روزنامه جمهوري اسلامي 07/12/1385 صفحه سياسي
*****
هراس اسرائيل از تحول در استراتژي خاورميانه اي آمريكا




  • اشاره :
    پس از شكست جمهوريخواهان ونئو محافظه كاران در انتخابات رياست جمهوري آمريكا به سياست هاي تند و نظاميگري اين كشور در منطقه خاورميانه لجام زده شد. در نخستين گام دمكرات ها كه پيروز انتخابات بودند با كنار گذاشتن « رامفسلد » وزيردفاع آمريكا و « جان بولتون » نماينده دائم اين كشور در سازمان ملل عزم خود را بر ايجاد تغيير در استراتژي آمريكا در جهان بويژه به كشورهاي اسلامي و عربي نشان دادند. اين تحول بيش از همه سبب نارضايتي رژيم صهيونيستي شد و مقامات اين رژيم را شوكه كرد. به اعتراف لابي صهيونيست ها درواشنگتن « رامسفلد و بولتون » با نفوذترين و قدرتمندترين دولتمردان آمريكايي بودند كه اعتقاد داشتند واشنگتن در خاورميانه بايد منافع درازمدت خود را در سايه حمايت صريح و بي پرده از اسرائيل و تقويت بنيان آن جستجو نمايد و خود نيز در اين راه فعاليت بسيار كردند. اما بدنبال بركناري اين دو مقام و اظهارات جايگزين هاي آنها مبني بر ارجح دانستن منافع آمريكا بر رژيم صهيونيستي همچنين فشاري كه از ناحيه افكار عمومي اين كشور و جهان بر كاخ سفيد وارد مي شود تغييرات محسوسي در استراتژي خاورميانه اي آمريكا جريان دارد كه نگراني رژيم صهيونيستي را فراهم آورده است . مطلب حاضر كه در شماره 96 نشريه انداالقدس » به چاپ رسيده زمينه هاي تحول در سياست هاي آمريكا و اروپا را مورد ارزيابي قرارداده است . باهم پي مي گيريم :
    تحولات اخير منطقه اي و بين المللي مراكز تصميم گيري رژيم صهيونيسيتي را نگران كرده است بخصوص آنچه كه در آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي رخ داد محوري ترين دليل اين نگراني محسوب مي شود.سخنان چندي پيش رئيس جمهورآمريكا در كنار سخنان وزير دفاع جديد آمريكا در رابطه با اسرائيل خشم آنها را برانگيخته است . اين در حالي است كه در دوره اول رياست جمهوري جورج بوش پسر حمايت هاي واشنگتين از اين رژيم آنرا به اوج هيجان رسانده بود.
    امروز بزرگترين دغدغه صهيونيستها تحول افكار عمومي آمريكا و اروپا عليه اين رژيم است كه به طور حتم كاهش حمايت هاي سياسي اقتصادي و حتي نظامي را براي اين رژيم به همراه خواهد آورد.
    سلاح هسته اي
    به رغم آنكه اسرائيل سلاح اتمي در اختيار داشته از سه دهه پيش استراتژي بازدارنده خود را از طريق استراتژي ابهام در دستيابي به اين سلاح پيش گرفته بود. يكي از اهداف اين اقدام اين بود تا اسرائيل را از هر نوع تبعات و بازتابي دور نگه دارد بخصوص كه رسانه هاي آمريكايي مي توانند شرايط را به سمت و سوي توقف تقديم كمك هاي نظامي واشنگتن به تل آويو سوق داده زيرا به هر شكل آمريكا اكنون كشورهايي كه موفق به دستيابي به سلاح اتمي شده اند را مورد تحريم قرار مي دهد از اينرو اسرائيل معتقد است كه ابهام استراتژيك مي تواند گام بازدارنده اي در اين چارچوب محسوب شود.مشكل اصلي در رابطه با اسرائيل اين است كه « رابرت گيتس » وزير دفاع جديد آمريكا در جلسه كميسيون داخلي كنگره آمريكا تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي (آنگونه كه رسانه هاي آمريكايي سعي در تبليغ آن دارند) را توجيه و تاكيد كرد كه اين كشور از سوي قدرت هاي هسته اي منطقه احاطه شده است . از شرق پاكستان ـ از شمال روسيه ـ از غرب اسرائيل و از جنوب هم در خليج فارس ما حضور داريم .به اعتقاد صهيونيستها گيتس با سخنان خود سياست طولاني مدت آمريكا و تابوي نه سوال كن و نه سخن بگو را شكسته است . به اعتقاد برخي از كارشناسان صهيونيستي سخنان وزير جديد دفاع آمريكا سخناني كاملا بي سابقه است و شايد مهمترين سخنان گيتس در كنار عدم قصد آمريكا براي حمله به مراكز هسته اي ايران بوده باشد.
