روزنامه جمهوري اسلامي 28/11/1385 صفحه امام
*****
مشكلات اساسي مسلمانان و مساله مهجوريت اسلام در عصر حاضر




  • علي معصومي (وزوايي )
    « مهجوريت » داستان شگفتي دارد زيرا مهجوريت فقط در دوري مكاني خلاصه نمي شود. چه بسا ما از نظر مكاني و يا از نظر زماني با پديده اي نزديك باشيم ولي اگر نيك بنگريم از آن پديده فرسنگ ها فاصله معنايي داريم و از نظر تاثير و تاثر هيچ رابطه اي با آن نداريم .
    مي توانيم بگوييم يكي از نشانه ها قرب ما با هر پديده و هر حادثه و هر شخص و هر معنا و هر مفهومي به اين بستگي دارد كه چه اندازه از آن پديده و از آن معنا و ... تاثير مي گيريم و رابطه عملي ما با آن چه اندازه است و رفتار و زندگي ما تا چه اندازه متاثر از آن است .
    شايد ما در نزديك دانشمندي سال ها روزگار بگذرانيم ولي نه از علم او تاثير بگيريم و نه از رفتار او. در چنين حالتي هم ما از آن دانشمند دور هستيم وهم او از ما مهجور است . شايد ما سال ها در كتابخانه اي كه انباشته از كتاب هاي علمي است كار كنيم و بارها نيز آن كتاب ها را از قفسه اي به قفسه ديگر انتقال دهيم ولي چون چيزي از آن كتاب ها فرا نمي گيريم و در رفتار ما و خصلت هاي ما تاثير نمي گذارند ما از آن كتاب ها دور و آن ها نيز از مهجورند. از اين نوع مثال بسيار فراوان داريم كه مي تواند مساله مهجوريت را به خوبي توضيح بدهد ولي به همين دو نمونه اكتفا مي كنيم و به طوركلي مي گوييم كه هر پديده هر شخص هر حادثه هر معنا و هر مفهومي كه بتواند در رفتار ما در نگرش ما در ذهنيت ما در خصلت هاي ما و ... تاثير بگذارد به ما نزديك است و مهجوريتي با آن نداريم حال چه از نظر مكاني و زماني از آن دور باشيم و چه در كنار آن قرار بگيريم . البته ميزان تاثيرپذيري ما است كه حد دوري و نزديكي ما را با آن پديده تعيين مي كند.
    نكته ديگري كه در اين باره بايد گفت نوع تاثيرپذيري و نوع بهره گيري ما از پديده ها اشخاص حوادث معناها و ... مي باشد. در اين جا نيز با آوردن مثال منظور خود را روشن مي كنيم . در اين مورد داستان اسير شدن سعدي شيرازي روشنگر است . مي دانيم كه سعدي شيرازي در يكي از سفرهايش اسير شد و او را همچون كارگري به كار گلي و بنايي و ديوار چيني واداشتند. آن هايي كه سعدي را به اسارت گرفته بودند هم از نظر مكاني با او نزديك شده بودند و هم اينكه از او بهره برداري مي كردند با اين حال هم سعدي از آن ها مهجور بود و هم آن ها از سعدي بسيار دور بودند زيرا صرف بهره برداري نيز شرط قرابت نيست بلكه نوع بهره برداري و نوع تاثيرپذيري نيز بسيار مهم است . بهره برداري از سعدي كه يك دانشمند و سخن سنج است بايد با ويژگي ها و توانايي ها و كارآيي هاي اساسي و محوري او همخواني داشته باشد و كساني كه سعدي را به كارگري واداشتند به دليل بهره گيري نابجا از او با اينكه از آن دانشمند به نوعي بهره برداري مي كردند ولي واقعيت اين است كه آن ها از سعدي دور و او نيز از آن ها مهجور بود. بنابر اين به طور كلي بايد گفت كه اگر بهره برداري و تاثيرپذيري از پديده اي از شخصي از حادثه اي و از معنا و مفهومي نابجا باشد و يا اينكه از ويژگي و كارآيي هاي حاشيه اي آن استفاده شود بازهم آن پديده در مهجوريت است و اين نوع مهجوريت همراه با فريبندگي نيز مي باشد زيرا در اين حالت در ظاهر گمان قرابت است ولي چون نيك نگريسته شود عين مهجوريت مي باشد.
