روزنامه جمهوري اسلامي 29/11/1385 صفحه عقيدتي

  • تجلي سياست هاي حكومتي پيامبر اعظم در انقلاب خميني كبير
  • ايمان اركان و نشانه ها
  • *****
    تجلي سياست هاي حكومتي پيامبر اعظم در انقلاب خميني كبير




  • كبري صفاري
    چه خوب است در سال رسول اعظم (ص ) با نسيم جان بخش معرفت و آگاهي از همه جوانب شخصيت و عملكرد ايشان غبار جهالت را از آينه افكار بزداييم تا پيكر امت پيامبر اكرم (ص ) حياتي دوباره يابد و در جايگاه عزت و منزلت حقيقي خويش اقامت گزيند.
    مقاله مختصري كه پيش روي شماست قصد آن دارد با نگاهي به سخنان رهبر فرزانه انقلاب به شرح موارد زير و مقايسه آنها با سياست حكومتي حضرت رسول (ص ) بپردازد :
    طرد شعار جدايي دين از سياست
    مردمي بودن انقلاب اسلامي ايران
    جهاني بودن انقلاب اسلامي ايران
    پاسداري از ارزشهاي انساني و اسلامي
    عدالت اجتماعي
    دست در دست رسول عشق با صلابت بيداري حصار زمان را شكسته و از مسير روشني كه فرشي از عدالت الهي سطح آن را پوشانده روانه آسماني به پاكي صداقت مي شويم و اين باران انوار الهي است كه بر كوير دلم مي بارد و غبار سرگرداني از چهره ام مي زدايد.
    كبوتران بارگاه ملكوتي سرود زيباي سعادت را زمزمه مي كنند. جويبار مهر و ذكر خداي كريم در جاي جاي باغ دلم جاري و شكوفه هاي اميد دوباره شكوفا مي شود قلب روزگار به سرعت مي تپد محفلي برپاست اين جا سراي اميد همه فرزندان آدم است . اين جا حضرت آدم (ع ) نخستين حلقه اتصال عالم ملكوت با زمينيان است .
    اينجا پيام آوران خدا آيات حق را تلاوت مي كنند. پيام آوري آشنا كه نسيم حيات بخش كلامش احياگر همه سفيران الهي است .
    آري محمد مي آيد;...
    تا طومار ناميمون جهالت و گمراهي را درهم پيچد و لوح هميشه جاويد كلمه توحيد (لااله الاالله ) بر همه گستره زمين حك شود.
    محمد مي آيد;...
    تا با تبر ابراهيم (ع ) بت هبل و لات و عزي را درهم شكند و خانه كعبه را به عطر خوشايند يكتاپرستي معطر سازد.
    محمد مي آيد;...
    تا با عصاي موسي (ع ) زخم خوردگان ظلم و جنايت فرعونيان را از مسير زلال و نوراني هدايت به ساحل نجات برساند.
    محمد مي آيد;...
    تا با دم مسيحايي عيسي (ع ) كالبد مرده و بي روح بشري را جاني دوباره بخشد.
    محمد مي آيد;...
    تا غبار خروارها خروار خاك نشسته بر بدن نحيف دختران زنده به گورشده را بزدايد و به نواي ملكوتي « باي ذنب قتلت » لبخند نويد و شادماني را مهمان دلهاي دردمندشان نمايد.
    محمد مي آيد;...
    تا پرچم سعادت همه انسانها يعني دست امامت علي (ع ) را به بلنداي زمان بالا برد و يا صداي روحانيش در گوش تاريخ هميشه زنده اسلام زمزمه كند; « من كنت مولاه فهذا علي مولاه » و به اين طريق زيباترين كلام براي پرشكوه ترين انقلاب بشري بر زبان برترين مخلوقات جاري شد.
    محمد مي آيد;...
    تا فاطمه بيايد و مادر پدرش شود. فاطمه دختر پيام آور خوبي ها كه صداي ناله عرشيان بر مظلوميت او در فضاي تاريك و روشن تاريخ از پس قرن ها همچنان به گوش مي رسد. هم او كه آزارش موجب آزار پيامبر است و شادماني اش شادي بخش رسول اكرم (ص ).