    « اريك بخر » در روزنامه معاريو در اين رابطه نوشت : سخنان گيتس همانند تيغ تيز بود او تاكيد كرد شما اسرائيلي هااگر تصور مي كنيد كه با خطر مواجه هستيد هر آنچه كه فكر مي كنيد انجام دهيد زيرا ديگر ما اشتهايي براي ورود به يك ماجراجويي جديد نداريم .
    اسرائيل از سال ها پيش تاكنون مسئوليت جنجال آفريني در مورد خطر هسته اي ايران و تحريك آمريكا براي حمله به مراكز هسته اي ايران را به عهده گرفته است . برخي از مراكز پژوهشي آمريكايي حتي پاي از اين هم فراتر نهاده و اشغال عراق توسط آمريكا را نيز در راستاي منافع تل آويو و نه منافع آمريكا توصيف كردند. « كاي بخور » در روزنامه صهيونيستي يديعوت احرونوت با هشدار نسبت به تحول در مواضع آمريكايي گفت : آيا علتي براي نگراني اسرائيل نسبت به تغيير سياست هاي آمريكا در قبال تهران وجود دارد تمامي سياست هاي آمريكا در سطحي كمتر از حمله به ايران است و اين حمله جايگاهي در اين چارچوب ندارد.
    اين درحالي است كه نزد ما مسئله اي نگران كننده بوده و از اينرو مخالف خواست اسرائيل است .
    اسرائيل نگران تغيير در معادلات قدرت و اختلال در دستيابي به سلاح هسته اي است نگران بروز تحول در سياست هاي آمريكا است بخصوص افرادي كه وارد ساختار تصميم گيري آمريكا شده اند آمريكا را در درجه اي ارجح تر از اسرائيل مي دانند.
    انتقادات كارتر
    تحول مواضع تنها در سخنان وزير جديد دفاع لمس نشد بلكه سخنان كارتر و انتقادات وي از اسرائيل نيز گوياي اين تحول است . كتاب وي « فلسطين صلح نه تبعيض نژادي » واكنش هواداران اسرائيل را در آمريكا به دنبال داشت .
    كارتر پدرخوانده و مهندس قرارداد كمپ ديويد است اين قرارداد بزرگترين هديه استراتژيك براي اسرائيل محسوب مي شود زيرا مصر را از ساختار معادلات نظامي رويارويي عربي اسرائيلي خارج كرد.
    به اعتقاد كسينجر هيچ جنگي (عليه اسرائيل ) بدون مصر نخواهد بود و هيچ صلحي هم بدون سوريه امكان پذير نيست .
    دنيس راس هماهنگ كننده سابق روند سازش در خاورميانه در دوره دمكرات ها و بيل كلينتون هم به آن واكنش نشان داده و كارتر را متهم كرد در كتاب خود از نقشه هايي استفاده كرده است كه بدون اجازه اقدام به كپي كردن آن كرده است .
    كارتر هم در واكنش به حمله تبليغاتي گسترده صهيونيستي عليه خود و بخصوص متهم شدن به يهودي ستيزي (اتهامي كه هر منتقد اسرائيل با آن مواجه است ) مقاله اي را تحت عنوان « بياييد با شفافيت در مورد اسرائيل و فلسطين سخن بگوييم » در روزنامه لوس آنجلس تايمز به چاپ رساند و در آن تاكيد كرد قصد وي از اين اقدام بازكردن دروازه هاي گفتگو در مورد اسرائيل سياست هاي آن و نحوه برخورد با فلسطينيان است زيرا هيچ نوع تلاشي در اين رابطه در آمريكا انجام نگرفته است .
