روزنامه جمهوري اسلامي 02/12/1385 صفحه كتاب و كتابخواني

  • تفاوت ها و شباهت هاي نهضت مشروطه با انقلاب اسلامي
  • قيام و حيات حسيني
  • بانوي پروانه ها
  • فرهنگنامه جامع برق
  • جرعه اي از زلال قرآن
  • *****
    تفاوت ها و شباهت هاي نهضت مشروطه با انقلاب اسلامي


  • قسمت دوم
    همان جريانهايي كه عامل پيدايش مشروطه بودند همان ها به محض آن كه رسيدند به مشروطه به جان هم افتادند عامل تفرقه شدند و مشروطه را عملا به باد دادند. البته اسم مشروطه هيچ وقت به باد نرفت ولي عملا مشروطه به باد رفت . وقتي آدم تاريخ بحثهاي مجلس دوم را مي خواند حالا مجلس اول چيز خاصي نبود افراد صنفي و گروهي بودند. كه انتخاب شدند و بعد بحثهاي قانون اساسي و متمم قانون اساسي آمد همان تفاوت هايي كه جريانها داشت همانها خودش را نشان داد. يك بحث مطرح بود و آن اصل مساوات همه ملت همه اديان و فرهنگ ها و مذاهب بود كه مساوي باشند. اين بحث خيلي داغ بود در بين تهيه كنندگان قانون اساسي . بحث ديگري كه جدي تر كرد قانون اساسي را بحث اجرايي كردن احكام اسلامي بود كه اين منطبق كردن با شرع چگونه باشد.در سطح كليات قانون ! يا قوانين عرفي ! آيا آنجايي كه احكام شرعي وجود دارد مي شود بر روي آن قانون گذاشت خيلي اين مباحث مسايل جدي را بوجود آورد مردم در زمان مبارزه به هم رسيده بودند و يك حرف مي زدند و آن عدالتخانه بعد رسيدند به مشروطه و بعد هم مجلس سپس محتواي مشروطه از هم جدا شدند. اينجا يك تفاوت عمده با دوره ما دارد. دوره ما هم همين اتفاقات افتاد و مي توانست بيفتد ماها كه در بطن مسايل و حرفها بوديم درست همان حرفها زده مي شد. اينجا يك امتيازاتي بود كه توانست مسايل را به خواست اكثريت مردم و علما حل بكند و آن حضور مردم بود . اكثريت 99 درصدي مردم با عشق و علاقه راي دادند به حكومت اسلامي همان كه پيشنهاد شده بود. خوب اين اتفاق غ در مشروطه نيفتاد. نه مردم در ميدان بودند و نه مساله حل شد. همان طور ماند. بعد متمم قانون اساسي را با خيلي فشارها و مشكلات بالاخره به تصويب رساندند. اما يك روز هم اجرا نشد. عين خود مجلسي ها و علما هم همين جور بود. خيلي از علما آن جوري قبول نداشتند. اما در انقلاب اسلامي اين اتفاق نيفتاد بخاطر آن تفاوتي كه ما با مشروطه داشتيم اينجا توده مردم مسلمان متدين متعبد آن راه كار اصلي پيروزي انقلاب بودند. اينها در صحنه بودند و به شدت هم در ميدان بودند. ناظر بودند و حمايت مي كردند.
