
نگاهي به سخنان اخير شيخ يوسف قرضاوي و پادشاه
سعودي
قسمت اول سيد ضيا مرتضوي
1 ـ وحدت اسلامي
اصلي بنيادي
يكي از اصول محوري در انديشه و عملكرد حضرت امام خميني كه
همواره بر آن تاكيد داشتند
موضوع حياتي وحدت جهان اسلام بويژه
شيعيان و سنيان بوده است . اين اصل به عنوان راهبرد روشن و ثابت انقلاب
اسلامي در كنار اصل پشتيباني و دفاع از مظلومان و محرومان و پابرهنگان
زمين
كه مسئوليت هاي سنگيني را بردوش انقلاب و نظام و جامعه اسلامي
ما گذاشته
همان گونه كه طرفداران و معتقدان بسيار زيادي در ميان ملت هاي
اسلامي داشته
از دست مخالفان و جاهلان و دشمناني كه وحدت جهان
اسلام سخت به ضرر آنان است
نيز آسوده نبوده است . اگر دشمنان اسلام و
مخالفان عزت و سربلندي و استقلال ملت هاي اسلامي
همواره بيشترين
دستاورد خود را در اختلاف و تفرقه ميان مسلمانان ديده و جستجو كرده اند
طبيعي است كه بيشترين تلاش خود را نيز در ضربه زدن به تلاش هاي
وحدت آفرين مصلحان بزرگي چون حضرت امام خميني ورهبران انقلاب
اسلامي ايران صرف كنند.
حضرت امام خميني نه تنها بارها برادري شيعه و سني را اعلام كردند و
از جمله فرمودند : « ما پيوستگي خودمان را به اقليت هاي مذهبي اعلام
مي كنيم . ما برادري خودمان را به برادران اهل سنت اعلام مي كنيم . دشمنان
اسلامند كه مي خواهند ما را با برادرهاي خودمان مختلف كنند. دشمنان
اسلام يا گول خورده هاي از آنها هستند كه در اين وقت مخالفت مابين دو
دسته را اعلام مي كنند. ما اعلام مي كنيم وحدت كلمه مسلمين را. » (صحيفه
امام
ج 6
ص 83 ) بلكه آن را دستاورد بزرگ انقلاب شمردند تا جايي كه در
جمع ائمه جمعه سراسر كشور كه روحانيون اهل سنت نيز حضور داشتند
فرمودند : « اگر بركت جمهوري اسلامي جز اين نبود
اين يك بركت بزرگي
است كه ما را و همه برادرهاي اهل تشيع و تسنن را يك جا جمع كرده و
همه مان براي اسلام مي خواهيم كوشش كنيم . » (همان
ج 13
ص 438 ) .
2 ـ انقلاب اسلامي
در خدمت جهان اسلام
تلاش هاي سازمان يافته دشمنان آگاه و ناآگاهي و بداخلاقي و
دشمن ناشناسي قشرها و دسته هايي از مسلمانان از ديگر سو و منفعت طلبي
و راحت خواهي و سادگي برخي عوامل هدايت و تبليغ ديني و تربيتي مردم
مسلمان از سوي ديگر
تاكنون و به رغم تلاش ها و سرمايه گذاري گسترده
انقلاب اسلامي براي گسترش روح وحدت خواهي
ضربه هاي زيادي به
جهان اسلام زده و آن را از دستاوردها و پيروزي هاي بسياري بازداشته است .
انقلاب اسلامي ايران و به دنبال آن برپايي نظام جمهوري اسلامي
هرچند از متن تفكر ناب اسلامي و شيعي و روحانيتي كه انديشه و عمل آن
در حضرت امام خميني و اصحاب وي تبلور يافته بود برخاست و در
سرزميني پاي گرفت كه اكثريت قاطع آن شيعه و دوستداران شناخته شده
اهل بيت پيامبر اكرم (ص ) بودند
اما رهبران آن نه تنها تلاشي براي شيعي
معرفي كردن انقلاب نكردند بلكه آن را به عنوان يك انقلاب و جنبش اصيل
اسلامي متعلق به همه مسلمانان و در خدمت آنان شمردند و دستاوردهاي آن
را در خدمت تمام مسلمانان گرفتند و شعارها و اهداف آن را متعلق به جهان
اسلام شمردند و هر جا كه مسلماني در برابر قدرت هاي سلطه جو و
زياده طلب فرياد كمك خواهي بلند كرد به كمك وي شتافتند.
