روزنامه جمهوري اسلامي 02/12/1385 صفحه سرمقاله
*****
نومحافظه كاران آمريكا ناكامي در چند جبهه !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    نومحافظه كاران آمريكا اين روزها شاهد ناكامي مطلق در چند جبهه هستند و راه گريزي ندارند. آنها بخش اعظم پست هاي مشاوره اي و تاثيرگذار در تيم دستياران ارشد بوش را به خود اختصاص داده اند. ولي حتي اين حضور تاثيرگذار در مراكز قدرت هم نتوانسته است مولفه هاي پيروزي را براي آنها تضمين كند.
    خوبست فهرستي از ناكامي هاي روزافزون بوش و دستيارانش را مرور كنيم تا به عمق شكست آمريكا بهتر پي ببريم .
    عدم تصويب طرح افزايش تعداد نظاميان اعزامي به عراق در مجلس نمايندگان
    طرح جديد خانم كلينتون نامزد رياست جمهوري آمريكا براي خروج نظاميان از عراق طي يك دوره 3 ماهه
    اعلام خروج تدريجي نظاميان انگليسي از جنوب عراق حداكثر طي 3 ماه
    افزايش اعتراضات مستند و مستدل عليه سياستهاي جنگ طلبانه بوش و تهديد كنگره به پس گرفتن اختيارات ويژه از بوش
    با نگاهي اجمالي به اين فهرست عجيب شايد نيازي نباشد كه رشد روزافزون تظاهرات خياباني در گوشه و كنار جهان و حتي در آمريكا عليه سياستهاي بوش را هم به اين مجموعه اضافه كنيم كه دريابيم نومحافظه كاران در هيچ جا مورد استقبال و حمايت نيستند. آنها در حقيقت موضع قابل دفاعي ندارند كه حمايت از آنها قابل توجيه باشد. با كنكاشي در اين مقولات بهتر مي توان به عمق فاجعه در عراق و صد البته در كاخ سفيد پي برد.
    1 ـ طرح اعزام 21 هزار و پانصد نفر نظامي ديگر به عراق طي روزهاي گذشته با 246 راي مخالف و 181 راي موافق رد شد . اگرچه بوش ملزم به اجراي نظرات مجلس نمايندگان نيست ولي آوار سياسي ـ تبليغاتي ناشي از اين مخالفت نه چندان غيرمنتظره بقاياي ثبات سياسي در كاخ سفيد را در زير خود مدفون خواهد كرد. تصادفي نيست كه سخنگوي كاخ سفيد با واكنشي كاملا شتابزده و نامتعادل اين موضع مجلس نمايندگان را به زيان آمريكا و دولت عراق دانسته و تصريح كرده است كه مخالفين طرح جديد بوش به دنبال شكست آمريكا در عراق هستند! وي بدون آنكه توجيه قانع كننده اي ارائه كند راهبرد جديد بوش را ضامن پيروزي آمريكا معرفي نمود.
    اين براي نخستين بار پس از جنگ ويتنام است كه مراكز تصميم گيرنده در مقابل كاخ سفيد چنين آرايش سياسي مخالفت آميزي را به خود گرفته اند و مشخصا كفايت سياسي تدبير و كارآئي رئيس جمهور آمريكا و تيم دستيارانش را با صريح ترين جملات و اقدامات به زير سئوال برده اند.
    هرچند بوش مجبور به پذيرش و اجراي تصميم مجلس نمايندگان نيست ولي كاملا بعيد بنظر مي رسد كه بوش و دستيارانش بتوانند از آثار و تبعات چنين تصميمي به راحتي نجات يابند. اين تصميم مجلس براي راي دهندگان آمريكائي حامل پيام مهمي است كه بوش نتوانسته است قانونگذاران را در مورد ضرورت اعزام طيف جديدي از نيروها به عراق متقاعد كند. نكته ظريف قضيه اينست كه برخي از هم حزبي هاي بوش هم در اين راي گيري عليه او موضع گرفته اند و اين نشان مي دهد كه بوش حتي درون حزب جمهوريخواه هم از پشتوانه هاي لازم و مورد انتظار برخوردار نيست و حتي حزب خودش هم يكپارچه بنفع او موضع نمي گيرد.
    2 ـ ضربه دوم عليه بوش را خانم « هيلاري كلينتون » وارد كرد و خواستار خروج نظاميان آمريكائي از عراق طي يك دوره 90 روزه شد . او اعلام نمود « اكنون زمان آن فرا رسيده كه باز گرداندن نيروها طي 3 ماه انجام شود يا آنكه كنگره مجوز اين جنگ را فسخ خواهد كرد » .
    اهميت اين جملات زماني بيشتر مشخص مي شود كه بدانيم خانم كلينتون اگر مورد استقبال راي دهندگان آمريكائي قرار گيرد از دوره آينده رئيس جمهور آمريكا خواهد بود. در واقع آنچه وي بيان كرده صرفا يك بيانيه سياسي ـ تبليغاتي براي اعمال فشار بر رقباي سياسي نيست بلكه تعهدي است كه وي خود را ملزم به اجراي فوري آن پس از انتخابات مي داند و مي گويد : « اصل بازگرداندن نيروها از عراق طي 3 ماه يك نقشه راه براي خروج از بحران عراق است و اگر بوش آنرا اجرا كند مي تواند قبل از پايان دوره رياستش جنگ را تمام كند ولي اگر در انجام آن تعلل ورزد من پس از ورود به كاخ سفيد آنرا انجام خواهم داد » . اين موضع نشان مي دهد كه مخالفين بوش نه تنها معتقدند كه نيازي به اعزام نظاميان جديد به عراق نيست بلكه حتي براي ترميم اشتباهات بوش برنامه و جدول زماني ارائه مي دهند و راهكار پايان بحران عراق را ترسيم كرده اند. اين براي بوش و دستيارانش رسوائي بزرگي است كه اگرچه آنها قدرت را در كاخ سفيد دردست دارند ولي مخالفانشان شرايط را بهتر درك مي كنند حرفهاي منطقي تري مي زنند و مانع تكرار اشتباهات آنها مي شوند.
