روزنامه جمهوري اسلامي 11/11/1385 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
ريشه هاي انقلاب اسلامي در چشم انداز اسناد لانه جاسوسي آمريكا در ايران




  • 15 خرداد
    نهمين شماره فصلنامه تخصصي در حوزه تاريخ پژوهي ايران معاصر « 15 خرداد » با عناوين زير منتشر شده است : امام خميني و انقلاب اسلامي و شالوده شكني سيطره گفتمان هاي رسمي در حوزه سياست ريشه هاي انقلاب اسلامي در چشم انداز اسناد لانه جاسوسي
    تاملاتي نظري و تاريخي در علل و انگيزه هاي پيدايش جريان آقاي منتظري فرزندان تاريخ پرداز استر گفت و گو با اينديك گفت و گو با ليبرمن آيت الله كاشاني و بمب اتمي و...
    در اين جا بخشي از مقاله « ريشه هاي انقلاب اسلامي در چشم انداز اسناد لانه جاسوسي » را به منظور بهره گيري خوانندگان درج مي كنيم .
    روز سيزدهم آبان به دو اعتبار در تاريخ معاصر ايران اهميت دارد يكي تبعيد حضرت امام خميني (ره ) به تركيه در سال 1343 توسط نظام مشروطه سلطنتي و ديگري تسخير لانه جاسوسي آمريكا به دست دانشجويان مسلمان پيرو خط امام (ره ) در سال .1358 در اينكه تبعيد امام به تركيه نقطه عطفي در تاريخ تحولات معاصر ايران بود دوستان و دشمنان انقلاب اسلامي اختلافي ندارند اما در مساله تسخيرلانه جاسوسي آمريكا تحليل گران انقلاب اسلامي با اختلاف نظر روبه رو هستند.
    عده اي آن را عامل انزواي سياسي و فكري انقلاب اسلامي عده اي آن را بازي با آتش بعضي ها اشغال لانه جاسوسي را نقطه عطف مصادره انقلاب توسط نيروهاي مذهبي افراطي و وسيله تسويه حساب و تصفيه عناصر دموكراسي خواه و ليبرال در درون انقلاب اسلامي مي دانند اگر چه اين رخداد به سقوط دولت موقت منجر شد اما صرف نظر از آثاري كه در سياست هاي داخلي و خارجي دولت نوپاي جمهوري اسلامي ايران داشت بارها شنيده ايم كه امام خميني از اين واقعه تحت عنوان اشغال لانه جاسوسي آمريكا ياد مي كردند و سفارت امريكا را در ايران مركز توطئه لانه فساد مركز فساد و از همه مهم تر مركز توطئه عليه نهضت مقدس اسلامي جاسوسي غرب عليه شرق و جاسوسي عليه ملت هاي منطقه قلمداد مي نمودند.
    اين ادعا ادعاي سنگيني عليه دولت آمريكا بود و به طور طبيعي به مستنداتي نياز داشت كه مي بايست عرضه مي شد. پس از خوابيدن هيجان هاي مربوط به تسخير لانه جاسوسي آمريكا دانشجويان مسلمان پيرو خط امام براي اثبات ادعاهاي خود مبني بر اينكه سفارت امريكا در ايران و مركز جاسوسي عليه ملت ايران و ملت هاي منطقه بود اسنادي را در قالب حدود هفتاد جلد كتاب منتشر كردند كه نشان مي داد ادعاي ايران مبني بر خروج سفارتخانه آمريكا از دايره ضوابط ديپلماتيك و اقدام به توطئه برنامه ريزي و مقابله با خواست هاي دموكراتيك جامعه ايراني و جاسوسي براي سرنگوني يك انقلاب مردمي و از همه مهم تر اقدام به طراحي كودتاهاي متفاوت براي دخالت در امور داخلي ايران و حفظ نظام استبدادي و ضد آزادي قانون و حقوق بشر رژيم پهلوي ادعاهاي بي وجهي نيست .
    متاسفانه اسناد لانه جاسوسي آمريكا در حوزه تحليل هاي سياسي خيلي زود با برنامه يا از روي غفلت به دست فراموشي سپرده شد. با وجودي كه اسناد لانه جاسوسي آمريكا منبع قابل اعتنايي براي بازشناسي ريشه بسياري از وقايع مربوط به پنجاه سال حكومت دوره پهلوي به ويژه تحولات سياسي اجتماعي اقتصادي و فرهنگي ايران از دوران نهضت ملي نفت تا ريشه هاي انقلاب اسلامي و قسمتي از تاريخ اول انقلاب اسلامي است . اما تحليل گران انقلاب اسلامي به ندرت به اين اسناد به منزله يك منبع تحقيقاتي نظر افكندند.