    در بسياري از دوره هاي تاريخي نسبت مسلمان ها با اسلام و قرآن نسبت مهجوريت از نوع اخير بوده است و حتي در اين عصر كه ما در اوج توجه به اسلام قرار داريم هنوز نيز اين نوع مهجوريت بيداد مي كند زيرا بسياري از مسلمان هااز ويژگي ها و تعاليم محوري و بنيادي اسلام و قرآن دور هستند و تقريبا سرگرم امور حاشيه اي و فرعي تعاليم اسلام شده اند و يا اينكه فقط به بعضي از اصول و تعاليم محوري اسلام كه اغلب جنبه شخصي دارد سرگرم گرديده اند.
    اگر به نيازها و مشكلات اساسي جهان اسلام در عصر حاضر توجه كنيم در مي يابيم كه بسياري از مسلمان ها هنوز هم از بسياري اصول تعاليم اسلامي غافل مي باشند و در نتيجه اسلام و قرآن در مهجوريت قرار دارند.
    يكي از اصول محوري تعاليم اسلام اتحاد مسلمانان است اگر مسلمان ها متحد بودند و متحد عمل مي كردند اكنون بسياري از كشورهاي اسلامي در چنگال دشمنان قرار نداشتند بسياري از سرزمين هاي اسلامي غصب نشده بود و بسياري از كشورهاي اسلامي به طور مرتب مورد تهديد دشمنان واقع نمي شدند و به حقوق اساسي آن ها تجاوز نمي شد.
    يكي ديگر از اصول محوري تعاليم اسلام جلوگيري از سلطه كفار و دشمنان اسلام بر سرزمين هاي اسلامي است . اين اصل در بسياري از كشورها و جوامع اسلامي مهجور است و به همين دليل مسلمان ها گرفتار مصايب بي شماري شده اند.
    امام خميني در باره مهجور بودن اصول محوري مذكور و بسياري از اصول ديگر تعاليم اسلام سخنان فراوان دارند كه نمونه هايي از آن چنين است :
    من امروز در حضور نمايندگان محترم كشورهاي اسلامي يا غيراسلامي بايد مطلبي را به عرض برسانم : از پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله منقول است كه اسلام در ابتدا مظلوم بود و بعد هم مظلوم خواهد بود. من مي خواهم مظلوميت اسلام را امروز براي شما آقايان عرض كنم . در قرآن شريف هم مي بينيم كه پيغمبر اكرم شكايت كرده است به خداي تبارك و تعالي كه ان قومي اتخذوا هذاالقرآن مهجورا از مهجور بودن قرآن در نزد قومش و در امتش شكايت فرموده است . من اين مهجوريت و مظلوميت را امروز در حضور شما آقايان محترم عرض مي كنم كه ببينيد چه وضعي اسلام و مسلمين دارند.
