
تحول ها و انقلاب هاي دروني و روحي در صورتي بنيادين و اساسي
مي باشد كه از « آزادانديشي » سرچشمه يابند و سپس در صحنه ها و
عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي و نظامي در رفتار و مواضع و
عملكردها متجلي گردند. در غير اين صورت
مستحكم و استوار نخواهند بود
و تزتزل و فروريختن آنها قطعي و حتمي مي باشد.
تحول ناشي از آزادانديشي
پايدار و مستمر است
زيرا انسان متحول
شده فكر و انديشه خويش را از همه وابستگي هاي بازدارنده راه رشد
مي زدايد و موانع رسيدن به حقيقت را مرتفع مي سازد و به اين ترتيب قدرت
و توان مي يابد كه حق را از باطل و راه را از بيراهه و هدايت را از ضلالت
بازشناسد.
آزادانديشي اصل و عنصري محوري و مبنايي به شمار مي رود و با
حضور و نقش آفريني خود در عرصه هاي فعاليت هاي سياسي و اجتماعي و
جنبش ها و نهضت ها
راهگشاي انسان هاي مردد و به درون خزيده براي
شناسايي جريان ها و جبهه هاي حق و باطل مي گردد. همين عنصر نيرومند
است كه موجب مي گردد افراد و گروه هاي اسير در حلقه هاي اسارت هاي
فكري و فرهنگي و سياسي ناشي از تحركات مسموم تبليغاتي عوامل
حكومت هاي باطل و اسلام ستيز
از خرافه ها فاصله گيرند و به واقعيت ها
برسند و به نفي تعصب ها و جانبداري هاي كور بپردازند و به تعصب ها و
جانبداري هاي صحيح و مبتني بر آگاهي كه به دفاع از حق مي انجامد
گرايش
يابند.
همچنين نقش آفريني عنصر آزادانديشي است كه موجب مي گردد
فروخفتگان در آغوش جهل و ناداني
به دانايي و آگاهي دست يابند و از
تفكرات و رفتار و عملكردهاي سطحي و قشري
به تفكرات و تحركات و
عملكردهاي عميق و ژرف رهنمون شوند.
اگر بخواهيم به بنيادي و اساسي بودن تحول ها و انقلاب هاي دروني
وقوف و آگاهي حاصل كنيم
بايد به نظاره رفتار و عملكردهاي تحول يافتگان
بنشينيم و بنگريم كه آيا آثار و نتايج اين تحولات در اعمال گوناگون آنان به
ظهور و بروز درآمده است يا نه
« زهيربن قين » كه يك انسان تحول يافته مي باشد و در مواجهه و ديدار با
حضرت امام حسين (ع ) به گذشته تباه خود در دفاع از جبهه بني اميه پشت
مي كند و نسبت به جريان سياسي و مكارانه « خونخواهي عثمان » شناخت و
بينش كسب مي نمايد
شخصيتي است كه با عملكردهاي زيبا و شگفت انگيز
خود در نهضت مقدس كربلا نشان مي دهد كه خاستگاه تحول او
« آزادانديشي » است و به راستي از زندان جهل و سطحي نگري و تعصب هاي
كور رهايي يافته و به فضاي گسترده آگاهي و شناخت و دانايي و خردورزي
وارد گرديده است .
نظاره مواضع مستحكم سياسي و عملكردهاي دقيق و عميق و شجاعانه
او در نهضت عاشورا نشان مي دهد كه او در اوج ايمان و خلوص و آگاهي به
جبهه امام حسين (ع ) و يارانش پيوسته است .
1 ـ زهيربن قين به نيكي مي داند كه به پيروي و تبعيت از « امام جهاد » درآمده
است
و او فرزند علي (ع ) است كه لحظه اي از تقابل و تعارض با جريان هاي
باطل فكري و سياسي غفلت نورزيد و خون پاك و مطهرش را در راه اعتلاي
دين و صيانت از مصالح مسلمين و براي پيكار مستمر با ظلم و جور و فساد و
تباهي تقديم اسلام نمود.
امام حسين (ع ) نهضتي را آغاز كرد كه جهاد و مبارزه با حكومت بني اميه
در ابعاد و جلوه هاي مختلف يك « اصل ثابت » آن مي باشد. بنابراين زهيربن
قين
آماده و مهياي جهاد تا مرز شهادت شده است و اين اشتياق در سيماي
او و سخنان و مواضع و رفتارش آشكار و نمايان است .
