اشاره :
در سال 1366
تحولات قابل ملاحظه اي از نظر نظامي و سياسي در
جنگ بروز كرد; همين تحولات موجب شد كه مولفه هاي جديدي وارد
صحنه شده و جنگ را در آستانه دگرگوني هاي اساسي قرار دهند و در نتيجه
پايان عمر آن را نزديك كنند.
پس از عمليات كربلاي 5 و فروريختن مستحكم ترين خط هاي دفاعي
عراق در شلمچه
اعتماد به توانايي عراق در متوقف كردن پيشروي هاي
رزمندگان اسلام مورد ترديد قرار گرفت . در اين حال
ابرقدرتها پنداشتند
چنانچه دست روي دست بگذارند و مانند گذشته
از خط مشي تقويت عراق
و حمايت از او تبعيت كنند
احتمال فروپاشي عراق و از دست رفتن منافع
آنها در منطقه وجود دارد. از اين رو
تصميم گرفتند به طور عملي وارد صحنه
شده و به جنگ پايان دهند . تصويب قطع نامه 598
طرح تحريم تسليحاتي
ايران
حضور نظامي در خليج فارس و درگيري نظامي با ايران و برخي
اقدامات ديگر
همگي در راستاي اعمال فشار به ايران و همواركردن زمينه
با
هدف اتمام جنگ انجام گرفت . اقدامات ابرقدرتها
تا حدودي به جنگ
جنبه بين المللي داد به گونه اي كه در سال 1366 غرب و اروپا و به ميزان
كمتري شوروي سابق
در كنار عراق قرار گرفتند و در صحنه ديپلماسي و به
ويژه صحنه نظامي از اين كشور حمايت كردند.
در اين مقطع
جمهوري اسلامي شكل جديدي از اقدامات نظامي را
پي گيري مي كرد كه تا پيش از آن
سابقه نداشت
پس از آن كه جبهه جنوب
به نوعي به بن بست رسيد و انجام عمليات در آن جبهه به دليل هوشياري و
حساسيت خاص دشمن و عدم تناسب توان نظامي ايران با شرايط آن جبهه
و ماشين نظامي عراق
غيرممكن شد
استراتژي عملياتي از جنوب به شمال
تغيير كرد . در اين راستا سپاه در سال 1366 با تمام توان براي « كسب
فرصت » تلاش كرد بار ديگر در جبهه اي جديد شكست ديگري را به ارتش
عراق وارد كند تا ماشين ديپلماسي كشور قدرت بيشتري براي حل مسئله
جنگ از طريق سياسي به دست آورد. از اين رو بلافاصله پس از عمليات
كربلاي 5
سپاه با انجام عمليات كربلاي 10 در شمال سليمانيه وارد جبهه
شمال غرب شد و تا آخر سال 1366 نيز در اين جبهه دست به عمليات زد
در حالي كه
در جنوب نيز مترصد فرصت بود تا در صورت فراهم آمدن
شرايط لازم جهت انجام عملياتي موفقيت آميز
اقدام به تك كند.
با وجود درك مشترك فرماندهان نسبت به بن بست جنوب و لزوم
جلوگيري از توقف جنگ
تغيير استراتژي عملياتي از جنوب به شمال آسان
نبود. در اين ميان
اعلام آمادگي قرارگاه رمضان مبني بر امكان پيشبرد جنگ
در جبهه شمال غرب
تا حد زيادي راه گشاي وضعيت موجود بود. اما در اين
باره
فرماندهان جنگ اجماع نظر نداشتند و نظر بسياري از آنها مخالف بود.
اين مخالفت در سطح فرماندهان عالي و يگان ها بيشتر به چشم مي خورد. در
اينجا
به برخي عوامل موثر بر انتخاب جبهه شمال اشاره مي شود.
عوامل موثر در تغيير استراتژي
در طول جنگ تحميلي
انجام عمليات در مناطق غرب و شمال غرب به
اشكال گوناگون و بيشتر به صورت محدود و ايذايي مورد توجه سپاه و
تصميم گيرندگان نظامي قرار داشت و هدف از اين اقدامات گرم نگه داشتن
جبهه ها
حفظ دور عمليات
تصرف برخي ارتفاعات سركوب
فريب
دشمن
تجزيه قواي عراق از جنوب
بازسازي و آماده نگه داشتن يگان ها و
رزمندگان
حفظ استقرار قواي دشمن در منطقه و جلوگيري از حركت آنها به
سوي جنوب
كسب زمان براي بازسازي
سركوب ضدانقلاب و ستون پنجم
عراق بود.
