بسم الله الرحمن الرحيم
برداشتهاي خصمانه اي كه اين روزها از گزارش مبهم و دو پهلوي
منتسب به « محمد البرادعي » مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي صورت
مي گيرد
چشم انداز همكاري ايران با آژانس را بيش از پيش تيره مي كند.
« فيليپ دوست بلازي » وزير خارجه فرانسه خواستار شدت عمل
شوراي امنيت براي ادامه مجازات ها در قبال ايران شده است . وي كه
اعتراف مي كند هنوز متن كامل گزارش البرادعي را نخوانده و از محتواي آن
بي اطلاع است
معلوم نيست بر چه اساسي
خواستار برخورد جدي تر با
ايران و مجازات آن شده است
طبعا لازمست در نحوه تعامل با فرانسويها در مقياس وسيعي تجديدنظر
كنيم و اجازه ندهيم كه آنها از يكطرف از بازار پرسود مبادلات اقتصادي با
ايران
بهره هاي يك جانبه اي ببرند و از طرف ديگر در اظهار دشمني عليه ما
از ديگران هم سبقت بگيرند. اين مقوله در جاي خودش نياز به پرداخت ويژه
دارد
اما تا همين اندازه لازم است بدانيم كه فرانسه عليرغم اينكه بيشترين
سود را از مناسبات مشترك با ما برده
كمتر به تعهداتش عمل كرده و در هر
فرصت ممكن
عليه ما وارد عمل شده و براي آمريكا خوشرقصي كرده تا
مشكلاتش با آمريكا را در جاي ديگري
حل و فصل كند.
انگليسي هاي شرور هم از اين قاعده مستثني نيستند. سودي كه لندن و
شركتهاي انگليسي از مناسبات با ايران مي برند
اگر بيشتر از سود مناسبات
فرانسه با ما نباشد
كمتر هم نيست ولي تجربه هاي تلخ سالهاي اخير نشان
مي دهد كه انگليس همواره مجري سياستهاي ديكته شده از واشنگتن عليه ما
بوده و براي معرفي سياستهاي آمريكا بعنوان يك خط مشي اروپائي
همواره
پيشقدم بوده و هست .
« مارگارت بكث » وزير خارجه انگليس هم ضمن تكرار ادعاهاي
واشنگتن
ايران را متهم به برنامه ريزي براي فعاليتهاي هسته اي با اهداف
نظامي كرده و مي گويد : « ما مصمم هستيم ايران را از نظر بين المللي منزوي
كنيم » .
وزير خارجه آلمان هم كه كشورش براي چندين دهه
نخستين شريك
تجاري ايران بوده است
در اين زمينه تصريح مي كند از همان ابتدا مشخص
بودكه ايران به قطعنامه 1737 بي اعتنا خواهد ماند و آنرا اجرا نخواهد كرد و
ما اميدواريم در تهران به اين جمع بندي برسند كه برنامه هسته اي
مردم را
سير نمي كند.
نكته هاي عجيبي در اين ميان وجود دارد كه نبايد آنها غافل شويم .
نخست آنكه هر يك از كشورهائي كه بيشترين سود را از بازار پرجاذبه ايران
برده اند
در هر فرصتي كه توانسته اند
عليه ما وارد عمل شده اند و بعبارت
بهتر
حتي منافع تجاري يكطرفه اي كه مي برند
نيز مانع رفتار خصمانه عليه
ما نشده است . قاعدتا طبيعي ترين نتيجه اي كه مي توان گرفت
اينست كه
زمان تجديدنظر در اين مناسبات يكطرفه فرا رسيده است .
نكته مهم ديگر كه بطور همزمان
خودنمائي مي كند اينست كه تقريبا
بدون استثنا
و حتي همين روزها
مقامات ارشد طرفهاي مقابل در ديدار با
مسئولين ايراني
از نقش و جايگاه و اهميت استراتژيك ايران سخن بميان
آورده اند ولي در جمع همرديفان اروپائي خود
موضعي ديگر گرفته اند.
جديدترين نمونه
« رومانوپرودي » نخست وزير ايتاليا است كه در ديدار با
دكتر لاريجاني تصريح كرده است : « نقش مهم و اثرگذار ايران در منطقه امري
انكارناپذير است و بايد از سوي تمامي طرفها محترم شناخته شود و روند
تحولات هسته اي نيز بايستي بسمت از سرگيري مذاكرات به پيش برود.
بعلاوه در تحولات منطقه هم بايستي از نفوذ كلام و وزن سياسي ايران در
جهت استقرار صلح و ثبات در لبنان و منطقه بهره گيري شود
چون اتحاديه
اروپا نيازمند حمايت و كمك ايران در اين مقوله است » .
