين خدشه اي در رسالت آنها و انجام
وظايفشان و كار و ارشادي كه مي كنند
باشد.
اين براي اداره جامعه خيلي اهميت دارد و تعجب مي كنيم كه تاريخ هميشه
شاهد مظلوميت ائمه منصوص و معصوم از عصر حضرت ابراهيم تا عصر
امام زمان (عج ) بوده است . اين از ظلمهايي است كه بشريت به خود كرده
است . به امامت كه مهمترين هديه الهي به بشريت است
كم توجهي كرده و
واقعا « ظالم لنفسه » شده است .
مطالب ديگري نيز از قرآن استفاده مي شود. من چند موردش را كه الان در
خاطرم هست
عرض مي كنم : مثلا يقين و ايمان . قرآن وقتي امامت انبيا را
مي گويد
جمله اي دارد كه اينها اهل يقين هستند. « وكانوا بآياتنا يوقنون » .
(سوره سجده
آيه 24 ) بعد از آن كه مي فرمايد : « و جعلنا منهم ائمه » الي
آخر
« و كانوا بآياتنالله » ; به اين دليل است كه ايمان و يقين شرط مهمي براي
كار است كه با قاطعيت بتوانند عمل كنند. صلاحيتهاي عمومي شان قطعي
است ; چون اول قيد صلاحيت مي كند
بعد « جعلناهم ائمه » ; « و كلا جعلنا
صالحين و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا » (سوره انبيا
آيات 72 و 73 ) .
ارشاد
آموزش و هدايت مردم از لوازم جدي امامت است ; يعني امامتي كه
اين خاصيت را نداشته باشد
آن هدف امامت را تامين نميكند. حتما آقايان
اين چيزها را بهتر از ما مي دانند كه از عصمت
عدم ظلم هم فهميده مي شود
ولي واقعا بايد تاكيد جداگانه اي كنيم كه به هيچ نحو نبايد سابقه و آلودگي به
ظلم داشته باشند!
وقتي حضرت ابراهيم تقاضاي ادامه امامت را در نسل و ذريه خودشان
مي كند
جوابشان اين است كه اين حق به ظالمين نميرسد و به آنها داده
نميشود. ظلم هم پهنه وسيعي دارد
حتما اين ظلمهاي خيلي معروف نيست .
كسي كه مي خواهد امام باشد
بايد واقعا از هر نوع آلودگي پاك باشد. شايد
تعبير ديگر عصمت باشد و شايد هم بتوانيم مفهوم ديگري از آن دربياوريم .
الان نميخواهم وارد اين بحثها شوم
چون در درسها و مباحث خود داريد و
مي دانيد. الان بيشتر مي خواهم به بخش دوم كار و مساله استمرار ولايت
برسم .اين كار موقت و موضعي نبوده
چون در قرآن آمده است : « و جعلها
كلمه باقيه في عقبه » (سوره زخرف
آيه 28 ) بعد از آن كه ولايت را اعطا
مي كند; امامت را مي گويد. مي فرمايد : (و جعلها كلمه باقيه في عقبه ). « في
عقبه » تا قيامت مي آيد; چون قيدي ندارد. بنابراين
يك اصل قطعي است . ما
از زمان ابراهيم به بعد را داريم
شايد قبلش را بايد داشته باشيم ! بالاخره
دنيا كه بدون رهبر نبوده است . اگر فرض كنيم كه نسلهاي ديگر از آدمهاي
ديگر يا نوع ديگر از بشر بوده
هم بي رهبر نبودند. از آيات قرآن هم اينگونه
استنباط مي شود.
به هر حال
ما كه دنباله دين حنيف حضرت ابراهيم هستيم و همه انبيا
افتخار مي كنند كه به نحويي خودشان را به حضرت ابراهيم منسوب كنند و
امتها هم افتخارشان همين است و به اين مي نازند و مشاجره دارند كه چه
كسي « ابراهيمي » است ; اين دين حنيف
مبتني بر امامت بوده است .
