بسم الله الرحمن الرحيم بامداد روز 4 شنبه 25 بهمن 85 عوامل تروريستي با بستن راه بر يك اتوبوس مسافربري در زاهدان
يك خودروي بمب گذاري شده را از راه دور منفجر كردند كه به شهادت 11 تن از و مجروح شدن 31 تن ديگر گرديد . با همكاري مردم و انجام عمليات تعقيب و مراقبت نيروهاي امنيتي و انتظامي
چند تن از عوامل اين فاجعه تروريستي دستگير شدند. با پيگيريهاي بعدي مشخص گرديد كه اين عده با جنايت تروريستي ديگري كه منجر به ترور 4 مامور نيروي انتظامي در 12 بهمن 85 شد
نيز ارتباط دارند . بازجوئي از دستگير شدگان و پيگيريهاي سازمان يافته توسط نيروهاي آموزش ديده و زبده توانست سريعا به نتايج اطمينان بخشي منجر شود و سرانجام با رديابي سرنخ هاي بدست آمده
كانون اصلي تشنج آفريني در مرزهاي شرقي و برخي شهرهاي مرزي مشخص گرديد كه در نوع خود يك « دستاورد بزرگ اطلاعاتي ـ امنيتي » محسوب مي گردد. خوبست در اين زمينه قدري بيشتر به كنكاش بپردازيم تا بلكه با تعميق در اطلاعات بدست آمده
به جمع بندي مناسبي از حوادث تروريستي شرق كشور دستي يابيم . 1 ـ ضمن بازجوئي از افراد دستگير شده و رديابي آنها امكان دستيابي به « لانه هاي تيمي » گروهك تروريستي باصطلاح موسوم به « جندالله » فراهم شد و از اين لانه هاي تيمي علاوه بر سلاح و مهمات و نارنجك دستي
يك دستگاه دوربين فيلمبرداري بدست آمد كه نحوه بمب گذاري و اجراي عمليات تروريستي فيلمبرداري شده و در واقع توسط خود آنها عليه خودشان « مستندسازي » گرديده است كه انشاالله در محضر دادگاههاي صالحه عليه خود آنها بعنوان « مدارك جرم » مورد استفاده قرار خواهد گرفت . آن پديده به خودي نشانگر بهره برداري اين گروهك تروريستي از ابزارهاي پيشرفته جهت ثبت و ضبط جناياتشان است كه در مراحل گذشته توانسته بودند با خارج ساختن آن از كشور
آنرا در اختيار سايت هاي ضد مردمي قرار دهند تا بلكه از اين طريق به ارعاب و تهديد عليه مردم و شهرهاي مرزي بپردازند. 2 ـ آنچه در اين ميان تازگي دارد
به دست آوردن اسناد و مداركي است كه وابستگي اعضاي اين گروهك تروريستي به آنسوي مرزها و استقرار مركز اصلي آنها در پاكستان را ثابت مي كند. گزارشات حاكيست كه مركز اصلي استقرار اين گروهك تروريستي در پاكستان است و گردانندگان اصلي اين گروهك تروريستي در پاكستان با شبكه هاي جاسوسي آمريكا و انگليس در تماس مستقيم و مستمر قرار دارند. نكته مهم در اين ميان آنكه حتي دستگير شدگان از اين گروهك تروريستي هم در اعترافات خود
ارتباط با شبكه هاي جاسوسي آمريكا و انگليس را تائيد كرده و به آن معترف شده اند. آنچه در اين زمينه از اهميت مضاعفي برخوردار است
دستيابي تيم هاي اطلاعاتي ـ عملياتي زبده به اسناد و مداركي است كه در مقطع زماني كنوني حتي ارزش و حساسيتي بمراتب افزونتر از سلاحهاي جنگي و مهمات بدست آمده
دارد. چرا كه بخوبي مي تواند به يافتن « حلقه هاي مفقوده » در تحقيقات و رديابي هاي اطلاعاتي ـ امنيتي مربوطه كمك نمايد. اگرچه نيروهاي اطلاعاتي كشور سرگرم پيگيري مسئله هستند و گفته مي شود كه اطلاعات بمراتب ارزشمندتري را در اختيار دارند لكن بلحاظ حساسيت موضوع و با در نظر گرفتن پيچيدگيها و ظرافت هاي اطلاعاتي ـ عملياتي از افشاي آن خودداري كرده اند تا بتوانند از آنها بعنوان سرنخ هاي اصلي براي دستيابي به « كانون اصلي بحران ساز » در مرزهاي شرقي كشور
بهره گيري اطمينان بخشي داشته باشند. 3 ـ در ماههاي اخير 3 مورد حادثه تروريستي در استان سيستان و بلوچستان داشته ايم كه شامل « حادثه تاسوكي »
حادثه 12 بهمن و بمب گذاري اخير مي شود . اين هر 3 حادثه در طول تاريخ كشور فقط يك نمونه مشابه دارد و آنهم انفجار يك خودروي بمب گذاري شده در اهواز است . رديابي ها و بويژه مقايسه فيلم هاي تهيه شده توسط عوامل تروريستي از اين حوادث از تشابه عيني اين پديده هاي تروريستي حكايت مي كند و بعنوان نظريه اول
اين احتمال را به وجود مي آورد كه گويا اين حوادث از منشا واحدي هدايت شده اند و راهكار يكساني را در هر مورد به اجرا در آورده اند. بررسيهاي اطلاعاتي اخير هم قرابت ريشه اي اين حوادث را ثابت كرده است . خوبست قدري از مرزهاي جغرافيائي كشور فاصله بگيريم و جستجو كنيم كه مشابه چنين حوادثي در كجاي دنيا بعنوان يك خبر روزمره به حساب مي آيد عراق تحت اشغال آمريكا و انگليس ! در واقع حتي اگر به اين اسناد و مدارك مستدل و بيواسطه براي اثبات ريشه هاي گرايش عوامل تروريستي به آمريكا و انگليس هم دست نيافته بوديم