    به اعتقاد ما يكي از دلايل مهجوريت اسناد منتشره شده لانه جاسوسي آمريكا در تبيين بسياري از وقايع مربوط به ريشه هاي انقلاب اسلامي و ديدگاهي كه ماموران سياسي و نظامي و اقتصادي آمريكا نسبت به ساختار اجتماعي ايران اوضاع رژيم شاه اهميت اين رژيم براي آمريكا اهميت ايران براي آمريكا نخبگان موثر در تحولات ايران احزاب سياسي و غيره داشته اند در اين است كه پس از دوران جنگ و آغاز دوره اي با عنوان دوره سازندگي چرخش هاي ايدئولوژيكي خاصي به سمت گرايش به افكار و انديشه هاي غربي در پاره اي از جريان هاي طرفدار انقلاب اسلامي به وجود آمد كه باعث شد اين جريان ها به نحوي براي فراموش كردن گذشته انقلابي خود به اين اسناد رجوع نكنند و اسناد لانه جاسوسي به هر دليلي بخشي از اين گذشته بود و متاسفانه با وجوداينكه با منافع و امنيت ملي ما رابطه بسيار مستقيم داشت ولي قرباني مطامع جناحي و گروهي اين جريان ها گرديد.
    پژوهشگران معتقد به انقلاب اسلامي هيچ گاه به صورت جدي و عميق به اسناد به دست آمده از لانه جاسوسي آمريكا نظر نكردند و اين آرزويي بود كه آمريكاييان و طرفداران روابط با آمريكا از آن استقبال مي كردند.
    از آنجايي كه اسناد لانه جاسوسي ريشه بسياري از سياست هاي خصمانه شيطان بزرگ را نسبت به انقلاب اسلامي نشان مي داد دست هايي به جريان افتاد كه از اساس صحت اين اسناد را مورد ترديد قرار دهد اما اكنون با چاپ پاره اي از خاطرات ماموران جاسوسي و سياسي امريكا و سران كاخ سفيد مثل نيكسون كيسينجر كارتر برژينسكي پارسونز سوليوان هميلتون جردن سايروس ونس هايزر رونالد ريگان ريچارد كاتم جان .دي استمپل و... به راحتي مي توان قضاوت كرد كه اسناد مذكور به عنوان منبعي براي شناخت ريشه هاي تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران از دوران جنبش ملي نفت به بعد علل حساسيت امريكا براي دشمني با انقلاب اسلامي و ملت ايران و ريشه هاي وقايعي كه شرايط را براي ظهور انقلاب اسلامي فراهم كرد در محل خود قابل اعتناست و نياز به پژوهش مجدد دارد.
    ملت ما با مطالعه اين اسناد در خواهد يافت كه به كدام دلايل اقتصادي سياسي و امنيتي ايران به عنوان يك منطقه استراتژيك براي امريكا اهميت ويژه اي دارد چرا آمريكا تمام توان اطلاعاتي اقتصادي سياسي و نظامي خود را به كار گرفت تا با حمايت از رژيم ضد بشري شاه مقابل نهضت هاي مردمي در منطقه بايستند چرا تا زمان حاكميت رژيمي مانند رژيم پهلوي كه دستش تا مرفق به خون فرزندان اين مرزوبوم آلوده بود مسائلي چون آزادي اصلاحات حقوق بشر و دموكراسي در ايران براي امريكاييان پشيزي ارزش نداشت در گزارش هاي جاسوسان آمريكايي كه با عنوان ماموران سفارت خبرنگاران تاجران پژوهشگران و ده ها عنوان پوششي ديگر وارد ايران شده و با سران رژيم پهلوي . نيروهاي مبارز احزاب سياسي و مردم عادي براي كسب اخبار رابطه برقرار كردند معلوم مي شود كه امريكاييان علي رغم آگاهي از جنايات رژيم پهلوي براي كسب سود و سرمايه هاي بيشتر و غارت منافع ملي ملت ايران الفاظ زيبايي چون آزادي حقوق بشر دموكراسي و اصلاح طلبي را قرباني كردند.