تا معصومين هستند
سايه آنها همه جا هست و خداوند به آنها امامت داد و
انحصاري است . يك بحث اين است كه امامت جهاني يا محدود باشد. اين
بحث كاملا مهمي است كه در يك زمان
با دستور آسمان
در زمين چند امام
منصوب منصوص مي توانند باشند اين موضوع بحث جداگانه اي و جزو
تحقيقات است و بايد روزي به اين سئوال جواب بدهيم .
به هر حال
تا ائمه منصوص و معصوم هستند
تكليف ما خيلي روشنتر
است . بعد از غيبت كبراي امام زمان (عج )
مساله جدي و جديدي پيش
آمده است . خيلي از فقهاو انديشمندان اسلامي معتقدند كه امامت مثل روح
در جسد است . اگر عموم پيكر جامعه را يك پيكر حساب كنيم
روحش
ولايت و امامت است كه بدون آن روح رويش ندارد.
منطق هم همين را حكم مي كند. هيچ كس نميتواند جامعه اي بي سرپرست را
بپذيرد; اين يعني هرج و مرج . هيچ وقت هم نخواهد بود. دل بعضي از
جامعه شناسها مي خواهد روزي دنيايي را ببينند كه در آن
هيچكس بر هيچ
كس ولايت نداشته باشد و همه
خودشان باشند. يعني اين قدر صالح و
پيشرفته باشند
اما تا آن جايي كه انسان طبع و روح بشر را كالبد شكافي
مي كند
به نظر نميرسد چنين فضايي را در آينده ببينيم . به نظر مي رسد يك
واقعيت و نياز تاريخي بشر تا قيامت است .
اگر امام زمان (عج ) ظهور كنند
ديگر اين بحثها را نداريم . امام زمان (عج )
همه چيز را مشخص مي كنند و خيال همه راحت مي شود. ولي تا وقتي ايشان
ظهور نكردند
خوشبختانه منابع
ما را به اميدخدا رها نكرده كه به خودمان
واگذار كرده باشد. منابع ما مي گويد : گرچه امام معصوم نيست
ولي بايد
امتداد آن هديه الهي باشد. طبعا كسي كه سايه يا نائب امام زمان (عج )
مي شود
يا در غياب حضرت بقيه الله
مي خواهد به وظيفه امامت عمل كند
شرايط سنگيني دارد. چند شرط را براي ائمه منصوص از قرآن عرض كردم
كه خيلي بيشتر است . بحمدالله الان راحتيم
چون قانون اساسي كه فقها
علما و دانشمندان ما نوشتند
شرايط لازم را براي ولي فقيه كه امتداد امامت
الهي است
ديده اند و به صورت نايب ـ نه با اصالت ـ عمل مي كند.
خيلي روشن است كه مهمترين آنها دانش و عدالت و تقواست . چون
ضروري ترين است . عصمت
توقع بيجايي است
ولي بر تقوا تاكيد شده
است . مي توانيم تالي تلو عصمت را تقوا بگيريم . در كلمات اسلامي گوياتر از
تقوي براي اين معنا نداريم . چون بحث امامت است
شجاعت
درايت
مديريت و تدبير در همه زمانها
از جمله در زمان ما از ضرورتهاست
ائمه و
انبيا منهاي جنبه وحي و منهاي جنبه الهامشان اشجع الناس و مدبرترين
انسانها بودند. از لحاظ شخصيتي اينگونه بودند و برگزيدن آنها به خاطر اين
زمينه ها بوده است . خداوند به آنها موقعيتي اعطا كرده و اين جا هم اينگونه
است . به هر حال
فعلا روي اين بحثي نداريم . چون قانون اساسي ما شرايط
ولي فقيه را روشن كرده است .
