روزنامه جمهوري اسلامي 29/11/1385 صفحه مقالات

  • امام خميني تربيت يافته فرهنگ علوي
  • رفق و مداراي علي عليه السلام
  • اصول حاكم بر زندگي علي عليه السلام
  • *****
    امام خميني تربيت يافته فرهنگ علوي




  • امام خميني احياگر تفكر شيعي و فرهنگ و انديشه علوي در قرن حاضر بود. بر اين اساس برخي ويژگيهاي اين شيعه علي (ع ) را بر مي شماريم :
    1 ـ جامعيت امام
    علي (ع ) انسان كامل است و يقينا شيعيان حقيقي او نيز بايد در مراتب پائينتري اين جامعيت را در خود ايجا نمايند. امام خميني شخصيتي بود كه از نظر كمال عقلاني سيادت شجاعت زيركي اعتدال جسماني برخي ذوقها در شعر و ادبيات و. .. زبانزد خاص و عام بود. از نظر علمي نيز از جمله نوادري بود كه فقه اصول و فلسفه اخلاق عرفان رجال تفسير سياست علوم اجتماعي و مردم شناسي را در حد اعلاي آن در خود جمع كرده بود و مهمتر از همه در بعد اخلاق و رفتار او جامع اضداد بود.
    2 ـ زهد ساده زيستي و مصرف امام
    زهد و سادگي امام يادآور زهد علوي بود. بدور از تجمل و ساده مي زيست ساده مي پوشيد و ساده مي خورد.
    در زماني كه مي توانست در يك كاخ زندگي كند خانه محقر جماران را برگزيد خانه اي كه از فرط سادگي تعجب جهانيان را برانگيخت .
    خوراك امام : امام از هر گونه غذاي چرب و نرم پرهيز كرد و به گفته اطرافيانشان غذاي مورد علاقه ايشان نان و پنير و مغز گردو بود.
    صرفه جويي امام : امام به شدت صرفه جو و اسراف گريز بود. در منزل ايشان يك چراغ روشن اضافه پيدا نمي شد و حتي گاهي اوقات كه خود امام در حال ملاقات با شخصيتها و افراد متوجه روشني بي مورد چراغ دستشويي مي شدند بلند شده و بدون آنكه به ديگران امر كنند خودشان آنرا خاموش مي كردند.
    همساني با مردم ضعيف : اميرالمومنين علي (ع ) مي فرمايند :
    « خداوند بر رهبران حق واجب كرد كه خود را با افراد ضعيف تطبيق دهند تا تنگدستي بر فقير سنگيني نكند »
    به نقل از دختر امام ايشان همانند همه افراد كشور كوپن داشتند و همانطور كه خيلي خانه ها كوپن كم مي آورند در خانه امام هم زياد شنيده مي شد كه مي گويند : روغن ما تمام شده مرغ نداريم و كوپن هم نداريم .
    3 ـ عبادت معنويت و غيرت ديني امام
    پافشاري بر اقامه نماز اول وقت : امام بر انجام واجبات و ترك محرمات بسيار مصمم بود و بيش از هر چيز بر اقامه نماز اول وقت پافشاري مي نمود. امام در اواخر عمر شريفشان پس از عمر شريفشان پس از عمل جراحي از اينكه نمازشان ده دقيقه به تاخير افتاده با گلايه به حاج احمد آقا مي فرمايند :
    ناراحتم از اول عمر تا به حال نمازم را اول وقت خوانده ام چرا الان كه پايم لب گور است ده دقيقه به تاخير افتاد
    اولويت دادن به مستحبات : امام اهميت ويژه اي براي مستحبات قائل بوده و تحت هيچ شرايطي حاضر به ترك آنها نمي شد. او در تاسي به مولايش علي ابن ابيطالب با شب انس و الفتي ديرينه داشت . نماز شب او ترك نمي شد و حتي به هنگام بازگشت از فرانسه نماز شب خود را در هواپيما به جا آورد.
    روز جمعه اي در ايام اقامت امام در پاريس وقتي آمريكايي ها براي انجام مصاحبه مستقيمي كه براي نشان دادن مواضع و روند انقلاب بسيار موثر بود خدمت امام رسيدند ايشان فرمودند : « حالا وقت انجام مستحبات « غسل واجب » است وقت مصاحبه نيست . »
    و بدين ترتيب مصاحبه را به بعد از مستحبات روز جمعه موكول نمودند.
