گفت وگو با سردار سرتيپ دوم پاسدار علي شاليكار; فرمانده لشكر 25 كربلا
اشاره :
شايد خيلي ها دوست داشته باشند در رابطه با وضعيت ارتش بعثي عراق
در منطقه ي عملياتي والفجر هشت بدانند; چرا كه اين وضعيت مي تواند
زواياي ديگري از آن عمليات بي بديل را روشن نمايد. به همين خاطر به
سراغ سردارسرتيپ دوم پاسدار علي شاليكار; فرمانده ي لشكر 25 پياده
كربلا رفتيم و در اين ارتباط با او گفت وگويي را انجام داده ايم كه ماحصل آن
را در ذيل مي خوانيد :
ث لطفا بفرمائيد
چرا فاو براي عمليات انتخاب شد
بسم الله الرحمن الرحيم . سوال كوتاه شما
پاسخ مبسوطي را مي طلبد
ولي سعي مي كنم به صورت خلاصه آن را بيان كنم . تصميم گيري در زمينه
عمليات در اروند رود
پس از بررسي هاي زياد و استفاده از تجربيات گذشته
و با به كارگرفتن توانايي ها و تدابير مهم نظامي انجام گرفت . بي شك انجام
عمليات در چنين منطقه اي يك ريسك بزرگ بوده و حداكثر دقت و ظرافت
در تمامي مراحل (قبل
حين و بعد از عمليات ) ضرورت داشت . مهم ترين
انگيزه اي كه فرماندهان مجرب سپاه پاسداران را براي انجام چنين عملياتي
مصمم ساخته بود
ايجاد امنيت در سواحل خليج فارس با بهره از تجربيات
عمليات هاي خيبر
بدر و قدس بود. البته مسئله عبور از رودخانه پرتلاطم
عريض و غيرقابل عبور اروند
نياز به طراحي دقيق و حساب شده داشت كه
به حول قوه الهي اين كار مهم نيز با موفقيت به پايان رسيد.
ث مشخصات طبيعي منطقه فاو را به اختصار برايمان شرح دهيد.
منطقه عملياتي فاو
شبه جزيره اي است محصور در ميان اروندرود
خليج فارس
خورعبداله كه از سمت خشكي به شهرهاي بصره و بندر
ام القصر منتهي مي شود
در شمال اين منطقه رودخانه اروند و جزيره آبادان
واقع شده است . اين شهر در 91 كيلومتري شمال غربي بصره
50 كيلومتري
ام القصر و 82 كيلومتري البحار قرار دارد . از جنوب نيز به خور عبدالله و از
جنوب شرقي به خليج فارس منتهي مي شود و بندر ام القصر در جنوب غربي
آن واقع شده است . جمعيت اين شهر در زمان صلح (قبل از جنگ ) حدود
40000 نفر بود . قبل از جنگ در اين شهر تاسيسات صنعتي و تجاري قابل
توجهي وجود داشت كه مهم ترين آن ها شامل پالايشگاه و تلمبه خانه نفت
كارخانه هاي توليد نمك و فولاد و... بوده است . همان طور كه گفتم زمين
منطقه با آب محصور شده و تحت تاثير جزرومد آب خليج فارس و رطوبت
دايمي آن قرار دارد و از نظر جنس خاك
قسمت زيادي از منطقه باتلاقي و
نمكزار و داراي خاكي سست است .
رود اروند نيز از رود دجله و فرات سرچشمه مي گيرد; البته رود كارون
هم به داخل آن مي ريزد. حركت آب از شمال به جنوب است و به خليج فارس
منتهي مي شود. آب اين رودخانه از دريا(خليج ) تاثير مي پذيرد. به همين
دليل
داراي دو حركت جزر و دو حركت مد است كه مجموعا در طول
شبانه روز
چهار بار تكرار مي شد. ارتفاع آب طبق اسنادي كه از دوران جنگ
داريم
در عميق ترين قسمت به 25 متر مي رسد و اختلاف ارتفاع آب در
پايين ترين حالت جزر و بالاترين حالت مد به 3
5 متر مي رسد . همان طور كه
مي دانيد قبل از عمليات والفجر هشت
همه ي اين موارد جز به جز مورد
بررسي بروبچه هاي اطلاعات قرار گرفت .