در همين ديدار
دكتر لاريجاني از ايتاليا بعنوان كشوري دوست و يك
شريك تجاري مهم و معتبر ياد كرد. اين درحاليست كه وزراي خارجه
اتحاديه اروپا در آخرين ديدارو گردهمائي خود تصميمات جديدي را آغاز
كرده و در تشديد رفتار خصمانه مشترك عليه ايران تفاهم كرده
بودند.
حتي اگر خانم رايس اعتراف نكرده بود كه سرنخ تمامي اين ماجراها
دردست اوست
باز هم قابل درك بود كه اروپا فاقد وزن سياسي مورد انتظار
براي نقش آفريني بعنوان يك « شريك كامل » است . خانم رايس اخيرا تصريح
كرد كه مذاكرات 3 كشور اروپائي و حتي موضع گيري 1 +5 هم توسط او
پيگيري مي شده و هنوز هم او بازيگر اصلي اين بازي رسوا محسوب مي شود.
رايس چند ساعت پس از انتشار گزارش البرادعي و پس از ديدار با
همتاهاي خود از روسيه
آلمان و اتحاديه اروپا در برلين با لحني مملو از
خصومت و كينه توزي اعلام كرد : « اميدواريم تحريم ها
انزوائي را كه ايران
بايد متحمل شود
به ايران نشان دهد و ايران درك كند كه اين انزوا با گذشت
زمان افزايش مي يابد » .
« نيكلاس برنز » معاون وزير خارجه آمريكا در تفسير همين موضع
« رايس » اعلام داشت : « ما انتظار داريم شوراي امنيت بار ديگر ايران را توبيخ
كند . پنج عضو ثابت شوراي امنيت بهمراه آلمان (1 +5 ) در لندن ديدار
خواهند كرد تا پيش نويس قطعنامه دوم تحريم ها عليه ايران را تنظيم كنند. »
اكنون كه از واكنش ها در قبال گزارش البرادعي آگاه شديم
خوبست
مروري بر گزارش وي داشته باشيم تا ببينيم حاوي چه نكاتي است كه چنين
واكنش هائي را در پي داشته است
با بررسي محتواي گزارش البرادعي
بهتر مي توان دريافت كه اين بار هم
گزارش منتسب به وي
با دستكاريهاي چندباره منتشر شده است . اين نكته
از آنجا محرز مي شود كه شيوه نگارش متن
يكدست نيست و در جاهائي
بارها دستكاري شده تا نقطه نظرات طرفهاي مختلف در آن لحاظ شود. در
متن گزارش سعي شده با قرينه سازيهاي موذيانه
چنين برداشتي به مخاطب
القا شود كه گويا اقداماتي خلاف روال قانوني صورت پذيرفته است و حال
آنكه در يك جمله كوتاه و گذرا به اين نكته اشاره شده است كه « آژانس
مي تواند عدم انحراف را در مواد هسته اي اعلام شده در ايران تاييد كند »
ولي براي آنكه اين نكته در ذهن مخاطبان « جا نيفتد »
بلافاصله با جملات
دوپهلو و مبهم اضافه مي كند : « بهرحال آژانس قادر به پيشرفت بيشتر در
تلاشهايش براي تاييد كامل توسعه برنامه هسته اي ايران در گذشته و
جنبه هاي معين مربوط به اهداف و ماهيت آن نمي باشد » .
كاملا آشكار است كه در تنظيم و تدوين اين گزارش
اهداف و
انگيزه هاي موذيانه اي نقش داشته است و در جملات بعدي تصريح مي كند
« بنابر اين
آژانس نمي تواند نبود مواد هسته اي و فعاليت اعلام نشده در ايران
را تائيد كند »
خوبست يكبار ديگر اين جمله و جملات قبلي را مرور كنيم و براي
يافتن پاسخ اين سئوال بينديشيم كه هدف از بيان اين جملات چيست
نويسنده مي خواهد چه چيزي را نفي و يا اثبات كند مسئله كاملا روشن
است . نويسنده مي خواهد بگويد كه ما غيب نمي دانيم و نمي توانيم غيبگوئي
كنيم كه غير از آنچه مي دانيم
چيز ديگري وجود ندارد!
اين همان شگرد هميشگي طرف هاي بهانه جوي ماست كه مي توانند تا
ابد اعلام كنند كه ما هنوز قانع نشده ايم ! هنوز مطمئن نيستيم كه ايران راست
مي گويد! چرا بخاطر آنكه مي خواهند در اين جمله ايجاد ترديد كنند كه
« آژانس عدم انحراف ايران را تاييد مي كند » و در واقع نمي خواهند اين
جمله
مفهوم اصلي خود را القا كند.