    تفاوت دومي كه داشتيم مساله رهبري بود. در مشروطه يك رهبر نيرومند نيست . يك مخلوطي از اين جريانات فكري و انجمن هاي سري كه مخفي بودند و مخفيانه عمل مي كردند وجود داشت . شخصيتهاي بزرگي مثل علماي نجف و تهران شاخص شده بودند اما رهبري به آن صورتي كه در انقلاب ما شكل گرفت رهبري امام اتفاق نيفتاد. شخصي مثل امام به عنوان رهبري كه طبيعي به رهبري رسيده بود و عمل خودشان اخلاق خودشان و صلاحيتهاي خودشان مردم را به دور ايشان جمع كرده بود در مشروطه نبود. ما طلبه ها به ايشان خيلي نزديك بوديم و ايشان را خوب مي شناختيم وعشق مي ورزيديم به ايشان و با خاطر آرام دستورات ايشان را اطاعت مي كرديم به هر قيمتي حبس جان مال و محروميت . با ايمان عمل مي كرديم . هر چي هم به طرف توده هاي مردم مي رفتيم روحيه ها قوي تر مي شد ضعيف تر نمي شد. در صحنه بودند. وقتي كه رفراندوم براي نظام مطرح شد اين طور نبود كه تبليغات يك طرفه باشد. شماها آن موقع بوديد و مي دانيد چه خبر بود. رسانه هاي زيادي با شانتاژ تبليغاتي سم پاشي مي كردند در همه جاها هم بودند حتي در روستاها. من خودم آن موقع به شهرهاي دور رفتم آبادان رفتم جاهاي دور رفتم مسجدسليمان رفتم جاهايي كه آدم فكر نمي كرد آنجا اين ميدانها داغ تر است . دانشجوها دانش آموزان در خيابان بحث ها كاملا جدي بود. اين جور نبود كه مردم بي اطلاع بيايند راي بدهند. تبليغات واقعي اتفاق افتاد و مردم انتخاب خودشان را كردند. اين سرمايه حضور مردم هم در شكل گيري هم در انقلاب هم در تداوم انقلاب هم در صحنه بودن مهمترين وسيله و ابزار نفوذ در قدرت و نظام بود. البته مشروطه به آن رهبري ساده اي كه امام داشت نيازمند بود. همه علائم حاذق بودن طبيب سياسي مردم و جامعه شناسي مردم را ما در امام مي ديديم . خوب آن رهبري در انقلاب مشروطه نبوده آدمهايي بسيار ارزشمند بودند توضيحاتي مي دادند فتواهايي مي دادند ولي خيلي فرق داشت با كسي كه با يك اشاره ميليونها نفر از مردم را به صحنه مي آورد. اين عملا اتفاق افتاد. رقيب ها و رفيق ها مي فهميدند كه با چه كسي مواجه هستند. حد خودشان را مي شناختند كه در ميدان چه بكنند خارجي ها هم همين طور. آنها هم كه مي خواستند دخالت و اعمال نفوذ بكنند. سفارت امريكا و سفارت انگليس فهميدند با چه سدي برخورد مي كنند. همان حكومت نظامي كه دو روز قبل از پيروزي انقلاب اعلام كردند كاملا با طراحي هاي امريكا و هايزر بود. فكر مي كردند كه مردم را در خانه ها حبس مي كنند و انقلاب را متوقف مي كنند. امام در همان اتاق محقري كه درمدرسه علوي داشت محبوس مي ماند حتي ترس بمباران شب وجود داشت . مردم در خيابانها ماندند و ريختند در مساجد و توطئه بمباران هم شكست خود. پس رهبري قاطع و سالم امام به همراه آگاهي مردم كه در طول مبارزه 17 ساله به سلامت به وجود آمده بود اين تفاوت اساسي را با مشروطه داشت . نمي توانيم بگوييم آدمهاي مشروطه خواه آدم هاي كوچكي بودند. نمي توانيم بگوييم آنها ضعيف عمل كردند يا خلوص نداشتند. از بزرگان تاريخ هستند و حقيقتا تاريخ را عوض كردند. اما اين ويژگيهايي كه عرض كردم را نداشتند و اين نيروي مردمي زمينه حضورش در جامعه مثل آن روز و امروز نبود. لذا اين تفاوت پيش آمد. انقلاب به همين امواج شبيه