مبارزه مستمر با حاكمان ستمگر به منظور جلوگيري از ظهور وبروز « ظلم » در
ابعاد و جلوه هاي گوناگون و رهاسازي مردم مظلوم از مضايق و تنگناهاي مختلفي
كه مانع تحقق حيات سالم و آرامش بخش مي شود
يكي از وظايف
ومسئوليت هاي بزرگ ائمه اطهار (ع ) به شمار مي رفت . اين وظيفه و مسئوليت در
تمام ادوار تاريخ حيات امامان شيعه به عينيت درآمد و آن مطهران شديدترين
رنج و مرارت هارا در اين راه متحمل شدند تا بتوانند به اين تكليف الهي جامه
عمل بپوشانند.
حضرت امام موسي بن جعفر (ع ) همچون ساير امامان معصوم (ع ) در
سخت ترين شرايط و باتحمل مشقت وفشار وشكنجه هاي حاكمان ستمگر
درانجام اين وظيفه ومسئوليت عظيم و سترگ كوشش وافر نمود و همواره ياريگر
مظلومان در برابر مظالم گوناگون حاكمان جور بود.
حضرت امام موسي بن جعفر (ع ) در مبارزه با حكومت ستمگران بسيار دقيق
عمل مي نمود وتنها به رويارويي و مواجهات مستقيم با آنان اكتفا نمي كرد
بلكه
اين وظيفه و مسئوليت را به صورت « جامع » و در همه ابعاد و جنبه ها به مرحله
عمل درمي آورد.
امام (ع ) علاوه بر مبارزات مستقيم سياسي با حكومت ستمگر بني عباس كه
همچون بني اميه مقام و منصب الهي « امامت و خلافت » را از ائمه اطهار غصب
كرده بود و با فشار سرنيزه وتنگ كردن حلقه هاي ظلم و جور
سيطره مرگبار خود
بر سرنوشت جامعه وكشور اسلامي را تداوم و استمرار مي بخشيد
به ايجاد
پايگاه هاي مردمي و آماده سازي شيعيان براي تشكل هاي منسجم و نيرومند
دربرابر حكومت طاغوت زمان يعني « هارون » اهتمام مي ورزيد.
امام موسي بن جعفر (ع ) علاوه بر نماياندن جلوه هاي مختلف حاكميت
ظلم
ابعاد وجلوه هاي مبارزه منفي با حكومت جور را نيز براي مردم نمايان
مي ساخت و سعي مي نمود بينش و آگاهي هاي لازم سياسي را دراين باره در
شيعيان به نحو مطلوب به وجود آورد تا آنان همه عرصه هاي مبارزه منفي سياسي
با دستگاه بني عباس را به تجربه گذارند.
امام موسي كاظم (ع ) به مردم مي آموخت كه هر نوع مساعدت و ياري ظالمان
به طور مستقيم و غير مستقيم
حرام و نامشروع مي باشد و بايد مرئي و
نامرئي ترين جلوه از مشاركت درتائيد حاكمان ظالم هرچه سريع تر رها شود كه در
غيراين صورت اركان ايمان و مسلماني در معرض تهديد و تخريب جدي قرار
مي گيردو شراره هاي آتش عذاب رنجزاي الهي مهياي بلعيدن ياري دهندگان به
ظلم و ظالمان مي شود.
گفتگوي حضرت امام موسي بن جعفر (ع ) با يكي از اصحاب ويارانش به نام
« صفوان » به خوبي نشان مي دهد كه آن پيشواي بزرگ در مبارزه سياسي با
حاكمان جور چقدر دقيق و جامع نگر بوده است .
روزي امام (ع ) به صفوان مي فرمايد :
اي صفوان
همه چيز تو پسنديده است جز يك چيز.
صفوان تكان مي خورد و با حالت نگراني مي پرسد :
فدايت شوم
آن چيست
امام (ع ) مي فرمايد :
كرايه دادن شترهايت به اين هارون ستمگر.
