روزنامه جمهوري اسلامي 30/11/1385 صفحه حوزه
*****
پيام فراموش شده




  • حضرت امام خميني سه ماه و نيم قبل از ارتحال خود و در تاريخ سوم اسفندماه 1367 پيامي خطاب به مراجع تقليد مدرسين روحانيون و عموم طلاب صادر نمودند. بخش مهمي از اين پيام به تبيين شرايط اجتماعي و سياسي روحانيت و تهديدهايي كه اين نهاد بالنده را نشانه رفته است اختصاص دارد. محورهاي اصلي اين بخش از زبان حضرت امام چنين است :
    روحانيون وابسته و مقدس نما و تحجر گرا كم نبوده و نيستند
    خطر تحجر گرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه ها كم نيست
    استكبار با ياس از نابودي مطلق روحانيت و با ناكارآمدي حربه ارعاب از « راه نفوذ » و خدعه روحانيت و حوزه را نشانه گرفته است .
    بيشترين زخم بر پيكر حوزه و روحانيت از « نفوذي ها » بوده است .
    در 15 خرداد 42 مقابله تنها با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود ـ كه آسان بود ـ بلكه علاوه بر آن از داخل جبهه خودي گلوله حيله و مقدس مآبي و تحجر و گلوله زخم زبان و نفاق بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مي سوخت و مي دريد
    هر كس صد در صد معتقد به مبارزه نبود زير بار فشارها و تهديدهاي مقدس نماها از ميدان به در مي رفت
    هنوز حوزه ها به هر دو تفكر آميخته است
    خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است
    از مسائل رايج حوزه ها اين بود كه هر كس كج راه مي رفت متدين تر بود
    عده اي مقدس نماي واپس گرا همه چيز را حرام مي دانستند و با ادامه آن وضع حوزه وضع كليساي قرون وسطي را پيدا مي كرد
    روحانيت اصيل در تنهائي خون مي گريست كه چگونه عده اي روحاني مقدس نماي ناآگاه يا بازي خورده وعده اي وابسته مسيرخيانت بزرگ پهلوي را هموار مي كردند
    آنقدر كه اسلام از مقدسين روحاني نما ضربه خورده است از هيچ قشر ديگر نخورده است
    ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند
    ولايتي هاي ديروز كه درسكوت و تحجر خودآبروي اسلام را ريخته و ولايت برايشان جز تكسب و تعيش نبوده امروز خود را باني و وارث ولايت نموده اند.
    ايادي شيطان در تنگناها به سراغ مردم مي روند كه بگويند روحانيت سبب مشكلات است آن هم نه روحاني بي درد و بي مسئوليت بلكه روحانيتي كه درهمه حوادث معتبر از ديگران در معرض خطر بوده است .
    حضرت امام خميني با تبيين اين حقايق پنهان وبا كنار زدن پرده نفاق از چهره متحجران انقلابي نما توقعات و انتظارات خود را از روحانيت بيان نمودند و باتوجه دادن آنان به كارنامه سياه اين جماعت علماي متعهد و طلاب جوان را به هوشياري و عكس العمل مناسب فرا خواندند :
    طلاب عزيزلحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند
    در مقابل اين افعي ها اتحاد خودرا حفظ نمائيد.
    بايد مراقب بود كه تفكر جدايي دين از سياست از لايه هاي تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نكند.
    طلاب عزيز بدانند كه پرونده تفكر اين گروه هم چنان باز است .
    بايد براي طلاب جوان ترسيم كرد كه چگونه در دوران وانفساي نفوذ مقدسين نافهم و ساده لوحان بي سواد عده اي براي نجات اسلام از جان و آبرو مايه گذاشتند.
    طلاب عزيز بايد بدانند كه شيوه مقدس نمايي و دين فروشي عوض شده و شكست خوردگان ديروز سياست بازان امروز شده اند
    بايدفكري كرد كه از تكرار آن حوادث تلخ جلوگيري كرد وبه قطع نفوذ بيگانگان در حوزه ها اطمينان يافت
    اولين وظيفه در برابر اين خطر اتحاد ويكپارچگي طلاب و روحانيت انقلابي است .
    اختلاف سليقه ها و ضعف مديريت ها دليل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علماي متعهد نيست
    به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه مواظب القائات روحاني نماها و مقدس مآب ها باشند.
