روزنامه جمهوري اسلامي 01/12/1385 صفحه جبهه و جنگ
*****
معركه كمرشكن




  • بازخواني نبرد فاو
    قسمت نخست
    سرتيپ پاسدار دكتر حسين علايي
    نبرد فاو در قالب عمليات والفجر 8 در ششمين سال جنگ تحميلي و در روز 20 بهمن سال 1364 در مرز جنوبي استان خوزستان و در جنوب جزيره آبادان صورت گرفت . اين عمليات در منطقه بسيار حساسي انجام شد زيرا از يك طرف در مرز اروند رود قرار داشت كه رژيم بعثي عراق به بهانه تسلط بر آن جنگ با ايران را آغاز كرده بود و از طرفي در تنها مسير ارتباطي كشور عراق با درياي خليج فارس قرار داشت و ارتباط بندر ام القصر را از طريق خورعبدالله با خليج فارس برقرار مي كرد. از سوي ديگر تنها اسكله هاي نفتي عراق به نام هاي البكر و الاميه در محدوده اين منطقه قرار دارند. زمين منطقه عمليات نيز يكي از زمين هاي پيچيده جنگي و عملياتي در آن زمان بود به طوري كه شامل انواع عوارض زمين از جمله رودخانه نهر نخلستان باتلاق چولان جاده روستا شهر ساحل نمك زار دشت اسكله و بندر مي شد. براي طراحي عمليات در اين منطقه علاوه بر آنكه بايد توانايي هاي دشمن در نظر گرفته مي شد مي بايستي جنگ با عوارض طبيعي زمين نيز مورد توجه قرار مي گرفت . عوارضي مانند رودخانه نهر نخلستان باتلاق و .... همچنين طرح ريزان عمليات بايد جنگ با عوارض مصنوعي ايجاد شده در زمين را هم مد نظر قرار مي دادند عوارضي مانند انواع موانع سيم خاردار ميله هاي خورشيدي شكل و ميدان هاي مين و. ...
    از طرفي تاكتيك سپاه در طرح ريزي عمليات پرهيز از تك جبهه اي و تلاش براي دور زدن دشمن و يا نفوذ عميق و ايجاد رخنه گسترده در خطوط دشمن بود لذا طرح ريزي عمليات با توجه به محدوديت هاي نحوه تدارك نيروها و نيز چگونگي انجام پشتيباني از نيروهاي عمل كننده به دليل محاصره بودن زمين منطقه عمليات از سوي رودخانه اروند رود از سويي و نيز درياي خليج فارس از سوي ديگر يكي از پيچيده ترين طرح ريزي هاي نظامي و تاكتيكي محسوب مي گرديد. اگر برتري هوايي ارتش بعثي و نيز قدرت تحرك و توان جابجايي يگان هاي دشمن نيز بر مشكلات فوق افزوده شود برنامه ريزي و طراحي چنين عملياتي از اطلاعات بسيار دقيق و به هنگام و نيز از طرح مانور درخور و مناسبي حكايت مي كند. با مطالعه بر روي نحوه برنامه ريزي و چگونگي انجام عمليات والفجر 8 مشخص مي گردد كه فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي توانسته اند با استنباط صحيح از وضعيت دشمن شرايط زمين مورد نظر براي عمليات و همچنين توان رزمي در اختيار اين عمليات را طراحي و به اجرا در آورند.
    بنابراين پياده كردن دانش و خبرگي فرماندهان اين عمليات مي تواند كمك شاياني به مدل سازي آن و
    توسعه بازي جنگ و سناريو سازي براي نبردهاي احتمالي آينده بنمايد.
    اهداف عمليات
    مهم ترين هدف اين عمليات دستيابي به يك پيروزي قاطع از نظر نظامي در آن شرايط زماني در جبهه هاي جنگ بود تا بدينوسيله دولتمردان و سياستمداران كشور براي حل مسئله جنگ و پايان دادن به نبردها از راه سياسي بتوانند از قدرت عمل بيشتري برخوردار شوند. آقاي هاشمي رفسنجاني در صفحه 88 كتاب « بي پرده با هاشمي رفسنجاني » مي گويد : فاو يكي از عمليات هايي بود كه براي ختم جنگ طراحي كرده بوديم . هدف هم اين بود كه از جاده ساحلي به ام القصر برويم .