وقتي امام حسين (ع ) با حربن يزيد رياحي مواجه مي شود و سخنان
امام (ع ) در او تاثير نمي گذارد و به ره گيري و تعقيب كاروان كربلا ادامه
مي دهد
زهيربن قين به نزد پيشواي خويش حاضر مي شود و اينگونه بي تابي
خود براي آغاز كردن جهاد عليه جبهه بني اميه را اعلام مي نمايد :
« اي فرزند رسول خدا
اگر با اينان وارد جنگ و جهاد شويم
براي ما
بهتر و آسان تر است تا نيروهاي كمكي به آنها ملحق شوند. »
امام حسين (ع ) در پاسخ مي فرمايد :
« ما نمي خواهيم آغازگر جنگ باشيم . » 1
زهيربن قين كه مشتاق جهاد است
با استدلال متقن امام (ع ) كه به يك
اصل اسلامي و منطبق با سيره و روش پيشوايان دين (ع ) استناد مي ورزد
سكوت مي كند و در تبعيت و فرمانبري كامل حضرت اباعبدالله الحسين (ع )
درمي آيد و به اين وسيله
علاوه بر اعلام آمادگي براي جهاد در راه دين
جلوه ديگري از تحول عملي خويش در پيروي از خط مشي و تصميم
امام (ع ) را به نمايش مي گذارد.
2 ـ حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) پس از ورود به خاك كربلا
خطبه اي ايراد
مي كند كه در آن از اوضاع نابسامان دنياي دون و عملكردهاي تباه
گرفتارشدگان در زنجيرهاي اسارت هاي ناشي از جهل و جمود و تحريف ها و
بدعت هايي كه حكومت بني اميه در دين به وجود آوردند كه در اثر آن مردم از
عمل به حق مي گريزند و به باطل انس مي گيرند
سخن به ميان مي آورد.
امام (ع ) مي فرمايد :
« آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي كنند و از باطل كناره نمي گيرند در
چنين وضعي انسان مومن حق دارد آرزوي مرگ و لقاي پروردگار
كند.
بدانيد و آگاه باشيد كه من مرگ را عين سعادت و رستگاري مي دانم
و
زندگي با ستمگران را عذاب و شكنجه اي دردناك . »
زهيربن قين پس از تصريح امام حسين (ع ) به حيات فاني دنيا و آرزوي
مرگ در راه خدا
از جاي برمي خيزد و اينگونه با صلابت و استواري اعلام
وفاداري مي كند و اشتياق خويش را به شهادت در راه پيشواي خويش
متجلي مي سازد :
« اي فرزند رسول خدا
اگر زندگي و حيات دنيا جاودانه و ابدي هم بود
ما همراهي با شما و كشته شدن با شما را ترجيح مي داديم . » 2
زهيربن قين
پس از اعلام آمادگي براي آغاز كردن « جهاد » عليه جبهه
باطل و پيشنهاد جنگ عليه سپاه حر
اينك اشتياق خويش به « شهادت » در
راه خدا را نيز اعلان مي نمايد.
او سخني عجيب و شگفتي زا كه نشانگر تجلي عيني و عملي انقلاب
دروني در رفتار و كنش و سلوكش مي باشد بر زبان جاري مي نمايد و اعلام
مي كند كه اگر حيات و زندگي دنيا
جاودان و ابدي بود و بهره برداري از
نعمت هاي الوان و سرشار و لذت هاي گوناگون آن براي هميشه تداوم داشت
و انسان را مرگ دربرنمي گرفت
بازهم آن را رها مي نمود و در ركاب امام
جهاد و شهادت و در راه اهداف و آرمان هاي مقدسش براي مبارزه با ظلم و
جور و جهل و گمراهي
به خاك و خون خويش مي غلتيد.
3 ـ در عصر روز تاسوعا كه سپاه عمر سعد به سوي خيمه هاي جبهه حق
حركت كردند
حضرت عباس (ع ) از سوي امام حسين (ع ) با آنها سخن گفت
و به نزد امام (ع ) بازگشت . در همين هنگام حبيب بن مظاهر يكي از افراد سپاه
خصم به نام « عزره » را مورد خطاب قرار داد و گفت :
« شما بدقومي هستيد كه قصد داريد فرزند رسول خدا(ص ) را به قتل
برسانيد. »
عزره در پاسخ به حبيب بن مظاهر گفت :
« امشب سعي كن خود را با توبه پاك گرداني »
در اين هنگام زهيربن قين به سخن آمد و پاسخ داد :
« خداوند او را پاك و مطهر ساخته است » .