    ملت ما با مطالعه اين اسناد در خواهد يافت كه زمينه خيانت به منافع ملي در اين كشور در طول تاريخ در كدام يك از جريان ها و احزاب سياسي و چهره هاي به ظاهر ملي مبارز و روشنفكر بيشتر بوده و كدام يك از آنها به عنوان مهره هاي ساده و بي جيره و مواجب و خبرچين براي جاسوسان امريكايي خبر و اطلاعات كسب مي كردند.
    البته ما منكر اين نيستيم كه جاسوسان و تحليل گران و سياستمداران امريكايي با توجه به منافع شخصي خود جامعه ايران و جريان هاي آن را تحليل مي كردند و بي ترديد بخش اعظمي از گزارش هايي را كه تهيه مي كردند تحت تاثير سطح فهم آنها از مسائل ايران يا برداشت هاي شخصي آنها از جريان ها و گروه ها قرار داشت اما با همه اين حقايق نمي توان از حجم عظيم اين اسناد كه مربوط به بخش درخور توجهي از تاريخ اين مرزوبوم است چشم پوشي كرد.
    ملت ما با مطالعه اين اسناد حداقل در خواهد يافت كه به خاطر پاره اي از خوش باوري هاي ساده لوحانه بعضي از جريان هايي كه تصور مي كنند با عادي كردن روابط با امريكا يا پرهيز از تشنجات بخش اعظمي از مشكلات جامعه حل خواهد شد امريكا انقلاب ملت ايران را به رسميت نخواهد شناخت .
    امام خميني به درستي تشخيص داده بودند كه همه اين هياهوهايي كه شيطان بزرگ تحت عنوان دموكراسي حقوق بشر آزادي خواهي و امثال آن براي ملت ايران سرمي دهد براي اين است كه دستش از ذخاير عظيم ملت ايران موقعيت استراتژيكي اين منطقه منافع اقتصادي و بازارهاي مصرف ايران كوتاه شده است . ملت ايران با مطالعه دقيق اسناد لانه جاسوسي به بخش قابل توجهي از ريشه هاي اين تضادها پي خواهد برد. اسناد لانه جاسوسي همان طوري كه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام نيز بدان اعتراف دارند به طور كامل منتشر نشد. محدوديت هايي كه در افشاي اسناد توطئه امريكا وجود داشت اجازه نداد كه اين اسناد به طور كامل و جامع در اختيار ملت ايران و تاريخ پژوهان قرار گيرد. اكنون كه عده اي از همان دانشجويان مسلمان پيرو خط امام از عقايد انقلابي و اسلامي خود عدول كرده اند متاسفانه ظاهرا ديگر زمينه اي براي تجديد چاپ اين اسناد به صورت كامل وجود ندارد. تا جايي كه تحقيقات نشان مي دهد چاپ بعدي اين اسناد با دخل و تصرف هايي در پاره اي از مجلدات روبه رو شده كه اصالت آن را مورد ترديد قرار مي دهد. علي رغم همه اين تنگناها درنظر است با رجوع به چاپ اول اين اسناد كه از اصالت بيشتري برخوردار است پاره اي از ريشه هاي مربوط به انقلاب اسلامي بررسي شود. البته چاپ گزارش هاي ماموران سياسي امنيتي اقتصادي و فرهنگي آمريكا به منزله تاييد كامل برداشت هاي آنها از اوضاع شخصيت ها چهره ها احزاب و... نيست اما اميد است با مطالعه محققانه اين اسناد به منابع خوبي براي شناخت تاريخ پنجاه ساله اخير ايران تا مقطع سقوط لانه جاسوسي امريكا يعني 13 آبان 1358 دست يابيم .
    بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر در نظر دارد از اين تاريخ در هر شماره از فصلنامه 15 خرداد بخشي از اين اسناد ـ كه به نحوي به ريشه هاي انقلاب اسلامي ايران برمي گردد ـ منتشر كند و مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. با اميد به اينكه تاريخ پژوهان براي فهم پيچيدگي هاي نفوذ آمريكا در ايران در دوره محمدرضا شاه بازيگران سياسي و فرهنگي اين دوره احزاب صاحب نفوذ و از همه مهم تر ريشه هاي انقلاب اسلامي از مراجعه به اين اسناد غفلت نكنند.
    فهم آمريكايي ها از مفهوم انقلاب اسلامي و نهضت امام خميني فهم آمريكا از اوضاع ايران فهم آمريكايي ها از موقعيت شاه ناكارآمدي نظام شاهنشاهي از ديد جاسوسان آمريكايي برداشتي كه از امام خميني و نيروهاي مبارز مذهبي در تحليل هاي ماموران سياسي آمريكا وجود داشت و همچنين برداشت هاي آنها از اوضاع ايران تا حدودي سياست هاي آمريكا را در ايران پي ريزي كرد و از همه مهم تر اهميت ايران براي ديپلماسي آمريكا در منطقه و جهان مباحثي است كه مي توان با رجوع به اسناد لانه جاسوسي به نكات راه گشايي درباره آنها رسيد.