« تشابه روشهاي تروريستي » مورد حمايت اشغالگران عراق در آن كشور و آنچه در ماههاي اخير در « اهواز » و اخيرا در زاهدان رخ داد
بطرز حيرت انگيزي ما را به سرنخ هاي مشترك اين حوادث رهنمون مي سازد. به عبارت بهتر
اشغالگران عراق با توسل به همين روشها سعي دارند مردم مظلوم عراق را خسته كنند و شرايط نكبت باري را به وجود آورند كه آنها به هر شرايطي تن دردهند ولي شاهد اين فجايع نباشند. طبعا سئوال اصلي در اين زمينه اينست كه چرا اشغالگران عراق
دست به چنين جناياتي در زاهدان و اهواز متوسل شده اند البته تا دستگيري عوامل اصلي اين فجايع و شنيدن اعترافات آنها
نمي توان با اطمينان كامل در اين باره سخن گفت ولي براي درك اهداف دشمنان ما احتياج به ذهنيت هاي پيچيده هم نيست و مي توان دريافت كه دشمنان ما باتلاش براي ايجاد ناامني در ايران سعي دارند نظرها را به سمت و سوي ديگري منحرف كنند و با انفجارات كور و با ايجاد فضاي ارعاب و تهديد
مانع ايستادگي و استقامت ايران و ايراني بر مواضع پايدار انقلاب و نظام شوند و « توان اطلاعاتي نظام » را به تحليل ببرند. خوشبختانه در تحقيقات رسمي پيرامون انفجارات اهواز و خوزستان
ردپاي انگليسي هاي شرور به خوبي قابل شناسائي بود و بويژه نقش موثر يك شركت بدنام انگليسي كاملا محرز و مسلم شد. دقيقا به همين دليل بود كه آمريكا و انگليس در يك طرح مشترك سعي كردند كه با سرمايه گذاري در پاكستان براي ايجاد يك كانون جديد بحران در مرزهاي شرقي كشور وارد عمل شوند تا بلكه با دامن زدن به اين جنايات
شرايطي را به وجود آورند كه حتي تشخيص دستهاي ناپاك آنها هم غيرممكن شود. اما آنها هرگز انتظار نداشتند كه با لو رفتن چند تن از مزدوران آنها همه چيز برملا شود و دست ناپاك آنها هم با چنين سرعتي
« رو » شود. 4 ـ اكنون رمز اصلي اظهارات اخير بوش كوچك و علل و عوامل موثر در باصطلاح افشاگري نيم بند اخير آمريكا براي اثبات ادعاي دخالت ايران در عراق هم بهتر مشخص مي شود. در واقع ذهن هاي عليل دست اندركاران تيم اطلاعاتي بوش به اين جمع بندي رسيده بودند كه با به اصطلاح افشاگري خود براي اثبات دخالت ايران در عراق
اين شرايط سياسي ـ تبليغاتي را در سطح جهاني به وجود خواهند آورد كه توسل به هرگونه جنايتي در عمق خاك ايران
براي آنها قابل توجيه باشد. اين افكار جنون آميز بوش و دستيارانش به نتايج معكوسي منجر شده و آنها در عين آنكه نتوانستند آن دروغ بزرگ در مورد ادعاي دخالت ايران در عراق را ثابت كنند
با افشاي نقش محرز آنها در فجايع زاهدان
در واقع در هر دو جبهه
ناكام و رسوا شدند. اين طبيعي ترين دستاورد نومحافظه كاران در شرايط كنوني است كه هرچه بيشتر جنايت مي كنند
كمتر نتيجه مي گيرند و حتي باعث رسوائي خود مي شوند و در موضعي قرار مي گيرند كه ديگر براي هيچكس قابل دفاع نيست . 5 ـ شوراي امنيت سازمان ملل و دبيركل جديد سازمان ملل اين فاجعه تروريستي در زاهدان را محكوم كرده اند و خواستار محاكمه و مجازات عاملين و آمرين اين فجايع شده اند. اين شايد نخستين بار در طول تاريخ جمهوري اسلامي است كه يك فاجعه تروريستي در ايران
با چنين سرعت و قاطعيتي در معرض محكوميت جهاني قرار گرفته است . مسئولين نظام بايستي با دقت و حساسيت مضاعف براي پيگيري موضوع و رديابي سرنخ ها و افشاي عوامل موثر در اين فاجعه تلاش كنند تا با كشاندن پاي آمريكا و انگليس بعنوان عاملين و آمرين اين جنايات به مراجع بين المللي
از حقوق شهروندان شهيد و بازماندگان آنها دفاع و حمايت نمايند. جا دارد كه در اينجا از پاكستان كه به « لانه امن تروريست ها » تبديل شده
نيز گلايه كرد و اين سئوال جدي را مطرح ساخت كه دولت پاكستان براي پايان دادن به اين فجايع ضدانساني چه تلاشي كرده و مي كند مرزهاي ايران با پاكستان در طول تاريخ
هرگز از جانب ايران
مرز ناامني نبوده و هنوز هم نيست لكن در عوض
مرزنشينان ما از جانب مرزهاي پاكستان
كمتر احساس آرامش وامنيت كرده اند و اين قابل تحمل نيست . والسلام 
|