عزره به زهيربن قين نگريست و گفت :
« اي زهير
تو كه در خط و مشي اهل بيت نبودي و همواره در جهت و
مسير مخالفان آنان قرار داشتي !
زهير بن قين پاسخ داد :
« آري
من نامه براي او ننوشتم و قاصدي هم به سوي او نفرستادم وعده
ياري هم به او ندادم
ولي سفر و پيمودن راه
من و او را به يكديگر رساند. با
مشاهده حسين
پيامبر را به ياد و خاطر آوردم و مصمم شدم تا از امام خود
حمايت كنم و در جبهه حق باشم و جان خويش را فدايش
سازم . » 3
زهيربن قين در اين موضع گيري و حركت زيبا
با استواري و استحكام
اولا در پاسخ به كنايه و سرزنش عزره كه صحابي پاك امام حسين (ع ) يعني
حبيب بن مظاهر را گناهكار مي نامد و او را به توبه دعوت مي نمايد
از شخصيت والاي او دفاع مي كند و اعلام مي نمايد كه حبيب بن مظاهر به
دليل ايمان خالص و زلال به حضرت پروردگار و پيامبر خدا و خاندان
مطهرش
و نيز به دليل عبادت ها و فضايل اخلاقي و عملكردهايش در مسير
ياري رساني به دين حق
به طهارت و پاكي و تقوا نائل آمده است
و اين
كنايه ها و مذمت ها مستحق شما حاميان بني اميه است كه به محاصره فسق و
معصيت و جهل و جمود و سطحي نگري در آمده ايد و براي جنگ با اهل بيت
پيامبر(ص ) آماده و مصمم شده ايد.
ثانيا به اين عنصر فاسد از سپاه خصم يادآور ميشود كه اگرچه من در
گذشته در جبهه مخالفان اهل بيت (ع ) بودم
ولي مانند شما فاسقان براي امام
حسين (ع ) نامه ننوشتم و قاصد و پيك نفرستادم و پيمان و ميثاق ياري و
مساعدت ندادم و سپس در مقابل او به عناد و دشمني نايستادم و كمر به قتل
فرزند رسول خدا(ص ) نبستم .
ثالثا من به خويشتن اسلامي خويش بازگشتم و از جبهه معاويه و عثمان
و جريان هاي سياسي وابسته به آنان كه ترويج كننده « اسلام بني اميه » و
ستيزنده با « اسلام محمدي (ص ) » مي باشند
كناره گرفتم و پرده هاي
سطحي نگري و جهالت و تعصب هاي كور را دريدم و به جبهه حق پيوستم
و امروز اين تحول و انقلاب دروني به گونه اي در تمام تار و پود من ريشه
دوانده است كه با اراده و اختيار و عشق و ايمان و اشتياق
خود را براي
شهادت در راه نهضت مقدس امام حسين (ع ) مهيا كرده ام .
4 ـ حضرت امام حسين (ع ) به دليل مشاهده آثار عملي تحول ناشي از
آزادانديشي زهيربن قين
چنان به او اعتماد مي نمايد كه يكي از مناصب مهم
فرماندهي سپاهش را به او واگذار مي كند.
امام (ع ) در روز عاشورا
زهيربن قين را به فرماندهي جناح راست سپاه
خويش منصوب مي سازد
و او پس از امام حسين (ع ) اولين كسي بود كه
سواره و مسلح
مقابل دشمن قرار گرفت 4.
5 ـ در روز عاشورا
آن گاه كه حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) و ياران
فداكارش به « نماز » مي ايستند و زيباترين جلوه عشق و پرستش را در
سخت ترين شرايط و در مقابل تجمع سپاه خصم و با خطر هجوم تيرهاي
مستقيم آنان
به نمايش درمي آورند
زهير بن قين سينه خود را در برابر
نيروهاي دشمن سپر كرد تا امام (ع ) و يارانش به نماز بايستند و اين عبادت
بزرگ الهي را كه ركن دين است در وقت خود به جا آورند5.
