
نگاهي به اقدامات خصمانه آمريكا عليه ايران
محمد كرامتي
چكيده :
چالش در روابط ايران و آمريكا به رغم گذشت دو دهه
يكي از مناقشه
انگيزترين مباحثي است كه محافل سياسي جهان بويژه غرب همچنان با
اشتياق آن را دنبال مي كنند. اقدامات خصمانه دولت آمريكا عليه ايران با
توجه به خوي استكباري و خصلت استيلاطلبي ايالات متحده و نيز بانايت
به پيشينه بسيار خسارت بار ارتباط با اين كشور
مانع از آن است كه دولت و
ملت بزرگ و مستقل ايران بخواهند درهاي رابطه را بر روي دولت آمريكا
بگشايند. جستار حاضر نگاهي است گذرا به مهمترين اقدامات خصومت
آميز آمريكا كه در طي پنجاه سال عليه ملت بزرگ و متمدن روا داشته است .
مقدمه
بر اساس اسناد و مدارك موجود
روابط سياسي ايران و آمريكا رسما از سال
1262 ش . 1883
م . شكل گرفت و سياست اعلام شده آمريكا مبني بر عدم
مداخله در امور داخلي كشورها تا مدتي پي گيري مي شد. آمريكايي ها درست
زماني كه ايران منطقه رقابت شديد دولتهاي روس و انگليس
سعي كردند با
اعمال اين سياست
اعتماد دولت و ملت ايران را به خود جلب كنند. اين
اعتمادسازي به طور چشمگيري در جريان جنگ جهاني دوم بروز داشت .
در ماجراي اشغال ايران به دست ارتش روس
آمريكايي ها تلاشي جدي در
عرصه هاي بين المللي در حمايت از ايران و اخراج سربازان روسي از اين
كشور به عمل آوردند و اين سياستها و حمايتها به جلب اعتماد ملت و دولت
ايران بيش از پيش كمك كرد. البته حمايت و جانبداري آمريكا از ايران نه از
سر خيرخواهي و مهرورزي
بلكه به لحاظ اهميتي بود كه آمريكايي ها براي
اين منطقه حساس
كه منبع و ذخيره عظيم انرژي است
قائل بودند.
دولت آمريكا پس از جلب اعتماد
بتدريج سياست خود را ـ حدودا از
سال 1320 به بعد ـ تغيير داد و در پوشش روابط دوستانه با دولت ايران
به
دخالت مستقيم در تمامي امور داخلي كشور ما روي آورد و به شكل يك
مستعمره با آن برخورد كرد و ستمهاي بي شماري در حق ملت ايران مرتكب
شد. شرح همه شرارتها و اقدامات نفرت انگيز دولت آمريكا طولاني است و
در اين مجال محدود نمي گنجد
از اين رو
فقط به شرح مختصر برخي از
مهمترين آنها پردازيم و جويندگان محترم را به كتابهايي كه به طور مستقل
در اين زمينه نگاشته شده است
ارجاع مي دهيم :
پاره اي از اقدامات آمريكا عليه ايران
1 ـ كودتاي 28 مرداد 1332
دكتر مصدق در ارديبهشت ماه 1330 (مه 1951 م ) . با پشتيباني و حمايت
قاطع آيت الله كاشاني به نخست وزيري رسيد. او پس از احراز نخست
وزيري
سياست « ملي كردن صنعت نفت » را با جديت تمام دنبال كرد و
سرانجام
در 29 اسفند 1330 موفق به تحقق آن شد . در جريان ملي شدن
صنعت نفت
دست انگليسي ها به طور خاص كه از مدتها مشغول غارت
منابع نفتي ايران بودند
كوتاه شد. آنان كه ادامه اين روند را براي منافع خود
بسيار زيانبار مي دانستند
به فكر توطئه اي براي ساقط كردن دولت دكتر
مصدق مي افتند بنابر اعتراف آمريكايي ها
كه در اسناد منتشر شده توسط
و وزارت خارجه آمريكا در سال 1379 منعكس شده ) CIA (سازمان سيا
است
نمايندگان دستگاه امنيتي انگليس
موضوع براندازي دولت مصدق و
جايگزين كردن يك حكومت كاملا وابسته را به نمايندگان سيا پيشنهاد كردند
كه با پاس مثبت آمريكايي ها در فروردين
1332 مارس 1952 مواجه
شدند.