    قرآن و اسلام مهجور و مظلومند براي اينكه مهجوريت قرآن و مهجوريت اسلام به اين است كه مسائل مهم قرآني و مسائل مهم اسلامي يا بكلي مهجور است و يا برخلاف آنها بسياري از دولتهاي اسلامي قيام كردند. از مسائل مهم سياسي قرآن دعوت به وحدت و منع از اختلاف است ـ يا تعبيرهاي مختلفي كه در قرآن كريم هست : منع تنازع بين مسلمين و سران مسلمين است كه نكته اش را هم فرموده است كه لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم . ما بررسي كنيم به اينكه آيا اين دو اصل مهمي كه دو اصل سياسي مهم اسلامي است در بين مسلمين چه وضعي دارد. ايا مسلمين اعتنايي كرده اند به اين دو اصل و آيا تبعيتي كرده اند از اين دو اصل مهمي كه اگر اطاعت از آن بكنند تمام مشكلات مسلمين حل مي شود و اگر اطاعت نكنند فشل مي شوند و رنگ و بويشان از بين مي رود
    مسلمين دو طايفه هستند يك طايفه ملتهاي اسلامي است توده هاي مردمي است و يك دسته آنهايي هستند كه حكومت بر اين توده ها مي كنند و سردمداران كشورهاي خودشان هستند. ما بررسي كنيم از اين سردمداران و اين دولتهايي كه در اسلام هر كدام در يك كشوري حكومت مي كنند و همه هم مدعي اسلام هستند و مدعي تبعيت از كتاب الله ببينيم كه اينها آيا به اين اصل سياسي مهم كتاب الله عمل كرده اند يا پشت كردند و مخالفت از آن طرف باز يك اصل ديگري هست كه باز از اصول مهم است كه مسلمين نبايد تحت سلطه كفار باشند. خداي تبارك و تعالي براي هيچ يك از كفارسلطه بر مسلمين قرار نداده است و نبايد مسلمين اين سلطه كفار را قبول بكنند. اين از اصولي (مي باشد) كه از امور سياسي است و قرآن كريم طرح كرده است و مسلمين را به آن دعوت كرده است . ما الان مي بينيم كه در كشورهاي اسلامي سران كشورهاي اسلامي يا باهم در نزاع واقع شده اند و منازعات سياسي منازعات تبليغاتي مي كنند و يا باهم تفاهم و اتحاد ندارند. بين كشورهاي اسلامي اتحاد مي بينيم كه نيست تنازع هم هست گاهي تنازع مسلحانه و گاهي و بسياري از اوقات تنازع تبليغاتي وسياسي و در اثر اين تنازع ها فشل شده اند.
    فرياد ياللمسلمين
    قرآن كريم اخطار كرده است به اينكه اگر تنازع كنيد فشل مي شويد. شما آثار فشل را در مسلمين مشاهده مي كنيد آثار فشل را در كشورهاي عربي مشاهده مي كنيد. فشل شدن از اين بدترچه كه كشورهاي پهناور اسلامي با همه قدرتي كه از حيث سياسي از حيث نظامي از حيث ذخاير دارند در مقابل اسرائيل همه فشل هستند شما فشل را چه مي دانيد جز اين است كه نتواند يك دولتي با يك ملتي كاري كه بايد انجام بدهد كاري كه بايد براي حفظ نظام خودش انجام بدهد. نتواند انجام بدهد دشمني كه حمله بر اسلام كرده است و حمله بر بلاد مسلمين كرده است و هر روز توسعه را زياد مي كند و قانع به يك كشور هم براي خودش نيست مسلمين در مقابل او فشل هستند. شما ملاحظه پس اسلام امروز مظلوم است و قرآن مهجور است . احكام قرآن مهجور است به اينكه در ماذنه ها اذان مي گوييد و نماز مي خوانيد واكثر احكام سياسي اسلام را اعتنا به آن نداريد از مهجوريت بيرون نمي رود قرآن . البته قرائت قران و حاضر بودن قرآن در تمام شئون زندگي انسان از امور لازم است لكن كافي نيست . قرآن بايد در تمام شئون زندگي ما حاضر باشد. قرآن وقتي مي فرمايد : واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا مي فرمايد : ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم اينطور احكام مترقي سياسي كه اگر به آن عمل بشود سيادت عالم مال شماست . اين قرآن را مهجور كرديم همه و اعتنا نكرديم به اين مسائل بايد قرآن در همه شئون وارد بشود قرائت قرآن بايد بشود. قرآن ذكر همه بايد در همه جا باشد. در همه شئون انساني اسلام بايد قرآن وارد بشود لكن بعضش باشد و بعضي نباشد اشكال است اشكال در موارد ديگر نيست . در احكام سياسي دستور قتال مي دهد با كساني كه با مسلمين مقاتله مي كنند و امروز اسرائيل در مقابل مسلمين ايستاده و مقاتله مي كند امريكا در مقابل مسلمين ايستاده و مقاتله مي كند.(صحيفه امام جلد 16 ص 32 تا 39 ) .