در سال 1366 رويكرد جديدي به منطقه شمال غرب صورت گرفت كه
از نظر هدف و سرمايه گذاري
با دوران قبل تفاوت داشت . در سال 1366
استراتژي عملياتي جنگ از جنوب به شمال غرب تغيير يافت و سپاه تمام
عمليات هاي خود را در آن منطقه انجام داد. مهم ترين دليل براي خارج شدن
از جنوب و آمدن به شمال
بن بست جبهه هاي جنوب براي ادامه نبرد بود.
دليل ديگري كه موجب پرهيز از عمليات در جنوب و روي آوردن به
شمال شد
تضمين موفقيت در عمليات مورد نظر بود.
فرماندهان سپاه به هيچ وجه حاضر نبودند برتري در موازنه نظامي و
سياسي جنگ را با عمليات ناموفق
از دست بدهند. به ويژه
آنها
درچارچوب استراتژي رسمي كشور مبني بر عمليات نظامي موفق براي
دست يابي به صلح شرافت مندانه و تضمين شده
ماموريت داشتند با
عمليات هاي پيروز
عدم كفايت ارتش عراق در حفظ سرزمين هاي اين كشور
را بيش از پيش به منصه ظهور رسانده و راه را براي ديپلماسي جمهوري
اسلامي هموار سازند. از اين رو
عمليات موفق و تعيين كننده از اولويت هاي
نظامي بود . فرمانده سپاه در 24 آذر 1366 اظهار داشت :
از ديگر عوامل موثر و تعيين كننده در تغيير استراتژي جنگ از جنوب به
شمال
قرارگاه رمضان بود . فعال شدن اين قرارگاه از سال 1364 و ارتباط با
گروه هاي كرد معارض در شمال عراق و نيز حضور نيروهاي اين يگان در
داخل خاك عراق
شرايطي را به وجود آورده بود كه امكان گشودن جبهه
جديد براي ارتش عراق و آغاز شكل جديدي از جنگ فراهم شد. علاوه بر
اين عوامل
گزارش ها و برداشت هاي فرماندهان قرارگاه رمضان و تبيين آنها
از اوضاع داخلي عراق و ارائه آن به فرماندهي سپاه نيز در توجه به استراتژي
شمال موثر بودند. با اين حال
تغيير استراتژي عملياتي از جنوب به شمال از
جهات مختلف در ابهام و ترديد قرار داشت : اهميت هدف هاي جنوب و
نقش تعيين كننده آنها در سرنوشت جنگ و دست يابي به هدف هاي سياسي
شكل گيري و انطباق سازمان رزم سپاه با عمليات در منطقه جنوب
و در
مقابل
عدم اهميت و استراتژيك نبودن مناطق شمال غرب
عدم آمادگي
عقبه هاي اين مناطق براي پشتيباني تك
و عدم اعتقاد فرماندهان يگان ها و
قرارگاه ها به انجام عمليات در منطقه غرب و شمال غرب به عنوان تمركز
فعاليت هاي نظامي و انجام عمليات گسترده
محدوديت هاي جوي و عوامل
ديگري از اين دست
جابه جايي اولويت جغرافيايي در ادامه جنگ را با
دشواري روبه رو ساخته بود. از اين رو
تغيير اين استراتژي نياز به پشتوانه و
چارچوب فكري جديدي داشت تا فرماندهان نسبت به اين تغيير متقاعد
شوند. در واقع
اين مشكل در هر مقطع از جنگ كه ابتكار جديدي وارد
عرصه طراحي و تصميم گيري مي شد
وجود داشت
اما اين بار
از شدت
بيشتري برخوردار بود. فرمانده سپاه براي حل اين مسئله
از دو طريق اقدام
كرد :

الف ـ ترسيم وضعيت جبهه هاي جنوب و عدم امكان انجام عمليات در
آنها.
ب ـ ارائه جمع بندي جديدي از چگونگي غلبه نظامي بر عراق و شكست اين
رژيم در جنگ و همچنين
جايگاه منطقه شمال غرب و جنگ نامنظم در
ادامه نبرد.
برنامه ريزي براي شمال غرب
در برنامه ريزي انجام شده براي ورود به جبهه شمال در سال 1366
ابتدا مقرر شد كه دور تك متوقف نشده و با انجام عمليات هاي متوالي
ادامه
يابد
از اين رو براي اولين بار در طول دوران جنگ
در فروردين اين سال
نخستين عمليات در آن جبهه و در حالي كه هنوز برخي از ارتفاعات شمال
غرب پوشيده از برف بود
آغاز شد. از آنجا كه انتخاب شمال سليمانيه و
محور ماووت در چارچوب استراتژي شمال قرار داشت
تلاش هاي بعدي
نيز در همين منطقه صورت گرفت .