بعد از پيروزي انقلاب موفق شديم اين اصل مهم اديان آسماني و به
خصوص اسلام را احيا كنيم . اين يكي از بزرگترين كارهايي بوده كه انقلاب
كرده است . شايد اصلاح و رفرم در جامعه زياد اتفاق افتاده باشد. گاهي
امرايي كه با قدرت
زور و سر نيزه آمدند
اصلاحاتي كردند و هميشه هم
مي تواند اتفاق بيافتد
اما يك كار مبنايي كه مساله را از اساس حل كند
در
انقلاب اسلامي اتفاق افتاد و قبل از آن در جايي سراغ نداريم كه اتفاق افتاده
باشد.
در دوران صفوي ها
وقتي مي خواهند خودشان را به جايي متكي كنند
حداكثر اين است كه از يك عالم
محقق و فقيه اجازه مي گيرند تا به مردم
بگويند ما مجازيم و عمل مي كنيم . دخالتشان هم جدي نبوده است . در عصر
قاجاري ها هم اينگونه بود. در دولت مراعشه در مازندران هم كه قطعه اي از
تاريخ است
عالمي را از لبنان دعوت كرده بودند كه مرشدشان باشد
اما اين
كه آمد يا نيامد يا ارشاد كرد يا نكرد
خيلي معلوم نيست .
اما اقدامي كه انقلاب اسلامي كرد و امام اين اصل عظيم مظلوم و منزوي را
احيا كردند
بايد جزو دستآوردهاي مهم انقلاب و ريشه اي ترين كاري كه
مي توانستيم بكنيم
به حساب بياوريم . از اين به بعد همه ما براي حفاظت و
حراست از اين موقعيت وظيفه سنگيني داريم . وظيفه حوزه هاي علميه بسيار
سنگين است ! الان وظيفه خبرگان كه اين مسووليت را به عهده دارند و از
مردم هم راي گرفتند تا اين وظيفه را انجام بدهند
بسيار سنگين است ; براي
اين كه اين مركزيت را به گونه اي حفظ و حراست كنند كه آن جايگاه
آثار و
ارزش خود را از دست ندهد و روز به روز تقويت شود.
بحمدالله تا امروز خوب گذشته است . از خود امام شروع مي كنيم كه پيشتاز
مساله هستند. اينگونه نبود كه قبل از انقلاب در حوزه
بحث ولايت فقيه
مطرح نباشد. در همه اعصار بود. منتها در همان محدوده اي كه مي توانستند و
دستشان باز بود
بحث مي كردند. خيلي وارد نميشدند كه بحث بيشتري كنند.
موقعي كه امام بحث ولايت فقيه را در نجف شروع كردند
جزو سخت ترين
مقاطع دوران مبارزه بود; يعني در آستانه تهاجم عميق رژيم سفاك پهلوي به
نيروهاي مبارز بود كه خيلي سفاكي كردند و بعد خيلي زود به كميته مشترك
رسيديم . يعني موقعي نبود كه فكر كنيم فردا حكومت اسلامي در دست
ماست . ايشان به عنوان يك فقيه در حوزه
قبل از اين كه علايم پيروزي
ظهور كند
بحث ولايت فقيه را جزو درسهايشان كردند و بعدا منتشر و در
جامعه پخش شد.
بحثهاي خيلي خوبي ارائه دادند كه تا الان ادامه پيدا كرده است .
نمونه هايش همين بحثهايي است كه الان شما مي بينيد و امروز اين جا گفتند :
كتابهاي با ارزشي نوشته شده است . واقعا بايد براي اين تحول امام را
بنيانگذار و پايه گذار حساب كنيم . بعد از پيروزي انقلاب هم با تاسيس
خبرگان ; به عنوان يك نهاد
ساختارسازي كرديم كه جزو مهمترين كارهاي
اجرايي است . اگر ساختار نباشد و به اميد خدا رها كنيم و بگوييم بعد از هر
ولي و امامي ; كس ديگري را انتخاب مي كنيم
مشكل درست مي شود
اما
بحمدلله با اتكاي به مردم ساختار درست شد.