    بنابراين انجام نبرد فاو در آن شرايط زماني مورد نياز مسئولين كشور و مردم چشم انتظار پيروزي هاي درخشان بود . همچنين اجراي عمليات والفجر 8 مي توانست روحيه جديدي را براي فرماندهان و طراحان عملياتي به وجود آورده و موجب نشاط رزمي در آنان شده و نيز قدرت دفاعي و عملياتي رزمندگان اسلام را بالا برده و يك بار ديگر نشان دهد كه به كارگيري ابتكار عمل قدرت و تفكر و كسب اطلاعات صحيح از دشمن مي تواند برتري در صحنه نبرد را به همراه داشته باشد و دشمن را منفعل نمايد. از طرفي به لحاظ موقعيت جغرافيايي شمال خليج فارس و منطقه فاو عمليات والفجر 8 از اهداف سياسي و نظامي ويژه اي برخوردار بود كه مهم ترين نتايجي كه از آن حاصل شد عبارت بودند از :
    1 ـ تصرف شهر فاو و تاسيسات بندري آن
    شهر فاو در كنار رودخانه اروند داراي اسكله هاي كوچكي بود كه از آن براي پهلو گيري شناورهاي سبك و كشتي با آب خور كم استفاده مي شد. انبارهاي ذخيره نفت و نيز تلمبه خانه هاي مربوط به صدور نفت عراق از طريق پايانه نفتي البكر نيز در كنار اين شهر به سمت ساحل خورعبدالله قرار داشت .
    2 ـ تصرف بخش انتهايي اروندرود و تسلط بر قسمتي ديگر از آن كه در مجموع بيش از بيست كيلومتر طول مي شد.
    3 ـ تامين خور موسي و امكان تردد كشتيراني امن به بندر امام خميني (ره )
    4 ـ تهديد بندر ام القصر محل استقرار ناوگان نيروي دريايي عراق
    5 ـ تامين امنيت كشتيراني در شمال خليج فارس و كمك به افزايش امنيت در جزيره نفتي خارك
    در HY 2 6 ـ انهدام و يا تصرف سكوهاي پرتاب موشك هاي ضد سطحي راس البيشه
    7 ـ انسداد مسير تردد ناوگان نظامي و تداركاتي رژيم بعثي عراق به خليج فارس از طريق خور عبد الله
    8 ـ ايجاد فشار رواني بر كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس براي قطع حمايت هاي مالي نظامي سياسي و تبليغاتي از رژيم صدام .
    دلايل انتخاب منطقه فاو
    با توجه به نياز كشور به انجام يك عمليات كاملا موفقيت آميز براي رسيدن به هدف مشخصي كه در بند قبل به آن اشاره شد با بررسي هاي فراواني كه صورت گرفت مشخص شد كه در آن شرايط زماني تنها منطقه اي كه امكان به كارگيري تمام استعداد و توانايي هاي قواي رزمي ايران عليه ضعف هاي دشمن براي رسيدن به يك هدف مهم در دسترس مي باشد با توجه به نكات ذيل منطقه فاو است .