رهبران انقلاب و نظام و در راسشان حضرت امام خميني و نيز
روحانيت شيعي در خدمت انقلاب
نه تلاشي براي گسترش اعتقادات شيعي
و حوزه نفوذ آن سازمان دادند و نه حوزه خدمات و اهداف اسلامي و انساني
خود را به مناطق و اقشار شيعي محدود ساختند. همواره بر نقاط مشترك
ميان مسلمانان پاي فشردند و در دفاع از منافع آنان
به رغم نيازها و
دشواري ها و تنگناهاي داخلي بذل همت كردند. از جمله در موضوع فلسطين
و مبارزه با اشغالگران قدس
كه از آغاز تاكنون
همواره از سوي برخي
محافل سياسي وابسته يا زبون و نادان عربي
تلاش شده و مي شود تنها يك
قضيه عربي معرفي شود
انقلاب اسلامي سينه سپر كرد تا آن رابه عنوان
قضيه اي اسلامي به همه مسلمانان پيوند دهد و حمايت آنان را براي
موضوعي كه از نظر جغرافيايي صدها فرسنگ از آن دور بود
جلب كند.
هزينه ها و سختي هاي بسياري را نيز تاكنون به خاطر اين موضع ثابت و
آشكار متحمل شده است . و به هر حال همه مي دانند كه انقلاب
ايران را از
يك رژيم حامي اسرائيل به يك نظام و جامعه سراسر حامي فلسطين تبديل
كرد.
3 ـ نورافشاني ذاتي اسلام ناب محمدي (ص )
اگر جاذبه خورشيد پرفروغ انقلاب اسلامي ايران و ارزش هاي آشكار و
خاستگاه اصيل و ديني آن
دل هاي زيادي را به اسلام جذب كرده يا خود به
خود مايه گسترش حوزه نفوذ فرهنگ شيعي و دوستداران خاندان
پيامبر(ص ) شده و مي شود
دست هاي جهل و حقد و تعصب
نبايد اين را
ناشي از تلاش سازمان يافته رهبران شيعه و حوزه هاي تشيع بدانند و آن را
جرمي براي انقلاب اسلامي بشمارند و اگر انقلاب و نظام اسلامي برخاسته
از آن
به رغم آن همه تهمت زني و فريبكاري دشمنان
توانسته همچنان ثابت
و سربلند و پيروز در كنار مسلمانان اعم از شيعه و سني بماند و مدافع منافع
و اهداف آنان باقي باشد و الهام بخش ملت هاي اسلامي در مبارزه با ظلم و
اشغال و بردگي باشد
و بدين سان آتش خشم و حقد و حسادت دشمنان
تبهكار و جاهلان سبك سر را شعله ور نگه دارد
گناهي بر انقلاب و انديشه
ناب اسلامي آن نيست . طبيعت اسلاميت اموي كه خاستگاه آن
تعصب ها و
ارزش هاي دوره جاهلي است و بقا و گسترش آن وامدار جهل و نفاق و ستم
و حقه بازي مي باشد
همين است كه سرسازش با انديشه هاي اسلام ناب
محمدي (ص ) بويژه وقتي در عرصه عمل و حوزه رهبري و مديريت جامعه
ظهور و بروز پيدا مي كند
نداشته باشد. به ابتكار امام خميني
در فرهنگ
انقلاب اسلامي
عنوان « اسلام امريكايي » واژه اي است كه چنين تفكري از
اسلام انحرافي را پوشش مي دهد. طبيعي است اسلامي كه در برابر زياده طلبي
و زورگويي امريكا قد علم كند و پرچم افراشته سازد
سر سازش با اسلام
امريكايي و مناديان و مروجان آن نداشته باشد.