تحليل گران مسائل سياسي دو عامل عمده را علت اين رويكرد و تغيير
سياست آمريكا در حمايت از جبهه ملي مي دانند : ياس دولت آمريكا از
فريفتن يا به سازش رسيدن با آيه الله كاشاني
رهبري اصيل اسلامي و
مردمي نهضت و ديگري توافق با انگليس در يك كنسرسيوم كه به موج
قرار
شد چهل درصد از منابع نفتي و ساير سرمايه هاي ملي ايران به آمريكا و
چهل درصد آن نيز به انگليس تخصيص يابد.
طرح كودتاي 28 مرداد پس از مطالعات فراوان و بازنگريهاي مكرر توسط
طراحان انگليسي و آمريكايي
در قالب طرح تي پي آژاكس
در تاريخ 21 تير ماه توسط رئيس سازمان سيا
وزير خارجه CT . P Ajaax
آمريكا و رئيس جمهور آمريكا (آيزنهاور) به امضاي نهايي رسيد و با
اختصاص بودجه اي هنگفت
سرانجام پس از فراهم شدن مقدمات امر
در
28 مرداد 1332 كودتا با موفقيت انجام پذيرفت .
در نتيجه اين كودتا
دكتر مصدق از نخست وزيري بركنار شد و حكومت
مردمي وي سقوط كرد. شاه
كه از بيم اعتراضات و شورشهاي مردمي
از
قبل به ايتاليا گريخته بود
پس از كودتا مجددا به ايران بازگشت و به اين
صورت
سلطه همه جانبه آمريكا بر اين كشور آغاز شد. آمريكايي ها تا اين
اواخر
دخالت مستقيم خود در كودتاي 28 مرداد 1332 را كتمان مي كردند
(هر چند بر اساس اسناد و مدارك فراوان
دخالت آنها براي ملت ما محرز
بود)
تا اين كه مادلين آلبرايت
وزير خارجه دولت بيل كلينتون
براي
نخستين بار در يكي از سخنرانيهاي رسمي خود
در 27 اسفند 1378 بدون
هيچ گونه عذرخواهي از ملت ايران
از نقش مستقيم و محوري ايالات
متحده آمريكا در كودتاي 28 مرداد به صراحت پرده برداشت و گفت : در
سال 1332 ايالات متحده آمريكا نقش مهمي در هماهنگي براي سرنگون
كردن رژيم مردمي نخست وزير محمد مصدق ايفا كرد و دولت آيزنهاور بر
اين باور بود كه اين عمل به خاطر دلايلي استراتژيك
قابل توجيه است » .
پس از اين اعتراف مهم
دولت آمريكا در خرداد 1379 اسنادي را كه در آن
از نقش مهم دولت آمريكا در كودتاي 28 مرداد سخن به ميان آمده است
منتشر ساخت .
2 ـ حمايت و تحكيم پايه هاي حكومت استبدادي شاه
( حمايت دولت آمريكا از شاه پس از 28 مراد 1332 وارد مرحله جديدي
شد و آمريكايي ها با تمام توان
از شاه حمايت كردند. حمايت مالي آمريكا
پس از كودتا به طرز شگفت انگيزي افزايش يافت . دقيقا 12 روز پس از
كودتاي 28 مرداد
شاه از آمريكا درخواست وام كرد و آمريكا نيز با پرداخت
يك وام 45 ميليون دلاري به ايران موافقت نمود . در سال 1330 كمك مالي
آمريكا به ايران بالغ بر 1
3 ميليون دلار بود
اما اين رقم در سال پس از كودتا
به 70 ميليون دلار يعني 60 برابر رقم قبلي رسيد و سه سال بعد به 250
ميليون دلار افزايش يافت .
رژيم شاه هر چه پيش مي رفت
وابسته تر مي شد و نفوذ آمريكا روزبه روز
در دستگاه حاكميت ايران افزونتر مي گشت . آمريكايي ها
كه ايران را « جزيره
ثبات » خود مي دانستند
تا آخرين روزهاي حيات سياسي شاه
دست از
حمايت وي برنداشتند.
