روزنامه جمهوري اسلامي 03/12/1385 صفحه عقيدتي

  • ارمغاني براي نجات انسان
  • كرامت از ديدگاه آيات و روايات
  • جايگاه « ايمان » و مقام « مومن »
  • *****
    ارمغاني براي نجات انسان




  • نگاهي به جنبه هدايتگري قرآن
    حسن لطيفي
    كتاب قرآن چون نازل شده از سوي خداوند محيط به همه عالميان و از سوي خداوند حكيم و داناست هم درياي حكمت و دانش و مخزن گنجينه هاي بي بديل و بي همتاست كه برطرف كننده و جوابگوي همه كمبودهاي آدمي در عرصه رشد و كمال خواهدبود.
    براي دريافت ويژگي هاي ناب قرآن كريم رجوع به خود قرآن و در كنار آن گفتارهاي اهل بيت بهترين روش خواهد بود. در باب شناخت و معرفي قرآن از زبان خود قرآن آيه جامعي است كه در چهار مرحله به معرفي محتواي خود مي پردازد.
    « يا ايها الذين آمنوا قد جاكم موعظه من ربكم و شفا لما في الصدور و هدي و رحمه للمومنين . »
    خداوند متعال در اين آيه چهار خصيصه ويژه از كتاب خود را با ترتيب و درجه بندي حكيمانه اي براي بندگان خود اعلام مي كند تا آگاهانه به آن تمسك جسته و به مقصودي كه براي آنان معين ساخته است رهنمون گردد.
    مرحله اول كتاب تذكر موعظه و يادآوري است براي تمامي عالميان و در اين خصيصه آنقدر پررنگ جلوه مي كند كه حتي يكي از نام هاي قرآن را خود پروردگار ذكر مي خواند : انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون .
    بدين معني كه در اولين آشنايي دلهاي غرق شدگان در درياي غفلت و گمراهي و سرگرداني را با تذكر و يادآوري اخبار گذشتگان و يا در قالب مثل به انديشه و چالش كشانده و با پند و اندرز درصدد بيدار ساختن آن بر مي آيد تا اولين گام براي وصول به خير و سعادت برداشته شود.
    مميزه دوم كه خداوند متعال براي اين ارمغان ارزشمند نبوت بيان مي نمايد شفابخش بودن آن براي دردهاي ظاهري و باطني متمسكين به آن است . دستورالعمل هاي بي نظير علمي وعمومي جاي داده شده در آن به شرط عمل كردن به آنها برابر خواهد بود با تسكين تمامي بيماريهاي دروني كه يقينا ريشه آنها در آلودگي ها و بيماري هاي روحي رسيده به دل هاست بيماريهايي همچون بخل كينه حسد نفاق تكبر و ظلم گرايي و بالاتر از همه اينها بيماري شرك و كفر.
    قرآن نيز در دومين مرحله از برخوردش باعموم مخاطبان بخصوص افراد مومن پس از آنكه در گام اول با ابزار موعظه و تذكر قلب هايشان را بيدار و آماده ساخت شروع مي كند به تطهير و پاكيزگي باطن آنان از هر ويژگي زشت و خبيث و به فرموده صاحب الميزان :
    « بطور دائم و تازماني كه قلوب خود را متصل به آن كرده و انس با قرآن دارند آفت هايي را از عقل و انديشه و دل آنها يكي پس از ديگري زايل مي سازد تا آنجا كه بطور كلي رذايل باطني و دروني انسان ها را از بين ببرد و صفاي دل راجايگزين آن نمايد. »
    اميرالمومنين علي (ع ) را در اين باره سخني است كه مي فرمايد : پس بهبودي دردهاي باطني و ظاهري و روحي و جسمي خود را از قرآن بخواهيد و در سختي و گرفتاري از آن كمك بطلبيد زيرا در قرآن براي بزرگترين دردها كه كفر و نفاق و تباه شدن وگمراهي است شفا و بهبودي وجوددارد. پس با پيروي از آن شفا از خدا بخواهيد وبا دوستي و عمل به آن به خدا رو آوريد.