    غيرت ديني : امام پايبندي عجيبي به احكام اسلام داشت و هيچ گونه مصلحت انديشي در اين زمينه را نمي پذيرفت . يكي از سفيران وزارت خارجه از ايشان سوال مي كند : « در برخي مجالس كه دعوت مي شويم مشروبات الكي وجود دارد و اگر نپذيريم حمل بر چيزهاي ديگر مي شود و مشكلاتي در روابط پيش مي آيد. » حضرت امام فرمودند :
    « به جهنم ! نبايد از اين چيزها بترسند نبايد بروند. دليلش را هم بگويند تا آنها هم كم كم بفهمند براي چيست »
    4 ـ دشمن شناسي و قاطعيت امام
    امام خميني روحيه اي بسيجي و دشمن ستيز داشت . او هرگز به مذاكره با شاه و دشمنان اسلام اعتقاد نداشت و اگر هم چنين اعتقادي داشت هرگز پيروز نمي شد و عزت خود را هم از دست مي داد. خود مي فرمود : « خميني را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد. »
    آنروزي كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت آن روز كه كارتر و ريگان
    (روساي جمهور امريكا) از ما تعريف كنند معلوم مي شود كه در ما اشكالي پيدا شده است .
    قاطعيت امام قاطعيت جدش اميرالمومنين را تداعي مي كرد. او همچون علي (ع ) احدي جز خداوند را در نظر نمي گرفت و مي فرمود :
    مولاي ما اميرالمومنين (ع ) آن مرد نمونه عالم آن انسان به تمام معنا انسان آن كه در عبادت آن طور بود كه و در زهد و تقوا و در رحم و مروت با مستضعفين آن طور بود با مستكبرين و با كساني كه توطئه مي كنند مي كشت هفتصد نفر در يك روز چنانچه نقل مي كنند.
    « دفاع از اسلام و نظام شوخي بردار نيست و در صورت تخطي هر كس در هر موقعيت بلافاصله به مردم معرفي خواهد شد. »
    مگر بيش از اين است كه ما ظاهرا از جهانخواران شكست مي خوريم و نابود مي شويم مگر بيش از اين است كه ما را در دنيا به خشونت و تحجر معرفي مي كنند بگذار دنياي پست ماديت با ما چنين كند ولي ما به وظيفه اسلامي خود عمل كنيم .
    آري امام كسي بود كه علي وار زيست و علي وار به ديار باقي شتافت .
    او به ما فهماند علي وار زيستن و تا نزديكي مرزهاي عصمت پيش رفتن افسانه نيست . »

  • *****
    رفق و مداراي علي عليه السلام




  • صداي كسي كه ((علي )) را لعن و نفرين مي كرد از شتاب گامهايش كاست . صداي يك زن بود! ايستاد تا زن بدو رسيد. زن هنوز در حال لعن و نفرين به او بود در حالي كه بار سنگيني به دست و دوشهايش داشت كه برايش سخت سنگين مي نمود. علي (ع ) گامي پيش نهاد و تقاضا كرد تا زن را در حمل بارش مدد رساند. او خود گفته بود :
    « راس السياسه استعمال الرفق »
    خود وي هميشه رفق و مدارا را به عنوان كارآمدترين روش برخورد با مردم از جانب حكومت و چه از جانب تك تك افراد جامعه با يكديگر توصيه نموده بود. او مي دانست كه اين روش مشكلات اجتماعي را كاسته و مردم را با برنامه هاي حكومت همراه مي كند. علي (ع ) به بردن بار به منزل زن بسنده نكرد و از او دلجويي كرد. دانست كه شوهر زن در يكي از جنگها به شهادت رسيده است و دانست كه تنهايي زن و انبوهي كارها و سنگيني مشكلات او را در هم شكسته . باز به پيشنهاد خودش به منزل زن وارد شد تا مددكار وي در كارهاي منزلش باشد. اينهم از كلامهاي او بود كه :
    الرفق يقل حد المخالفه
    نرمي و مدارا حتي شمشير مخالفين را هم كند مي كند.
    در منزل هنوز هم علي (ع ) كار مي كرد و زن لعن و نفرين . اما علي (ع ) چيزي نمي گفت . تا اينكه يكي از همسايگان زن علي (ع ) را به بيوه زن معرفي كرد و او بخاطر قضاوت اشتباهش از علي (ع ) عذر خواست . و علي بار ديگر نشان داد كه :
    با برخورد خوب عقده آنان را كه كينه دارند بگشا و اسباب دشمني و عداوت را قطع كن و از آنچه برايت روشن نيست تغافل نما.