    اشاره مي شود لابي صهيونيستي همواره سعي دارد افكار عمومي آمريكا و كنگره را گمراه كرده و زمينه ادامه سرازيرشدن كمك هاي آمريكايي را به رژيم صهيونيستي فراهم كند.
    سال بيداري آمريكايي
    سال 2006 را بايد سال بيداري آمريكا در سياست خود در قبال اسرائيل توصيف كرد. شايد خطرناكترين گزارشي كه در اين چارچوب منتشر شد هماني بود كه دانشگاه هاروارد آنرا تدوين و در اختيار عموم قرارداد. اين پژوهش كه تحت عنوان « لابي اسرائيلي و سياست خارجي آمريكا » منتشر شد بعد از فشار طرفداران رژيم صهيونيستي دانشگاه هاروارد از مسئوليت آن شانه خالي كرد و حمايت خود را از « استيون والتس و جون ميرشماير نويسندگان آن برداشت .
    آنچه كه بيش از هر چيز لابي صهيونيستي را در آمريكا نگران كرد اين بود كه در نظرسنجي هاي صورت گرفته ميان اساتيد روابط خارجي دانشگاه هاي آمريكا ميرشماير در رتبه پنجم بهترين اساتيد امور بين المللي قرار گرفته در حاليكه والتس رتبه 22 را به خود اختصاص داده است . بنابراين گزارش توسط فردي به رشته تحرير درآمده كه از بانفوذترين اساتيد است . اين گزارش خواستار بازنگري در سياست هاي آمريكا در خاورميانه شده است .
    اين گزارش همچنين اعلام كرده است كه منافع اصل غيرقابل اغماض در روابط بين الملل است و مناع آمريكا هم با منافع اسرائيل همسو نيست . اين گزارش كه در مجله كتاب لندن هم به چاپ رسيد باعث بروز جنجال گسترده اي در سطح دانشگاهي و نيز در مطبوعات شد بخصوص كه در آن خواسته شده است تا در سياست تاييد كوركورانه از اسرائيل كه باعث ضربه خوردن منافع آمريكا و تاثير منفي بر جايگاه و آبروي آمريكا شده بازنگري كند.
    شكست راهبرد نظامي
    دولت آمريكا و انديشمندان سياسي و نيز كارشناسان امور استراتژي اين كشور به محال بودن موفقيت راهبردهاي نظامي در خاورميانه كاملا ايمان آورده اند. در اين چارچوب آنها بر اين باورند كه سياست هاي سركوبگرانه و نظامي گرايانه اسرائيل طي نيم قرن گذشته نيز نتوانسته است صلح و سازش را براي اين رژيم به بار آورد.
    « ادوارد جرجيان » سفير سابق آمريكا در سوريه و اسرائيل در اين رابطه تاكيد كرد. فكر مي كنم كه اكثريت اسرائيلي ها به اين درك رسيده اند كه هيچ راه حل نظامي براي رويارويي با اعراب وجود ندارد.
    « ايتان گلوبرگ » استاد علوم سياسي دانشگاه بار ايلان و از انديشمندان رژيم صهيونيستي در رابطه با گزارش بيكر هاميلتون مي گويد : همه بايد احساس نگراني كنند كه اگر پيشنهادهاي گزارش فوق به اجرا درآيد از جريان اسلامگراي افراطي حمايت خواهد كرد و اسرائيل را براي مبارزه با تروريسم تنها و بدون آمريكا باقي خواهد گذارد.
    سولانا و تحركات صلح
    تحركات نخست وزير انگليس و ديدارش با بوش نمايانگر نگراني وي از بازتاب هاي تحولات اخير بر منافع اروپا و آمريكا مي باشد. سفر اخير بلر دومين سفر وي براي به تحرك درآوردن چرخ روند سازش و مذاكرات در خاورميانه محسوب مي شود اين درحالي است كه وي يكي از پروپاقرص ترين طرفداران اسرائيل در ميان نخست وزيران انگليس محسوب مي شود اما تحولات اوضاع آنگونه كه خاوير سولانا توصيف مي كند تحركات سياسي را تحميل مي كند.