نيز طبيعي است كه دشمنان شناخته شده اسلام ناب محمدي (ص ) كه
سلسله جنبان آنان امريكا و اسرائيل مي باشد
وقتي نتوانستند واقعيت انقلاب
اسلامي و نظام برخاسته از آن را ناديده بگيرند آن را محدود به مرزهاي ايران
كنند و در اين تلاش نيز وقتي موفق نشدند
آن را محدود به مناطق و مراكز
شيعي كنند و از گسترش دامنه نفوذ آن به جهان اسلام جلوگيري كنند. و حال
كه در اين تلاش هم خود را مواجه با شكست ديده و لبنان و عراق را گواه
روشن و انكارناپذيري بر ناكامي خود مي بينند
بي تابانه يكي يكي برگه هاي
خود را رو مي كنند و عناصر وابسته يا فريب خورده و ساده لوح خود را در
منطقه
مستقيم يا غيرمستقيم به ميدان مي فرستند
تا بذرهاي نفاق و
اختلاف را كه قرنهاست اسلاميت اموي و عباسي كشت كرده و دست هاي
جهل آب داده بارور سازند و اگر توانستند جنگ شيعه و سني راه اندازند و
اگر نتوانستند با بزرگ كردن خطر شيعه
ديگر مسلمانان رابه هراس افكنند و
به فاصله گرفتن از همزيستي برادرانه و دشمني به جاي همفكري وادارند.
4 ـ لبنان و عراق
شاهدي تازه
پيروزي نخست مقاومت اسلامي و حزب الله لبنان به رهبري يك
روحاني مجاهد شيعي كه همواره خود و نيروي مقاومت را متعلق به
مسلمانان شمرده جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي سيد حسن نصرالله
و بيرون راندن اشغالگران صهيونيستي از خاك لبنان
در چند سال پيش
نقطه عطفي براي جلب توجه و اذعان جهان اسلام بويژه مسلمانان عرب
زبان
به نفوذ انقلاب اسلامي از يك سو
و پيشتازي و موفقيت مجاهدان
شيعي به رهبري يك روحاني نستوه بود تا جايي كه وي را « مرد سال » جهان
عرب خواندندو اين چيزي نبود كه بر دشمنان اسلام و سران عرب آسان آيد
بويژه كه وي علاوه بر علاقه مندي اش به انقلاب اسلامي ايران
در تهران در
برابر سران اسلامي و ميليون ها چشم
خم شد و بر دست هاي رهبري معظم
انقلاب ـ دام ظله ـ بوسه زد.
پس از آن در عراق
آنگاه كه به رغم تصورو خواست اوليه امريكا
با
خواست مردم مسلمان عراق بويژه مرجعيت و اكثريت قاطع شيعه
روند
امور به نفع مسلمانان بويژه اكثريت شيعه شكل گرفت و روحانيت و بويژه
مرجعيت دو موضع رهبري معنوي و هدايت عمومي
تدبير و قدرت خويش
را نشان داد
مخالفت ها و كارشكني ها
هم از سوي اشغالگران و هم مزدوران
داخلي و بعثيان و گروههاي تكفيري جنايتكار گسترش يافت . برخي سران
عرب هم نان وادادگي در برابر امريكا و اشغالگران قدس را مي خورند خطر
شيعه و شكل گيري هلال شيعي بر سه محور اصلي ايران و عراق و لبنان را
مطرح كردند تا به دروغ شيعه را به عنوان مساله اول جهان اسلام و خطر
نخست معرفي كنند و از جمله بر شكل گيري درست اوضاع عراق و لبنان
تاثير گذارند و ذهن ها را از خطر امريكا و اسرائيل و دست نشاندگي خودشان
دور سازند.