    به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه مبادا گذشته تفكر و خيانت انقلابي نماها فراموش شود و آنان به پست هاي كليدي مراجعت كنند
    نگران تقابل و تعارض جناح هاي مومن به انقلابم .
    تعارض جناح هاي مومن به انقلاب منتهي به تقويت جناح رفاه طلب بي درد و نق بزن مي گردد
    آنها كه در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصه جنگ و اداره كشور را خورده اند و نه از شهادت عزيزان متاثر شده اند و با خيالي راحت به درس و مباحثه سرگرم بوده اند نمي توانند پشتوانه انقلاب اسلامي باشند.
    كارنامه ها
    نظرات حضرت امام در زمينه هر يك از مسائل فوق كاملا صريح و گوياست و ما را از هرگونه تفسير و توضيح بي نياز مي سازد. اينك بايد به دوره هفده ساله اي كه از صدور اين پيام مي گذرد بازگرديم و اوضاع كنوني خودرا برمبناي آن معيارها مورد داوري و ارزيابي قراردهيم و به اين سوالات پاسخ دهيم كه ما در برابر اين دستورات و هشدارها چه كرده ايم آيا با جدي گرفتن آنها تهديدها را كاهش داده ايم ويا در اثر بي اعتنائي و مسامحه در شرايط سخت تري قرار داريم
    دلائل و شواهد فراواني وجود دارد كه ما در اين مدت در حركتي معكوس و در جهتي متفاوت با اين پيام سير كرده ايم و اينك در موقعيتي پرمخاطره تر از گذشته قرارداريم . زيرا :
    اولا : در هنگام صدور پيام نسل گسترده و طيف وسيعي از طلاب و فضلاي انقلابي كه سالهاي اختناق را تجربه كرده و با پرونده عافيت طلبان و متحجران از نزديك آشنا بودند درحوزه حضور داشتند و به شكل فعالي در جريانات اجتماعي نقش آفريني مي كردند درحالي كه پس از گذشت دو دهه تعداد اين عناصر كاهش يافته و امروز در سطوح عالي مديريت حوزوي و مراكز تبليغي و فرهنگي آن از قبيل دفتر تبليغات و سازمان تبليغات تا مديريت هاي مياني و جزئي اكثرا بدست كساني است كه آن دوره سياه را تجربه نكرده اند و به همين دليل حساسيت هاي حضرت امام برايشان ملموس نيست . حساسيت هاي اين جماعت را نوع فعاليت هايشان از قبيل بزرگداشت كربلائي كاظم و مانند آن ميتوان تشخيص داد.
    ثانيا : پس از صدور پيام حضرت امام در درون حوزه و از ميان روحانيون هيچ كار منسجم و قابل توجهي براي « تبيين و ترويج » اين پيام انجام نگرفت نه مديريت حوزه در اين باره احساس مسوليت كرد نه دفتر تبليغات نه جامعه مدرسين و نه نهادهاي ديگر و برخلاف آنچه امروزه متعارف است كه مراكز حوزوي براي هر موضوعي كه اعلام شود فورا ويژه نامه ها و بولتن هايي اختصاص مي دهند و در عرصه فراهم آوردن مقالات و انجام مصاحبه ها و ترتيب دادن مسابقات و برپائي همايش ها بر يكديگر پيشي گرفته و كارنامه ها ارائه مي كنند ولي درزمينه اين پيام مهم هيچ كار قابل توجهي انجام نگرفته و در نتيجه نسلي كه آن روز با علاقه و اشتياق پيام امام را دريافت كرد و درجريان ماجراهاي گذشته نبود و مي خواست از رموز و اشارات آن آگاهي بيشتري پيدا كند محروم ماند. با اينكه حضرت امام فرموده بود : « بايد براي طلاب جوان ترسيم كرد كه .... » ولي اين تكليف روي زمين ماند.
    ثالثا : در هفده سالي كه از صدور اين پيام گذشته است نسل جوان حوزه تغيير يافته است و طلابي كه در دو دهه اخير به حوزه وارد شده و مراحل مختلف علمي را پيموده و اينك به عنوان استاد و محقق در حوزه و يا به عنوان مبلغ درخارج از حوزه فعاليت دارند اساسا هيچ سابقه ذهني از اين پيام ندارند. در اين ميان هيچ نهادي نخواسته و نمي خواهد براي « انتقال » اين پيام به نسل جديد حوزه اقدامي كند.