    و اما ويژگي سوم قرآن جنبه هدايتي آن است ولي بر خلاف صريح اين آيه نه فقط براي مومنين بلكه براي هر فرد در هر درجه از رشد و تكامل كه باشد حتي مردم عوام با توجه به ظرفيت وقابليت وجودي اش راهنما وهادي بسوي راه رشد و كمال وطريق پايداري و سلامت خواهد بود.
    اين از شگفتي ها و عجايب قرآن است كه در عين اينكه كتابي تخصصي است عمومي هم است و هر كسي را كه در هر كدام از اين دومرحله راه يافته باشد هدايتگر و مرشد بوده و همه را توانايي و فرصت بهره گيري ازآن است .
    قرآن « هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان است و نيز « هدي و بشري للمسلمين » و « هدي للمحسنين » است .
    سازندگان همه دستگاه هاي الكتريكي و غير آن براي راهنمايي تمامي كاربران خود در استفاده مفيد از جز جز امكانات دست ساخته هاي خود كتابچه راهنمايي را ضميمه آن مي سازند. تا طريق بكارگيري آن بخشهاي خلق شده را به نحومطلوب خود به آنان بياموزند. از طرفي نيز كاربران چون مي دانند اين كتابچه راهنما از جانب كسي است كه خود به جز جز آن و تمامي قابليت هاي آن دستگاه آشناست لذا با اطمينان خاطر از رهنمودهاي آن بهره مند مي شوند قرآن نيز در تمثيل و از يك منظر اينچنين است : با توجه به اينكه خالق انسان خدايي است كه به بخش بخش قابليت هاي وجودي بندگان خودش آگاه و بيناست « ان الله بعباده لخبير بصيرا » پس بهترين راه استفاده از اين توانايي ها و قابليت ها را مي داند لذا از باب لطف و رحمت خويش كتاب راهنمايي را بواسطه رسول اكرم كه اين دو دو بال مورد نياز براي پرواز بسوي تكامل و سعادت در كنار هم قرار مي گيرند به آنان هديه كرده تا با مطالعه و تدبر و انديشه در فرمايشات آن بهترين راه استفاده از اجزا باطني و ظاهري وجود خود را بشناسند و در طي اين طريق به اشتباه و گمراهي نيفتند.
    پيامبر اكرم (ص ) در مواعظ خود به جناب ابوذر مي فرمايد : يا ابوذر بر تو واجب است تلاوت قرآن و بسيار به ياد خدا بودن چه اينكه تو را در ملكوت بلند آوازه مي سازد و نور هدايت است براي تو در زندگي دنيا.
    آخرين ويژگي مذكور در اين آيه جنبه « رحمت بودن قرآن » است . از برترين و در عين حال ساده ترين راه هاي رسيدن به مرحله دريافت بالاترين نعمات ديني رحمت الهي قرآن است كه البته شرط لازم براي دريافت اين نور رحمت طي سه مرحله قبل و تخلق به آن سه ويژگي است چرا كه آنان كه با اين كتاب جامع و مقدس مانوس مي شوند پس از طي اين سه مرحله پيشين ظرف پذيرش الطاف الهي را در خود بوجود آورده و در نتيجه آشنايي با معارف آنان از اين تجلي نور رحمت الهي بهره مي برند به گونه اي كه خداوند متعال بركات و حكمت هاي مكنون و پنهان در آن را بر آن دلهاي پاك مي نماياند تا به آشكاري و وضوح خورشيد و در تحت لواي رحمت و عنايت الهي به زمره بندگان مقرب راه يابد. نتيجه كلام اينكه جامعيت قرآن و شمول آن بر تمامي نيازمنديهاي سير كمالي انساني مطلبي است كه در ضمن اعتراف برخي دانشمندان مسلمان و غيرمسلمان خود قرآن نيز به صراحت مبين آن بوده و هر وجدان بيداري را پذيرفتن آن دشوار نخواهد بود در ضمن اينكه بهره مندي از معارف آن را شروطي و مقدماتي لازم است نه چندان دشوار كه در ضمن اين نوشته به آن اشاره شد.
    نتيجه دوم اينكه تعليم و به كارگيري علمي قرآن براي همه آشكار و لزوم محور قرار دادن آن وآموزه هاي قرآن در زندگي روزمره احساس مي شود.
    منابع :
    1 ـ قرآن كريم
    2 ـ تفسير الميزان
    3 ـ تفسير نمونه