صفوان به توضيح پيرامون عمل خويش مي پردازد :
به خدا سوگند آنها را نه از جهت تكبر و خودخواهي و يا شكار و سرگرمي
كه
براي راه مكه كرايه داده ام
خود همراهي شتران را به عهده نمي گيرم
بلكه غلامان
خود را مامور اين كار مي كنم .
امام موسي بن جعفر (ع ) مي فرمايد :
اي صفوان
آيا پرداخت كرايه شترهايت برعهده آنان است
آري فدايت گردم .
آيا دوست مي داري آن ستمگران زنده بمانند تا كرايه تو را پرداخت كنند
آري
امام (ع ) سپس مي فرمايد :
هركس بقا و زنده ماندن ستمگران را دوست داشته باشد
از آنان است
و
هركس از آنان باشد وارد آتش دوزخ مي گردد.
حضرت امام موسي بن جعفر (ع ) اينگونه به كالبدشكافي دقيق تعامل و
مساعدت با حكومت ظالمان مي پردازد و بسيار دقيق و عميق كوچك ترين جلوه
از همكاري با حكومت هاي غيرالهي و حاكمان جور را بزرگ و عظيم مي داند و
شيعيان را از حضور و مشاركت در هر صحنه از صحنه هاي ياريگري ظالمان نهي
مي كند وقصور وكوتاهي در اين وظيفه و اشتراك مساعي با طاغوتيان را زمينه ساز
بروز خشم و غضب الهي و عذاب دوزخ معرفي مي كند.
جامع نگري حضرت امام موسي بن جعفر (ع ) در مبارزه سياسي با
حكومت هاي غيرالهي و حاكمان جور
الگو و شيوه اي براي مسلمانان در همه
اعصار و زمان ها مي باشد تا با تبعيت ازآن
هيچ جلوه از مشاركت و همراهي و
مساعدت با حكومت هاي ستمگر و ضدانساني را در مواضع و رفتار و
عملكردهاي خود به ظهور وعينيت در نياورندو همواره بر مدار « حق » وتعاليم
وقوانين « اسلام » حركت نمايند و به طور كامل به سيره و روش هاي امامان
معصوم (ع ) و رهبران وپيشوايان دين در هر عصر عمل كنند.

*****
درسي از مكتب امام موسي بن جعفر(ع )
نقش تخريبي « دورويي و دو زباني » در عرصه هاي فعاليت و
مديريت
|

« دورويي » و « دوزباني » از آفات بزرگ حيات اجتماعي و زندگي
جمعي به شمار مي رود و مانعي است بر سر راه شكل گيري وفاق و
همگرايي و مواجهات و تعاملات صحيح و مفيد و سازنده ناشي از آن در
جامعه .
دورويي و دوزباني و هر جلوه و نمود ديگري از « نفاق »
ظواهر
انسان هاي آلوده به اين خصيصه زشت و خطرناك را به زيبايي و
نيك گرايي مي آرايد و واقعيت هاي وجوديشان را پنهان مي دارد و به اين
ترتيب هيچ كس نمي تواند اين افراد را بشناسد و به ماهيت و باطن آنان
راه يابد و انگيزه هاي ناسالم و مقاصد و اهداف مخرب و زيانمندشان را
شناسايي كند.
اين نفاق پيشگان گريزان از حق و شتابان به سوي باطل
به دليل
آراستن خود به نيكي ها و ارزش ها و پنهان داشتن افكار و انگيزه ها و
اهداف ناپاك و مخربشان
همواره در مواجهه ها و تعامل ها در
محيط هاي گوناگون افراد را به اشتباه مي افكنند و حمايت آنان را نسبت
به خود جلب مي نمايند و از اين طريق مقاصد و اهداف ناسالم خويش
را جامه عمل مي پوشانند.