بايد به امام
مردم و خودمان تبريك بگوييم كه هدايت شديم و اين كار را
انجام داديم . مي دانيم در گذشته هم به اندازه اي كه مردم با ائمه منصوص
بودند
موفق مي شدند. خود پيغمبر اينگونه بودند
دوران زندگيشان اينگونه
بود. حضرت علي (ع ) خيلي روشن اينگونه بودند و ساير ائمه هم در حد
امكانشان حتي در جهاد اينگونه بودند. وقتي امام مي فرمايد : « اگر من به
اندازه اينها به اين گروه ـ به گوسفنداني كه در آنجا بودند
اشاره مي كنندـ
پيرو واقعي داشتم
جور ديگري حركت مي كردم . » غربت آنها را در بين مردم
نشان مي دهد. همان مقداري كه دستشان مي رسيد
مي رفتند; يعني اصل
مساله مردم است . اگر مردم همراهي نكنند; اگر مردم در ركاب نباشند
اگر
مردم ابراز راي نكنند
اگر مردم نيايند و نپذيرند
اين اصل آسماني معطل
مي ماند
همان طور كه مانده و آثارش ديده نميشود و مظلومتر و غايب تر از
خود امام زمان (عج ) در تاريخ جلوه مي كند.
اين كار درستي است كه انتخاب خبرگان را به مردم و انتخاب ولايت فقيه را
به منتخبان مردم واگذار كرده اند. كاري كه انجام شد
منطقي و علمي است .
مردم صاحب انقلاب هستند و بايد صاحبنظر باشند. نظرشان را مي دهند و
افرادي را برگزيده مي كنند و اينها باسواد
صلاحيت
تقوا و علمشان
فرد
اصلح را تشخيص مي دهند و انتخاب مي كنند.
از اين بهتر نميشد
شما كه اهل تحقيق هستيد
مي توانيد تحقيق كنيد. البته
كار عرفي بود كه انجام داديم . اين كار متكي به دستور روشني در ساختار
نيست . مثل نسكي كه در زندگي اسلامي داريم
بلكه به خودمان واگذار شده
است . مي شد از اول اهل حل و فصل خودشان انتخاب كنند. مراجع تقليد را
چگونه انتخاب مي كنيم ! ممكن بود اينگونه انتخاب كنند. ولي كافي نبود! از
مرجع تقليد يك جور انتظار هست
اما از رهبري انتظار ديگري هست .
مستقيم يا غيرمستقيم مسوول و جوابگوي همه امور كشور و فرمانده
مي شود. فرمانش با قانون
با عوامل اجرايي و با همه قدرت يك نظام بايد
اجرا شود. خيلي تفاوت دارد با اين سبكي كه ما الان داريم كه هر كسي
خودش مرجع تقليدش را انتخاب و به رساله او عمل مي كند. اگر هم
نخواست
انتخاب نمي كند. همه چيز اختياري است . اما اينجا
اينگونه
نيست ! وقتي اتفاق افتاد
ديگر مطاع است و مردم هم بايد اطاعت كنند.
شايد رويه هاي سنتي در انتخاب ولي فقيه جواب نمي داد. همين راهي كه
انتخاب كرديم
يك راه عقلاني است . مجلس خبرگان آمد. مردم هم كم كم
دارند ارزش كار را مي فهمند و دليل آن انتخابات اخير است
در تجميع انتخابات خبرگان و شوراها تفسير خيلي ها اين بود كه اين كار
را كردند تا حضور مردم در خبرگان كم نباشد و مردم كه براي شوراها
مي آيند
به خبرگان هم راي بدهند
حتي بعضيها نگران بودند كه اگر مردم
آمدند و به شورا راي دادند و به خبرگان ندادند
چه مي شود ! يك رسوايي
از آن در مي آيد!