آنها حتي پس از اوج گيري انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني
قدس سره
در حالي كه ملت ايران از جنايات بي حد و حصر رژيم شاه به
تنگ آمده بود و يكپارچه و يكصدا نابودي شاه را فرياد مي كرد
تلاش كردند
به هر شكل ممكن
رژيم شاه را پابرجا دارند. كارتر
يك سال قبل از پيروزي
انقلاب اسلامي (دي ماه 1356 ) با ناديده گرفتن واقعيتهاي جامعه ايراني
در جريان يك سفر به ايران
اين كشور را « جزيره ثبات » در يكي از آشوبزده
ترين نقاط جهان توصيف كرد و علاقه خود را نسبت به رژيم ديكتاتوري
شاه چنين بيان نمود :
« هيچ كشور ديگري در جهان براي برنامه ريزي مشترك
از ايران به آمريكا و
ما نزديك نيست . هيچ كشور ديگري براي بررسي مشكلات منطقه اي
كه
مورد علاقه هر دو طرف ما نيز هست
ارتباط نزديكتري از ايران با ما ندارد و
هيچ رهبر ديگري نزد من احترامي عميقتر و رابطه اي دوستانه تر از شاه
ندارد. »
كارتر
كه همواره در سخنرانيهاي خود
بر رعايت حقوق بشر و فضاي باز
سياسي تاكيد داشت
در برابر جنايات شاه سكوت اختيار مي كرد. در جريان
حادثه 17 شهريور 1357 كه هزاران زن و مرد مسلمان به دست مزدوران شاه
به شهادت رسيدند
دولت آمريكا نه تنها سكوت پيشه كرد
بلكه كارتر يك
شب پس از فاجعه خونين 17 شهريور
طي تماس تلفني با شاه
در حالي كه
از عواقب رفتار خشونت بارش در اين روز و اوجگيري مخالفتها بشدت
نگران و مضطرب بود
حمايت كامل خود را از حكومت وي اعلام كرد و در
تماسي ديگر
ضمن توصيه به خويشتنداري بيشتر
به شاه قول دادكه طي
اعلاميه اي به طور جدي از او حمايت خواهد كرد.
3 ـ تحميل قانون كاپيتولاسيون و تحقير ملت بزرگ ايران
يكي از اقدامات تحقيرآميز دولت ايالات متحده آمريكا عليه ملت ايران
فشار بر حكومت وابسته شاه براي تصويب لايحه اعطاي مصونيت قضايي به
اتباع امريكايي
در مجلس شوراي ملي ايران بود. به موجب اين لايحه
كه
« كاپيتولاسيون » نام داشت
دستگاه قضايي ايران حق نداشت هيچيك از
مستشاران
نظاميان
كارمندان و كاركنان آمريكايي و نيز خانواده ها و
وابستگانشان را (كه در زمان تصويب قانون بالغ بر چهل هزار نفر مي شدند)
تحت پيگرد قانوني قرار دهد. اين لايحه در ايران زماني به تصويب رسيد كه
حتي كشورهاي عقب مانده افريقايي و كشورهاي نيمه مستعمره به آن تن نمي
دادند.
لايحه مذكور ابتدا با فشار دولت آمريكا در دوران كابينه اسدالله علم و
سپس در مجلس شوراي ملي در 13 مهر ماه 1342 به تصويب رسيد و
مجلس سنا نيز بر آن صحه گذاشت . در زمان نخست وزيري حسن علي
منصور
در بيست و يكم مهرماه 1343 مجددا اين لايحه به مجلس شوراي
ملي برده و به تصويب نمايندگان مجلس شوراي ملي رسيد.
زشتي كاپيتولاسيون به حدي بود كه در سالهاي 1342 و 1343 دولت
آمريكا و ايران اصرار داشتند كه اين قانون علني نشود و تا پيش از سخنراني
امام خميني رحمه الله در چهارم آبان 1343 نيز كسي از آن اطلاع نداشت .