5 ـ گسترش جاذبه انديشه و عمل حزب الله
پيروزي تاريخي و بي نظير مقاومت اسلامي لبنان به رهبري حزب الله در
جنگ 33 روزه و شكست ذليلانه رژيم صهيونيستي و حاميان غربي آن بويژه
امريكا كه در پي زاييده شدن خاورميانه جديد بود و سرافكندگي برخي سران
دولت هاي عربي منطقه به خاطر همآوايي با غاصبان و متجاوزان
صهيونيستي
برگ زرين ديگري بر افتخارات اسلام ناب محمدي (ص ) در
سال هاي اخير بود كه رسانه هاي منطقه نيز به زعم برخي شيطنت هاي آشكار
و پنهاني كه داشته و دارند نتوانستند بر آن سرپوش گذارند و آنرا كوچك
انگارند و برخي از آنها حتي بر تاثيرگذاري عملكرد حزب الله بر حوزه
اعتقادات مذهبي گروه هايي از مسلمانان منطقه و گسترش و علاقه مندي به
مذهب اهل بيت (ع ) اعتراف كردند. و اين در نگاه امريكا و اسرائيل و سران
نوعا وابسته منطقه و عالمان جاهل و درباري و جاهلان تكفيري القاعده و
دنباله هاي آنان
جرم كمي نيست كه حزب الله لبنان به عنوان يك جريان
شيعي شناخته شده سربلند و مستقل در عرصه جهاد و مبارزه
پوزه اسرائيل
و امريكا را به خاك بمالد و ارتش صهيونيستي را كه سال ها افسانه
شكست ناپذيري خود را تبليغ كرده بود و با اطمينان از نابودي حزب الله در
يك برنامه طراحي شده
به بهانه اسارت دو سرباز صهيونيستي به هجومي
همه جانبه دست زد
سرافكنده كند
اما به نظر نويسنده
جرم بزرگ قرآن
است كه در پي انقلاب اسلامي و با الهام از آن
الگويي از اسلام و جهاد
ومقاومت را ارائه كند كه با محوريت تفكر ناب شيعي خود مي تواند تمام
جريان هاي اسلامي و حتي غيراسلامي كه خواهان آزادي و سربلندي و
مبارزه با ظلم و اشغال و سلطه طلبي قدرت هاي سلطه گرند را رهبري و
مديريت كند و رهبري آن به صراحت تاكيد كند ما در اين نبرد و مقاومت هيچ
نيازي به كمك كشورهاي عربي منطقه نداريم
فقط از آنان مي خواهيم
كارشكني نكنند و با دشمن همراه نشوند!
جرم بزرگ و در واقع خطر واقعي
شكل گيري اكثريت شيعه در منطقه اي
كه برخي سران وابسته از آن به هلال شيعي نام بردند نيست
چرا كه
قرن هاست شيعيان در اين مناطق حضور چشمگير دارند. نيز خطر واقعي
براي آنان كه دم از خطر قدرت گرفتن شيعه مي زنند
اين نيست كه مثلا سه
كشور ايران
عراق و لبنان با برخورداري از ساختار حكومتي شيعي و
احتمالا به رهبري ايران در برابر كشورهاي منطقه متحد خواهند شد
چون
مي دانند اين توهمي بيش نيست و شيعيان ملتي سازگار و مهربان و
نوع دوست هستند و ايران و علاقه مندان به آن
همواره خود را مدافع منافع
ملت هاي منطقه مي دانند و نه تنها هيچ گزندي را متوجه برادران مسلمان
خود نكرده و نخواهند كرد بلكه همواره در كنار آنان خواهند بود. نيز اين گونه
اتحاديه ها كه نمونه هاي باسابقه تر و گسترده تر آن را در منطقه شاهديم
اگر
حمايت ملت ها را در پي نداشته باشند كارساز نخواهند بود.
6 ـ تجربه تلخ آمريكا در لبنان و عراق
در نگاه امريكا و وابستگان آن در منطقه ـ كه آنان را در اين روزها به
تكاپو انداخته و تلاش هاي خود را حتي به سطح دامن زدن به اختلافات
مذهبي و طائفه اي و قوميتي كشانده اند و حتي بي شرمانه اعدام يك جاني را
كه عامل كشتار صدها هزار نفر از مردم شيعه و سني است و به دو كشور
مسلمان يكي با اكثريت قاطع شيعه و ديگري سني تجاوز كرده بهانه قرار داده
خطر واقعي اين است كه بار ديگر همزمان در دو نقطه مهم منطقه و در دو
تجربه تازه و به دنبال شكست امريكا در هر دو جا
انديشه ناب اسلامي با
تدبير و اقتدار در برابر اسلام امريكايي و اسلام اموي و محافل بي مغز
تكفيري قرار گرفته و اذهان مسلمانان بويژه عرب زبانان منطقه را متوجه خود
كرده است و مي رود كه حاكميت تفكر اموي
هم در لبنان و هم در عراق
تحت الشعاع كامل منطق روشن و مقاوم و پرجاذبه اسلام ناب قرار گيرد. و
اين تجربه بسيار تلخ و شكننده اي براي امريكا خواهد بود كه تهاجم
همه جانبه اسرائيل در لبنان باخواست و حمايت عملي وي
آن گونه به
شكست بيانجامد و نتيجه عكس دهد
و هجوم به عراق و اشغال آن نيز نه
تنها به نتيجه دلخواه نيانجامد بلكه علاوه بر اين همه خسارت و آبروريزي
براي امريكا
در نهايت چنان كه اينك پيداست به حاكميت پرقدرت جريان
اسلامي بويژه علاقه مندان و مومنان به اسلام ناب بيانجامد.