رفتار و سلوك و عملكردهاي انسان هاي آلوده به نفاق و دورويي
داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگون مي باشد. حضرت امام موسي بن
جعفر(ع ) در رهنمود ذيل
يكي از زيانمندترين رفتار و مواجهات اين
افراد را نمايان مي سازند :
« بدترين مردم
انسان هاي « دورو » و « دوزبان » هستند كه در حضور
آدمي ثنا و تمجيد مي گويند و در غياب و پشت سر او
بدگويي مي كنند. »
حضرت امام موسي كاظم (ع ) در اين رهنمود
ابتدا اهل نفاق و
دورويي را بدترين افراد مي نامد
و سپس يكي از بزرگترين ابعاد و
جلوه هاي نفاق ورزي آنان را در « حضور » به گونه اي و در « غياب » به
گونه اي ديگر معرفي مي كند. يعني در هر زمان و مكان و با مواجهه و
تعامل با افراد مختلف در عرصه هاي گوناگون حيات اجتماعي
زبان
خويش را به واژه ها و كلمات و عبارات پر زرق و برق و آميخته به
تعريف و ثنا و تمجيد مي آرايند و پي درپي به مدح و ثناگويي مي پردازند
و در غياب و پشت سر افراد
زبان را با به كارگيري زشت ترين واژه ها و
عبارات به چرخش و تحرك درمي آورند و غيبت و بدگويي و دروغ بافي
و تهمت زني و هر نوع سعايت عليه اشخاص را به اوج خود مي رسانند!
اين دورويي ها و دوزباني ها كه منجر به اتخاذ شيوه هاي متضاد در
برخورد و مواجهه در حضور و غياب افراد مي گردد
آثار بسيار زيانمند
و مخربي در صحنه هاي تعامل اجتماعي و عرصه هاي كار و تلاش و
مديريت مي آفريند كه در ذيل به مداقه و تعمق مي گذاريم :
1 ـ دورويي ها و دوزباني هاي اهل نفاق
موجب جلب اعتماد افراد
در عرصه هاي كار و فعاليت مي شود. حاصل نهايي اين عمل را بايد
اعتمادورزي به انسان هاي « دورو » و « دوزبان » دانست كه عامل اطمينان
خاطر افراد نسبت به اهل نفاق مي گردد و اين اطمينان و اعتماد باعث
مي گردد كه حريم زندگي خود را با آزاد گذاشتن ورود اين اشخاص
ناسالم به خطر بيفكنند و اسرار خويش را با آنان در ميان نهند و به اين
ترتيب به طور ناآگاه و ناخواسته ضربات و زيان هاي مختلفي را متحمل
گردند و نسبت به شناسايي عامل يا عوامل اصلي آن قدرت و توان
نيابند. اين اعتمادورزي ها در صحنه هاي كار و تلاش و مديريت
فزوني
مي يابد و برخي از مديران بدون آن كه خود مطلع باشند در دام دو رويان
و دو زبانان گرفتار مي آيند و به طور مرئي و ناپيدا ضربات سخت و
جبران ناپذيري را از جانب اهل نفاق پذيرا مي گردند!
2 ـ دو رويي و دو زباني موجب تخريب شخصيت اجتماعي افراد
مي شود و آبرو و حيثيتشان را هتك مي نمايد و بدبيني ها و بدخواهي ها را
عليه آنان برمي انگيزاند. اهل نفاق و دو رويي كه برخلاف ثناگويي ها و
تمجيد و تعريف هاي حضوري
در غياب و پشت سر افراد به سعايت و
سخن چيني و بدگويي و افشاي راز مي پردازند
فضاهاي پاك و سالم
تعاملات و فعاليت هاي اجتماعي را از حسن ظن و خوش بيني و طراوت
و نشاط تهي مي سازند و آفات و آسيب هايي را مي آفرينند كه موجب
آلوده شدن فضاهاي مواجهه و تعامل مي شود و در پي آن آثار و نتايج
نامطلوب و زيانمند در حوزه هاي كار و تلاش و مديريت ظاهر و نمايان
مي گردد.
3 ـ يكي از آثار بسيار خطرناك دورويي ها و دوزباني ها
ايجاد
اختلاف و درگيري و تنش بين افراد و تيره كردن روابط صميمي و
محبت زا با برانگيختن مجادلات و مخاصمات زيانمند مي باشد.