ولي درعمل چيز ديگري در آمد! خيلي ها آمدند به خبرگان راي دادند و به
شوراها راي ندادند. با اينكه شوراها مال زندگيشان است . آن هم جزو
وظايف و نيازهايشان است . اين نشاني بسيار خوب است كه مردم كم كم
ارزش كار را فهميدند. عليه خبرگان تبليغات هم خيلي زياد بود; دليلش هم
اين بود كه كارهاي ما در خبرگان علني نيست . در مجلس شوراي اسلامي
مردم از صبح تا شب آنچه را كه مي گذرد
مي شنوند و از مباحث كميسيونها
يا خود مجلس مطلع و صاحب نظر مي شوند
در مورد خبرگان
ما سالي دو بار اجلاس تشكيل مي دهيم و عمده بحث
هايمان غير علني است . فقط خبري از آنجا مي دهيم و مردم هم به خاطر
اعتمادي كه به علما و روحانيت دارند
به آنچه كه در آن جا مي گذرد
اعتماد
مي كنند. ما كه براي مردم استدلال نميكنيم . در طول سه دوره نسبت به اين
مساله تبليغات منفي شد كه چرا حرفهاي خبرگان علني نيست چرا مردم
مطلع نيستند همين بحثهايي كه داريد مي بينيد و زياد است . همين ها كافي
بود كه مردم دلسرد شوند. ولي حضور آنها در انتخابات خبرگان نشان رشد
اجتماعي مردم و اعتماد آنها به روحانيت
خبرگان و رهبري و نشان اطمينان
آنهاست و به اين نكته رسيدند كه چنين نهادي مورد نياز است . البته ما
مي توانيم در خبرگان كار زيادي براي خودمان درست كنيم كه معلوم باشد.
اگر بنا باشد خبرگان وارد مسائل شود
راههاي زيادي دارد. مثالش را در
خود خبرگان گفتم . گفتم مثلا ولي فقيه
مجمع تشخيص مصلحت را تعيين
مي كنند
مجمع تشخيص مصلحت
مصوباتي دارد كه از طرف ولي فقيه
مامور شده كه نظارت كند. در قانون اساسي اين نظارت مال رهبري است .
ايشان دستور دادند كه مجمع نظارت كند. الان خبرگان مي توانند مجمع را
احضار و پيگيري كنند و بگويند نظارت شما كجاست چه كرديد به
مصوبات شما عمل شده يا نه اگر نشده
شما چه كرديد كجا رفتيد
پرونده شما كجاست قضاوتتان كجاست .
اگر خبرگان بخواهد وارد مسائل شود
در بسياري از مواردي كه زير نظر
رهبري است
مي تواند وارد عمل شود
البته با شيوه خاص خود وارد
مي شود كه شايد يك مقدار اطلاع رساني لازم باشد. جزو بحثهاي امروز
نيست . اين بحث خبرگان است و در آنجا بايد بحث كنيم . اگر خبرگان هم
بخواهد نهاد معتبر و ارزشمندي در جامعه بماند
نبايد فقط به اين وظيفه
اكتفا كند كه اگر خداي نكرده روزي لازم شد
ولي جديد انتخاب كند. يا
نظارتش را الان انجام مي دهد
كه بحث ديگري است .
به هرحال
اين ساختار
يك چتر حفاظتي براي نظام است ! نعوذبالله ! اگر
اتفاقي براي ولايت فقيه بيافتد و چنين خبرگاني حاضر نباشد
در شرايطي
كه مشروعيت عملكرد مسوولان نظام به اجازه ولي فقيه متكي است
چه
اتفاقي در كشور مي افتد ! بر سر اين منصب چه اختلافاتي پيش مي آيد !