    در متون آموزش حوزه از اين پيام خبري نيست مطبوعات حوزوي در گذشته مانند « نورعلم » و « مجله حوزه » و نيز جرايد كنوني و جديد مانند افق حوزه و پگاه حوزه انگيزه وتلاشي براي مطرح كردن اين پيام ندارند ناشرين حوزوي مانند انتشارات جامعه مدرسين و دفتر تبليغات « احياي متون قديمي » را بر « احياي متن حيات آفرين » و ارائه مباني آن ترجيح مي دهند! آنان كه از نام و نان روشنفكر ديني در حوزه ارتزاق مي كنند مسئوليتي در اين باره احساس نمي كنند! چه بسا طلاب هاي جبهه هم ورود در اين عرصه را باعث از دست دادن متحدان سياسي خود مي پندارند و از كنار آن با بي اعتنائي عبور مي كنند! بسياري از اعاظم هم كه به شاگردي حضرت امام افتخار مي كنند موقعيتشان اقتضا مي كند كه بر وفق « اصاله الاحتياط » مشي كنند!
    رابعا : امام خميني در پيام خود با اشارات گويي ردپاي نفوذ بيگانه را در حوزه نشان داد و ضمن هشدار به آنان كه تحت تاثير « القائات عناصر بيگانه » از فرهنگ اصيل اسلام و انقلاب فاصله گرفته اند ديگران را نيز به مراقبت از اين افراد و رفتارشان توجه داد. امام از يك سو در پيام خود به جريان منحط مهدي هاشمي و عقبه هاي سياسي آن اشاره كرد و فرمود : « من به آنهايي كه دستشان به راديو و تلويزيون و مطبوعات مي رسد و چه بسا حرف هاي ديگران را مي زنند صريحا اعلام مي كنم .... »
    و از سوي ديگر حضرت امام نسبت به ردپاي نفوذي ها تا حواشي فقهاي شوراي نگهبان هشدار داد و آنان را از تاثيرات حجتيه اي ها بر حذر داشت . حضرت امام در پيامي به فقهاي شوراي نگهبان آنچه را كه در پيام به روحانيون به شكل كلي فرموده بود بار ديگر به شكل موردي و جزئي آدرس داد : « حواستان را جمع كنيد كه نكند يك مرتبه متوجه شويد كه انجمن حجتيه اي ها همه چيزتان را نابود كرده اند » « همه بايد توجه كنيم كه آلت دست بازيگران سياسي نشويم » (بخش ضميمه صحيفه امام ص 579 ) آيا با ارتحال امام القائات نفوذي ها پايان پذيرفت و خطرشان از بين رفت و يا بر دامنه فعاليتشان افزوده گرديد
    خامسا : هم اينك اين امكان براي همه ما وجود دارد كه با معيار قراردادن سخنان حضرت امام كه در آغاز اين مقاله فهرست كرده ايم به ارزيابي روشن تري از وضع خود برسيم و با صداقت و صراحت پاسخ دهيم كه :
    1 ـ آيا اينك وضع چنان است كه طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند
    2 ـ آيا اينك طلاب به خطر القائات مقدس نمايان توجه داشته و مراقب آنها هستند
    3 ـ آيا باز هم از خطري كه از سوي ولايتي ها حجتيه اي ها مقدسين بي شعور و... وجود دارد سخن به ميان مي آيد
    4 ـ آيا « آنان كه در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب غصه مبارزه و جنگ را نخورده اند و با خيال راحت مشغول درس بوده اند » در جايگاه « پشتوانه انقلاب » قرار نگرفته و به تئوري پردازي براي نظام نمي پردازند
    5 ـ آيا امروز بزرگترين موسسات آموزشي كه بيشترين سرمايه هاي مادي و ابزار فرهنگي را در اختيار دارند حاضرند از ادبيات امام در اين پيام استفاده كرده و دانش پژوهان خود را به اين سمت و سو هدايت كنند و يا در فرهنگ آنان واژه هايي چون ولايتي ها حجتيه اي ها مقدس نمايان و... قبح و زشتي خود را از دست داده است .