7 ـ پيوند اشغالگران و جريان ارتجاعي منطقه
اگر در عربستان سعودي با آن فضاي بسته و ساختار حكومتي آن و
وابستگي و پيوستگي مشهود عالمان وهابي به حكومت
نزديك به چهل نفر
از به اصطلاح عالمان و نويسندگان درباري و كوته فكر آن
نظريه قتل شيعيان
را امضا مي كنند
اما سران اين كشور سخت تاكيد دارند كه امريكا نيروهاي
خود را به عراق نگه دارد
معلوم است كه براي تثبيت و تقويت حكومتي كه
قدرت اصلي آن به تبع راي اكثريت دردست علاقه مندان به اهل بيت (ع )
مي باشد نيست
بلكه از جمله براي ممانعت از دستيابي اكثريت به حقوق
مسلم خود و شكل گيري درست ساختار حكومت عراق به دست مسلمانان
است . و اين امري است واضح . و اگر اشغالگران امريكايي در عراق با بخشي
از حقوق اكثريت همراهي مي كنند
در واقع تن دادن به واقعيتي است كه
گريزي از آن ندارند
همان گونه كه سربازان اسرائيلي آنان در لبنان چاره اي
جز پذيرش واقعيت حزب الله و مقاومت اسلامي ندارند. اينها دو روي يك
سكه هستند.
8 ـ ورود آشكار شاه عربستان و شيخ قرضاوي به صحنه
آنچه انگيزه اصلي اين نوشتار است و مايه تامل
اوج گيري
اختلاف افكني ميان شيعه و سني و اتهام زني به شيعيان و نارواگويي درباره
گسترش تشيع
از سوي دو نفر از چهره هاي مطرح در جهان اسلام است ;
يكي آقاي عبدالله بن عبدالعزيز بن سعود پادشاه عربستان
و ديگري
دانشمند برجسته مصري تبار
آقاي شيخ يوسف قرضاوي كه اينك در قطر
پرچم تبليغ دين و شريعت و حمايت از منافع مسلمانان برافراشته است .
يكي پادشاهي است كه خود را خادم الحرمين مي داند و در موضع رياست
حكومتي كه در سرزمين وحي و رسالت حكومت مي راند
خود را در برابر
اسلام و معتقدات اكثريت مسلمانان نيز مسئوول مي شمارد. و ديگري عالمي
شناخته شده حتي در ميان برخي محافل شيعي است و به عنوان عضوي از
« دارالتقريب » و متعلق به جرياني ميانه رو در ميان اهل سنت
نقطه هاي مثبت
و حتي قابل ستايشي در پرونده علمي و اسلامي خود دارد.
ورود اين دو شخصيت به موضوعي كه بيش از ديگران
مسئووليت آن
متوجه خود آنان است و بويژه پادشاه سعودي كه خود دستگاه حكومتي وي
در موضع اتهام است
و متهم ساختن تلويحي جمهوري اسلامي ايران و به
يك معنا كشاندن پاي روحانيت شيعه در ايران و عراق و لبنان به عرصه اتهام
و دامن زدن به درگيري هاي مذهبي آن هم در مقام دعوت به وحدت
مايه
شگفتي است .