خبرگان هنر خود را بعد از امام
به خوبي نشان داد. واقعا امتحان تاريخي
داد. روزي كه خداوند امام راحل را از ميان ما بردند و ايشان را به بزم اوليا و
انبيا رساندند
شرايط بدي داشتيم . جنگ هنوز باقي بود; يعني آتش بس بود
اما خطر تجديد جنگ واقعي بود. گزارشهايي مي رسيد كه دشمن دوباره دارد
حركت مي كند. بعضيها بعدا گفتند اينها تبليغات بود براي اين كه زودتر راي
بگيرند. واقعا اينگونه نبود! همان موقعي كه در جلسه نشسته بوديم و من
جانشين فرماندهي كل قوا و در مجلس خبرگان بودم
در طول جلسه چند بار
به بيرون احضار شدم و خبر دادند كه در فلان جا تحرك ديده مي شود; عراق
دارد آماده مي شود; و در فلان جا آتش تهيه ريختند. احتمال مي دادم كه اينها
يك مقدار جنگ اعصاب باشد
ولي بعدا كه فراغت پيدا و رسيدگي كردم
ديدم درست بود. واقعا آن موقع خطر بود.
خبرگان ظرف چند ساعت
وظيفه خود را انجام داد ـ اين گواهي را بارها
دادم و الان هم مي دهم ـ به بهترين شكل عمل كرد. انتخابي كه خبرگان در آن
موقع و با آن سرعت كرد
حقا بهترين انتخاب بود! نه اينكه ما فقهاي
عظيم الشان كم داريم ! بسيار هم داريم
همين الان هم داريم . با توجه به
مجموعه شرايطي كه بعداز رحلت امام (ره ) در اداره كشور
حاكم بود; بعد از
سالها هرچه فكر مي كنيم
مي بينيم خبرگان بهترين انتخاب را كردند و
شخص آيت الله خامنه اي مناسب ترين فرد براي اين كار بودند و هنوز هم در
جامعه ما مناسبترين فرد است .
اين ارزش خبرگان است . يعني خود اين كار مهم است ! خبرگان كم هزينه
است . در طول سه دوره هزينه زيادي نداشت . سالهاي اول كه اصلا يك
شاهي از دولت نمي گرفتند. همه مي گفتند از جيب خودمان خرج مي كنيم .
بعدا كم كم بودجه حقيري براي جلسات و رفت و آمدها و امثال اينها
مي گيرد. هيچ يك از نمايندگان حقوق نمي گيرند و امتيازات خاص ندارند.
مردم كه نميدانند اينها مسووليت اجرايي و مسووليتهاي نظارتي آنگونه
ندارند
از آنها توقع دارند و مثل نماينده مجلس از آنها مي خواهند به آب و
نان و مشكلاتشان برسند و خبرگان هم نوعا از خودشان هزينه مي كنند تا اين
خدمت را بهتر انجام بدهند.
به هر حال
اين ساختاري كه براي مساله ولايت درست شد
از كارهاي با
ارزشي بود كه امام (ره ) آن موقع كمك كردند. كلمه خبرگان به خاطر اين
مجلس پيش نيامد. واژه خبرگان را براي مجلسي كه قانون اساسي را تدوين
مي كرد
انتخاب كرديم . علتش هم اين بود كه اول امام (ره ) فرموده بودند :
« مجلس موسسان تشكيل مي دهيم . « بعد در عمل معلوم شد كه اگر بخواهيم
مجلس موسسان تشكيل بدهيم
چند سال طول مي كشد تا قانون اساسي را
بنويسيم ; چون طبق نظام نامه موجود بايد پانصد
ششصد نفر انتخاب
مي شدند و معلوم نبود آنها چگونه عمل مي كردند خيلي طولاني مي شد
در
شوراي انقلاب بحثهاي زيادي كرديم . امام در قم بودند و خدمت ايشان
مي آمديم . بار آخر با پيشنهاد آيت الله طالقاني به كلمه خبرگان رسيديم .
اسمهاي زيادي پيشنهاد شده بود. ولي اين اسم مناسب شد كه براي خبرگان
رهبري هم جلو بيايد كه آمد. الان ساختار و شيوه كار هم روشن است . دست
ما هم از نيروهاي با صلاحيتي كه در بين حوزه ها و علما هستند
خالي
نيست .