مشروطه كار خودش را كرد. قانون اساسي خودش را همان طور كه مي خواست نوشت و ضمانت اسلامي بودن قوانين اسلامي را در خود قانون اساسي آورد و باز هم به تاييد مردم در رفراندوم عمومي رساند و مردم پشتيبان كار شدند . اصل 4 قانون اساسي كه در قانون اساسي ما هست خيلي تفاوت دارد با آن چيزي كه در مشروطه مي توانست عمل بكند و اصلا هم عملي نشد. اين كار در شرايطي به وجود آمد كه همه دستگاه هاي تبليغاتي شرق و غرب و ارتجاع و عوامل داخلي آن روز عليه مجلس خبرگان ما كه قانون اساسي مي نوشت و تدوين مي كرد در حالت فوق العاده بود. حتي دولت وقت استعفا داد به خاطر بعضي از مواد. تا اينجا ما توانستيم عبور كنيم . شما انتخابات مجلس دوم مشروطه را ببينيد در تهران كه خوب شهر بزرگي بود همين مسيري كه من مي آمدم نمايشگاهي كه گذاشته بودند در تهران 5700 نفر در انتخابات شركت كردند معلوم مي شود توده مردم نبودند . دوره اول هم تمام شده بود داغ بودند و مردم نفهميده بودند و خيلي كارها شده بود نمي شد گفت اينها بي اطلاعند. اما در تهران فقط 5000 نفر شركت كردند . كجاست اين موجي كه مردم در پاي صندوقها راي مي دادند با آن چيزي كه در مشروطه بود . 3 روز هم مردم مي آمدند در دارالفنون رايشان را مي دادند و مي رفتند. خوب اين تفاوت عمده اي است در كار ما و آثارش هم در پيروزي انقلاب و تداوم انقلاب و دفاع مان و زندگي مان و تا امروز ادامه دارد. ما عبرتي كه بايد بگيريم و هوشياري كه بايد داشته باشيم همين جاست كه عوامل پيروزي را فراموش نكنيم . هماهنگي مردم را فراموش نكنيم . هماهنگي علما و پيشتازان را فراموش نكنيم . آن وضعي كه پيش آمد فتواي اعدام و مهدورالدم بودن مرحوم شيخ فضل الله را مي دهند خيلي از افرادي كه مريد ايشان بودند و در پاي دار ايشان كف زدند جشن گرفتند. اين اتفاقات مي تواند بيفتد البته حالا فرق كرده . همان اختلافات باعث شد بين آن 3 جرياني كه بودند خود جريان روحانيت دچار انشعاب شد. خيلي چيزها هست در اين وسط . مخالفتهايي كه وجود دارد بر سر همين اسلامي كردن كم كم زاويه ها باز شد عوامل افراطي هم هميشه اخلال مي كردند. مي دانيد كه بمباران مجلس و استبداد صغير به خاطر يكي دو تا ترور پيش آمد امين السلطان را ترور كردند. به كاروان محمدعلي شاه هم نارنجك پرتاب كردند و اين بهانه اي به دست كسي داد كه قرار بود با مشروطه خواهان همكاري بكند كه شمشير را از رو كشيد و مجلس را به توپ بست . البته باز مردم نه به آن صورت وسيع اما مجاهدين و مشروطه خواهان از تبريز و اصفهان و تهران حركت كردند و دوباره پس گرفتند. آن چيزي كه ضربه نهايي را زد من فكر مي كنم اختلاف بين علما بود. يكپارچگي كه با حضور علماي تراز اول و مراجع پيش آمده بود و موجب شده بود همه بيرون آيند از بين رفت و آن بخش نيروهاي مذهبي كه يكپارچه در ميدان بودند به هم ريخت . آن طور كه نيروهاي افراطي اقدام به ترور مي كنند شرايط را نا امن مي كنند در همان زمان كه انگليس با روسيه كارد و خيار بودند با هم مي سازند . درست در همين آشوب مشروطه قرارداد 1907 را مي بندند و ايران را تقسيم مي كنند. بخشي براي انگليس منطقه نفوذ و بخشي براي روسيه و هيچ صدايي هم از داخل ايران بلند نمي شود. حتي مقام مسوول در واقع مقام مسوولي