روزنامه جمهوري اسلامي 05/11/1385 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    باز اين چه نوايي است كه در ايران اسلامي طنين انداز شده و دل عاشقان حسيني را با اين بانگ حزن انگيز به لرزه درآورده است .
    دلباختگان حسيني در سراسر ايران اين روزها با سياهپوش كردن در و ديوار معابر حسينيه ها و مساجد و به راه انداختن دسته هاي عزاداري بر سوگ شهادت سيد و سالار شهيدان و خاندان و اصحاب مكرمش اشك ماتم مي ريزند و به خاطر ظلمي كه بر فرزند رسول خدا روا شده بر سر و سينه مي زنند. آري ماه محرم ماه حزن اهل بيت (ع ) و شيعيان ايشان و ماه احياي دين خداست . بي سبب نيست كه محرم را فصل رويش ايمان فصل دلدادگي فصل رهايي از بند نفس و خروش بر ظالم و پياده كردن احكام الهي مي نامند.
    محرم با چنين ويژگيهايي در پيش روي ماست . مكتب حياتبخش سالار شهيدان حسين بن علي (ع ) در طول تاريخ منشا حركتها و نهضت هاي بسياري بوده و توده هاي وسيعي از انسانها را احيا كرده كه شايد تازه ترين بركت آن همين پيروزي انقلاب اسلامي ايران باشد.
    ماه محرم ماه رهايي از ظلم انحراف و بدعت و خروش بر پيرايه هايي است كه به اسلام بسته شده است . از اين رو امام حسين (ع ) و خاندان و اصحاب گراميش در مقابل اين انحرافات ايستاده و خون خويش را سپر بلاي اسلام كردند. به همين لحاظ عزاداران حسيني با عنايت به فلسفه قيام حسيني بايد به دنبال احيا اين خط در جامعه بشري بوده و در اولين گام مراسم هاي عزاداري را از پيرايه هايي كه سنخيتي با فلسفه نهضت كربلا نداشته و به دور از شان ائمه اطهار مي باشد جدا پالايش كنند.
    امسال هم در يك تقارن ويژه كه سال 85 به اسم پربركت پيامبر اعظم (ص ) نام گذاري شده و ماه بهمن نيز نديم ماه محرم گرديده شايسته است ملت غيور و حسيني ايران به منظور يادآوري اصلي ترين هدف جهاد الهي امام حسين (ع ) احياي امر به معروف و نهي از منكر را به نشانه وجدان بيدار امت و معيار عشق و تعهد به مكتب اسلام در سرلوحه برنامه هاي عزاداري خود قرار داده و وعاظ و خطبا نيز نسبت به اشاعه فضائل و پالايش جامعه از محرمات به وظايف فرهنگي خود عمل نمايند.
    موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران در اين هفته نيز همچنان در دايره توجهات و تحركات محافل سياسي و تبليغاتي غرب و بويژه آمريكا قرار داشت . آمريكائيها كه اين پرونده را به عنوان محملي براي فشار سياسي به ايران و ايجاد ترمز در روند رو به گسترش نفوذ انقلاب اسلامي در منطقه و جهان مطمع نظر قرار داده اند هفته جاري اروپائيها را در قالب وزراي خارجه كشورهاي اتحاديه اروپا تحريك به صدور بيانيه اي براي اجرايي كردن تحريم هاي مورد نظر در قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران كردند. متاسفانه روند سه ساله فعل و انفعالات و مذاكرات هسته اي ما با اروپائيها نشان مي دهد كه طرف اروپايي اعتقادي به اتخاذ مواضع مستقل معقول و مبتني بر حقوق قانوني كشور ما نداشته و براساس ساز و كارهاي آمريكايي عمل مي كند . اينكه اتحاديه اروپا قطعنامه غيرحقوقي 1737 شوراي امنيت را مبناي برخي تصميم گيريهاي غيرمنطقي خود قرار دهد بي شك بيانگر نفوذ سياستهاي تحميلي كاخ سفيد بر پايتختهاي كشورهاي اروپايي است . براي ملت ايران هرگز قبول نيست درحاليكه اروپائيها برنامه هاي توسعه خود را براساس برخورداري بيشتر از نيروگاههاي اتمي قرار داده اند از جمهوري اسلامي ايران بخواهند پيشرفتهاي بومي جوانان و انديشمندان ايراني را كه در خدمت رفاه ايرانيان قرار دارد ناديده بگيرند و به فشارهاي آمريكا تن بدهند. طبعا اروپائيها بايد عواقب پيروي از سياستهاي يكجانبه گرايانه آمريكا را كه تاكنون راه به جايي نبرده و از اين پس هم فقط مي تواند تنظيم مناسبات ايران با كشورهاي اروپايي را بهم بزند برعهده بگيرند از اين رو بايد تا زمان باقيست از سياستهاي اقماري آمريكا فاصله گرفته و بر حقوق و وظايف مندرج در مقررات و پادمان هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي احترام بگذارند.