ث البته اشاره داشتيد كه چرا اين منطقه را براي عمليات انتخاب كردند ولي آن طور كه در
اسناد آماده دلايل ديگري هم براي انجام عمليات بوده است .
بله درست است
دلايل ديگري هم بوده . مثلا دلايل اقتصادي هم يكي از
دلايل است . دشمن با استقرار پايگاه هاي موشكي
در اين منطقه
مداوم
جزيره خارك و بندر امام خميني را زير آتش موشكي زمين به سطح خود
قرارمي داد و با اين اقدام ضمن اين كه تردد كشتيراني ايران را مختل مي كرد
در فروش و صدور نفت ما هم موانعي ايجاد مي كرد. مثلا بندر امام خميني كه
پس از بندر خرمشهر از مهم ترين بنادر و فعال ترين آن در منطقه بود با ركود
مواجه شد. بنابراين تصرف اين منطقه باعث مي شد امنيت براي تردد
كشتيراني ايران تا حدودي به دست بيايد.
البته تاثير ديگري هم به روي اقتصاد عراق داشت ; اين كه استفاده
دشمن از خور عبدالله محدود و تردد كشتي هاي تجاري و نظامي قطع
مي شد
البته امكان به محاصره درآوردن نيروي دريايي دشمن هم فراهم
مي شد.
دومين دليل
دليل سياسي است . تصرف منطقه استراتژيك فاو از نظر
سياسي و تبليغاتي مي توانست درتضعيف موقعيت جهاني عراق و امكان
تغيير سياست هاي جهاني موثر باشد. همين باعث برخورد محتاطانه
كشورهاي بزرگ جهان و حوزه خليج فارس در جهت قطع و يا كم نمودن
حمايت هاي سياسي
نظامي و اقتصادي خود از عراق
مي شد. عمليات در
اين منطقه نتايج خوبي را براي جمهوري اسلامي در برداشت كه به اجمال
مي شود گفت : كم كردن حمايت هاي سياسي و... كشورهاي بزرگ جهان و
كشورهاي عربي از صدام
تاثير منفي در روحيه مردم و مقاومت هاي ارتش
عراق
برقراري امنيت نسبي براي بنادر و سواحل كشور ايران
مسدود يا
حداقل نمودن صادرات و تحركات اقتصادي و تجاري عراق در خليج فارس و
بالابردن روحيه ملي و بهم زدن توازن قوا به نفع ما را دربرداشت . دلايل بعدي
نظامي بود; حساسيت كم دشمن از منطقه
ضعف خطوط پدافندي دشمن در
منطقه
عمق نداشتن خطوط دفاعي دشمن
وجود يگان هاي كم و ضعيف
دشمن در خطوط پدافندي اين منطقه
اهميت ويژه و استراتژيك خود فاو از
لحاظ موقعيت جغرافيايي
به كنترل درآوردن بخش عظيمي از رودخانه
اروند
خليج فارس
جزيره بوبيان كويت (كه در آنوقت كويت آن را در اختيار
عراق قرار داد)
دوربودن يگان هاي احتياطي دشمن از منطقه مورد نظر
وجود نخلستان ها و عوارض طبيعي (نهرها
جاده ها
و كم بودن فشار دشمن
در جناج چپ منطقه خليج فارس )
امكان فراهم آوردن كليه آمادگي هاي
رزمي و پشتيباني آتش در طول ساحل شمالي اروند
محروم كردن دشمن از
پايگاه هاي موشكي زمين به سطح
به محاصره درآوردن سكوهاي نفتي البكر
و الاميه عراق
قطع ارتباط آبي عراق با جهان با زير تيرگرفتن خورعبدالله و
نزديك شدن به شهر ام القصر و جاده اتوبان عراق به كويت و خط لوله
صادرات نفتي عراق به عربستان صعودي
محدودشدن نيروي دريايي عراق
در داخل خورعبدالله و خيلي از موارد ديگر كه از حوصله بحث خارج
است .

ث ارتش بعث
قبل از عمليات
از نظر نيرويي در چه وضعيتي به سر مي برد
دركل خطوط يا فقط منطقه ي عملياتي والفجر 8
ث منظورم فقط نيروهاي حاضر در منطقه ي عملياتي والفجر 8 است .