اهل نفاق با دورويي ها و دوزباني هاي خود
بذر « فتنه » و « اختلاف »
را در زمين پاك قلوب بارور مي سازند و صحنه هاي كار و تلاش و
مديريت را متشنج مي نمايد و از اين طريق مطامع و منافع نامشروع و
ضد انساني خود را جامه عمل مي پوشانند.
نفاق پيشگان فتنه گر
مهرورزي ها و صميميت ها را به كينه ها و
كدورت ها تبديل مي كنند
وحدت و همبستگي ها را به تفرقه و تشتت
منتهي مي سازد
شادي و شعف ها را به غم و اندوه ها متصل مي كنند
و
اميد و تلاش و رشد را به نااميدي و ركود و سكون تبديل مي نمايند.
راستي اين فتنه گري ها و اختلاف افكني ها و تضاد و درگيري و تنش
ايجاد كردن ها براي چه صورت مي گيرد
پاسخ اين پرسش مشخص است : براي رسيدن به « نام » و « نان » و
« مقام » از طريق « حرام » و گذران چند روزه « دنيا » به قيمت از دست
دادن « عقبا » و تاخت و تاز به حريم « ديانت » و زير پا نهادن « انسانيت » .
اكنون مشخص مي شود كه چرا حضرت امام موسي بن جعفر(ع )
نفاق پيشگان و اهل دورويي و دوزباني را بدترين و پست ترين افراد
معرفي مي كند و به اين ترتيب جامعه انساني را به مراقبت از خطرات و
آفات و زيان هاي ناشي از « نفوذ » و « ضربه زني » آنان ـ كه با پنهان داشتن
ماهيت دروني و انگيزه ها و اهداف باطني و آراستن ظاهر خود به
نيك انديشي و دلسوزي و خيرخواهي صورت مي پذيرد ـ دعوت و
ترغيب مي نمايد.
دامنه اين مراقبت و هوشياري اگرچه بسيار وسيع است و داراي
عرصه هاي مختلف و مصداق هاي گوناگون مي باشد
لكن صحنه هاي
مديريت هاي كلان سياسي و اقتصادي و فرهنگي
از اهميت و حساسيت
فزون تري برخوردار مي باشند
زيرا دو رويان فتنه گر همواره اين مراكز را
براي حضور و نقش آفريني مخربشان در اولويت قرار مي دهند
كه چنين
عرصه هايي به دليل كلان و عظيم بودن مديريت ها و كليدي شدن
مناصب و مقام ها و رياست ها و انباشته شدن امكانات مختلف
صيدگاه
بسيار مهم و پر زرق و برق و سرشار از مطامع و منافع براي اين افراد
محسوب مي شود و آنچه از اين مراكز به دست مي آورند قابل مقايسه با
رياست و شهرت و ثروتي كه در ساير عرصه هاي كار و فعاليت قابل
جذب و اخذ است نمي باشد!
اين « پرسش » كه فتنه گري ها و اختلاف افكني ها و تضاد و
درگيري و تنش ايجاد كردن ها توسط نفاق پيشگان و
فتنه انگيزان براي چه منظور و هدفي صورت مي گيرد
با
اين « پاسخ » همراه مي شود : براي رسيدن به « نام » و « نان »
و « مقام » از طريق « حرام » و گذران چند روزه « دنيا » به
قيمت از دست دادن « عقبا » و تاخت و تاز به حريم « ديانت » و
زير پانهادن « انسانيت »
اگرچه دامنه مراقبت و هوشياري براي مهار افراد
« دورو » و « دوزبان » بسيار وسيع است
لكن صحنه هاي
مديريت هاي كلان سياسي و اقتصادي و فرهنگي
از اهميت
و حساسيت فزون تري برخوردار مي باشند
زيرا دورويان و
فتنه گران همواره اين مراكز را براي حضور و نقش آفريني
مخربشان در اولويت قرار مي دهند
كه چنين عرصه هايي
به دليل عظيم بودن مديريت ها و كليدي شدن مناصب و
رياست ها و انباشته شدن امكانات مختلف
كمينگاه بسيار
مهم براي اين افراد محسوب مي شود

| |