نبود. يك هرج و مرجي درست كردند در كشور يك به هم ريختگي درست كرده بودند در كشور كه صدايي آن موقع در نيامد. تقسيمي كه يك خيانت بزرگ تاريخي و استعماري است در تاريخ ايران كه اينها انجام دادند. بعد هر دوي اينها شروع كردند نا امني ايجاد كردن از گمركات گرفته تا مركز كشور همه جا را ناامن كردند. در يك فاز اختلافات و درگيري ها و دعواها مطرح بود. در يك فاز هم ناامني هاي كمرشكني كه داشت مردم را از پا در مي آورد كه زمينه را براي استبداد رضاخان آماده كرد. مردم حاضر شدند همه چيز را از دست بدهند و يك قلدري بيايد و با قزاق هايش كشور را امن بكند. مسير را امن بكند. آن ناامني ها اول مشروطه خودش يك موضوع تحقيق مهمي است . من در مقالات شما نديدم اين موضوع باشد ولي اين را يك بار مطالعه كنيد هم ريشه هايش را و هم كساني كه كار مي كردند. از مرزها تا مركز شرايطي را بوجود آوردند كه راهي نماند غير از آن كه قلدري مانند رضاخان كه با خارجي ها ارتباط داشت و اعتمادي كه آنها به او كرده بودند بيايد و كار را يكسره كند. آنها در مشروطه فهميدند قدرت روحانيت را و خوب فهميدند قبلش هم در مساله تنباكو فهميده بودند. از اين رو تصميم گرفتند كه اين قدرت را زايل كنند. تصميم گرفتند اين پل ميان مردم و روحانيت را خراب بكنند و كردند و چه كرد رضاخان كه آمد مساجد را بست حسينيه ها را بست ما را خلع لباس كرد. فقط عده محدودي كه مزاحمتي براي او نداشتند اجازه داشتند لباس بپوشند. آن هم در شرايطي خاص كه اتفاق افتاد. خوب مي بينيم چيزي كه از دست داديم اين بود كه روحانيت در صحنه نبود اشخاصي پيدا شدند مانند مرحوم مدرس كه در همان شرايط باز انتخاب شدند و رفتند مجلس . در مجلس آن جوري اقدام كردند. قرار بود كه ايشان از علماي تراز اول باشند. علماي تراز اول را كه انتخاب كردند عده زيادي را انتخاب كردند كه از بين خودشان 5 نفر را انتخاب كنند . شرايط را آنقدر سخت كرده بودند كه آنها هم مجلس نيامدند. اين شرايط خطرناك شد براي كشور و دوره بعدي پهلوي آمد تمام آن كارهايي را كه آنها مي خواستند كرد. يك مدتي هم تظاهر به اسلام و به دين مي كرد. در عزاداري شركت مي كرد و گل به پيشاني مي زد جلوي دسته هم حركت مي كرد گاهي سينه مي زد گاهي زنجير مي زد. اين دفعه ديگر شك نكرد گفت اين انقلاب اسلامي است .
    الان هم وضع به گونه اي است كه ما بايد با چهار چشم مواظب باشيم عواملي كه انقلاب را پيروز كرد و تداوم يافت حضور مردم در صحنه همراهي علما با مردم و دانشگاهيان همه اينها را فراموش نكنيم و نگذاريم اينها فراموش بشود و آسيب ببيند و مخدوش بشوند. زيرا مي تواند مشكلات بوجود آورد. فراموش نكنيم استعمار بسيار مجهزتر از گذشته است . توفيق بيشتر براي شما و ادامه كارهايتان خواهانم . والسلام عليكم و رحمت الله وبركاته
    آيت الله هاشمي رفسنجاني : در انقلاب مشروطه يك رهبر نيرومند نبود. مخلوطي از جريان هاي فكري و انجمن هاي سري عمل مي كردند و شخصيت هاي بزرگي از علما نيز بودند اما رهبري به آن شكل كه در انقلاب اسلامي بود وجود نداشت . امام با يك اشاره مي توانست ميليون ها انسان را به صحنه بياورد ولي در مشروطه چنين نبود. به همين سبب خيلي از توطئه هايي كه عليه انقلاب اسلامي وجود داشت خود مردم از ميان بردند