    3 ـ از بدشانسي هاي بوش يكي هم اينست كه درست در چنين شرايطي دولت بلر متحد اصلي بوش در تجاوز به عراق براي حفظ جايگاه حزبش در انگليس مجبور شده است نيروهاي انگليسي را از عراق به تدريج خارج كند و پيشاپيش با اعلام آن سعي كرده است خود را همراه و موافق افكار عمومي انگليس و جهان معرفي نمايد و نشان دهد كه خواهان تداوم حضور نظامي در عراق نيست .
    اين هفته يك روزنامه انگليسي فاش كرد كه شمارش معكوس براي بازگشت نظاميان انگليسي آغاز شده است . در واقع در شرايطي كه كاخ سفيد سرگرم زورآزمائي با كنگره براي افزايش تعداد نظاميان در عراق است دولت بلر تا 3 ماه ديگر تعداد نظاميان در بصره را كاهش داده و بيش از 3 هزار نظامي را به انگليس باز مي گرداند.
    درج اين خبر بلافاصله موجب اعتراض واشنگتن شد و سخنگوي وزارت دفاع انگليس مجبور شد براي مهار بازتاب آن اعلام كند كه هرگونه عقب نشيني به تناسب شرايط امنيتي صورت مي گيرد و حتما پيش از اجرا با متحدان لندن در عراق مشورت خواهد شد. عليرغم اين توضيح دولت بلر كاملا روشن است كه بلر با پيشدستي در اعلام اين نكته و آنهم بدون مشورت با بوش سعي داشته حتي كاخ سفيد را هم در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . چرا كه در غير اينصورت دليلي بر اعلام زودهنگام عقب نشيني طي 3 ماه آينده وجود نداشت . گزارش روزنامه انگليسي تاييد مي كند كه « با نزديك شدن برخي انتخابات حساس نظاميان انگليسي به وطن برمي گردند و درحال حاضر شرايط در بصره به نقطه اي نزديك مي شود كه امكان خروج نظاميان انگليس را فراهم مي كند. البته اوضاع امنيتي در عراق پيشرفت چنداني نداشته ولي بدتر هم نشده و فرصتي براي واگذاري اوضاع به ارتش و نيروهاي امنيتي عراق بدست آمده است . به همين دليل قرار است « بلر » ظرف 3 هفته آينده طرح خروج نظاميان را به مجلس عوام انگليس ارائه دهد » . اين اظهارات و مواضع متحد انگليسي كاخ سفيد است كه تصريح مي كند « اوضاع بدتر از گذشته نيست و مي توان تعداد نظاميان را كاهش داد » . بدين ترتيب ديگر حناي بوش و دستيارانش رنگ مي بازد و آنها نمي توانند راي دهندگان و قانونگذاران آمريكائي را متقاعد كنند كه افزايش نظاميان در عراق گريزناپذير است .
    مهمتر آنكه سخنگوي كاخ سفيد مدعي شده است كه مخالفين بوش خواهان شكست آمريكا در عراقند. آيا اين ادعا قابل باور است اين اتهام بزرگي است كه نامزد رياست جمهوري آينده خواستار شكست كشورش در عراق باشد ولي گويا بوش با ندانم كاريهايش راه پيروزي را هموار مي كند! از هم اكنون مي توان انتظار داشت كه قانونگذاران از اين پس از حربه هاي قدرتمندتري عليه نو محافظه كاران استفاده كنند تا به بوش و دستيارانش بفهمانند كه دوران نومحافظه كاران با شكست هاي خفت بارتري كه در راه است به پايان رسيده است .
    نومحافظه كاران اين روزها در چند جبهه شاهد شكست و ناكامي بوده اند ولي برخي ضربه ها بيش از ديگران موثر واقع شده است . پيشدستي لندن براي اعلام خروج زودهنگام از عراق بيشترين تاثير منفي را بر مواضع بوش داشته است و اين احتمال وجود دارد كه بوش حتي نتواند بدون جلب نظر موافق دمكراتها در سنا و مجلس نمايندگان وضع فعلي را هم در عراق اداره كند . بعبارت بهتر حتي اگر بوش از اعزام 21 هزار و پانصد نظامي جديد هم منصرف شود تصويب بودجه هاي مورد نياز جهت حفظ همين سطح از نيروها در عراق هم به همكاري و نظر موافق دمكراتها در كنگره نيازمند است . چرا كه در غيراينصورت بوش مجبور خواهد بود با توسل به اختيارات ويژه از ابزارهائي استفاده كند كه رئيس جمهور را در شرايط جنگي و اضطراري از ابتكار عمل بيشتري برخوردار مي سازد. البته بوش حتي از همين فرصت ها هم فقط براي دست و پا زدن بيشتر در باتلاق عراق استفاده كرده و مي كند. نومحافظه كاران اگر صداقت داشته باشند بايستي اعتراف كنند كه هرگز تا اينجاي كار را نخوانده بودند و قطعا غافلگير شده اند كه در تمامي جبهه ها شاهد شكست و ناكامي مطلق باشند.