اگر « آن » ملك عبدالله « اردني »
بيشتر سخن از خطر شكل گيري هلال
شيعي گفت هرچند عكس العمل هاي زيادي داشت تا جايي كه مجبور به
توجيه آن شد
چندان جاي شگفتي نبود
ولي اينكه « اين » ملك عبدالله
« سعودي »
در اين سطح و جايگاه
آن هم به اين صراحت و آشكاري
سخن
از مسئووليت خود براي جلوگيري از گسترش شيعه بگويد وخود را پي گير آن
بشمارد جاي بسي شگفتي است . همچنان كه تكفير شيعيان و تجويز قتل آنان
توسط جمعي افراد معلوم الحال در سعودي
نه سخن تازه اي است و نه مايه
شگفتي
اما اينكه عالمي كه در ميان اهل سنت به ميانه روي و روشن بيني
شهره است
با ناكامي از يك سو سخن از قتل بي گناهان توسط جريان شيعي
در عراق بگويد و نظام اسلامي ايران و طبعا روحانيت ما رابه سهل انگاري در
اين زمينه متهم كند
و از سوي ديگر خبر از تلاش سازمان يافته براي
گسترش تفكر شيعي در مناطق سني نشين در برخي كشورها بدهد
مايه تعجب
است . اين جاي تامل است كه اولا دشمنان تا كجا نفوذ كرده وبرخي محافل
علمي و ديني را در سطح آقاي قرضاوي خواسته و ناخواسته به خدمت
گرفته اند و ثانيا كار به كجا رسيده است كه سران سياسي و كساني كه
داعيه دار عرصه سياست و تدبير و پنهان كاري هستند اينگونه شمشير مقابله
و مبارزه با جريان هاي فكري و ديني را از رو مي بندند و به مسئوليت خود در
برابر رشد انديشه ناب اسلامي و تفكر شيعي همذات با اسلام اشاره مي كنند!
9 ـ ضرورت پي گيري و تامل
آقاي ملك عبدالله سعودي در جايگاه حاكم كار كشته يك كشور بزرگ
اسلامي كه به خاطر وجود حرمين شريف در آن سرزمين
جايگاه ويژه اي در
جهان اسلام دارد و به خاطر منابع سرشار نفت و گاز از قدرت مالي فراواني
برخوردار است
در گفتگو با روزنامه كويتي « السياسه » كه در تاريخ 12 بهمن
ماه جاري منتشر شد و در رسانه هاي جهان بويژه منطقه
انعكاس گسترده اي
يافت
به گونه اي بي سابقه به مساله گسترش شيعه و اينكه پي گير آن است و
ابعاد و خاستگاه آن را مي داند
پرداخت . موضوع مبارزه با تروريسم و
تندروي و عربي بودن قضيه فلسطين و سواستفاده ديگران از آن كه اشاره اي
روشن به ايران بود نيز از ديگر مطالب اين گفتگو است .
از سوي ديگر همزمان و در همين فضا
آقاي قرضاوي در چند مرحله از
جمله در نشست علماي جهان اسلام در قطر كه اخيرا با حضور نمايندگاني
از جمهوري اسلامي ايران برگزار شد
نيز در خطبه هاي جمعه خود
به
موضوع شيعه سازي سنيان و رفتاري كه به ادعاي وي بااهل سنت عراق
مي شود پرداخته است . همو به رغم اينكه مي توان او را عالمي ميانه رو خواند
به اعدام صدام جنايتكار اعتراض كرد با اين عذر كه چرا اين جاني را در عيد
قربان اعدام كرده اند! به نظر مي رسد ورود وي به موضوع مورد بحث با توجه
به وجهه و ارتباطاتش مي تواند اذهان بخشي از برادران اهل سنت را به ناروا
تحت تاثير قرار دهد. جايگاه علمي و ديني وي بويژه اينكه در اصل
يك
عالم وحدت خواه به شمار مي رود و در مواردي در برابر برخي اتهامات
جاهلانه به تشيع نيز موضع گرفته است
مورد احترام مي باشد اما اين امر
مانع از آن نيست كه موضع نادرست وي را يادآور شويم و برخي پرسش ها را
متوجه ايشان كنيم
به ويژه كه وي اعلام كرده است مي خواهد هياتي را براي
تاكيد بر مسئوليت جمهوري اسلامي ايران در وحدت آفريني و جلوگيري از
خونريزي در عراق
به ايران بفرستد و از نفوذ رهبران ايران در اين زمينه
استفاده كند.