    1 ـ حساسيت نسبتا كم دشمن نسبت به اين منطقه و غافلگير بودن منطقي نسبت به آن
    دشمن با ديدگاه كلاسيك خود تصور يك عمليات گسترده از سوي قواي ايران با عبور از مانع اروند رود را نداشت . او حداكثر احتمال يك تك نفوذي و يا انجام يك عمليات محدود را از سوي رزمندگان اسلام در اين منطقه مي داد كه پس از عمليات و تهاجم و گرفتن يك سرپل كوچك دوباره قواي ايراني به مواضع خود باز مي گردند
    در يكي از اسناد به دست آمده پس از تصرف محل قرارگاه لشگر 26 ارتش بعثي در جريان عمليات والفجر 8 نامه اي از فرمانده تيپ 111 به فرمانده سپاه سوم ارتش عراق مشاهده شد كه در آن فرمانده تيپ در گزارش خود نوشته بود كه 400 دستگاه لودر بولدزر و كاميون ايراني در حال انجام فعاليت هاي مهندسي در ميان نخلستان هاي اطراف اروند رود هستند و او با ذكر قرائن و شواهدي كه از مشاهده فعاليت هاي گوناگون رزمندگان اسلام جمع بندي كرده بود به اين نتيجه رسيده بود كه ايراني ها مي خواهند در اينجا عمليات نمايند ولي ماهرعبدالرشيد فرمانده سپاه سوم در جواب وي نوشته بود كه ايراني ها مي خواهند ما را در منطقه آبادان و فاو فريب دهند و شما بيخود ترس توي دل نيروها نيانداز ما بهتر مي دانيم كه ايران كجا مي خواهد عمليات انجام دهد.
    2 ـ ضعف خطوط پدافندي دشمن در اين منطقه نسبت به ساير خطوط دفاعي جبهه ها به دليل : الف ـ تصور دشمن از اروند رود به عنوان يك مانع قوي
    ب ـ عدم امكان ايجاد استحكامات فراوان و احداث موانع مصنوعي گسترده در جلوي خط اول با توجه به نزديكي سنگرهاي دشمن در كنار رودخانه دشمن بين سنگرهاي خود و آب اروند رود در شرايط جذر را با انواع موانع مصنوعي از جمله ميلگردهاي خورشيدي و سيم هاي خاردار و ميادين مين پوشانده بود تا غواصان و رزمندگان پياده نتوانند از آن عبور كنند.
    3 ـ عدم حضور لشگرها و تيپ هاي قوي دشمن در خطوط دفاعي
    4 ـ عدم وجود عمق دفاعي مناسب در خطوط دشمن به دليل غير ممكن بودن ايجاد رده هاي مختلف پدافندي به خاطر شرايط نامطلوب زمين
    5 ـ وجود جناحين امن براي نيروي تك كننده پس از تصرف مثلث فاو و محدود شدن دفاع از آن فقط به يك جبهه
    6 ـ مجبور ساختن دشمن به جنگيدن در سرزمين و در زماني كه ارتش بعثي تمايل به درگير شدن در آن نداشت .
    روش هاي اعمال غافلگيري
    براي پيروزي در هر نبردي غافلگير كردن دشمن و فريب وي يكي از اصول اساسي و عوامل مهم رسيدن به موفقيت است . به ميزان اهميت هر عمليات و نيز شرايط برتري دشمن رعايت اصل غافلگيري مي تواند كمك زيادي به رسيدن به نتايج مطلوب بنمايد. بايد به گونه اي برنامه ريزي كرد تا دشمن هم در تشخيص مكاني كه قرار است نبرد در آن صورت گيرد غافلگير شود و هم از زمان وقوع آن اطلاع نيابد. لذا بايد از تاكتيك ها و روش هاي عملياتي جديدي استفاده كرد تا دشمن نتواند از شيوه هايي كه قرار است در درگيري از آن استفاده شود آگاهي يابد.
    بنابراين قرارگاه خاتم الانبيا (ص ) براي غافلگير كردن دشمن اقدامات ذيل را انجام داد :
    1 ـ طرح ريزي عمليات فريب
    از آنجا كه قبلا نبردهاي خيبر و بدر در منطقه هورالهويزه از سوي رزمندگان اسلام انجام شده بود لذا با تشكيل قرارگاهي به نام « قرارگاه عمليات فريب » به دشمن نشان داده شد كه عمليات بزرگ بعدي قواي اسلام در اين منطقه صورت خواهد گرفت . بدين منظور رفتارها به گونه اي تنظيم شد كه شواهد و قرائن تك به دشمن نشان داده شود. لذا اقدامات زير صورت گرفت .