    آري او در بوستان ديانت محمدي همگام با علي (ع ) نخستين كسي كه قلبش را به مرواريد ايمان به خدا و رسول (ص ) آراست و دين مبين اسلام به وسيله او كامل شد و همراه با يازده خورشيد عالمتابي كه هيچگاه به تاريكي نمي گرايد و همواره باران كرامتش بر قلوب ما مي بارد گلاب عشق و معرفت بر سر عالميان پاشيد تا خواب غفلت و ناآگاهي بر آنان چيره نشود و چهره خداپرستي مكدر نگردد.
    اما افسوس كه جغد ستمگري و زورگويي سايه شومش را بر دلهاي بيمار دنياپرستان گسترانيد و بار ديگر زخم هاي بي عدالتي بر پيكره تاريخ نشست .
    آنجا كه زماني نه چندان دور سپاه شرور شب بيرق سياه ستم را بر صفحه نوراني دل صبح علمكرده بود و ديو هفت سر فساد و تباهي دوران سايه اش را بي شرمانه بر آفتاب ديانت محمدي افكنده بود.
    آنجا كه شاهنشاهيان بابلندترين قهقهه كريه و شيطاني خويش و با دستان به خون آغشته گلوي مردان خدا را با تمام قدرت مي فشردند و اشك ميهمان ناخوانده و دائمي چشم مظلومان اين وادي شده بود.
    ايران شاخه هاي تنومند درخت آزادي را به زخم تيرهاي خونخواران پهلوي رنجور و شكسته مي ديد. بايد پيام آوري از راه مي رسيد و آواي خوش نجات سر مي داد. بايد سپيده صبح در فضاي خنك سعادت نفسي تازه مي كرد. بايد پرستوهاي زخمي اين ديار قطرات خون سرخشان را مرهم شفابخش قلب شكسته آزادي مي كردند.
    صداي عميق ناله ستمديدگان و دعاي خالصانه خوبان در بارگاه باشكوه وادي خوبي ها پيچيد و مردي به رنگ نور از تبار حقيقت ناب محمدي (ص ) تكبيرگويان به مددياران در بند بپاخاست .
    آري امام سوار بر كشتي نجات حسين (ع ) از درياي روشنايي آمد تا زمين خدا را تحت لواي حكومت الهي و به درخشندگي گوهرهاي جاويدان سياست محمدي (ص ) جلايي ديگر بخشد و درپناه صفاي ستايش آگاهانه خداي رحيم و آواي دل نشين قرآن كريم در فضايي پاك و معنوي بوته بي حاصل جدايي دين از سياست را از ريشه بخشكاند و درهمه زواياي حاكميت شكوه معنويت را به نمايش بگذارد و بال و پر شكسته پرستوي اخلاق و عرفان را مرهمي نهد و درد به ظاهر بي درمان سياست بي ديانت را مداوا كند.
    او آمد و هم نوا با آيه شريفه « وامرهم شوري بينهم » كه فرشته حق در گوش جان محمد (ص ) زمزمه كرد زنگار جهل ناداني را ازآينه افكار مردم چشم به راه ايران زدود و با يك آسمان آگاهي و بينش و انقلاب زينت گر انديشه ها شد.
    امام (ره ) جامه اي از تقدس بر تن آرا و عقايد مردم نمود و به صراحت اعلام داشت : مردم نمي خواهند صداي خشم و نفرتشان براي ابد در گلوهايشان خاموش و افسرده بماند و اراده كردند كه آزاد زندگي كنند و آزاد بميرند و فريادگر نسل ها باشند.
    حجاب ضخيم زمان را در مي نورديم و كتاب قطور تاريخ را ورق مي زنيم و فرستاده خدا محمد مصطفي (ص ) را با نامه هايي كه به مهر پر مهر توحيد آذين شده است مي بينيم . مرحبا گروهي كه اين پيامهاي هدايت را به چشم خويش گذاشتند و بدا به حال سران خيره سري همچون خسرو پرويز كه شايسته اين كرامت نبودند.
