بسم الله الرحمن الرحيم
پيشنهاد محمد البرادعي
رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي
در
سخنراني هفته گذشته اش در كنفرانس داووس
كه خواستار تعليق غني سازي
اورانيوم توسط ايران و همزمان با آن تعليق تحريم هاي ضد ايراني توسط
شوراي امنيت شده بود
در عين حال كه با تفسيرهاي گوناگون مواجه شد
اما آمريكا و اروپا از آن تفسيري ارائه كرده اند كه جز بدهكار كردن ايران
نتيجه ديگري ندارد. اين نكته را از زياده خواهي هاي مقامات آمريكائي و
اروپائي
كه در اظهاراتش موج ميزند
به روشني ميتوان
فهميد.
گريگوري شولتي
نماينده آمريكا در آژانس بين المللي انرژي اتمي گفت :
اگر ايران كليه فعاليت هاي غني سازي از جمله تحقيق و توسعه را معلق كند و
بازرسان آژانس آنرا راست آزمائي و تاييد كنند
در آنصورت شوراي امنيت
سازمان ملل حاضر خواهد بود لغو تحريم هاي بين المللي عليه ايران را مورد
بررسي قرار دهد. خبرگزاري فرانسه نيز از قول ديپلماتهاي آلماني و انگليسي
گفته است : « تعليق تحريم هاي ايران منوط به تعليق كليه فعاليت هاي هسته اي
اين كشور
راست آزمائي اين تعليق ها و تاييد آن توسط ديدبان هسته اي
سازمان ملل است » . اين ديپلماتها ميگويند : « ايران در شرايط كنوني بايد
قطعنامه شوراي امنيت را بصورت كامل اجرا نمايد
با آژانس بين المللي
انرژي اتمي بصورت كامل همكاري كند و بعد از آن درصورتيكه اين موارد
بصورت كامل تاييد شد
انتظار لغو تحريم هاي شوراي امنيت را داشته
باشد » .
همانطور كه ملاحظه ميشود اصرار و تاكيد بر بكار بردن تعبير « كامل »
بصورت مكرر در اين اظهارات نشان دهنده زياده خواهي و غرور اروپائي ها و
آمريكائيهاست و آنها پا را از موضع قبلي خود كه حاضر بودند غني سازي
درحد تحقيق و توسعه را بپذيرند فراتر گذاشته اند.
در همين حال
سفير روسيه در سازمان ملل « ولاديمير چوركين »
اظهارات البرادعي را نمايانگر بخش مثبت قطعنامه شوراي امنيت دانسته و
ايگورايوانف
دبير شوراي امنيت ملي روسيه نيز گفت : طرح البرادعي
فرصتي مناسب براي بازگشت به ميز مذاكره است . اين اظهارات
نشان
دهنده اختلاف نظري است كه ميان روسيه از يكطرف و آمريكا و سه كشور
اروپائي انگليس
آلمان و فرانسه از طرف ديگر
در مورد تفسير قطعنامه ضد
ايراني شوراي امنيت و يا نوع برخورد با آن وجود دارد.
هرچند مسئولان ايراني
با توجه به تجربيات موجود
نبايد به تفسير
روسها دل خوش كنند و يا به آنچه چيني ها ميگويند و وعده ميدهند تكيه
نمايند
اما در اين واقعيت نيز نميتوان ترديد كرد كه همين اختلاف نظرها و
برداشت هاي متفاوت ميان تصويب كنندگان قطعنامه ضد ايراني شوراي
امنيت نشان دهنده وجود راه هائي براي بي اعتبار ساختن اين قطعنامه در
ميدان عمل و امكان ناكام نمودن بانيان آن مي باشد. روسيه و چين در عرصه
رقابت هاي سياسي و بلوك بندي هاي قدرت
آمريكا را ديوي ميدانند كه
شاخش بايد شكسته شود. از نظر اين دو
دخالت هاي روزافزون آمريكا در
كشورهاي شرقي بويژه لشكركشي دولت كنوني آمريكا به افغانستان و عراق
نوعي تعرض آشكار به بلوك شرق است كه نبايد تحمل شود. تعرض آمريكا
به ايران نيز همين مفهوم را القا مي كند و با اين نگاه
هرگونه اقدامي كه
آمريكا را براي دخالت بيشتر و حضور گسترده تر در منطقه خاورميانه و
كشورهاي شرقي وسوسه كند براي روسيه و چين قابل تحمل نيست .
اين واقعيت در عين حال كه ميتواند خوشايند كشورهاي منطقه
خاورميانه باشد
هرگز نبايد آنها را به حمايت روسيه و چين اميدوار سازد.
زيرا عملكرد گذشته روسيه و چين نشان داده است كه آنها همواره منافع خود
را بر هر چيز ديگري ترجيح ميدهند و اين آمادگي را دارند كه در چارچوب
زدوبندهاي بين المللي قدرت
هر جا منافعشان ايجاب كند
درباره مصالح
كشورهاي منطقه معامله و آنرا قرباني مطامع خود نمايند.
با توجه به همين نكته است كه مسئولان ايراني بايد بدون چشمداشتي به
دولتهائي كه بهرحال قطعنامه ضد ايراني شوراي امنيت را امضا كرده اند
از
اختلاف نظرهاي ميان آنها حداكثر بهره برداري را براي كند كردن اين شمشير
ظالمانه بعمل آورند و آنرا در عمل از كارائي بياندازند. اين
البته به تدبير و
سياست گذاري قوي و همه جانبه نگر نيازمند است و چيزي نيست كه با تكيه
بر شعار و احساسات
قابل تحقق باشد.
اين درست است كه دشمن بيش از آنكه به ابزاري مثل قطعنامه شوراي
امنيت متكي باشد درصدد است با توسل به جنگ رواني به هدف خود برسد
اما پاسخ دادن به دشمن و مقابله با جنگ رواني فقط يك بخش از كاري است
كه ما بايد انجام دهيم . بخش مهمتر
تدبير است كه با وحدت و استفاده از
تجربيات گذشته و پرهيز از برخوردهاي شعاري شكل ميگيرد و نتيجه بخش
خواهد بود.
اظهارات مسئولان آمريكائي و اروپائي كه در ابتداي اين مقاله ملاحظه
كرديد با توجه به تاكيد و تكراري كه برروي تعبير « كامل » متمركز كرده اند
نشان ميدهد آنها مصمم هستند ايران را بطور مطلق از فناوري هسته اي
محروم نمايند. به عبارت روشن تر
حتي به برخورداري ايران از غني سازي
در محدوده آزمايشگاهي و تحقيقات نيز رضايت نميدهند. اين
خصومت
آشكاري است كه پاسخ دندان شكني را ميطلبد. چنين جوابي را مردم و
مسئولان بايد مشتركا بدهند
مردم با حضور حماسي در راه پيمائي 22 بهمن
كه هفته آينده برگزار خواهد شد و مسئولان با همفكري
همدلي
تدبير و
پرهيز از خلاصه كردن اقدامات در برخوردهاي شعاري و احساسي .
ما نبايد به حداقل هاي فناوري هسته اي قانع باشيم . حق قانوني ما
برخورداري از كليه دستاوردهاي صلح آميز فناوري هسته ايست و ملت
انقلابي ايران بارها نشان داده است كه ميتواند در همه حال حقوق خود را
استيفا نمايد.

|