مساله مهمي كه به اجلاس شما مربوط مي شود
كار بيشتر فقهي و كلامي و
تحقيقات براي آثار يك حكومت اسلامي است كه مي خواهد با امامت قرآني
اداره شود. آن امامت
فعلا امامت منصوص نيست ; امامتي است كه به عنوان
نايب امام زمان (عج )
البته با همان منشا الهي عمل مي كند. چون اين حكم
را در مكتب اهل بيت (ع ) به عنوان نايب امام زمان (عج ) داريم . ادله ما اين را
مي گويد. عقل هم حكم مي كند كه بايد ولي داشته باشيم .
بهترين كاري را هم كه كرديم
اين بود كه اين مساله را با راي مردم انجام
داديم كه هميشه پشتوانه مردمي داشته باشد و اين ضمانت بقاست ! كار
حوزه الان تحقيقات عميق در بحثها و درسهاي مهم و مطالعه انواع
حكومتهايي است كه در دنيا وجود دارند. بايد بحث مقارن هاي داشته باشيم
كه اينها را با هم مقايسه كنيم و ببينيم امتيازات ما چيست امتيازات را به
مردم بگوييم . الان بعضيها نظام ما را مسخره مي كنند و به استهزا مي گيرند.
هنوز درست از اين دفاع نكرديم ! الان در همه دنيا رهبر يا رئيس جمهور را
انتخاب مي كنند كه هر كسي مي تواند باشد و شرايط معمولي عرفي هم برايش
مي گذارند.
قيودي كه ما داريم
تالي تلو معصوم مي شود. شرط كرديم كه فقيه و متقي
وعادل باشد. اگر لحظه اي خالي از شرايط شود
خود به خود عزل است ;
يعني خودش ديگر در خودش براي اداره كشور مشروعيت نمي بيند; حق
دستور دادن ندارد; حق امضا كردن ندارد!
چنين شروطي را در قانون اساسي قائل شديم و اينها هم شروط من
درآوردي نيست ! درامامت منصوص عصمت را داشتيم و الان عصمت از
دست ما دور است . نميتوانيم براي هيچ كس ادعاي عصمت كنيم
اما تقوا و
عدالت صفات دست يافتني است . مساله شجاعت
تدبير و بقيه شروط هم
هست كه بالاخره بايد انسانها را شناخت . حضرت ابراهيم بعد از امتحانش به
امامت مي رسد. ما هم بايد كساني كه اين امتحان را دادند و مي شناسيم و در
پرونده زندگي آنهاست
شناسايي كنيم . جزو وظايف خبرگان است كه قبلا
روي اين كار مطالعه كند. پرونده تدبير
شجاعت
دانش و تقوا وعدالت را در
مورد افرادي كه در مظان هستند
بررسي كند و هميشه آماده باشد.
اين امتياز انقلاب اسلامي است . ارزش آن كمتر از كار ديگران نيست . مردم
علما را و علما رهبر را انتخاب مي كنند و شروط هم هست . ولي الان در خيلي
از كشورها اين شروط را ندارند; بايد جواب بدهند كه چرا آدم فاسق و
فاجري را بر سر مردم مسلط مي كنند و هر بلايي را بر سر مردم مي آورند.
همانگونه كه مي بينيم در دنيا چه اتفاقاتي دارد مي افتد.
آيا انتخابي كه در آمريكا به شخصي مثل آقاي بوش مي رسد
انتخاب خوبي
است و انتخابي كه ما در ايران به يك انسان مجتهد عادل متقي شجاع مدبر
مي رسيم
خوب نيست ! اگر اجبار در آن بود
ممكن بود بگويند با
دموكراسي نميسازد
ولي اينگونه نيست ! هشتاد نفر خبره از بين عده زيادي
از انسانهايي كه ممكن است صلاحيت داشته باشند
راي مي گيرند و يكي را
انتخاب مي كنند. همانگونه كه ما كرديم . البته رهبري امام شكل ديگري
داشت و مردم به طور طبيعي ايشان را رهبر كردند و آن قدر هم صلاحيت
ايشان براي همه مردم محرز بود كه مثل آفتاب بود.