    « خاوير سولانا » را بايد فعال ترين سياستمدار اروپايي در سطح منطقه خاورميانه دانست سولانا بعنوان كميسر عالي سياست خارجي و امنيت مشترك در اتحاديه اروپا طي چند ماه گذشته چندين بار به منطقه سفر كرده است .
    او يكي از افرادي است كه به اهميت و خطرناك بودن اوضاع در خاورميانه معتقد بوده و در اين چارچوب توجه خاصي به موضوع فلسطيني دارد. وي در اين رابطه مي گويد : نگاه من به رويارويي موجود بين فلسطينيان و اسرائيلي ها موضع جديدي نيست . من همواره در مورد وجود چنين رويارويي سخن گفته ام و اعتقاد دارم به هر شكل اين رويارويي در مركز و كانون تنش هاي ديگر اين منطقه قرار دارد.
    اين نوع نگاه كه رويارويي فلسطيني ـ صهيونيستي را كانون اصلي تنش هاي منطقه مي داند به طور حتم باعث افزايش تحركات سازشكارانه و در خواست براي برگزاري كنفرانسي بين المللي همانند آنچه كه ايتاليا اسپانيا و فرانسه در چارچوب تحركات اروپايي براي پيشبرد روند سازش خواستار تشكيل آن شدند مي گردد.
    چرايي افزايش تحركات اروپايي را بايد در گرفتاري آمريكا در باتلاق عراقي ـ افغاني دانست . تسلط دمكرات ها بر كنگره و مناقشه هاي صورت گرفته در رابطه با شكست اسرائيل در لبنان زمينه را براي پررنگ تركردن تحركات اروپا در منطقه فراهم مي كند.
    بي شك نخبگان سياسي در رژيم صهيونيستي و در راس آنها « شيمون پرز » به خوبي مواضع آيزنهاور رئيس جمهور آمريكا را در مورد تجاوز سه گانه به مصر در سال 1335 كه به اسرائيل دستور خروج از سينا را داد به خاطر دارند. در آن زمان « ديويد بن گوريون » نخست وزير رژيم صهيونيستي بود. او در جنگ سوئز اين تجربه را فراگرفت كه ديگر بدون دريافت چراغ سبز از آمريكا هيچ نوع تحرك نظامي در منطقه انجام ندهد. اين دقيقا كاري بود كه صهيونيستها در جنگ هاي 1346 1361 و 1385 خود انجام داده و از اين طريق حمايت و پشتيباني آمريكا را از خود تضمين كردند.
    اما شرايط بين المللي تغيير كرده است اكنون براي صهيونيستها جز مواجه شدن با واقعيت هاي نظامي و سياسي جديد راهي وجود ندارد واقعيتي كه اعتراف دارد راهبردهاي نظامي نمي توانند منافع آمريكا و اسرائيل را تحقق بخشند.
    بي شك تحولي سياسي در واشنگتن به وجود آمده است . آمريكا باتوجه به تغييرات به وجود آمده در سطوح مختلف عربي و اسلامي اقدام به ايجاد پست معاون وزير امور خارجه براي بهبود چهره واشينگتن كرده است . چهره اي كه اسرائيل نقش اصلي را در ضربه زدن به آن ايفا كرده است . « پل فيندلي » در كتاب خود « چه كسي جرات سخن گفتن دارد » چهار دهه پيش به آن اشاره كرده بود كه در آن زمان جنجال آفرين شد ولي بعد از مدتي اين جنجال فروكش كرد اما تحولات فعلي منطقه باعث شد تا واشينگتن بار ديگر در محاسبات خود در اين رابطه بازنگري كند كه يكي از مهمترين نشانه هاي آن بعد از استعفاي رامسفلد كنار رفتن « جان بولتن » نئو محافظه كار افراطي از پست نمايندگي دائم آمريكا در سازمان ملل متحد بود تا بدين شكل اسرائيل يكي از مهمترين چهره هاي نئو محافظه كاران را در دولت آمريكا از دست بدهد و شاهد فروافتادن آنها يكي بعد از ديگري باشد.