    و همه يكبار ديگر اين سخن علي (ع ) را به ياد آورند كه :
    عنوان العقل مداراه الناس
    نشانه عاقل بودن مداراي با مردم است .
    وليدبن عتبه در جايگاه محاكمه قرار گرفته بود. اما كسي را ياراي پيش آمدن براي تنبيه او نبود. هر چه باشد او برادر مادري خليفه بود و خليفه سوم هم به مجازات برادر خوانده اش راضي نبود حتي اگر نماز صبح را در حال مستي چهار ركعت بجاي آورده باشد. او بايد براي فسق و فجورهاي آشكارش تنبيه مي شد اما كسي را جرات چنين اقدامي نبود جز علي (ع )! در جايي كه حرف از اجراي احكام اسلامي به ميان مي آمد علي ذره اي مداهنه و سهل انگاري به خود راه نمي داد. در ميان بهت و حيرت همگان علي (ع ) با گامهايي استوار به سياستگاه آمد. در مقابل چشمان حيرتزده مردم شلاق در دست گرفت و آنرا بر بدن متهم كوبيد بي آنكه بخواهد با توسل به بهانه هايي همچون مهر و رافت اسلامي حكم اسلام را زير پا گذارد.
    ايها الناس لا تشكوا عليا فوالله انه لخشن في ذات الله
    اي مردم از علي شكايت نكنيد به خدا سوگند او در راه خدا سخت و خشن است .
    علي (ع ) خود در توصيف مالك اشتر مي گفت :
    به درستي كه او كسي است كه احتمال نمي دهم سستي به خرج دهد و لغزش پيدا كند و از اين بيمناك نيستم كه كندي كند در جايي كه سرعت لازم است و يا سرعت به خرج دهد در موردي كه سستي سزاوارتر است .
    آري ! تربيت شدگان مكتب علوي همچون مالك اشتر مي دانند كه مداراي انسان عاقل با سستي و سهل انگاري در اصول و اجراي ارزشهاي اسلامي تفاوت دارد. آنان مي دانند كه در اجراي قوانين الهي نبايد هيچگونه واهمه و ترسي به خود راه دهند و هرگز پيوندها و عواطف انساني و منافع زودگذر مادي و تهديدها و تطميها در ايشان اثري ندارد.(لا يخافون لومه لائم )
    آنجا كه جاي شدت و سخت گيري است محكم و سازش ناپذيرند و آنجا كه جاي ملايمت و مدارا است اهل رفق و حلم اند! اما متاسفانه امروزه بيماري افراط و تفريط در روابط اجتماعي گريبانگير جامعه ما است . در موارد بسياري كه نياز به داروي رفق و مدارا و ملاطفت براي درمان برخي از بيماريهاي سطحي اجتماع بوديم خشونت به خرج داديم به گونه اي كه امروز برخي از آن بيماريهاي سطحي به زخمهايي عميق تبديل شده است و به عكس در بسياري از اوقات كه نياز به برخورد قاطع و اجراي حدود الهي بود بخاطر مصلحت انديشي از انجام آن ابا كرديم .

  • *****
    اصول حاكم بر زندگي علي عليه السلام




  • اصول حاكم بر زندگي انساني كه نه تنها الگوي ما بلكه الگوي بزرگترين اولياي الهي امامان معصوم و امام زمان ما است اصولي قابل توجه و با اهميت اند. چرا كه اصولي از يك زندگي ايده آل و الگو هستند كه مي تواند تعالي بخش ديگر زندگيها باشد. اما از آنجا كه يك خانواده ايده ال حاصل تلاش و روابط كليه اعضاي آن خانواده است در اينجا به بررسي اصول حاكم بر زندگي علي (ع ) فاطمه (س ) و حسينين (ع ) و زينبين پرداخته ايم .
    1 ـ ساده زيستي و زهد خانوادگي
    نحوه ازدواج مهريه شروع زندگي خانوادگي در يك خانه اجاره اي و ساده پوشي زهرا(س ) و علي (ع ) و فرزندانشان نمونه هايي از اهميت اين اصل در زندگي خانوادگي شان است آنچنان كه صحابي جليل القدري چون سلمان را به تعجب واداشت كه :
    عجبا! دختران پادشاه ايران و قيصر روم بر كرسيهاي طلايي مي نشينند و پارچه هاي زربفت به تن مي كنند و اين دختر رسول خدا است كه نه چادرهاي گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاي زيبا.