    الف ـ نقل و انتقال تجهيزات نظامي و نيروهاي رزمنده در شرايط علني و نيز استتار شده و ستون كشي هاي ظاهري و مكرر به خصوص چند روز قبل از آغاز عمليات والفجر 8
    ب ـ تقويت خطوط اول و استقرار نيروهاي اطلاعات عمليات به منظور برخورد و دستگيري نيروهاي نفوذي و اطلاعاتي دشمن
    ج ـ استقرار سايت موشكي پدافند هوايي هاگ در منطقه عمومي هور كه به مفهوم آمادگي قواي اسلام براي يك عمليات جديد است
    د ـ اقدام به شناسايي مواضع دشمن و كسب اطلاعات از يگان هاي ارتش بعثي مستقر در اين منطقه
    ه ـ فرستادن فرماندهان يگان هاي خط شكن سپاه و نيز برخي از مسئولين اطلاعات عمليات قرارگاه هاي تاكتيكي به منطقه هور تا توجه دشمن و نيز عناصر جاسوسي وي به حضور آن ها جلب شود. بايد توجه داشت كه يكي از راه هاي يافتن منطقه عملياتي رزمندگان اسلام كنترل دشمن در نقاطي بود كه افراد فوق در آن تردد مي كرده و فعال مي گرديدند.
    2 ـ برنامه ريزي براي اجراي تك پشتيباني
    از آنجا كه قرار بود همزمان با عمليات سپاه در منطقه فاو ارتش جمهوري اسلامي ايران نيز در هر منطقه اي كه توانايي دارد با لشگرها و تيپ هاي سازماني خود به انجام تك مستقل بپردازد به طرح ريزي عمليات اقدام نمايد بنابراين تك در محور زيد تا شلمچه و منطقه چذابه كه در دستور كار ارتش قرار گرفته بود به عنوان تك پشتيباني براي عمليات سپاه در فاو محسوب مي گرديد. البته اجراي عمليات سپاه در فاو هم نقش تك پشتيباني براي عمليات ارتش را ايفا مي كرد. قرار بر اين بود كه عملياتي در هر يك از محورهاي ارتش و سپاه كه موفق شد به عنوان تلاش اصلي قلمداد گرديده و محور بعدي به عنوان تك پشتيباني محسوب شود. از آنجا كه پيشروي در محور شلمچه به دليل نزديكي آن به شهر بصره براي دشمن بسيار خطرناك تلقي مي شد بنابراين چنانچه يگان هاي ارتش مي توانستند خط اول دشمن در اين ناحيه را به تصرف خود درآورند باعث عدم جابجايي فوري واحدهاي ارتش بعثي به سمت منطقه تلاش اصلي مي گرديد. البته متاسفانه تك ارتش در شلمچه قرين موفقيت نگرديد. لازم به ذكر است كه تعدادي از گردان واحدهاي سپاه براي انجام تك در شلمچه در اختيار نيروي زميني ارتش قرار گرفته بود.
    3 ـ طرح ريزي عمليات محدود و ايذايي
    فرماندهي كل سپاه با به كارگيري بخشي از توان يگان هايي كه در مرحله اول عمليات والفجر 8 براي آنها ماموريتي پيش بيني نشده بود در منطقه ام الخصيب واقع در روبروي شهر خرمشهر و جزيره ام الرصاص و جزيره بوارين واقع در خاك عراق عملياتي را طراحي كرد تا يگان هاي دشمن در اين منطقه را درگير نگه داشته و از امكان اعزام فوري آن ها به منطقه اصلي عمليات در جبهه فاو جلوگيري نمايد. لازم به ذكر است كه بلافاصله پس از آغاز عمليات در منطقه فاو اين يگان ها به آن ناحيه اعزام گرديدند. قرارگاه نجف اشرف با استعداد 50 گردان از رزمندگان سپاه انجام اين ماموريت را بر عهده داشتند كه موفق شدند بخشي از دو جزيره هدف را تصرف نمايند. ولي با پيشروي تلاش اصلي
    در منطقه فاو كل يگان هاي اين قرارگاه پس از 48 ساعت به منطقه والفجر 8 منتقل و ماموريت دفاع حول محور جاده استراتژيك را بر عهده گرفتند.