    سادسا : حضرت امام يگانه راه برون رفت از بحران آفريني مقدس نمايان و متحجران را اتحاد نيروهاي انقلابي در حوزه دانستند و در اين پيام نيز تكرار نمودند ولي حوادث تلخي كه در چند سال اخير در متن و حاشيه حوزه اتفاق افتاد و يا با تحريك برخي عناصر حوزوي در بيرون حوزه رخ داد نشان مي دهد مخالفت با اين دستور براي گروههايي از حوزويان « وظيفه شرعي » است اعلاميه هاي توهين آميز و سي دي هاي فراواني كه برعليه برخي از برجسته ترين شخصيت هاي انقلابي و حوزوي با مشاركت جمعي فريب خورده از حوزه توزيع گرديد نمونه اي از آثار انحراف از رهنمودهاي حضرت امام خميني است . مگر امام نفرموده بود كه « اختلاف سليقه ها و ضعف مديريت ها دليل به هم خوردن الفت علماي متعهد نيست » پس چه شد كه اختلاف سليقه ها را بهانه اي براي زشت ترين برخوردها قرار دادند و كساني كه در اين ميان « هتاك تر » بودند از تشويق هم برخوردار شدند !
    سابعا : چگونه شده است كه برخي شخصيت ها و نهادهاي سابقه دار حوزوي كه در اين پيام نيز مورد حمايت حضرت امام قرار گرفته اند از نقش خود در وحدت بخشيدن به نيروهاي انقلابي غفلت مي ورزند و مسئوليت خود را در اين باره ناديده مي انگارند و چرا گاه گرايشات جناحي را بر اصولي كه حضرت امام تبيين فرمودند ترجيح مي دهند مگر حضرت امام به صراحت با پيروزي يك جناح از روحانيت و حذف جناح مقابل مخالفت نكردند پس چرا حضرات آقايان در موضع گيري هاي خود به اين اصل اهتمام كافي ندارند و چرا در ليست پيشنهادي براي مجلس خبرگان برخي روحانيون كه نه به لحاظ علمي و نه به لحاظ سوابق انقلابي از پيشينه قابل توجهي برخوردار نبودند بر برخي چهره هاي شاخص از جناح ديگر ترجيح يافتند ترجيح بر كساني كه از زمان حضرت امام تاكنون به عنوان نماينده ولي فقيه در يك استان فعاليت داشته اند آيا عالم صاحب نظري كه پيوسته عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام بود و در اعلاميه هاي جامعه مدرسين نيز امضايش ديده مي شود و حضرت امام با اين گونه جملات از او تعريف كرده است « جنابعالي ساليان دراز مشغول درس و بحث بوده و از شروع انقلاب اسلامي تاكنون زحماتي كشيده و مورد علاقه اينجانب و از دوستان متدين با صفا و پاك اينجانب مي باشيد » بايد از ليست پيشنهادي حذف شده و به عكس عناصري كه هنرشان در واگوكردن سياست هاي يك جريان و جناح سياسي از تريبون هاست جايگزين شود
    آيا اين گونه شيوه ها به همان خطر كه امام پيش بيني فرمود : « تعارض جناح هاي مومن به انقلاب و نهايتا تقويت جناح رفاه طلب » نمي انجامد
    حضرت امام خميني با تبيين حقايق پنهان و با كنار زدن پرده نفاق از چهره متحجران انقلابي نما توقعات و انتظارات خود را از روحانيت بيان نمودند و با توجه دادن آنان به كارنامه سياه اين جماعت علماي متعهد و طلاب جوان را به هوشياري و عكس العمل مناسب فرا خواندند
    حضرت امام خميني : آنها كه در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصه جنگ و اداره كشور را خورده اند و نه از شهادت عزيزان متاثر شده اند و با خيالي راحت به درس و مباحثه سرگرم بوده اند نمي توانند پشتوانه انقلاب اسلامي باشند
    اينك بايد به دوره هفده ساله اي كه از صدور پيام امام به روحانيت مي گذرد باز گرديم و اوضاع كنوني خود را برمبناي آن معيارها مورد داوري و ارزيابي قرار دهيم و به اين سوالات پاسخ دهيم كه ما در برابر اين دستورات و هشدارها چه كرده ايم آيا با جدي گرفتن آنها تهديدها را كاهش داده ايم و يا در اثر بي اعتنائي و مسامحه در شرايط سخت تري قرار داريم
    اعلاميه هاي توهين آميز و سي دي هاي فراواني كه عليه برخي از برجسته ترين شخصيت هاي انقلابي و حوزوي با مشاركت جمعي فريب خورده از حوزه توزيع گرديد نمونه اي از آثار انحراف از رهنمودهاي حضرت امام خميني است