    در حقيقت اسلام در طول تاريخ پس از صدر اسلام مهجور (و) محجوب بوده است و اكنون بايد با كمك همه مسلمانان و دانشمندان و متفكران و اسلام شناسان معرفي شود تا چهره تابناك آن چون خورشيد جهانتاب جلوه كند(صحيفه امام جلد 13 ص 211 )
    گرايش به خرافه و ترويج آن از يك سو و سطحي نگري و پرداختن به مسائل قشري و كوتاه بينانه و حركت در بستر جهل نيز از موانعي است كه در زمان ما عامل مهمي براي مهجور ماندن تعاليم ناب و محوري اسلام است . امام خميني در اين باره مي فرمايد : ما بايد سعي كنيم تا حصارهاي جهل و خرافه را شكسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه وآله ـ برسيم و امروز غريبترين چيزها در دنيا همين اسلام است . و نجات آن قرباني مي خواهد. و دعا كنيد من نيز يكي از قربانيهاي آن گردم (صحيفه امام جلد 21 ص 160 )
    اميد است همه مسلمانان از يك سو با جهل و خرافه مبارزه كنند واز سوي ديگر با مستكبران و آن هايي كه جهان اسلام را هدف تهاجم قرار داده اند مقابله نمايند زيرا امروز مقابله با مستكبران و مبارزه با خرافه و جهل بهترين راه براي بيرون آوردن اسلام از مهجوريت است . به عبارت ديگر امروز جهان اسلام با دو دشمن خطرناك مواجه است واين دو دشمن بزرگ و خطرناك غير از مستكبران و رواج دهندگان خرافه و جهل چيز ديگر و كس ديگري نيست و اهل خرافه و اهل استكبار هر دو مانع بزرگي بر سر راه اسلام و بزرگ ترين عامل مهجوريت تعاليم اسلام عزيز مي باشند.

    امام خميني : امروز اسلام و قرآن مهجور است زيرا به بسياري از مسائل و اصول آن عمل نمي شود و يا اينكه برخلاف آن عمل مي شود. از مسائل مهم سياسي اسلام و قرآن دعوت به وحدت دعوت به رفع اختلاف دعوت به رفع منازعات دعوت به فشل نبودن و دعوت به نپذيرفتن سلطه كفار است . آيا همه مسلمين به ويژه دولت هاي آن ها به اين دعوت ها پاسخ داده اند اگر پاسخ داده بودند تمام مشكلات مسلمين حل مي شد. قرآن كريم اخطار كرده است به اينكه اگر تنازع كنيد و وحدت نداشته باشيد فشل مي شويد. آيا اكنون آثار فشل در مسلمين مشاهده نمي شود پس امروز اسلام مظلوم و مهجور است
    امام خميني : اسلام در طول تاريخ بعد از صدر اسلام مهجور و محجوب بوده است . اكنون بايد با كمك همه مسلمانان و متفكران از مهجوريت درآيد و چهره تابناك آن همچون خورشيد بدرخشد. بايد سعي كنيم تا حصارهاي جهل و خرافه را بشكنيم تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله دست يابيم . البته نجات اسلام و قرآن قرباني مي خواهد
    به طور كلي بايد گفت كه اگر بهره برداري و تاثيرپذيري از پديده اي از شخصي از حادثه اي و از معنا و مفهومي نابجا باشد و يا اينكه از ويژگي وكارآيي هاي حاشيه اي آن استفاده شود بازهم آن پديده در مهجوريت است و اين نوع مهجوريت همراه با فريبندگي نيز مي باشد زيرا در اين حالت در ظاهر گمان قرابت است ولي چون نيك نگريسته شود عين مهجوريت مي باشد
    در بسياري از دوره هاي تاريخي نسبت مسلمان ها با اسلام و قرآن نسبت مهجوريت از همين نوع بوده است و حتي در اين عصر كه ما در اوج توجه به اسلام قرار داريم هنوز نيز اين نوع مهجوريت بيداد مي كند زيرا بسياري از مسلمان ها از ويژگي ها و تعاليم محوري و بنيادي اسلام و قرآن دور هستند و تقريبا سرگرم امور حاشيه اي و فرعي تعاليم اسلام شده اند و يا اينكه فقط به بعضي از اصول و تعاليم محوري اسلام كه اغلب جنبه شخصي دارد سرگرم گرديده اند