    4 ـ عمليات حفظ اطلاعات
    از آنجا كه بايستي آماده سازي منطقه تلاش اصلي عمليات كه در فاصله 45 كيلومتري جنوب شرقي آبادان قرار داشت براي دشمن پوشيده باقي مي ماند لذا شديد ترين تدابير حفاظت اطلاعات از منطقه خسرو آباد تا دهانه اروند رود از يك سو و از شبه جزيره آبادان تا بهمنشير از سوي ديگر برنامه ريزي و به مرحله اجرا درآمد. بدين منظور اقدامات ذيل صورت گرفت :
    الف ـ واحدهاي دژباني در تمام مسيرهاي ورود به منطقه مستقر گرديده و در نقاط ايست و بازرسي از تردد يگان ها و رزمندگاني كه حضورشان در اين ناحيه ضروري نبود جلوگيري مي كردند و عبور خودروهاي مهندسي و يا تجهيزات جنگي و يا فرماندهان تاكتيكي فقط با كارت تردد ويژه امكان پذير مي بود. البته قبل از آن همه فرماندهان قرارگاه ها و لشگرها و تيپ ها و ساير يگان هاي پشتيبان خدمات رزمي توجيه شده بودند كه براي ترددهاي ضروري با استفاده از تاريكي شب و با چراغ خاموش و با كم ترين سر و صدا به انجام ماموريت خود بپردازند. لازم به ذكر است كه با استفاده از اين تدابير ظرف سه ماه بزرگ ترين عمليات مهندسي كه در شرايط عادي به دو سال وقت نياز داشت براي آماده كردن شرايط عمليات در مناطق نزديك به خط تماس انجام گرفت .
    ب ـ به منظور استقرار تدريجي يگان هاي تك كننده و عدم ايجاد حساسيت در دشمن يگان هاي مرزي ژاندارمري مستقر در كنار اروند رود با واحدهاي سپاه ولي با همان شكل و شمايل و همان سلاح ها تعويض گرديدند و ميزان آتش اجرا شده از سوي واحدهاي ژاندارمري بر روي مواضع دشمن از سوي يگان هاي سپاه حفظ شد تا دشمن متوجه تغيير يگان ها در خط نگردد.
    ج ـ از شش ماه قبل از آغاز عمليات فقط سه نفر از هر يگان در جريان عمليات در اين منطقه قرار گرفتند كه عبارت بودند از فرمانده قائم مقام و مسئول اطلاعات عمليات هر واحد.
    د ـ اجازه افزايش فركانس هاي ارتباط بيسيم بيش از آنچه كه قبلا در منطقه موجود بود به يگان ها داده نشد و آن ها براي ارتباطات خود فقط مجاز به استفاده از سيستم ارتباط باسيم كه امكان شنود از سوي دشمن را نداشته باشد داشتند.
    حتي فرماندهان گردان هاي غواص در حين آغاز عمليات نيز از استفاده از بيسيم خودداري نموده و با خود تلفن قورباغه اي را به همراه سيم مربوطه از اروند رود عبور داده و به ساحل دشمن بردند تا بتوانند وضعيت نيروهاي خط شكن را به رده هاي بالاي خود با اطمينان گزارش دهند.
    5 ـ كنترل اطلاعاتي دشمن
    به منظور مراقبت از شرايط دشمن و اطمينان از غافلگير بودن وي واحدهاي اطلاعات عمليات با استفاده از دكل هاي بلند ديده باني كه در منطقه وجود داشت به طور مرتب دشمن را تحت نظر قرار داده و تغييرات آرايشي و آمادگي وي را كنترل مي كردند. از طرفي با در اختيار گرفتن عكس هوايي از صورت گرفت امكان بررسي بيشتر بر RF 4 منطقه فاو كه توسط هواپيماهاي روي وضعيت دشمن فراهم مي آمد. تمام اقدامات تاكتيكي دشمن رسد مي شد و ميزان حجم آتش هاي وي بر روي نقشه و در يك منحني ثبت مي گرديد تا تغييرات معني دار آن از نظر هوشياري دشمن مورد ارزيابي قرار گيرد.