    از پس قرنهاي متمادي امام آمد و پيامي نو و بديع را نه تنها به ايران و ايراني كه به همه جهان و همه بشريت هديه كرد پيامي كه ستمديدگان عالم با تكيه بر آن كمر خميده از بار ظلم و جور خويش را راست كردند پيامي همانند نسيمي فرح بخش كه اذهان دلهاي در خواب غفلت بسياري از مناطق دنيارا بيداري بخشيد آنجا كه مي فرمايد : من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند ما درمقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد. و يا آنجا كه بر سجاده اي از نور دست به دعا با خداي خويش سخن مي گويد :
    خداوندا به ما منت بنه و انقلاب اسلامي ما را مقدمه ي فرو ريختن كاخ هاي ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان و همه ي ملت هارا از ثمرات و بركات وراثت و امامت مستضعفان و پابرهنگان برخوردار فرمالله
    انقلاب ما كه با اتكال به قدرت لايزال الهي صورت گرفته و بي شك عطر خوشايند آن فضاي دنيا را عطرآگين خواهد كرد.
    اين نهضت پاسدار همه ي ارزش هاي انساني و اسلامي است و اجازه نمي دهد درخت پربار دستاوردهاي ارزشمندي كه به خون هزاران هزار شهيد باليده مورد تهاجم ناهنجاريها قرار گيرد.
    ما پرورش يافته ي مكتب رهبري هستيم كه مي فرمايد نگذاريد اين انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان بيفتد چه من دركنار شماباشم و چه نباشم .
    همان گونه كه برترين راهنماي تعليم و تربيت بشري حضرت ختمي مرتبت (ص ) فرمود : « من دو چيز گرانقدر را در ميان شما به امانت مي گذارم يكي قرآن كتاب خدا و ديگري اهل بيتم كه عترت من هستند و اين دو از هم جدا نمي شوند تا در قيامت برمن وارد گردند. »
    در صدر اهداف اين قيام نگين قيمتي و زيباي عدالت اجتماعي خود نمايي مي كند : به راستي عدالت پرنده اي است كه هر گاه بال و پرش را به سنگ بي مهري شكستند و مجال پرواز به او ندادند غم و درد در خانه ي دل رسول امين و اولياي خدا لانه كرد.
    پيامبري كه به كمترين امكانات اكتفا مي كرد و هر گاه به مجلسي وارد مي شد نزد فقيرترين مردم منزل مي گزيد و اميرمومنان علي (ع ) كه به گواهي تاريخ تجسم حقيقي عدالت است . در منظر مبارك او همه افراد حتي برادر علي (ع ) در مقابل قانون يكسانند خانه محقر امام خميني و زندگي ساده اش گواه تابعيت ايشان از رسول اكرم (ص ) است .
    رهبر درد آشناي ما محروميت زدايي را راه رسم زندگي خويش مي داند و با افتخار اعلام مي كند : يك تار موي سر اين كوخ نشينان و شهيد دادگان به همه كاخ ها و كاخ نشينان جهان شرف و برتري دارد و در جاي ديگر مي فرمايد : « خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و روي آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد. »
    پروردگارالله
    اكنون در سال متبرك شده به نام مقدس پيامبر اكرم (ص ) سلام و صلوات خاصه ات را نثار روح پاك ايشان و همه اوليا نما كه به راستي براي تعالي و تكامل آدمي از هيچ تلاشي دريغ نكردند.
    ياري كن تا مسئولين و خادمين اين جامعه در پناه عناياتت همواره شيفتگان خدمت باقي بمانند نه تشنگان قدرت .
    بارالهالله
    تو بر ما مرحمت نموده اي و بهترين ها را به ما ارزاني داشته اي اجازه بده در بوستان شكر و سپاست راه يابيم و دچار آفت نسيان و فراموشي نگرديم .
    كريمالله
    پايه هاي حكومت اسلامي ايران را كه به وجود رهبري خردمند و مردمي فداكار و صبور استحكام بخشيدي تحت توجهات حضرت مهدي (عج ) بزرگ پرچمدار عدالت محفوظ بدارد.