    آيت الله هاشمي رفسنجاني : اختلاف بين علما اختلاف بين جريان هايي كه انقلاب مشروطه را به وجود آوردند زمينه سازي هاي انگليس و.... از عواملي بود كه انقلاب مشروطه را ناكام كرد

  • *****
    قيام و حيات حسيني




  • كتاب « قيام و حيات حسيني » را موسسه فرهنگي قدر ولايت در 528 صفحه تدوين و منتشر كرده است . عناوين فصول كتاب مذكور چنين مي باشد : ويژگي ها و شخصيت امام حسين عليه السلام زمينه هاي قيام امام حسين عليه السلام دلايل قيام از ديدگاه امام حسين (ع ) چگونگي قيام و واقعه عاشورا اصول نهضت و قيام امام حسين (ع ) پيام آوران عاشورا و... در بخشي از مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
    قيام و حركت سيدالشهدا(ع ) داراي ويژگيها و خصوصيات يگانه اي است كه رمز ماندگاري و اثرگذاري شگرف آن در طول تاريخ است . حركتهاي موثر در جريان رشد و تعالي بشريت كم نبوده اند اما در هيچيك از آنها تجميع اين تعداد و ميزان از خصوصيات كمالي و تعالي را نمي بينيم . يكي از علل اين كه با وجود اين همه توصيف و تحقيق و تحليل كه پيرامون قيام سيدالشهدا(ع ) انجام شده است هنوز حق مطلب ادا نشده و امكان فهم و ادراك مسائل مهم از اين حركت جوشان و درخشان وجود دارد همين تجميع ويژگيهاي فراوان در آن است .
    بنياد و اساس فهم و تشريح ويژگيهاي حركت امام حسين (ع ) در گفتارها و رفتارها و منش آن بزرگوار از زمان تصميم به حركت آگاهي بخش و ظلم ستيز خود تا پايان واقعه عاشورا نهفته است . سيدالشهدا(ع ) در باب علل قيام و حركت خود و مسئوليتهايي كه برعهده كاروان كربلا قرار داشت و انگيزه و نيت و بزرگي و عظمت يارانش و پستي و فروتني و حقارت جناح مقابل بيانات و اشاراتي را در مناسبتها و منزلهاي مختلف دارند كه امكان معرفت و شناسايي و فهم اين حركت جامع الاطراف و درخشان را فراهم مي آورد.
    كاركرد و نقش امر به معروف و نهي ازمنكر اصلاح گري روشنگري بيدارگري و اثرگذاري اين قيام از جوانب و زواياي مختلف در بيانات امام حسين (ع ) مطرح شده است . شناخت جامعه و مردم كوفه بررسي بيعت مردم با يزيد و چگونگي آن جهت گيري حكومت اموي و كارگزاران آن ماهيت دعوت حضرت و واكنشهاي شخصيتها و جريانات و مردم نسبت به اين دعوت شناسايي چهره شخصيتهاي حاضر در دو جناح حق و باطل ربط اين حركت و تعامل آن با عقبه ساخت اسلامي جامعه نبوي و تفاوتهاي آن با جامعه اموي همه در رفتار و گفتار آن حضرت مطرح شده است كه ريشه و بنياد شناخت نهضت حسيني هستند.
    انبوه درسها و عبرتهاي واقعه عاشورا كه در شناساندن وظايف و مسئوليتهاي مسلمانان و شيعيان در برهه ها و شرايط مختلف زماني و مكاني نقش يگانه اي دارند اين حادثه را به بزرگي تمام تاريخ ساخته است .
    در اين مجموعه تلاش شده است تا برخي از ابعاد قيام عظيم عاشورا با استناد و مبنا قرار دادن بيانات رهبر اين قيام بازشناسي و تشريح شود و گام موثري در شناخت زواياي نهضت حسيني و صحنه آفرينان اين رويداد برجسته و ممتاز برداشته شود. در عين حال با توجه به اين كه نهضت عاشورا زيربنا و عامل منشا ايجاد پيروزي انقلاب اسلامي است بطور طبيعي شناخت انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن نيازمند شناخت انقلاب كربلاست ....