    قطعا اين بيانيه اتحاديه اروپا از جانب ايران به مثابه محدود كردن ساز و كارهاي ديپلماتيك و مسدود نمودن راه گفتگوهاي سازنده تلقي خواهد شد كه بر منافع متقابل طرفين تاثيرگذار بوده و چالش هاي جديدي را ايجاد خواهد نمود.
    هفته جاري بودجه سال 86 توسط رئيس جمهور به مجلس ارائه شد . ارائه ديرهنگام بودجه به مجلس گرچه امكان بررسي هاي لازم در محتواي بودجه را به حداقل مي رساند ولي جبران آن در گرو تلاش مضاعف و شبانه روزي نمايندگان و كميسيونهاي مختلف مجلس براي كيفي كردن لايحه و رسيدگي دقيق و كارشناسانه است كه توقع مي رود اين امر بخوبي محقق شده و مجلس به وظايف قانوني خود در اصلاح بودجه عمل كند.
    بحران عراق با وقوع ناآرامي هاي تازه و تشديد تحركات سياسي اشغالگران براي نجات از باتلاق خود ساخته در هفته جاري نيز ادامه يافت . در اين هفته شمار ديگري از مردم عراق در انفجارهاي گوناگون كه عمده آنها در بغداد صورت گرفت به كام مرگ فرو رفتند. تروريستهايي كه بدون ترديد از جانب قدرتهاي سلطه گر تغذيه تسليحاتي سياسي و مالي مي شوند طي هفته جاري نيز با بي اعتنايي تمام به اصول انساني دهها زن و مرد عراقي را كه در ميان آنها از فرقه ها و قوم هاي مختلف مشاهده مي شوند به خاك و خون كشيدند.
    اگرچه دولت عراق ناآرامي ها و خشونت ها را به عناصر طرفدار رژيم سابق و حزب بعث نسبت مي دهد ولي با توجه به استراتژي اشغالگران كه برپايه ايجاد تفرقه قومي و تشديد درگيري هاي مذهبي استوار شده است ترديدي وجود ندارد كه اين عوامل خشونت گرا بدون حمايت اشغالگران امكان انجام چنين عمليات پيچيده و گسترده اي را ندارند. اهداف تروريست ها و اشغالگران در عراق منطبق برهم است و هر دو طرف مايل به شكست دولت كنوني و بي كفايت نشان دادن آن هستند تا زمينه را براي دست گرفتن قدرت توسط جناح رقيب شيعه آماده سازند.
    اين دو عنصر يعني گروه هاي زياده طلب عراقي و همچنين اشغالگران حاضر در عراق در حقيقت با تشكيل اتحاد اعلام نشده در تلاش هستند به هر صورت ممكن از بقا و پيروزي ائتلاف حاكم فعلي جلوگيري نمايند چرا كه موفقيت كامل دولت شيعه ضمن طرد هميشگي اقليت زياده طلب عراقي از صحنه سياسي منافع اشغالگران را با تهديد جدي مواجه مي كند.
    اشغالگران غربي كه با صرف هزينه سنگين مالي و نظامي به عراق لشكركشي كرده اند هرگز هدف آنها كمك به روي كارآمدن دولتي شيعي با ماهيتي ضد استعماري نبوده و دولت فعلي عراق را صرفا از روي ناچاري و استيصال پذيرفته اند. اشغالگران كه به طور غيرمنتظره با پيروزي جناح شيعه در انتخابات مجلس سال گذشته روبرو شدند در طول يكسال و نيم گذشته تلاش گسترده اي را براي محدود كردن قدرت دولت و مانع تراشي در برابر برنامه ها و اقدامات آن صورت داده اند كه فهرست وار مي توان به اخلال در نتايج انتخابات با هدف كاهش كرسي هاي شيعيان اعمال نفوذ در تعيين وزيران وزارتخانه هاي مهم و حساس جلوگيري از نخست وزيري مجدد ابراهيم جعفري خودداري از تحويل مسئوليت امنيتي به دولت عراق و در مقطع فعلي نيز توطئه وارد ساختن دولت در جنگ طايفه اي اشاره كرد.