    بازگشت عمل گرايي به آمريكا
    آنچه كه اسرائيل را نگران كرده شكل گيري كنفرانسي فراگير با نگاهي فراگير به منطق است كه به شكل گسترده و در يك پروسه واحد تمامي مشكلات منطقه از عراق تا فلسطين را مورد بررسي قرار دهد.
    صهيونيستها از چتر ايدئولوژيك سياست هاي جورج بوش بدترين سواستفاده را كرده و با سوارشدن بر موج افراط گري مسيحي ـ صهيونيستي نئو محافظه كاران و نيز سواستفاده از حوادث 11 سپتامبر 2001 و آنچه كه به جنگ عليه تروريسم شهرت يافت زيربناي فلسطينيان را مورد هدف قرار داده و اقدام به عمليات قتل عام و تخريب گسترده در اين منطقه كردند.
    اما بعد از آنكه اين رويكرد به وبالي برگردن آمريكا مبدل شد واشينگتن مجبور شد به سوي عملگرايي تغيير جهت داده و كارشناسان مختلف براي نجات بوش و دولتش وارد عمل شدند. اين مسئله از بازگشت برخي از شخصيت هاي بارز عمل گرا همچون « جيمز بيكر » وزير خارجه اسبق آمريكا بود كسي كه در آخرين روزهاي رياست جمهوري بوش پدر به شدت به لابي صهيونيستي حمله كرد و آنها را به رغم تمامي فعاليت هايي كه براي آنها در كنفرانس مادريد در سال 1370 انجام داد باعث و باني سرنگوني اش دانسته بود.
    بيكر را ازجمله شخصيت هايي بايد دانست كه بيش از وزراي ديگري همچون رامسفلد و معاونانش « پل وولفويتز » و « داگلاس فيس » خود را وفادار به آمريكا مي داند افرادي كه بعد از گرفتاركردن آمريكا در افغانستان و عراق و نيز به دليل وفاداري مطلق به اسرائيل مجبور به خروج از پنتاگون شدند.
    بعد از آن بود كه آمريكا بعد از يك خواب زمستاني عميق و طولاني با تحركات كارتر و رابرت گيت و جيمز بيكر از خواب بيدار شد و دانست كه منافعي هم براي واشينگتن وجود دارد كه مي تواند با اسرائيل همسويي نداشته باشد و بايد منافع واشينگتن را در ارجحيت قرار داد.
    از همه مهمتر و خطرناكتر براي اسرائيل تحرك آكادميست ها و اساتيد دانشگاه هاي آمريكا و مناقشه مسئله اول اسرائيل يا اول آمريكا است مسئله اي كه اسرائيل از آن واهمه داشت و اصولا لابي صهيونيستي و كميته نظارت بر دانشگاه ها را هم به همين منظور و براي جلوگيري از شكل گرفتن اين مسئله تشكيل داده بود. اما صداي حقيقت موفق شد از تمامي اين موانع بگذرد و خود را به شكل پژوهش « لابي اسرائيلي و سياست خارجي آمريكا » يا گزارش « كميته بيكر ـ هاميلتون » نشان دهد.
    امروز بزرگترين دغدغه صهيونيستها تحول افكار عمومي آمريكا و اروپا عليه اين رژيم است كه به طور حتم كاهش حمايت هاي سياسي اقتصادي و حتي نظامي را براي اين رژيم به همراه خواهد آورد
    چرايي افزايش تحركات اروپايي ها در بحران ميان اسرائيل و فلسطيني ها را بايد در گرفتاري آمريكا در باتلاق عراقي ـ افغاني دانست . تسلط دمكرات ها بر كنگره و مناقشه هاي صورت گرفته در رابطه با شكست اسرائيل در لبنان زمينه را براي پررنگ تركردن تحركات اروپا در منطقه فراهم مي كند
    تحولات فعلي منطقه باعث شد تا واشينگتن بار ديگر در محاسبات خود بازنگري كند كه يكي از مهمترين نشانه هاي آن بعد از استعفاي رامسفلد كنار رفتن « جان بولتن » بود تا بدين شكل اسرائيل يكي از مهمترين چهره هاي نئو محافظه كاران را در دولت آمريكا از دست بدهد و شاهد فروافتادن آنها يكي بعد از ديگري باشد