متاسفانه محمد البرادعي در اين زمينه در موضع بسيار سست و بي ثباتي
قرار گرفته و حتي استحكام راي « هانس بليكس » رئيس سابق آژانس
بين المللي انرژي هسته اي را هم از خود نشان نداده است . كاملا واضح است
كه اين موضع و اين نگارش مبهم
پرخدشه و نارسا كه تعمدا سعي شده
حقايق را در لفافه جملات مبهم بپوشاند و بطور همزمان
ادعاهاي اثبات
نشدني و خصمانه را با آن ممزوج كند
قطعا موضع اوليه و شخصي
محمدالبرادعي نيست ولي بهرحال گزارش منتسب به وي
در تاريخ بعنوان
وي ثبت خواهد شد و اين بسيار شرم آور است كه البرادعي بخاطر حفظ
موقعيت خود و براي از دست ندادن پست مدير كلي خود
حاضر به چنين
خيانت بزرگي شده است .
« هانس بليكس » در ماههاي اخير بارها اعلام داشته است كه با اتخاذ
چنين موضع خصمانه اي كه عليه ايران گرفته شده
همه چيز را به راحتي
مي توان زير سئوال برد ولي من نكته مهمي كه عليه ايران قابل اثبات باشد
نمي بينم .
در متن گزارش منتسب به البرادعي
به جملات مبهم فراواني
برمي خوريم كه هيچ دليلي براي اثبات آن ارائه نشده ولي به قيد احتمال
انگشت اتهام را به سوي ايران نشانه گيري كرده است . عبارت : « اين فعاليتها
مي تواند به توسعه سلاح هسته اي منجر شود » در متن گزارش منتسب به
البرادعي
در واقع به تصريح
دروغ بزرگي را « پررنگ » كرده
است .
متاسفانه البرادعي حيثيت و اعتبار خود را حراج كرده و به قيمت حفظ
موقعيت خود آنرا به واشنگتن فروخته است . حال آنكه مي توانست و هنوز
هم مي تواند نشان دهد كه اين گزارش متعلق به او نيست و اين جملات
موضع او را اعلام نمي كند.
در متن گزارش
حتي بدعت هاي شگفت انگيزي هم وجود دارد كه در
تاريخ آژانس در مورد هيچ كشور ديگري اعمال نشده و آن « تلاش براي
تحميل سيستم نظارت و كنترل از راه دور » است كه آژانس براي اولين بار
سعي دارد آنرا در مورد ايران اعمال كند. هدف از تحميل اين روش آنست كه
از اين پس حتي بدون اجازه دادن به بازرسان آژانس براي بازديد مستقيم
در مورد ايران به ارائه گزارشهاي مجعول بپردازند و به صراحت كامل
حق
ايران براي نظارت بر فعاليت بازرسان را به كلي پايمال كنند. البرادعي
مي گويد ايران با اين موضوع مخالفت كرده ولي نگفته است آژانس
مطابق
كدام مصوبه و قانون
مجاز به ارائه اين پيشنهاد بوده است در مورد كدام
كشور ديگر
چنين موردي اجرا شده و با مشاهده اينهمه خصومت و
كينه ورزي كه از شيوه برخورد آژانس و از رفتار بازرسين مي بارد
آيا « كنترل
از راه دور » بعنوان شيوه اي جديد و غيرقابل مهار
حق ايران براي نظارت بر
دروغ پردازيها و رفتار خصمانه آژانس را به كلي از ميان نمي برد بعلاوه آيا
دستگاههاي كنترل از راه دور احتمالا زماني براي دقت در هدف گيري نظامي
تاسيسات هسته اي ايران مورد سواستفاده دشمنان ما قرار نخواهد گرفت
البته ممكن است گفته شود آژانس يك مرجع بين المللي است و بيطرفانه
عمل مي كند پاسخ اينست كه آژانس بايستي چنين باشد و بيطرفانه عمل كند
ولي وقتي خانم رايس اعتراف مي كند كه سرنخ تمامي بازيهاي 3 كشور
اروپائي و عملكرد شوراي حكام و رفتار آژانس بين المللي انرژي اتمي
دردست اين « دوشيزه جنگ طلب » قرار داشته و دارد
ديگر جائي براي اثبات
بيطرفي آژانس باقي نمي ماند. آمريكا در واقع تمامي حيثيت جهاني آژانس و
شوراي حكام را بر باد داده و اعتبار آنها را در حد يك اداره تابع
وزارت خارجه آمريكا تقليل داده است .