ارتش بعث نيروي زيادي در آن جا نداشت و آن هم بدون دليل نبود. در
ابتدا جنگ
عراق توسط لشكر 3 خود از اروند عبور كرده بود . قصد داشت با
اين كار با يگان هايي كه از رودخانه بهمنشير در منطقه ي ذوالفقاريه عبور
كرده بودند
الحاق انجام دهد تا آبادان به تصرف درآيد ولي پس از سركوب
يگان هايي كه از بهمنشير عبور كرده بودند
اقدام فوق عملي نشد. پس از آن
هم به دليل وجود مانع بزرگي همچون اروند و به علت خصوصيات ويژه اي
كه آن منطقه داشت
حساسيت چنداني در بين دو كشور متخاصم به وجود
نياورده بود.
دشمن به دليل شناسايي متعدد ايران در طول قبل از عمليات والفجر 8
اقدام به فعاليت هاي مهندسي زده بود و وضعيت منطقه را به شكلي درآورده
بود كه در مواقع لزوم بتواند در آن منطقه پدافند اصولي اتخاذ كند. دشمن
تنها فقط به شكل پاسگاهي
آن هم در جهت حفاظت از نهرها عمل مي كرد
ولي پس از عمليات خيبر در منطقه ي جزيره مجنون كه نيروهاي خودي در
اين عمليات توانسته بودند با وسايل ابتدايي و قايق هاي كوچك به عقبه ي
دشمن كه حدود 30 تا 50 كيلومتري بود
دست يابند و نيروهايي با استعداد
زياد را در عمق خاك عراق پياده كنند
دشمن را واداشت تا به فكر بيفتد و
چاره انديشي كند. به اين جهت در مناطق هور و اروند دست به ايجاد دو
قرارگاه عملياتي
به نام قرارگاه فرماندهي شرق دجله و قرارگاه شط العرب
زد ولي بعد از عمليات بدر دو سپاه را سازمان داد و مسئوليت منطقه فاو را به
سپاه هفتم واگذار كرد و منطقه هور را به سپاه ششم سپرد.
در روبه روي خط حد قرارگاه كربلاي خودمان
دشمن يك قسمت از
خط را كه تحت مسئوليت لشكر 26 عراق بود به يكي از تيپ هاي اين لشكر
به نام تيپ 111 سپرد كه علاوه بر گردان هاي سازماني
از تعدادي از
گردان هاي جيش الشعبي هم بهره مي برد. مسئوليت اين تيپ از جزيره معاصر
تا دهانه فاو بود يعني حدودا 18 كيلومتر البته يك گردان هم از تيپ 441
مامور به اين تيپ شده بود كه در شهر فاو به كارگيري شد. در اسنادي كه در
حال حاضر موجود است آمده كه جزيره معامر 5 گردان از تيپ كماندويي
سپاه هفتم
يك گردان از تيپ 110 لشكر 26
يك گروهان كماندويي هم از
تيپ 111
يك گروهان كماندويي از تيپ 110 جهت پدافند از منطقه
حضور داشتند. چند گردان هم در احتياط بودند ازجمله گردان تانك
ذوالنورين و گردان شناسايي صلاح الدين و دو گردان توپخانه صحرايي از
لشكر 26 كه درگيري را پشتيباني مي كردند .
ث تحليل دشمن از منطقه عملياتي والفجر هشت چه بود
آيا بويي از عمليات برده
بود
دشمن به اين منطقه حساس شده بود ولي مي گفت نيروهاي ما به
احتمال قوي در اين منطقه
يك تك نفوذي و يا عمليات محدود خواهند
داشت و احتمال يك تك اصلي را نمي دادند
اين طور برداشت كرده بود كه
احتمالا ايران در اين منطقه
يك تك نفوذي انجام مي دهد تا نيروهاي عراق
را به اين جا بكشاند و جبهه اي در اين جا باز كرده باشد و تك اصلي خود را
در جاي ديگر انجام مي دهد. طوري كه فرمانده سپاه يكم و پنجم معتقد
بودند كه در اين منطقه عمليات نمي شود و فرماندهان سپاه هاي سوم و هفتم
(ماهر عبدالرشيد و عدنان خيرالله ) معتقد بودند كه عمليات محدودي در
اين منطقه انجام مي گيرد
به هر حال فرمانده تيپ 111 و ساير فرماندهان
نسبت به اين منطقه حساسيت پيدا كرده بودند ولي بر اين نظر بودند كه
عمليات اصلي ايراني ها در جبهه ديگر است . به طوركلي دشمن اعتقاد داشت
عمليات اصلي نيروهاي ما يا از منطقه ام الرصاص ـ به دليل اين كه مدتي قبل
از عمليات
از ما در آن منطقه اسير گرفته بودند ـ يا منطقه سيبه (چون ما بعد
از عمليات خيبر قصد داشتيم از آن جا عمليات كنيم و منطقه از نظر
استراتژيكي به شكلي بود كه نيروها پس از عبور از نخلستان به جاده اصلي
مي رسيدند. دشمن هم به دليل وجود جزيره مينو به آن جا حساس شده بود.)