امام خميني قدس سره پس از اطلاع از اصل مصوبه و مفاد آن
چند بعد در
تاريخ چهارم آبان 1343 طي يك سخنراني مهم و تاريخي به افشاي آن
پرداخت و شاه را به دليل تن دادن به اين قانون ذلت بار سخت مورد سرزنش
و نكوهش قرار داد. حضرت امام قدس سره در آن سخنراني كه منجر به
دستگيري و سپس تبعيد آن حضرت به كشور تركيه شد
تحميل
كاپيتولاسيون بر ملت مظلوم ايران را بزرگترين جنايت آمريكا در حق ملت
ايران برشمرد و در بخشي از اين سخنراني افشاگرانه
خطاب به ملت ايران
. با كمال وقاحت اين طرح را از تصويب گذراند. دولت با]مجلس [فرمود
كمال وقاحت از اين امر ننگين طرفداري كرد. ملت ايران را از سگهاي
آمريكايي پست تر كردند! اگر كسي يك سگ آمريكايي را با اتومبيل زير
بگيرد
او را بازخواست مي كنند
ولي چنانچه يك آشپز آمريكايي شاه ايران
را زير بگيرد
بزرگترين مقام را زير بگيرد
كسي حق تعرض ندارد. چرا براي
اين كه مي خواستند وام بگيرند
آمريكا خواست اين كار انجام شود. بعد از
چند روز
يك وام دويست ميليون دلاري از آمريكا تقاضا كردند
در ظرف 5
سال
به منظور هزينه هاي نظامي به دولت ايران و بدهند و در ظرف ده سال
سيصد ميليون دلار پس بگيرند. مع ذلك
ايران براي اين دلارها خودش را
فروخت
استقلال را فروخت
ما را جزو دول مستعمره حساب كرد
ملت
مسلمان ايران را در دنيا از وحشيها عقب مانده تر معرفي نمود. »
4 ـ حمله نظامي به طبس
( پس از ماجراي تسخير لانه جاسوسي در تهران توسط دانشجويان و در پي
آن به اسارت درآمدن تعدادي از كاركنان و كارمندان سفارت
كه حيثيت
جهاني آمريكا را به شدت خدشه دار و ابهت اين ابرقدرت را در هم
شكست
آمريكايي ها براي حل بحران گروگانگيري از طريق سياسي
از هر
دري كه وارد شدند
ناكام بازگشتند. پيش شرط امام خميني قدس سره براي
مذاكره
تحويل شاه معدوم به ايران بود و آمريكايي ها به جاي تمكين در برابر
خواست ملت بزرگ ايران
در فاز نظامي قدم نهادند.
برژينسكي در كتاب توطئه در ايران مي نويسد : « طرح عمليات نجات را
من ابتدا به عنوان آخرين چاره يا يك اقدام اضطراري در صورت به خطر
افتادن جان گروگانها تعقيب مي كردم و به موثر بودن عمليات نظامي
نظير
محاصره دريايي ايران
تصرف جزيره خارك و حملات هوايي به هدفهايي
در داخل خاك ايران
بيشتر اعتقاد داشتم . »
آمريكايي ها پس از بررسيهاي فراوان و با اتكا به عناصر ضد انقلاب و
وابسته به رژيم منحوس محمدرضا شاه
كه همچنان در داخل كشور به
توطئه اشتغال داشتند
در حمله نظامي به ايران مصمم شدند و سرانجام
پس از حصول اطمينان از موفقيت در عمليات نظامي
در پنجم ارديبهشت
ماه 1359 شبانه تعدادي از نيروهاي آموزش ديده و ويژه خود را توسط پنج
فروند بالگرد و هواپيماي پيشرفته آمريكايي در يكي از فرودگاه هاي دور
افتاده و متروكه
واقع در صحراي طبس پياده كردند تا از آنجا بر اساس
برنامه ريزي قبلي و يك زمان بندي دقيق
عمليات نظامي خود را شروع كنند
اما در نهايت اعجاب و ناباوري
به امر خداوند
هواپيماها و بالگردهاي
پيشرفته آمريكايي در دام طوفاني سهمگين از شنهاي طبس گرفتار شدند و
بشدت به هم برخورد كردند و ناگهان با انفجارهاي مهيب
طبس به جهنمي
هولناك و گورستاني وحشت انگيز براي آمريكايي ها تبديل شد و عمليات
نظامي آمريكا به طور مفتضحانه به شكست انجاميد.
5 ـ كودتاي نوژه
از جمله اقدامات براندازانه آمريكا پس از شكست حمله نظامي به طبس
طرح ريزي كودتاي « نوژه » در هجدهم تيرماه 1359 بود كه قبل از هر اقدامي
با شكست مواجه شد. دولت آمريكا براي طرح ريزي و اجراي اين كودتا
هزينه هاي سنگيني در نظر گرفته بود. كودتاي نوژه توسط يك ستاد از پاريس
به رهبري شاهپور بختيار هدايت مي شد. اين ستاد داراي شاخه هاي متعدد
سياسي
نظامي و مالي ـ لجستيكي بود.