    ايران شاخه هاي تنومند درخت آزادي را به زخم تيرهاي خونخواران پهلوي رنجور و شكسته مي ديد. بايد پيام آوري از راه مي رسيد و آواي خوش نجات سرمي داد. بايد سپيده صبح در فضاي خنك سعادت نفسي تازه مي كرد. بايد پرستوهاي زخمي اين ديار قطرات خون سرخشان را مرهم شفابخش قلب شكسته آزادي مي كردند
    امام سوار بر كشتي نجات حسين (ع ) از درياي روشنايي آمد تازمين خدا را تحت لواي حكومت الهي و به درخشندگي گوهرهاي جاويدان سياست محمدي (ص ) جلايي ديگر بخشد و شكوه معنويت را به نمايش بگذارد و بال و پرشكسته پرستوي اخلاق و عرفان را مرهمي نهد و درد به ظاهر بي درمان سياست بي ديانت را مداوا كند
    امام از پس قرن هاي متمادي آمد و پيامي نو و بديع را نه تنها به ايران و ايراني كه به همه جهان و همه بشريت هديه كرد پيامي كه ستمديدگان عالم با تكيه بر آن كمرشان را كه از بار ظلم و جور خميده شده بود راست كردند پيامي كه اذهان و دل هاي در خواب غفلت فرو رفته را بيداري بخشيد

  • *****
    ايمان اركان و نشانه ها


  • حضرت علي (ع ) :
    درباره ايمان سئوال شد. امام (ع ) فرمود : ايمان شناخت و معرفت با قلب و اقرار به زبان و عمل كردن به اعضا و جوارح است .
    هيچ كس در ادعاي ايمان راستگو و صادق نمي باشد مگر زماني كه اعتمادش به آنچه نزد خداوندست بيشتر از آنچه نزد خودش است باشد.
    خداوند براي پاكيزگي دلها از زنگار شرك ايمان را واجب كرده است .
    از نشانه هاي ايمان اين است كه : راستي را كه به تو زيان و خسارت مي رساند بر دروغي كه به تو سود و بهره مي بخشد مقدم داري و گفتار و سخنت بيش از كردارت نباشد و اين كه به هنگام سخن گفتن و اظهار نظر درباره ديگري از خداوند بترسي .
    در وصف مومن مي فرمايد : مومن كسي است كه شاديش در چهره و اندوهش در دل سينه اش از هر چيز گشاده تر و نفسش از هر چيز خوارتر است بلند پروازي را ناخوش و خودنمايي و رياكاري را دشمن مي شمرد اندوهش طولاني و همتش بلند سكوتش بسيار و وقتش به تمام مشغول (كار خدايي ) است او بسيار شاكر و شكيبا و همواره در انديشه و تفكر است و به درخواست خدا از ديگري بخل مي ورزد و اظهار حاجت نمي نمايد (با هر كس زود طرح دوستي نمي ريزد) اخلاقش ملايم برخوردش توام با نرمش است دلش از سنگ خارا محكمتر و در پيشگاه خدا از غلامي خوارتر است .
    ساعات مومن به سه بخش تقسيم مي شود : بخشي را به مناجات پروردگارش مي گذراند و بخشي را در پي سامان بخشيدن به زندگيش مي گذراند و در بخشي ديگر از لذتهاي حلال و دلپسند بهره مي برد.
    درباره ايمان سئوال شد حضرت فرمود : ايمان بر چهار پايه استوار است : صبر يقين عدالت و پيكار در راه خدا.
    غيرت زن كفر و غيرت مرد ايمان است (زن اگر به همسر ديگر مرد حسادت كند مخالفت باحكم خدا و كفر است . اما غيرت مرد نسبت به بيگانه اي كه قصد خيانت به همسرش را دارد ايمان است .)
    ايمانتان را با دادن صدقه پاس داريد.
    هيچ ايماني همانند حيا و صبر نيست .
    ايمان روشنترين راه و نوراني ترين چراغ است پس انسان در پرتو ايمان به سوي اعمال شايسته راهنمايي مي شود و بااعمال شايسته به ايمان استدلال مي شود و با ايمان كاخ علم و دانش آباد مي گردد.