    در اين شماره سندي از جلد 63 اسناد لانه جاسوسي مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد . « دخالت هاي امريكا در ايران » جلد 63 از مجموعه اسناد لانه جاسوسي است كه با عنوان دوازدهمين جلد از مجموعه اسناد دخالت هاي آمريكا در ايران با 28 سند مهم از فاصله زماني مرداد 1357 تا آبان 1358 تهيه گرديده است .
    اسناد اين مجموعه از آن جهت اهميت دارد كه تا سند شماره 11 مقارن با اوج جريان هاي انقلاب تهيه شده و بيشتر به تجزيه و تحليل جريان هاي مذكور و عناصر دخيل در قضاياي انقلاب پرداخته است . موضوعات اسناد از شماره 11 به بعد مربوط به دوران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مي شود كه عمدتا مربوط به سه محور اساسي است « انقلاب اسلامي » « مسائل فيمابين ايران و آمريكا » و « مراحل اقتصادي ايران بعد از انقلاب اسلامي » .
    مهم ترين و محققانه ترين سند اين مجموعه سندي است با عنوان « چه اشتباهي در ايران رخ داد » اين سند گزارشي است كه آن را يكي از ماموران سفارت به نام استانلي تي . اسكودرو تنظيم كرده است .
    اين سند كه سند شماره 12 اين مجموعه است با طبقه بندي خيلي محرمانه توسط يكي از ماموران امنيتي سفارت به نام گالن فوكس براساس برنامه خروج اسناد از طبقه بندي بخشنامه اجرايي شماره 12065 دولت آمريكا طبقه بندي شده و در پايان آن آمده است كه در تاريخ 1 ژوئن 1985 از طبقه بندي خارج خواهد شد .
    استانلي اسكودرو ماموري است كه دو بار در ايران خدمت كرده و آخرين دوره خدمت وي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي احتمالا بين ماه هاي نوامبر تا ژانويه 1980 م 1358 ش بوده است . مهم ترين نكاتي كه در اين سند به چشم مي خورد و از جنبه روابط ايران و امريكا اهميت دارد به قرار زير است :
    .1 نويسنده در اين سند به طور رسمي اعتراف مي كند كه آمريكا در سرنگوني دكترمصدق و بازگرداندن شاه از تبعيد مختصرش به اروپا تاثير بسزايي داشته است .
    .2 نويسنده اعتراف مي كند كه امريكا از حاكمي نيرومند و مستبد در ايران حمايت كرده است .
    .3 نويسنده معتقد است كه سياست ايراني امريكا كه براي مدت سي سال حافظ منافع ايالات متحده در ايران بوده است در دوران انقلاب اسلامي به صورت عاملي بي ربط و نابهنجار درآمده و در مواردي بسيار حتي قبل از سقوط شاه نيز خطراتي عليه منافع آمريكا به وجود آورده است .
    .4 نويسنده اقرار مي كند سقوط ديكتاتوري شاه نتيجه مستقيم يك انقلاب اصيل داخلي بود نه ناآرامي و آشوب هدايت شده از خارج . البته روش دولت هاي استعماري امريكا و شوروي در اين دوران اين بوده است كه هر حركت اجتماعي را كه وابسته به يكي از آنها نبود به رقيب منتسب مي كردند اما ماهيت اسلامي انقلاب ايران آن قدر روشن بود كه جاسوسان آمريكا جرات و جسارت انتساب انقلاب اسلامي را به يكي از قدرت هاي استعماري به خود راه ندادند.
    .5 نويسنده اين گزارش به سال ها سركوب فساد عدم مديريت چاپلوسي و تملق وعده هاي تو خالي و عدم سياست و كارايي كلي نظام مشروطه سلطنتي در ايران اعتراف مي كند اما مانند بسياري از تحليل گراني كه اصولا به قالب هاي غربي در تبيين انقلاب ها معتقدند وقوع يك يا دو رخداد مثل سياست حقوق بشر دولت كارتر را از عوامل اصلي سقوط نظام شاهنشاهي تلقي مي كند.