در قسمت بعد پس از گزارش گفته هاي اين دو
نكاتي را پيش روي
خواهيم گذاشت
بويژه كه پادشاه سعودي از جمله در همين گفتگو نشان داده
است كه مسائل مورد نظر در رسانه هاي ايران را دنبال مي كند. آقاي قرضاوي
را نيز مي توان اميد بست كه اين لغزش بزرگ را كه از سر عصبانيت با
دسيسه چيني شياطين مرتكب شده جبران كند و دست كم به راه گذشته خود
برگردد. چرا كه جهان اسلام اينك بيش از هر چيز نيازمند روحانيان و
عالمان روشن بين و شجاع و بصيري است كه منافع مسلمانان را وجهه اصلي
همت خود قرار دهند و از تنگ نظري و خودبيني بپرهيزند و پيش از آنكه
انگشت اتهام را متوجه ديگران سازند و بار مسئوليت خود رابه دوش اين و
آن اندازند
به اصلاح روحيه و رويه و انديشه خود بپردازند
چه وابسته به
جريان شيعه باشند و چه سني .
10 ـ گسترش اقدامات تفرقه افكن داخلي
از سوي ديگر و به رغم تلاش ها و تدبيرهاي فراواني كه حضرت امام
خميني و رهبران انقلاب و نظام اسلامي براي تقويت وحدت مسلمانان
داشته و دارند
و راهي نيز جز اين پيش روي جهان اسلام نديده و نمي بينند
از گذشته و به ويژه در سال هاي اخير در داخل كشور و عمدتا از سوي پاره اي
محافل كه به نام دين و شريعت و مقدسات سخن مي گويند و عمل مي كنند
شاهد برخي اقدامات نسنجيده و تحركات جاهلانه هستيم كه صرف نظر از
انگيزه هاي آن
نتيجه اي جز دامن زدن به اختلاف و تحريك عواطف و رو در
رو قرار دادن مسلمانان نخواهد داشت . اين واقعيت تلخ به فعاليت هاي
تفرقه افكنانه اي كه به ادعاي دفاع از اهل سنت و برخي معتقدات آنان صورت
مي گيرد و در بسياري موارد نيز از سوي محافل و مراكز بيرون از مرزهاي
سازماندهي و پشتيباني مي شود
اختصاص ندارد; برخي اقدامات نسنجيده
و مضر كه نشان از كوته فكري و بي مايگي مرتكبان آن دارد
به عذر و بهانه
طرفداري از اهل بيت عصمت و طهارت ـ صلوات الله عليهم ـ و حق
تاريخي و مسلم آنان و يا در پاسخ به اقدامات تفرقه افكنانه طرف مقابل نيز
صورت مي گيرد كه طبعا نبايد و نمي توان بر اينها چشم فرو بست . خلاصه
آنكه تلاش هاي گذشته مصلحان بزرگي چون مرحوم آيت الله العظمي
بروجردي در ايران و جناب شيخ محمود شلتوت در ميان اهل سنت
و
تحولات بسياري كه حضرت امام خميني به عنوان نقطه عطف
وحدت آفريني صورت دادند
همواره نيازمند تبيين و تاكيد و توجه است
بويژه اينك كه دشمنان دانا و دوستان ناآگاه
عليه اين دستاوردها بيش از
پيش فعال شده اند. در قسمت دوم
اين بحث را به پايان خواهيم برد.
دشمنان شناخته شده اسلام ناب محمدي (ص ) كه سلسله
جنبان آنان آمريكا و اسرائيل مي باشد
وقتي نتوانستند
واقعيت انقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن را ناديده
بگيرند
بي تابانه يكي يكي برگه هاي خود را رو مي كنند و
عناصر وابسته يا فريب خورده و ساده لوح خود را در منطقه
مستقيم يا غيرمستقيم به ميدان مي فرستند
تا بذرهاي نفاق و
اختلاف و جنگ شيعه و سني راه اندازند
حضرت امام خميني : اگر بركت جمهوري اسلامي جز اين
نبود
اين يك بركت بزرگي است كه ما را و همه برادرهاي اهل
تشيع و تسنن را يك جا جمع كرده و همه مان براي اسلام
مي خواهيم كوشش كنيم
تلاش هاي گذشته مصلحان بزرگي چون مرحوم آيت الله
العظمي بروجردي در ايران و جناب شيخ محمود شلتوت در
ميان اهل سنت
و تحولات بسياري كه حضرت امام خميني به
عنوان نقطه عطف وحدت آفريني صورت دادند
همواره
نيازمند تبيين و تاكيد و توجه است
به ويژه اين كه دشمنان دانا و
دوستان ناآگاه
عليه اين دستاوردها بيش از پيش فعال شده اند

|