به هرحال حرفم را خلاصه مي كنم در اينكه اين نعمت الهي براي مديريت
بشر كه منشا آسماني دارد و در قرآن كريم
اصول آن براي ما روشن شده و در
عمل پيغمبر اكرم (ص ) آن را پياده كردند و راه را براي بعد از دوازده امام هم
مشخص كردند
مهمترين سرمايه تشكيل يك جامعه اسلامي مقبول و الگو
است . مردم انصافا الان با روحانيت همكاري مي كنند. به خصوص اگر
روحانيت وظايف خود را انجام بدهد و علما
مراجع و كساني كه ظرفيت اين
برنامه ها را دارند
بيشتر دخالت كنند.
اميدواريم آينده خوبي براي انقلاب اسلامي باشد. كارهايي كه اين روزها در
دنيا عليه ما خيلي اوج گرفته و از راههاي مختلف دارند عليه ما جنگ رواني
مي كنند
خيلي ظالمانه است . ولي اگر اين بنا در داخل كشور مستحكم باشد
تيرهايشان به سنگ مي خورد. آنها هم اين را مي دانند. لذا در صددند داخل
كشور را ضعيف كنند; درصددند كه بين مردم و نظام فاصله بيندازند. در
صددند كه ناكارآمدي ما را به رخ ما بكشند و مردم را مايوس كنند. ما بايد
همه اين جهات را در داخل در نظر بگيريم و انشاالله كشور را در داخل به
خوبي اداره كنيم و اگر خوب اداره كرديم
دشمنان خارجي اولا طمع
نمي كنند و ثانيا اگر طمع كردند
خودشان ضررش را خواهند ديد و خداوند
دين و راه خود را حفاظت مي كند.
انشاالله كه بركت بيشتري از اين اجلاس بگيريد. شما را به خدا مي سپاريم
و خداحافظي مي كنيم
والسلام عليكم و رحمه الله
فقها و انديشمندان اسلامي معتقدند كه « امامت » مثل روح
در جسد است . اگر عموم جامعه را يك پيكر حساب كنيم
روحش ولايت و امامت است كه بدون آن روح
رويش ندارد.
منطق هم همين را حكم مي كند. هيچ كس نمي تواند جامعه اي
بي سرپرست را بپذيرد
اين يعني هرج و مرج
اقدامي كه انقلاب اسلامي كرد و امام اصل عظيم و مظلوم و
منزوي امامت و رهبري را احيا كردند
بايد از دست آوردهاي
مهم انقلاب و ريشه اي ترين كاري كه مي توانستيم بكنيم به
حساب بياوريم . از اين رو به بعد همه ما براي حفاظت و حراست
از اين موقعيت وظيفه سنگيني داريم
وظيفه حوزه هاي علميه
بسيار سنگين است
وظيفه خبرگان بسيار سنگين است
نعمت الهي « امامت و رهبري » براي مديريت بشر كه منشا
آسماني دارد و در قرآن كريم اصول آن براي ما روشن شده و
در عمل پيغمبر اكرم (ص ) آن را پياده كردند و راه را براي
بعداز دوازده امام هم مشخص كردند
مهم ترين سرمايه تشكيل
يك جامعه اسلامي مقبول و الگو است
كارهايي كه اين روزها در دنيا عليه ما اوج گرفته و از راه هاي
مختلف دارند عليه ما جنگ رواني مي كنند
خيلي ظالمانه
است
ولي اگر بناي حكومت اسلامي در داخل كشور مستحكم
باشد
تيرهايشان به سنگ مي خورد. آنها هم اين را مي دانند
لذا درصددند داخل كشور را ضعيف كنند
درصددند كه بين
مردم و نظام فاصله بيندازند
ما بايد كشور را در داخل به خوبي اداره كنيم و اگر خوب
اداره كرديم
دشمنان خارجي اولا طمع نمي كنند
و ثانيا اگر
طمع كردند
خودشان ضررش را خواهند ديد و خداوند دين و
راه خود را حفظ مي كند

|