منطقه ي ديگري كه دشمن حدس مي زد ما از آن جا عمليات كنيم
منطقه
هورالعظيم بود. به خاطر اين كه ما براي ردگم كردن
تحركات نيروهاي
خودمان را در آن جا زياد كرديم كه به شكر خدا جواب هم داد.
ث سردار! اگر اطلاعاتي هم در ارتباط با سازمان رزم سپاه پاسداران هنگام عمليات والفجر
هشت داريد
برايمان بگوييد.
در آن وقت سازمان زرم سپاه در منطقه ي جنوب متشكل از چند قرارگاه
مهم بود . اولين قرارگاه
قرارگاه كربلا بود كه شامل : لشكرهاي 7
ولي عصر(عج )
14 امام حسين (ع )
علي ابن ابيطالب (ع )
25 كربلا
31
عاشورا و تيپ هاي 18 الغدير
32 انصارالحسين
72 محرم
44
قمربني هاشم (ع ) و (گروه 22 توپخانه صحرايي از ارتش ) مي شد . دومين
قرارگاه
قرارگاه نجف بود كه شامل : لشكرهاي 5 نصر
8 نجف اشرف
19
فجر 27 حضرت رسول (ص )
41 ثارالله و تيپ هاي 10 سيدالشهدا
21
امام رضا(ع )
33 المهدي
20 زرهي رمضان و گروه 33 توپخانه صحرايي و
(گردان 318 توپخانه صحرايي از ارتش ) و آخرين قرارگاه مستقر در جنوب
قرارگاه نوح (دريايي ) بود كه شامل : چند ناو تيپ بود كه در جناح چپ
منطقه (خليج فارس ) علاوه بر جناح داري
مسئوليت پشتيباني و آمادرساني
را به عهده داشت . قابل ذكر است كه همزمان با عمليات والفجر 8 در منطقه
عمومي فاو
بخشي از يگان هاي سپاه شامل تيپ 12 قائم (عج ) و ... در قالب
قرارگاه نجف در ام الرصاص عمليات تك فرعي را انجام داده بودند تا در
گسيل نيروهاي دشمن به سوي فاو وقفه ايجاد كنند.
ث تشكر مي كنيم از اين كه وضعيت دشمن را به خوبي برايمان تشريح كرديد. خوب است در
پايان تحليل خودتان را از اين پيروزي بزرگ برايمان بگوييد.
باوجود اين كه در اين عمليات زحمات زيادي درخصوص
آموزش
شناسايي
فني مهندسي
پشتيباني و... قبل
حين و بعد از اين عمليات انجام
گرفت ولي من يك عامل را عامل اساسي اين پيروزي مي دانم كه امام (ره ) هم
آن را بيان كردند و آن اين كه « فاو را خدا آزاد كرد » .
تصرف منطقه استراتژيك فاو از نظر سياسي و تبليغاتي مي توانست در تضعيف
موقعيت جهاني عراق و امكان تغيير سياست هاي جهاني موثر باشد

*****
حماسه بچه هاي مسجد
|
به انگيزه بيست و يكمين سالگرد عمليات والفجر هشت
اروند خروشان و نخلستانهاي حاشيه اروندكنار آبادان
شرمنده
استقامت مرداني است كه طوفان مرگ را ياراي نمايش چنگ و دندان در
مقابل اراده استوار آنان نبود.
واپسين روزهاي بهمن ماه 1364
جبهه هاي خونرنگ جنوب
شاهد تمرين و تجهيز رزمندگاني بود كه در كمال تهور و بي باكي
خود را
براي نبردي سرنوشت ساز آماده مي كردند.