ادامه نبرد در شمال در سال 1366
ابتدا محدود به فصل بهار و تابستان
بود
اما تصميم گرفته شد در پائيز نيز حضور سازمان سپاه در شمال غرب
ادامه يابد و در زمستان به جنوب بازگردد. ولي همان گونه كه از قبل مشخص
بود
شرايط منطقه جنوب مانع از انجام عمليات در آن جبهه بود
و به اين
دليل
در عمل نيز تصميم گرفته شد كه تلاش اصلي سپاه در سال 1366 در
شمال غرب انجام شود . بدين ترتيب
در ابتداي مهرماه سال 1366
هفده
تن از فرماندهان نيروي زميني
قرارگاه ها و يگان هاي سپاه وارد شمال عراق
شده و محورهاي قلعه ديزه
سد دوكان
تنگه سورداش
تنگه سه در
تنگه
قيزلو
و ارتفاعات پيرمكرون
آبستگران
ازمر
چرماوند
موكبه
قيوان
گوجار
الاغلو
دولبشك
آمدين و همچنين سد دربنديخان
حلبچه
محور سليمانيه
خرمال و نيز ارتفاعات بمو
شاخ خشيك تا محور آق داغ را
بازديد و شناسايي كردند.
پس از چندي و به ويژه از آبان ماه سال 1366 به بعد
طرح ريزي
عمليات گسترده در شمال غرب مورد توجه واقع شد و فرماندهان سپاه در
(اهواز) گلف و نيز آذرماه در قرارگاه شهيد بروجردي واقع در حومه شهر
بانه
در باره اين موضوع به بحث و بررسي پرداختند كه سرانجام
محورهاي
گرده رش
ماووت
دوپازا
قلعه ديزه
ازمر
آمدين
حلبچه و سد دوكان
مورد توجه بيشتر قرار گرفت و در نهايت
مناطق كركوك
سد دوكان
سليمانيه
حلبچه و قلعه ديزه براي عمليات اصلي سال 1366 انتخاب
شدند. همچنين
براساس اين تصميم ابتدا مي بايست ارتفاعات واقع در
شرق و غرب رودخانه قلعه چولان تصرف مي شد تا امكان عمليات در محور
سد دوكان
سليمانيه و كركوك مهيا شود. اين ارتفاعات عبارت بودند از :
آمدين
قميش
گوجار
الاغلو و دولبشك .
مهم ترين مانع بر سر راه اجراي استراتژي شمال
آماده نكردن عقبه هاي
مناطق عملياتي
نداشتن تجربه عمليات بزرگ زمستاني در شمال و عدم
اعتقاد و باور فرماندهان نسبت به انجام عمليات اصلي در شمال غرب بود. به
علاوه
شرايط نامساعد آب و هوايي در زمستان و عدم آگاهي از كيفيت آن
برنامه ريزي و زمان بندي امور را دچار اختلال مي كرد. و بالاخره
همين
مسئله به عنوان يك عامل
موجب شد كه جهت گيري عمليات اصلي از
شمال سليمانيه به حلبچه و سد دربنديخان تغيير كند.
سرانجام
مطابق برنامه ريزي هاي انجام شده
از ميان مناطق مورد نظر
عمليات در محورهاي غرب و شرق رودخانه قلعه چولان
شهر ماووت
ارتفاعات دوپازا
حلبچه و سد دربنديخان انجام شد كه با پيشروي و تصرف
چند شهر عراق ازجمله حلبچه همراه بود.
جمع بندي و نتيجه گيري :
از فروردين 1366 تا فروردين 1367 ـ به جز عمليات كربلاي 8 كه ادامه
عمليات كربلاي 5 به شمار مي رفت ـ تمام عمليات هاي جمهوري اسلامي در
مناطق كوهستاني شمال غرب انجام شد . در اين مقطع
بيش از 55 عمليات
ايذايي
كوچك
محدود و بزرگ صورت گرفت . كه سپاه پاسداران بيش از
51 عمليات در همين سطوح انجام دادند . در ميان عمليات هاي انجام شده
در شمال غرب
عمليات هاي كربلاي 10
بيت المقدس 2 و والفجر 10
نسبت به ساير عمليات ها
مهم تر بودند و آثار آنها تعيين كننده تر تلقي
مي شد . در عمليات هاي سال 1366
نيروهاي خودي
شهرهاي ماووت
حلبچه
خرمال
سيدصادق
چند قريه و ده ها ارتفاع مهم منطقه را به
تصرف درآوردند و يا بر آنها مسلط شدند. از نظر كمي
در اين سال
جبهه
خودي بيشترين عمليات را انجام داد كه سهم قرارگاه رمضان در انجام
تك هاي ايذايي و كمك به عمليات محدود و بزرگ سپاه قابل توجه
بود.