    آنچه كه از موضع گيري ها و اظهارات اخير اشغالگران آمريكايي قابل استنباط است تلاش آنها براي ايجاد شكاف ميان پيروان اهل تشييع و تسنن و بدبين ساختن آنان نسبت به يكديگر است تا شايد اين اختلاف افكني و بحران سازي تازه بتواند اشغالگران را كه كاملا در منجلاب عراق گرفتار شده اند نجات دهد. اشغالگران درصدد هستند دامنه توطئه خود را به خارج از مرز عراق نيز تعميم داده و با فرافكني بحران عراق و كشاندن منطقه به يك جنگ مذهبي مفري براي فرار از عراق پيدا نمايند.
    طي هفته جاري بحران لبنان با اعتصاب و اعتراض گسترده مخالفان دولت به اوج رسيد و تحولات اين كشور را به مرحله جديدي وارد ساخت . اين رخداد سير سقوط دولت سنيوره را شتاب بخشيد. رهبران جناح مخالف دولت غربگراي لبنان با بسيج هواداران خود يكبار ديگر بر تاثيرگذاري خود در صحنه لبنان مهر تائيد گذاشته و قدرت خود را به رخ جناح موسوم به « 14 مارس » كشيدند .
    اعتراضات گسترده روز سه شنبه لبنان مشخصات يك اعتراض ملي را داشت و نتيجه غيرقابل انكاري بر معادلات سياسي لبنان در آينده خواهد گذاشت . رهبران مخالف اعلام نموده اند فعلا اعتراض ها را معلق مي سازند و دولت را تهديد كرده اند مرحله بعدي شديدتر خواهد بود. در اين ميان فواد سنيوره نخست وزير لبنان روز گذشته راهي فرانسه شد تا در كنفرانس موسوم به « پاريس 3 » شركت كند . اين كنفرانس كه با محوريت بررسي تحولات لبنان و با شركت مقامات كشورهاي غربي برگزار مي شود تلاش تازه اي از سوي متحدين غربي دولت لبنان است تا مانع سقوط دولت شوند. آمريكا اعلام كرد در كنفرانس « پاريس 3 » يك كمك 230 ميليون دلاري در اختيار دولت سنيوره قرار خواهد گرفت و ضمن اينكه مقامات اين كشور نيز تاكيد كرده اند از هيچ اقدامي در حمايت از دولت سنيوره كوتاهي نخواهند كرد.
    اين مداخله آشكار غربي ها در لبنان و جانبداري از يك جناح از عوامل اصلي تداوم بحران لبنان محسوب مي شود و جناح موسوم به « 14 مارس » با تكيه بر همين حمايت هاست كه كماكان بر مواضع غيراصولي خود اصرار مي ورزد.
    با اينحال با توجه به شرايط حاضرو تحولات تازه بويژه پس از شكست خفت بار تهاجم تابستان گذشته رژيم صهيونيستي به لبنان و تغيير معادلات داخلي اين كشور بعيد به نظر مي رسد كه جريان غربگراي لبنان بتواند در برابر فشارهاي موجود دوام زيادي بياورد.
    ديدار ابومازن و خالد مشعل در دمشق مهمترين تحول فلسطين طي هفته جاري بود. در اين ديدار طرفين كه پس از مدتها زمينه سازي صورت گرفت پيرامون تشكيل دولت وحدت ملي فلسطين بحث شد. اگرچه دو طرف اعلام كردند درباره تشكيل دولت وحدت ملي توافق نظر دارند ولي بر لاينحل بودن برخي اختلافات نيز تاكيد كردند. البته بايد در نظر داشت اين « برخي اختلافات » همان اختلاف نظر اساسي بين جنبش فتح و حماس است . اين اختلاف بر سر شناسايي رژيم صهيونيستي است كه به عنوان اصلي ترين عامل شكست مذاكرات قبلي بوده است . فتح اصرار دارد حماس از اصول مورد نظر خود مبني بر عدم شناسايي رژيم صهيونيستي دست بردارد تا زمينه براي ادامه مذاكره و سازش با اسرائيل فراهم شود و اين درحالي است كه حماسي ها تاكيد كرده اند هرگز رژيم صهيونيستي را به رسميت نخواهند شناخت ضمن اينكه معتقدند مذاكرات سازش تاكنون به جز زيان و ضرر حاصلي براي ملت فلسطين نداشته است .