  • *****
    كرامت از ديدگاه آيات و روايات


  • اكرم همتيان
    كرامت نوعي جوانمردي و بزرگواري است كه معمولا از اقشار معظم و توانمند اجتماع انتظار مي رود. بطوري كه هرچقدر اين بزرگي در افراد آشكارتر و بيشتر باشد توقع ايجاد شده افزايش يافته و تراز بالاتري را به خود اختصاص مي دهد. در قرآن كريم اين معنا از خداوند تعالي كه مصدر تمامي فضايل و برتري هاي شروع شده و تا فرشتگان و انبيا و رهبران جامعه امتداد مي يابد. آيه « اقرا و ربك الاكرم الذي علم بالقلم » (1 ) و چندين آيه مشابه دلالت بر اين دارد كه اكرام رفتاري شايسته است كه پروردگار عالم آن را براي خود گزينش نمود تا ديگران نيز بياموزند كه مكرم باشند و در هر جايگاهي كه هستند آن را فراموش نكنند.
    جفا نه شيوه دين پروري بود حاشا
    همه كرامت و لطف است شرع يزداني (2 )
    درباره فرشتگان مقرب نيز آورده شده « بل عباد مكرمون » (3 )
    يعني فرشتگان بندگاني با كرامت هستند كه عبوديت را خوب مي دانند و بدون اين كه از طرف كسي تحت تهديد و يا فشار باشند و يا حتي نيازمند نتيجه آن باشند با اخلاص و اختيار به آن تن داده و در كمال مطلق عبادت را انجام مي دهند و به همين خاطر است كه پروردگار عالم نيز آنها را مورد توجه و مواهب بي بديل خويش قرار داده و جايگاهي منيع براي آنان در نظر گرفته است « بايدي سفره كرام برره » (4 )
    انبيا بزرگ الهي نيز اين گونه بودند و كرامت بخش مهمي از رسالت آنان را تشكيل مي داده به گونه اي كه پروردگار آنها را نويدي اكرام بخش براي بشريت معرفي نموده است .
    « وجاهم رسول كريم » (5 ) پيامبران علاوه بر وظيفه هدايت گري و راهنمايي انسانها به عنوان معدني فياض از محبت وكرامت به شمار آمده كه از شميم وجود آنها بشريت هدايت گرديده است . قرآن نيز خودش را كريم معرفي مي كند و به ما مي آموزد « انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لايمسه الاالمطهرون » (6 )
    يعني قرآن كريم است و هيچ گونه اشتباه و خطايي در آن راه ندارد فريب و نيرنگ و اجحاف و دورنگي در آن بي معني است و به همين خاطر حق همه مخلوقات در آن پيش بيني شده و از مزاحمت و كرامت بي منتهاي آن برخوردارند. پس تا اينجا معلوم گرديد كه خداوند عالم كه به عنوان معلم اصلي بشريت محسوب مي گردد كريم است .
    كتاب او يعني قرآن نيز كريم است و دست اندركاران و سفيران او نيز صاحب كرامتند. بنابر اين دولتي كه به اسم او نيز برپا مي شود بايستي دولت كريم باشد تا بتواند عزت و افتخار را براي آئين و مسلك خود به بار نشانده وانسانها را در زير چتر كرامت خود تربيت نمايد.
    « اللهم انا نرغب اليك من دوله كريمه تعزبهاالاسلام و اهله وتذل بهاالنفاق و اهله » (7 ) آنچه مسلم است كرامت جايگاه بسيار رفيع دارد و معناي آن فزون تر و اولي تر از شاخص هايي مانند عدالت و امنيت ظاهري است زيرا ممكن است در حكومت هاي غيراسلامي نيز با اجبار و ارعاب ومقررات سخت بشود اين ويژگي ها را پياده كرد ولي هرگز به قله كرامت دست نيافت . يكي از مهم ترين پيغام هاي كرامت عزت انساني و پاسداري از منزلت انساني است كه بايستي مسئولان به خوبي آن را باز شناخته و به آن همت داشته باشند براي اين مهم فرقي باقي نمي ماند كه افراد در چه رتبه و تباري قرار داشته باشند و بلكه مهم لياقت آنها در دريافت كرامت و اتلاق عزت است .
    من اين حروف نوشتم چنان كه غير ندانست
    توهم زروي كرامت چنان بخوان كه توداني
    خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است
    اسير خويش گرفتن بكش چنان كه تو داني (8 )
    انسان ابعاد وسيعي دارد و مادر دنيا سه نوع آفريده داريم . بخشي حيوان مطلق هستند و برخي فرشته مطلق هستند و گروهي مانند انسان از دو بعد متضاد برخوردارند كه اگر در لاك حيوانيت ظاهر شوند از حيوان پست تر مي شوند و مطابق صراحت قرآن جز افراد مظلوم و جهول بهره اي از كرامت را نخواهند داشت و هيچ كس نخواهد توانست آنها را كرامت و عزت ببخشد « و من يهن الله فماله من مكرم » (9 ) اما اگر در بعد فرشته سير نمايد از آنها نيز بالاتر رفته و به مقام كرمنانائل خواهند شد. بايد توجه داشت اكرام يك جنبه ندارد گاهي اوقات با حمايت و هدايت هاي داهيانه و برخي ايام با وعده هاي دلخوش كننده و اميدبخش و پاره اي اوقات با پرداخت پاداش و دستگيريهاي مادي و يا حتي با سفارش و معرفي افراد با گفتن كلمات مشفقانه و تمجيدآميز تجلي پيدا مي كند. اصلا ممكن است دفع بلا و ظلمي اكرام به حساب آيد و يا به شكل رهايي بنده اي از تحقير و يا ظلتي به تداعي برسد. در هر حال هر نوازشي كه بدون آثار ظاهري تحقيركننده و يا مديون كننده و يا رعايت منزلت افراد بتواند كرامت انساني را به بندگان خدا و زيردستان ارزاني نمايد مورد نظر است « فواكه و هم مكرمون » (10 )
    پيام كرامت در آخرت نيز گرامي داشتن شخصيت ها و لطف خاص قائل شدن براي كساني است كه در حيات خود از خصيصه هاي خداپسندانه برخوردار بوده و براي شهادت حق قيام كرده و محافظت از دين خدا را وظيفه خود دانسته تا اينكه به جايگاه « اولئك في جنات مكرمون » (11 ) نائل گرديده اند . كرامت رابطه اي مستقيم با كمال انساني دارد. يعني هم افرادي كه از كرامت برخوردارند صاحب كمالند و هم كساني كه مورد كرامت قرار مي گيرند و به كمال مي رسند و اين مهم ترين و بهترين ره آورد كرامت است .
    بيار ساقي آن مي كه حال آورد
    كرامت فزايد كمال آورد(12 )
    كرامت كمال وافر است كه شكري را به دنبال خود لازم مي سازد و صفتي از اوصاف پروردگار است كه به انسانها ارزاني مي شود و همانگونه كه به دست آوردن آن بسيار سخت و سنگين است نگهداري و به كارگيري عملي آن نيز فوق العاده مشكل و نيازمند دقت و مراقبت مي باشد تا افراد جلوتر و يا عقب تر از محدوده آن حركت نكرده و به انحراف نيفتند.
    اي صاحب سلامت شكرانه كرامت
    روزي تفقدي كن درويش بي نوا را
    آسايش دوگيتي تفسير اين دو حرف است
    با دوستان مروت با دشمنان مدارا