    2 ـ مشاركت در امور زندگي و اهميت دادن به كار و همكاري در بين اعضاي خانواده
    براي مثال علي (ع ) بچه داري مي كرد فاطمه (س ) نان مي پخت و يا گندم آسياب مي كرد علي (ع ) به جهاد مي رفت و زخم برميداشت و فاطمه (س ) زخمهاي او را درمان مي كرد و شمشير او را مي شست به همين دليل هم بود كه علي (ع ) در هر بعد از ابعاد زندگي اش بالاترين تلاشها و موفقيتها را داشت و فاطمه زهرا(س ) هم در مقام عبادت دفاع از ولايت و كار در خانه و خانه داري و مهمتر از همه تربيت فرزند بالاترين موفقيتها را كسب نمود.
    3 ـ ارزشي بودن ازدواج و حاكميت ارزشها بر خانواده
    نمونه هايي همچون بخشيدن پيراهن عروسي توسط حضرت زهرا در شب ازدواج آن حضرت با علي (ع ) فراموش نشدن ياد خدا گفتن تكبير و به نماز ايستادن عروس و داماد در شب اول عروسي و ثمره اينها ايثار و انفاق خانوادگيشان كه در بالاترين حد آن سوره انسان مورد اشاره قرآن قرار گرفته است بيانگر حاكميت اين اصل در خانه علي (ع ) است .
    4 ـ حاكمتي روح مشورت بر زندگي
    مشورت خواهي و مشاوره با پيامبر اكرم (ص ) به عنوان فكر برتر و بهره مندي از راهنماييها و ارشادهاي ايشان بارها و بارها توسط علي (ع ) و زهرا(س ) صورت گرفت .
    5 ـ حاكم بودن روح برنامه ريزي و نظم در خانه
    تقسيم كارهاي خانه انجام امور در زمان مناسب اختصاص مكاني خاص براي عبادت و نماز در خانه و داشتن برنامه جهت تربيت فرزندان از جمله اين موارد است .
    6 ـ سياسي بودن جهاني بودن و فدايي بودن در راه اسلام
    گذشته از اميرالمومنين كه اسوه جهادي و فدايي بودن و سياستمداري است خطبه ها و فعاليتهاي سياسي حضرت زهرا(س ) نشان دهنده اين است كه ايشان هم به عنوان يك زن سرآمد مبارزات سياسي در زمان پيامبر و بعد از فوت آن حضرت بودند. محسن شهيد فاطمه شهيده علي زخم خورده حسن مسموم حسين سرجدا و زينب و كلثوم به اسارت رفته همه و همه در اين خانه مي زيسته اند.
    7 ـ علم دوستي
    نهج البلاغه صحيفه فاطميه شاگردپروري آشنايي با تفسير قرآن و تشكيل كلاسهاي ديني در خانه اميرالمومنين و حضرت زهرا نمونه هايي از توجه اين خاندان به علم دوستي است .
    8 ـ جذب و رفت و آمد ملائكه و فرشتگان به خانه
    در زيارت جامعه آمده است : ((السلام عليكم يا اهل بيت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائكه ...)) چرا كه اين قطعه بهشتي در زمين محل رفت و آمد ملائكه اي همچون جبرئيل ميكائيل و اسرافيل بوده است .
    9 ـ عشق و فاطمه و مهرباني همه اعضا به يكديگر
    10 ـ مهمان دوستي ضيافت در خانه و رسيدگي به احوال خويشاوندان
    اميرالمومنين مي فرمايند :
    اي مردم ! انسان هر مقدار كه ثروتمند باشد باز از خويشاوندان خود بي نياز نيست كه از او با زبان و دست دفاع كنند خويشان انسان بزرگترين گروهي هستند كه از او حمايت مي كنند و اضطراب و ناراحتي او را مي زدايند و در هنگام مصيبتها نسبت به او پرعاطفه ترين مردم مي باشند.
    اگر بيش از شش روز مي گذشت و ميهماني براي علي (ع ) نمي رسيد تاسف مي خورد و مي ناليد و گاه مي فرمود :
    « آن كس كه دست دهنده خود را از بستگانش بازدارد تنها يك دست را از آنها گرفته اما دستهاي فراواني را از خويش دور كرده است . »