  • *****
    بانوي پروانه ها




  • كتاب « بانوي پروانه ها » را محسن غفاري گردآوري كرده و انتشارات خاطرات قلم آن را منتشر نموده است . اين كتاب كه به ياد سپيده كاشاني از شعراي انقلاب اسلامي تدوين شده است . داراي عناوين زير مي باشد : سفر نرگس ها راز شمعداني ها گردنبند مرواريد هفده پروانه پروانه تشنه يك خواب آرام بانوي پروانه ها منتخب اشعار آغاز سپيده امام و شهدا در مسير تندباد وقتي امام رفت حديث ديگران آغازي بر يك پايان و تعدادي عناوين ديگر.
    ابياتي از مرحوم سپيده كاشاني كه به مناسبت رحلت امام خميني سروده اند چنين است .
    وامصيبت وامصيبت واي ما
    ناله مي ريزد كنون از نامي ها
    وا اماما شعله در خرمن زدي
    آتش سوزنده را دامن زدي
    مهربان ما شدي نامهربان
    اي امام عاشقان و عارفان
    گفته بودي يارمائي اي امام
    خود نكردي رسم ياري را تمام
    ديدمت آن سوي مه پنهان شدي
    در حريم كبريا مهمان شدي
    آخر اي جان داغ دل را مرهمي
    كس نبيند اينچنين سنگين غمي ...

  • *****
    فرهنگنامه جامع برق





  • جلد سوم فرهنگنامه 6 جلدي جامع برق با بهره گيري از واژه نامه معتبر و چند زبانه IEC ) Internationl Electrotechnical Commission (
    به دو زبان فارسي و انگليسي و به كوشش محمد اسماعيل بانكيان تبريزي تهيه شده و توسط روابط عمومي شركت توانير منتشر شده است .
    اين فرهنگنامه تاكنون در ساير كشورها به زبانهاي انگليسي فرانسه و روسي به طور كامل و مشروح و به زبانهاي آلماني عربي ژاپني ايتاليايي پرتغالي سوئدي اسپانيايي و لهستاني به طور مختصر ترجمه شده است و برگردان مشروح و كامل آن به زبان فارسي براي نخستين بار در ايران انجام مي شود.

  • *****
    جرعه اي از زلال قرآن





  • جلد ششم كتاب « جرعه اي از زلال قرآن » را كه از آثار آيت الله ميرزابوالقاسم محمدي گلپايگاني است بوستان كتاب قم منتشر كرده است . در اين جلد برداشت هايي از سوره هاي سبا فاطر يس و صافات به عمل آمده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : رستاخيز و پاداش بندگان گمان هاي باطل ثروت مندان خدا و تقدير معيست مردم آشكارشدن حق در قيامت صله رحم از نگاه روايات صفات علماي دين لذات بهشتيان نمونه هايي از اعجاز قرآن و عناوين متعدد ديگر.
    مربي نمونه
    كتاب « مربي نمونه » را كه تفسير سوره لقمان است آيت الله جعفر سبحاني نوشته و چاپ نهم آن را بوستان كتاب منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : مهندسي انسان ها تكامل يك بعدي نشانه هاي نيكوكاران سرگرمي هاي ناسالم يك اعجاز علمي قرآن اسرار آفرينش كوه ها لقمان و تربيت اولاد لقمان و مبارزه با شرك علل پيدايش بست پرستي گنج هاي نهفته در شرق همه چيز حساب دارد لقمان و ياد خدا لقمان و نظارت ملي لقمان و استقامت روح بت پرستي علم و قدرت بي پايان و عناوين متعدد ديگر.
    در مسير بالندگي
    كتاب « در مسير بالندگي » را جهاد دانشگاه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : شرح كوشش هاي علمي و زندگي نامه دكتر علي منتظري و تعدادي عناوين ديگر.
    انقلابي بمانيم
    كتاب « انقلابي بمانيم » كه مجموعه مصاحبه هاي دكتر علي منتظري است توسط جهاد دانشگاهي منتشر شده است .