    پي نويسها :
    1 ـ علق آيه 3 و 4
    2 ـ حافظ
    3 ـ انبيا آيه 26
    4 ـ عبس آيه 15 و 16
    5 ـ دخان آيه 17
    6 ـ واقعه آيه 77 تا 79
    7 ـ دعاي افتتاح
    8 ـ حافظ
    9 ـ حج آيه 18
    10 ـ صافات آيه 42
    11 ـ معارج آيه 35
    12 ـ حافظ

  • *****
    جايگاه « ايمان » و مقام « مومن »


  • حضرت علي (ع ) :
    به راستي مومنان افرادي فروتن و مهربان و پند دهنده اند و نسبت به مسئووليتشان ترسناكند.
    همانا ايمان ابتدا به صورت نقطه درخشاني در قلب آدمي ظاهر مي شود و هرچه ايمان افزوده شود به درخشندگي آن افزوده مي شود.
    مومن برادر مومن است پس با او تقلب نمي كند و از او عيب نمي گيرد و از ياريش سرباز نمي زند.
    با مومن دشمني و عداوت نكن كه پوستت كنده مي شود چنانچه چوب از پوستش جدا مي شود (يعني دشمني با مومن موجب ريخته شدن حسنات انسان مي شود.)
    از هوشياري و زيركي مومن بترسيد زيرا او به نور خدا مي نگرد.
    آگاه باشيد براستي كه مومن هميشه سرگرم كار خويش است . و ديگران از او در آسايشند چون شب فرا رسد صورت خود بر زمين گذارد و با كريمترين اعضايش خدا را سجده كند و با خالق خود مناجات مي كند كه او را از آتش جهنم نجات دهد پس شما اين گونه باشيد.
    كسي كه كارهاي نيك او را شادمان و اعمال ناشايست او را ناراحت سازد پس او به حق مومن است .
    ايمان بر چهار پايه است : رضايت به خواست خداوند توكل بر خدا سپردن امر به خدا و تسليم بر فرمان خدا.
    هيچ كس طعم ايمان را نمي چشد تا آن كه بداند آنچه بر او رسيده گريزي از آن نيست و آنچه به او نرسيده نبايستي مي رسيد.
    چهار چيز است كه در هر كس باشد ايمانش به كمال رسيده : بخشش براي خداوند و منع براي خدا براي خدا دوست بدارد و براي خدا دشمن بدارد.
    نجات در پرتو ايمان است .
    ايمان به خدا امان از نگرانيهاست .
    ايمان درختي است كه ريشه اش يقين و شاخه اش تقوا و شكوفه اش شرم و حيا و ميوه اش بخشندگي و سخاوت است .
    در سايه ايمان نجات و رستگاري است .
    انسان با ايمان به قله سعادت و نهايت شاديها دست مي يابد. ثمره ايمان رستگاري در پيشگاه خداوند است .
    سه چيز در هر كس باشد ايمانش كامل است : عدالت در هنگام خشم و رضا ميانه روي در فقر و توانگري و اعتدال در هنگام ترس و اميد.