    .6 نويسنده در اين گزارش نشان مي دهد كه به فرآيند تحولات سياسي و اجتماعي ايران در دوران معاصر تا حدودي آشنايي دارد. او در اين گزارش تاكيد مي كند كه نهاد اسلامي روحانيت ايران به دليل نفوذي كه در جامعه دارد تنها نيرويي است كه استعداد به حركت درآوردن و بسيج شمار عظيم مردم را دارد. اين نيرو از ديدگاه نويسنده باعث مرگ يك شاه (ناصرالدين شاه ) اخراج يك شاه ديگر (رضا شاه ) و تبعيد موقت شاه سومي (محمدرضا شاه در نهضت ملي نفت ) در طول سال 83 سال گذشته شده است و اكنون نيز باعث انقراض حكومت آخرين شاه احتمالي ايران گرديده است .
    .7 نويسنده با همه ادعاهايي كه دارد اقرار مي كند آمريكا با آن همه دبدبه و كبكبه براي سقوط رژيم پهلوي آماده نبود; زيرا نمي خواست واقعيت اوضاع نابهنجار اجتماعي ايران و نفوذ قدرت مذهب و رهبران روحاني را در جامعه ايران بپذيرد.
    .8 نويسنده اقرار مي كند كه همسو خواندن منافع آمريكا در ايران با منافع رژيم پهلوي يك خطاي اساسي در سياست امريكا بوده است . تحميل سياست غيراصولي و غيرصادقانه ماموران آمريكايي بنا به دستور مقامات كاخ سفيد و پنهان كردن نقاط ضعف رژيم پهلوي به جايي رسيد كه وزارت خارجه از اطلاعاتي در مورد ايران محروم شود كه مي توانست آمريكا را بهتر از گذشته آماده پذيرش رويدادهاي اخير ايران سازد.
    ظاهرا ماموران آمريكايي مجاز نبودند با مخالفان رژيم شاه تماس برقرار كنند و اصولا شاه به دليل باج هاي كلاني كه به سردمداران كاخ سفيد مي داد آنها را مجاب كرده بود كه هيچ مخالف قدرتمندي عليه رژيم در ايران وجود ندارد. در اغلب گزارش هايي كه در هفتاد جلد اسناد لانه جاسوسي وجود دارد اين مساله مورد تاكيد قرار گرفته است كه رژيم شاه در ايران داراي مخالف جدي پر قدرت و ذي نفوذي نيست .
    .9 نويسنده اعتراف مي كند كه ماموران آمريكايي به دليل غفلت از بسياري از ويژگي هاي مردم ايران با مسائل به شكل ساده برخورد كردند و آنچه باعث شرمساري امريكا در پيروزي انقلاب اسلامي شد اين بود كه امريكا قدرت يافتن راه حل را از دست داد و از يك بازنده مطلق به نام شاه حمايت كرد.
    آنچه در پايان اين گزارش قابل توجه است و براي همه آن ساده لوحاني كه تصور مي كنند امريكا حامي منافع ملت ايران و خواستار آزادي دموكراسي و حقوق بشر براي ايران است عبرت آموز خواهد بود اين است كه قدرت هاي استعماري در برقراري روابط با هر رژيمي حتي رژيمي مثل شاه كه در طول سلطه خود بر ايران بخش اعظم درآمدهاي ملي و امكانات مالي اين كشور را به جيب سرمايه داران امريكايي ريخت و در خوش خدمتي به سردمداران كاخ سفيد لحظه اي ترديد به خود راه نداد بيش از هر چيز به دنبال حفظ منافع خويش اند نه حفظ پايه هاي قدرت نوكران خود و اگر روزي فرا رسد كه لازم باشد براي حفظ منافع خود نوكران را فدا كنند چنين خواهند كرد.
    گرچه اسناد لانه جاسوسي آمريكا منبع قابل اعتنايي براي بازشناسي ريشه هاي بسياري از وقايع مربوط به دوره پنجاه ساله رژيم پهلوي است ولي هيچ گاه به طور جدي و عميق به اين اسناد نگاه نشده است . يكي از علل اين امر چرخش هايي است كه برخي جريان ها به سمت افكار غربي پيدا كرده اند
    ملت ايران با مطالعه اسناد لانه جاسوسي درمي يابد كه در ميهن ما زمينه خيانت در كدام جريان ها و چهره ها و احزاب سياسي بيشتر است . اسناد لانه جاسوسي كه هم اكنون با نگارش خاطرات دولتمردان و ماموران سياسي و جاسوسي كاخ سفيد بار ديگر مهر تاييد خورده است مي تواند بسياري را از ساده لوحي بيرون آورد