    پنج روز قبل از آغاز عمليات اطراف قرارگاه مركزي خاتم الانبيا از سوي هواپيماهاي دشمن بمباران گرديد. برخي از فرماندهان اين بمباران را ناشي از لو رفتن عمليات و به هم خوردن غافلگيري ارزيابي مي كردند ولي با بررسي بيشتر معلوم شد كه هواپيماهاي ارتش بعثي براي حمله به نفت كشي در خليج فارس كه نفت صادراتي ايران را حمل مي كرد اعزام شده بودند كه در بازگشت از ماموريت بمب هاي مصرف نشده را به طور اتفاقي در ميان نخلستان هاي ايران رها كرده اند. چنانچه اين كنترل اطلاعاتي وجود نداشت ممكن بود به اشتباه اين اقدام دشمن تفسير غلط شده و باعث تاثير بر روي عمليات گردد.
    6 ـ انتخاب منطقه غافلگير كننده
    دشمن امكان عمليات در منطقه مثلث فاو را از نظر منطق كلاسيك نظامي رد مي كرد . اسناد به دست آمده پس از عمليات والفجر 8 نشان مي دهد كه بخش هاي اطلاعاتي ارتش بعثي با كمك اطلاعات دريافتي از ماهواره ها عكس هاي هوايي و مشاهده فعاليتهاي ايران به اين نتيجه رسيده بودند كه قرائن و شواهد يك تك گسترده از سوي قواي ايران در منطقه فاو و راس البيشه وجود دارد ولي نيروهاي عملياتي ارتش صدام با توجه به منطق نبرد امكان عبور از رودخانه اروند رود و انجام يك تهاجم وسيع بدون داشتن پل هاي متعدد بر روي رودخانه اروند رود و نيز مشكل تدارك نيروهاي تك كننده و نيز تداوم عمليات از سوي يگان هاي مهاجم را منتفي مي دانستند و اجراي چنين عملياتي را خودكشي بزرگ و يك اشتباه استراتژيك براي ايران ارزيابي مي كردند.
    چند روز قبل از عمليات تعدادي از فرماندهان عالي رتبه از ستاد كل ارتش بعثي از منطقه فاو بازديد كرده و پس از مشاهده شرايط اروند رود به اين نتيجه رسيده بودند كه مشكلات عبور از رودخانه اروند آن چنان زياد است كه امكان يك تك گسترده از سوي ايرانيان در اين منطقه متصور نيست .
    بنابراين مي توان اينگونه برداشت كرد كه عامل اصلي غافلگير شدن دشمن عدم درك صحيح ستاد
    ارتش بعثي از استراتژي ايران در آن زمان و نيز برنامه ريزي هاي گسترده سپاه براي انجام يك عمليات كاملا موفق بود.
    موقعيت مكاني منطقه عمليات
    زمين منطقه عمليات والفجر 8 شامل شبه جزيره فاومي شد كه بين رودخانه اروند واقع در جنوب استان خوزستان و درياي خليج فارس و خورعبدالله قرار گرفته است . اين سرزمين تحت تاثير جذر و مد آب خليج فارس و رطوبت دائم حاصل از آن و نيز نهرهاي منشعب از اروند رود قرار داشت . به همين دليل قسمت عمده اي از زمين منطقه عمليات باتلاقي نمك زار و سست بود و در نتيجه براي تردد خودروها و نيز تانك ها و نفربرها و حركت ستون هاي زرهي و نيز مانور يگان هاي پاتك كننده مناسب نبود. بخش ديگري از زمين منطقه عمليات پوشيده از نخلستان و نهرهايي بود كه اين نخل ها را آبياري مي كردند. لذا تردد خودروهاي رزمي و زرهي منحصرا از طريق سه جاده اصلي آسفالته كه يكي جاده ساحلي به ام القصر و ديگري جاده بصره ـ فاو به نام البحار و ديگري جاده استراتژيك فاو است صورت مي گرفت و ساير نقاط براي تردد خودروها و ادوات جنگي و حتي براي رفت و آمد نفرات پياده مناسب نبودند و امكان گسترش يگان هاي رزمي زياد به دليل وضعيت و عواض زمين وجود نداشت .