شاخه سياسي ستاد تحت نظارت رضا مرزبان و ابوالقاسم خادم با هدف
جذب يكي از علماي وقت و برخي از طرفداران وي فعاليت مي كرد. شاخه
نظامي آن نيز زير نظر احسان بني عامري (با هدف نفوذ در ارتش
نيروي
هوايي
جذب عناصر نظامي و نيروهاي سازمان اطلاعاتي ساواك ) و شاخه
مالي ـ لجستيكي با مسووليت منوچهر قرباني فر (و با هدف تامين مخارج
مالي كودتا
تهيه و ارسال كمكهاي تسليحاتي و تداركاتي از طريق عراق و
قاچاقچيان به عوامل كودتا در داخل كشور) انجام وظيفه مي
كردند.
آمريكايي ها براي اجراي موفقيت آميز اين طرح
ده ميليون دلار و صدها
ميليون تومان هزينه كردند. كارشناسان
اين كودتا را از لحاظ تجهيزات
نظامي
كه قرار بود از داخل و خارج آن به كار گرفته شود
در تاريخ
كودتاهاي جهان بي سابقه و كودتاي 28 مرداد 1332 را در مقايسه با آن يك
بازي كودكانه مي دانند. از اين رو
آژانس جاسوسي بين المللي آمريكا به
موفقيت اين كودتا بي اندازه مطمئن بود. آنها حتي پيامي را كه پس از كودتا
در روز 21 تير 1359 از طريق رسانه ها مي بايست خوانده شود
تهيه كرده
بودند! در اين پيام آمده « همقطاران عزيز
ساعت موعود فرا رسيد... كليه
واحدهاي ارتش
ژاندارمري
شهرباني اعلام همبستگي نمودند. هرگونه
مقاومت به شدت سركوب خواهد شد. آماده اخذ دستورات بعدي باشيد.
(شوراي نظامي كشور) » .
كودتاگران همچنين خانه اي را براي استقرار كاظم شريعتمداري در تهران در
نظر گرفته بودند تا وي به عنوان يك رهبر مذهبي
در آنجا مستقر شود و
كودتا را تاييد كند.
اما به لطف خداوند
قبل از اين كه كودتا وارد فاز اجرايي خود شود
طي
يك عمليات بسيار دقيق و موفقيت آميز
كشف شد و تمامي عوامل آن در
داخل كشور دستگير شدند.
مادلين آلبرايت
وزير خارجه دولت بيل كلينتون
براي نخستين بار در
يكي از سخنرانيهاي رسمي خود
در 27 اسفند 1378 بدون هيچ گونه
عذرخواهي از ملت ايران
از نقش مستقيم و محوري ايالات متحده
آمريكا در كودتاي 28 مرداد به صراحت پرده برداشت
يكي از اقدامات تحقيرآميز دولت ايالات متحده آمريكا عليه ملت
ايران
فشار بر حكومت وابسته شاه براي تصويب لايحه اعطاي مصونيت
قضايي به اتباع امريكايي
در مجلس شوراي ملي ايران بود. به موجب
اين لايحه
كه « كاپيتولاسيون » نام داشت
دستگاه قضايي ايران حق
نداشت هيچيك از مستشاران
نظاميان
كارمندان و كاركنان آمريكايي و
نيز خانواده ها و وابستگانشان را (كه در زمان تصويب قانون بالغ بر چهل
هزار نفر مي شدند)
تحت پيگرد قانوني قرار دهد
از جمله اقدامات براندازانه آمريكا پس از شكست حمله نظامي به
طبس
طرح ريزي كودتاي « نوژه » در هجدهم تيرماه 1359 بود كه قبل از
هر اقدامي با شكست مواجه شد. دولت آمريكا براي طرح ريزي و اجراي
اين كودتا
هزينه هاي سنگيني در نظر گرفته بود. كودتاي نوژه توسط يك
ستاد از پاريس به رهبري شاهپور بختيار هدايت مي شد. اين ستاد داراي
شاخه هاي متعدد سياسي
نظامي و مالي ـ لجستيكي بود

|