در روز شانزده بهمن 1273 شمسي مرجع عاليقدر شيعه آيت الله
ميرزامحمدحسن شيرازي معروف به ميرزاي شيرازي دارفاني را وداع گفت و در
جوار رحمت حق آرميد.
مرحوم ميرزا در پانزدهم جمادي الاولي سال 1230 هـ . ق ديده به جهان گشود .
در كودكي پدرش را از دست داد و تحت سرپرستي دائيش مراحل رشد و كمال را
طي نمود.
او ده سال در اصفهان به كسب علوم مختلف پرداخت و پس از آن به عتبات
عاليات سفر نمود و در سال 1259 هجري قمري وارد كربلا و نجف
گرديد.
ميرزا در نجف در حوزه درس علما و استاداني همچون مرحوم شيخ محمدحسن
نجفي معروف به صاحب جواهر
مرحوم شيخ حسن آل كاشف الغطا صاحب « انوار
الفقاهه » و مرحوم سيدابراهيم صاحب « ضوابط » شركت مي جست . مرحوم صاحب
جواهر ازجمله كساني است كه به اجتهاد ميرزا تصريح كرده است .
پس از رحلت صاحب جواهر
ميرزا تصميم گرفت به وطن بازگردد
ولي در
همين حين به پيشنهاد يكي از دوستانش در جلسه درس علامه بزرگوار شيخ
مرتضي انصاري حاضر شد و از آن پس بود كه شيفته جلسات درس شيخ گرديد و از
مراجعت به وطن منصرف گشت .
ميرزا مورد احترام خاص شيخ مرتضي واقع گرديد
بطوريكه بارها شيخ گفته
بود كه : « من درسم را براي سه نفر مي گويم : ميرزامحمد حسن
ميرزاحبيب الله
آقا
حسن طهراني » .
همچنين نقل است كه وقتي ميرزا در جلسه درس شيخ اراده سخن مي كرد
شيخ
اهل مجلس را ساكت كرده و مي گفت : « جناب ميرزا سخن مي گويد » .
با ارتحال علامه بزرگوار مرحوم شيخ مرتضي انصاري
مردم جهت تعيين
تكليف خود در امر تقليد
به شاگردان شيخ مرتضي مراجعه مي نمودند. همين امر
موجب گرديد شاگردان بزرگ شيخ ازجمله ميرزاحبيب الله رشتي
ميرزاحسن
آشتياني
آقا حسن نجم آبادي
ميرزاعبدالرحيم نهاوندي
گردهم آيند و در باره
مرجعيت آينده جهان تشيع به مشاوره پردازند.
پس از مشورت همگي بر مقدم بودن ميرزاي شيرازي اتفاق كردند و سپس
بدنبال ميرزا فرستاده و بعد از حضور او در مجلس
گفتند :
« مردم نياز به مرجع تقليد و زعامت ديني دارند و ما همگي بر شايستگي شما
اتفاق كرده ايم . »
ميرزا در پاسخ گفت :
« من آمادگي اين مهم را در خود نمي بينم و توانائي برآوردن احتياجات مردم را
هم ندارم
جناب آقا شيخ حسن نجم آبادي فقيه زمانه است و شايسته تر از من در
اين كار. »
اقا شيخ حسن در جواب گفت : به خدا سوگند اين امر بر من حرام است و نتيجه
ورود من به آن
جز افساد چيز ديگري نيست . اين مساله يك واجب عيني است
بخصوص بر شما
برآوردن احتياجات مردم ساده است
ولي اين زعامت ديني است
كه نيازمند مردي جامع الشرائط
عاقل سياستمدار
آشنا به امور
و كامل النفس
مي باشد
و اين همه در هيچكس جز شما جمع نيست . »
پس از آن
همه حاضرين بروجوب تصدي اين امر از جانب ميرزاحكم كردند و
سر انجام ميرزاي شيرازي در حالي كه به سختي مي گريست اين مسئوليت مهم را
پذيرفت و قسم ياد كرد كه : « هيچگاه به فكرم خطور نكرده بود كه روزي مرجع ديني
مردم بوده و به اين امر عظيم دچار شوم . »
يكي از مهمترين و حساس ترين حوادث دوران زندگي ميرزاي شيرازي قرار
داد استعماري تنباكو بين دولت ايران و انگليس بود. با اين قرارداد امتياز توتون و
تنباكوي ايران بطور كامل در انحصار يك شركت انگليسي درآمد و ملت ايران براي
رفع نياز خود چشمش به دست انگليسي ها بود
روحانيت مبارز شيعه پس از اطلاع
از متن قرارداد
مردم مسلمان را دعوت به مبارزه عليه سلطه استعمار نمود. اين
مبارزات به رهبري علما دين در شهرهاي ايران گسترش يافت و نهايتا چشمهاي
همه متوجه سامرا شد تا آخرين تصميم از جانب رهبر شيعيان جهان گرفته شود.
ميرزاي شيرازي ابتدا سعي كرد ناصرالدين شاه را از اين تصميم باز دارد و
چون موفق به اينكار نشد. فتواي تاريخي خود را به طريق ذيل صادر نمود.
بسم الله الرحمن الرحيم ـ اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحوكان در حكم
محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه عليه است . »
پس از صدور فتواي ميرزا
ايران را شور و هيجان مبارزه و جهاد فراگرفت و
مردم مسلمان قليانها را برچيدند و استعمال تنباكو را بر خويش حرام كردند. با ادامه
مبارزات مردم
ناصرالدينشاه در اوج ناتواني و درماندگي امتياز تنباكو را لغو نمود.
سرانجام آفتاب عمر پربركت مرجع عاليقدر شيعه مرحوم ميرزاي شيرازي در
16 بهمن 1273 هجري شمسي غروب كرد و اين مرد بزرگ پس از سالها تلاش و
مجاهدت در صحنه هاي مختلف
دارفاني را وداع و به سراي جاودان آخرت كوچ
نمود.

|