    از طرفي تراكم بيش از حد يگان هاي نظامي در اين منطقه موجب آسيب پذيري آنها مي گرديد.
    عمق آب رودخانه اروند رود كه از درياي خليج فارس تاثير مي پذيرفت به طور متوسط به 8 متر مي رسيد به طوري كه امكان كشتيراني در آن را فراهم مي آورد و كشتي هاي تا 30 هزار تني قبل از آغاز جنگ در آن تردد مي كردند ولي به دليل بروز جنگ سال ها بود كه در اين رودخانه كشتيراني صورت نگرفته بود و چون لايروبي هم نشده بود لذا تردد كشتي ها در آن مستلزم آب نگاري جديد مي بود ولي در عين حال براي عبور يدك كش سبك و بارج هاي باربري و نيز لنج ها به شرطي كه ناخداي آنها آشنا به وضع رودخانه مي بود مشكلي ايجاد نمي كرد . عرض اين رودخانه بين 650 تا بيش از 1000 متر مي باشد و پل زدن بر روي آن شرايط ويژه اي را مي طلبيد . در ساحل رودخانه پوششي از چولان (بوته هاي بلند) و ني وجود داشت . ارتفاع چولان ها به حداكثر 1 5 متر و ارتفاع ني ها به 3 تا 4 متر مي رسيد; به گونه اي كه رزمندگان به راحتي مي توانستند در ميان آنها مخفي شوند. ولي همين امر از گسترش يگان هاي مانوري در آنها جلوگيري مي كرد. همچنين نخلستان هاي بزرگي در دو طرف ساحل اروند رود در سمت خودي و دشمن وجود داشت كه عمق آن بين 2 تا 5 كيلومتر متغير بود و زمين اطراف آن اغلب سست و نامناسب براي تردد واحدهاي رزمي مي بود. اين نخلستان ها زمين منطقه عمليات را به دو قسمت مجزا استتار شده و بدون پوشش تقسيم مي كرد و براي يگان هاي رزمي محدوديت فراواني را ايجاد مي نمود.
    پس به طور خلاصه وضعيت منطقه عمليات يا زمين درگيري مجموعه اي بود از عوارضي شامل :
    1 ـ سرزمين باتلاقي 2 ـ نمك زار 3 ـ رودخانه 4 ـ نخلستان 5 ـ شهر 6 ـ روستا 7 ـ چولان 8 ـ جاده هاي آنتني عمود بر اروندرود 9 ـ درياچه نمك 10 ـ همجواري با دريا در خورعبدالله 11 ـ نهرهاي متعدد متصل به اروند رود
    عوارض طبيعي فوق سرزمين نسبتا پيچيده اي را براي انجام يك تك موفق ايجاد كرده بود كه در تركيب با عوارض مصنوعي اي كه دشمن در ساحل دور اروندرود به وجود آورده بود موجب ابهام زيادي در برنامه ريزي براي آفند در اين منطقه مي گرديد. ولي از آنجا كه ارزش نظامي و سياسي اين منطقه براي رژيم بعثي عراق فوق العاده مهم بود بنابراين بايستي طراحان عمليات عوارض فوق را به عنوان مشكلات طرح عملياتي ملاحظه نموده و براي فائق شدن بر آنها راهكارهاي مناسب تاكتيكي در نظر مي گرفتند. بنابراين فرماندهي قرارگاه خاتم الانبيا(ص ) تصميم گرفت تا نحوه عبور از رودخانه چگونگي جنگيدن در نخلستان باتلاق و شيوه درگيري هاي شهري را به رزمندگان لشگرها و تيپ هاي شركت كننده در اين عمليات آموزش دهد.