خانم رايس شايد از اين بازي بدفرجام خود بهره هاي فراواني برده باشد
ولي ديگر حيثيتي براي مجامع بين المللي باقي نگذاشته است كه آنها ادعاي
بيطرفي و انصاف بكنند . در بند 11 متن گزارش منتسب به البرادعي
ادعا
مي شود كه آژانس هيچگونه اطلاعاتي درباره نصب سانتريفوژها يا قطعات و
تجهيزات مربوطه ندارد! حال آنكه اساسا هيچ كشوري در اين مورد تعهدي
ندارد كه حتي « نصب تجهيزات » خود را هم با نظارت آژانس انجام دهد و
فقط بايستي از وقتي وارد مدار بهره برداري شد
تحت نظارت باشد. ملاحظه
مي شود كه آژانس در برخورد با ايران
حتي بدون آنكه مجوزي داشته باشد
يا در مورد مشابهي در ساير كشورها انجام شده باشد
از ايران طلبكاري
مي كند و سعي دارد قلمرو « نظارت هاي مداخله جويانه » را مرتبا توسعه دهد.
اين گزارش در بند 9 نيز مدعيست كه « حل مسئله نظارت از راه دور
همچنان در جريانست » . حال آنكه هيچ كشوري در اين زمينه چنين مجوزي
را به آژانس نداده و چنين برخوردي با ايران
يك « بدعت انحصاري » است .
البته گزارش البرادعي نكات مثبتي را هم در خود دارد ولي حتي همان
جملات هم با يك مقدمه و موخره
آنچنان لوث شده كه تقريبا بي ارزش و
كم اهميت جلوه كند. از جمله حجم عظيم همكاريهاي مستمر ايران با
آژانس
ارائه اطلاعات فشرده و طبقه بندي شده در مقوله حساس مسائل
هسته اي
اجازه بازديد از مناطق ويژه و... كمتر مورد تصريح قرار گرفته
است .
با اينهمه
در بسياري از موارد مرتبط با حقوق ايران از جمله
درخصوص جلوگيري از ورود « عناصر نامطلوب » بعنوان بازرسان آژانس كه
حق طبيعي هر كشوري است
آژانس گلايه مي كند كه گويا تغيير تركيب تيم
بازرسان آژانس منجر به « تقليل انعطاف عمليات و موجب كاهش كارآئي تيم
كارشناسي آژانس » خواهد شد. اين جمله
بخودي خود بمعني اهانت به
ساير اعضاي تيم بازرسان آژانس است و نشان مي دهد كه آژانس نسبت به
بعضي از بازرسان اعزامي
حساسيت و توجه بيشتري داشته است . كاملا
روشن است كه حتي همين اعتراض هم دقيقا از جانب واشنگتن ديكته شده
است
چرا كه دقيقا و بطور همزمان
شاهد اعتراض رسمي مقامات
وزارت خارجه آمريكا هم بوده ايم و ادعا مي كردند نبايد به ايران اجازه داد كه
تركيب تيم بازرسين را تغيير دهد. چرا چه بسا به اين علت كه جاسوسان
مرتبط با آمريكا از اين فهرست حذف نشوند!
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه يكبار يكي از بازرسان اعزامي پس
از بازگشت از ايران تمامي اطلاعات دريافتي را براي مصارف تبليغاتي عليه
ايران به رسانه هاي استكباري منتقل كرده بود و در برخي موارد
آمريكا و
رژيم صهيونيستي به اين اطلاعات
دسترسي پيدا كرده اند.
طبعا گزارش منتسب به البرادعي در مقطع كنوني
از جانب دشمنان
ملت ايران مورد سواستفاده قرار گرفته است . ايكاش البرادعي دستكم اين
بار اجازه نمي داد از موقعيتش سواستفاده شود
لكن دنيا بداند كه حتي با
توسل به اين شگردها هم نمي توان چيز زيادي را تغيير داد.
همه مي دانند خانم رايس اعتراف كرده است كه همه اين ابزارها را ملعبه
قرار داده و هدفش اعمال فشار عليه ايران بوده و هست . در چنين شرايطي
اگر ديگران هم با سياستهاي شكست خورده « رايس » همراه شوند
فقط
حيثيت خود را لكه دار كرده اند و يقينا كمكي به ثبات و امنيت جهاني
نكرده اند.
موضوع فعاليتهاي هسته اي ايران فقط يك راه حل دارد و آن پيوستن به
مذاكره اما با حسن نيت و صداقت و بدون پيشداوري است . ايران اسلامي
براي حل و فصل مسائل احتمالي آماده است ولي اين مشكل يقينا از طريق
اعمال فشار
خصومت و دروغ پردازي آمريكا و تحميل آن در گزارشات
آژانس بين المللي انرژي اتمي و شوراي امنيت
حل نخواهد شد.

|