جدول عملياتهاي انجام شده در منطقه شمالغرب پس از تغيير استراتژي عملياتي
خوانندگان گرامي براي آگاهي بيشتر نسبت به اين موضوع به كتابهاي « روز
شمار جنگ جلد 52 » و « تكاپوي جهاني براي توقف جنگ » و « تنبيه
متجاوز » و گزارش كوتاه جنگ » از انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات
جنگ سپاه مراجعه نمايند.
تهيه و تدوين : روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه

*****
استكبارستيزي عادت ديرينه ماست
|
سرزمين ديرينه پاي ما ايران
مشحون از ستم ستيزي
پيكار و حماسه
است . مردان و زنان اين زاد و بوم
همواره با ديوسيرتان و حراميان در رزم
بوده اند. تصوير اين مرد خوبي ها در سيماي تاريخ
تصويري روشن و پرتلالو
است . لذا جا دارد كه تاريخ و تمدن كهن ما با داشتن چنين پيشينه اي بر خود
ببالد.
با ظهور انديشه اسلامي و تاثير شگرف آن بر قلوب اقوام ايراني
بويژه
استحكام پايه هاي تشيع
مبارزات مردمي در ايران صبغه اي الهي بخود
گرفت .
انگيزه اصلي اين دشمن ستيزي ها
عناصري چون شجاعت
غيرت
شهامت و پهلواني است . اين انگيزه با روحيه ولايتمداري مردم
پيوند
خورده و با هدايت روحانيت معظم شيعه
قللي بس رفيع را به خود
اختصاص داده است .
با تولد انقلاب اسلامي به زعامت امام خميني (ره ) كه معمار بزرگ دوره
تجديد حيات اسلامي هستند عزت مداري و شهادت طلبي مردم ما
شكوه و
عظمتي در خور و بايسته يافت . تا آنجا كه به تاييد تحليل گران امور تاريخي
آفرينش حماسه هايي از اين دست يا كم بوده اند
يا اصولا نظير نداشته اند.
خاصه
در هشت سال دوران دفاع مقدس ملت بزرگوار ايران در مقابل
خصم جهاني
خلق اين حماسه ها بگونه اي رقم خورد كه بعضا فوق تصور
بشري است . در خلال اين سالها عناصر ارزشي حماسه و رزم در صفوف
مردان مدافع ما
عينيت يافت و مفاهيمي چون ايثار
شجاعت
شهامت و
شهادت در منتهاي درجه
حقيقت يافته و فرصت بروز پيدا كرد.
عرفان اسلامي نيز عاملي است كه تا حد زيادي بر روحيه دشمن ستيزي
جوانان ما در خلق اين حماسه ها موثر بوده است . بنابراين منش عرفاني
رزم آوران نيز حقيقتي است عيان . كه بايد در بيان حقايق دوران دفاع لحاظ
گردد.
در شب و روزهاي دوران دفاع مقدس
آنگاه كه سلاحها از ضامن خارج
بودند و انگشتان به انتظار فرمان سرداران بر ماشه ها عرق مي كرد
دلها در
كنج تاريك خانه اي كوچك در جماران بود كه مردي به عظمت و به كرامت
انسان و شهامت و سترگي صخره هاي سخت درياهاي توفان زده
سرزمين هاي دور
سر بر خاك خواهش و نياز مي ساييد و حرمت و شرافت
تازيانه خوردگان گيتي را از مولايش طلب مي كرد.
اكنون نيز ملت حماسه ساز و هميشه در صحنه ايران در 24 آذر ماه نيز به
فرمان مقتدا و رهبر خود لبيك گفتند و پاي صندوقهاي راي حاضر گشتند و
اين در حاليست كه هر روز صداي انكر و زشت و نامربوط صهيونيست ها و
حاميان آنها در انزوا قرار دادن و محكوم كردن ايران به استفاده صلح آميز
فناوري هسته اي به گوش مي رسد.
اما غرض اينست كه بگوئيم ملت سلحشور ايران با تجربه تر
هوشيارتر
مجهزتر و متحدتر از دورانهاي گذشته به آينده بهتر و شكوفايي خود
مي انديشد
به طوريكه هم اكنون اين روحيه ايمان و شهادت طلبي موجب
شده است دشمنان ما در انجام هرگونه اقدام شيطنت آميز خود با احتياط و
عقب نشيني تدريجي از مواضع تند و قبلي خود برخورد نمايند و اين نتيجه
وحدت كلمه و وجود پر بركت ولايت فقيه در كشور آقا امام زمان (عج ) است .
ثصادق اسدي كلخوران

|