جوانان غيور و عاشورايي
پاي در ركاب شهادت
مهياي نواختن
سيلي برچهره سياه شيطان متجاوز مي شدند
دنيا با همه توانائيها و
جلوه هاي فريبنده اش در مقابل اراده پولادين آنان احساس فقر مي كرد
گوئيا جلوه هاي مرموز با جاذبه هائي عجيب
روح و جان اين جوانان را
بسوي خود مي كشيد
كمترين هراسي از مرگ در اين خيل عظيم مشاهده
نمي شد.
بي امان و پرشتاب براي وصول به لقاي دوست لحظه شماري
مي كردند
به هيچ قيمتي حاضر به رها كردن فرصتي نبودند كه به بركت
وزش نسيم جهاد و شهادت در ميان سنگرهاي خون و خطر مهيا گشته
بود
پيروزي و شكست در مراحل بعدي اهميت قرار گرفته بود
سنگرهاي معطر
سجاده هاي عاشقي
اشارتهاي آسماني
نجواهاي
جانكاه
خروش اروند ناآرام
تك آوازهاي پرستوهاي مهاجر و جولان
ابرهاي مرموز بر فراز نخلهاي استواري
حكايت از بي تابي مرداني
داشت كه غريبانه و مظلومانه از كوچه هاي سادگي و بي پيرايگي عبور
كرده و صبورانه از سد خواهشهاي نفساني گذشته و سوار بر براق
شهادت تا آسمانهاي دور به پرواز در مي آمدند.
لحظه هاي فتح و وصل نزديك مي شد
بارش باران
طوفاني شدن
خليج بر دلشوره هاي فرماندهان مي افزود. و ناخودآگاه زمزمه اي
عارفانه
آرامش مرموز
قرارگاه را شكست
اي خدائيكه موسي و
يارانش را از نهر نيل به سلامت گذراندي
آيا شود گوشه چشمي به ما
كني و ياران محمد(ص ) را از اين رود وحشي عبور دهي
اعلان رمز يا
فاطمه الزهرا سلام الله عليها همچون شهاب آسماني فضاي سنگين و
تاريك ميدان جنگ را شكسته و امواجي از انسانهاي مصمم غرق در
صلاح و سلاح با آبهاي نيلگون اروند در آميختند
جنگ و گريز ياران
آسماني با لشكريان شيطان
در آب و باتلاق و جنگل و خشكي آغاز
مي شود
طوفان مرگ و نكبت بر مراكز فساد و تباهي ورزيدن گرفت
سنگرهاي مستحكم
سلاحهاي اهدايي ابرقدرتها
رادارهاي مستقر بر
ناوهاي جنگي شيطان بزرگ
جنگنده هاي تيزپرواز و كماندوهاي زبده
دانشگاه جنگ ديده و همه و همه قادر به مقاومت در مقابل بچه هاي
مسجد و بسيج نبود
زيرا آنان قبل از مقابله با دشمن بيرون
سر شيطان
نفس را بر سندان استقامت كوبيدند
بچه هاي كوچه هاي سادگي موفق به
خلق حماسه اي شدند كه بزودي آوازه نبرد جانانه آنان شرق و غرب را
به حيرت وادار كرد
ديكتاتور بدنام بغداد طي نامه اي به گارد منهدم
شده خود مي گويد
ايرانيها با عبور از روي سينه ها و پهلوهاي شما
خاك ما را اشغال كردند و روزنامه حريت مي نويسد امروز صدام نه تنها
اميدش در بدست آوردن گندم ري به ياس مبدل شده بلكه با خطر از
دست دادن خرماي بغداد روبرو است .
و امروز پس از گذشت بيست و يكسال از آن حماسه بي نظير
ياد و
نام جواناني را گرامي مي داريم كه ره صد ساله را به يك شبه پيموده اند
ايثارگراني كه نمرود شهوت را در پيشگاه ابراهيم عقل به قربانگاه
برده اند و اينك اين سرزمين به يمن رشادتهاي فاتحان فاو و خرمشهر و
شلمچه زنده و پاينده است . هماناني كه سرانجام و آغاز كارشان را
بخداوند قادر و متعال سپردند و آن حكيم بي زوال نيز اجسام خاكي شان
را به بهاي بهشت جاويدان معامله كرده است .
نام و يادشان گرامي باد.
ث حميد نيك نژاد

|