زهير بن قين در اين صحنه بسيار ملكوتي و معنوي
از آن جا كه شيفته
شهادت است
در اوج شناخت و بصيرت و آگاهي جان خويش را آماده
قرباني در مسلخ عشق مي كند تا به اين وسيله بالاترين مرتبه تحول عملي را
در مسير عبور از اسلام بني اميه ـ كه آلوده به جهل و جمود و خرافه و
تحريف و مطامع حزبي و سياسي است ـ و پذيرش اسلام ناب محمدي ـ كه
اسلام دانش و بينش و آگاهي و خردورزي و آزادگي و حريت و حفظ كرامت
و ارزش هاي انساني است ـ به ظهور و عينيت كامل درآورد
و به راستي او در
كار خويش
موفق و سرافراز است .
سرانجام زهير بن قين در اوج شناخت و شهامت در ميدان كارزار حاضر
مي شود و به آرزوي خويش كه شهادت در راه پاك حضرت امام حسين (ع )
بود
نائل مي آيد.
شخصيت تحول يافته و به حق پيوسته زهير بن قين به گونه اي براي
پيشواي جهاد و شهادت حضرت امام حسين (ع ) ارزشمند و والا و رفيع
است كه وقتي همه فرزندان و اصحابش به خاك و خون مي غلتند و امام (ع )
تنها مي ماند
زهير و برخي ديگر از ياران به خون خفته اش را اينگونه ندا
مي دهد :
« اي مسلم بن عقيل
اي هاني بن عروه
اي حبيب بن مظاهر
اي زهير بن
قين ... اي دليران خالص
اي پا در ركابان روز كارزار و نبرد
اي كريمان و
بزرگواران
برخيزيد و اين طاغيان پست را از حرم رسول خدا دور كنيد . » 6
به اين ترتيب
عنصري كه زماني در تنگناي حلقه هاي اسارت هاي فكري
و تعصبات و جانبداري هاي سياسي جبهه منحط اموي گرفتار آمده بود و
موريانه هاي جهل و خرافه و سطحي نگري پيكر جان و روحش را مي خورد و
از بين مي برد
با آزادساختن « فكر و انديشه » و تعمق در ژرفاي « دين » و
حقانيت شخصيت والا و مطهر حضرت امام حسين (ع ) و راه پاك و حركت
و نهضت مقدسش
به نجات و رستگاري و حيات جاودان و ابدي نائل
مي آيد.
تحول و انقلاب دروني زهيربن قين و تجلي جلوه ها و آثار عملي آن در
رفتار و عملكردهاي سياسي و نظامي او و فرجام نيك و سعادت جاودانه اين
شخصيت والا
يك « راه » است براي همه افراد و گروه ها در تمام اعصار و
زمان ها
كه از « بيراهه » هاي جهل و سطحي نگري كناره گيرند و به نفي
تعصبات حزبي و مطامع جناحي بپردازند و هرگز « دين » را ملعبه دست
خويش براي كسب « قدرت » نكنند و توده هاي مردم را « پل عبور » براي
دست يازي به جاه و مقام و رياست و شهرتي كه شايسته آن نيستند و از آنها
نه براي « خدمت »
كه براي « خيانت » به حقيقت دين بهره برداري مي كنند
نسازند.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع )
به كوشش محمد دشتي
انتشارات
مشهور
ص 256 و 257
2 ـ حماسه عاشورا
محمد شفيعي
انتشارات سازمان تبليغات اسلامي
ص
117
3 ـ همان منبع
ص 118
4 ـ فرهنگ عاشورا
جواد محدثي
نشر معروف
ص 218
5 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع )
ص 594
تحول و انقلاب دروني عناصر سياسي خارج از نهضت امام
حسين (ع ) و فرجام نيك و سعادت جاودانه آنان
يك « راه »
است براي همه افراد و گروه ها در تمام اعصارو زمان ها
كه از
« بيراهه » هاي جهل و سطحي نگري كناره گيرند و به نفي
تعصبات حزبي و مطامع جناحي بپردازند و هرگز « دين » را
ملعبه دست خويش براي كسب « قدرت » نكنند و توده هاي مردم
را « پل عبور » براي دست يازي به جاه و مقام و رياست و شهرتي
كه شايسته آن نيستند و از آنها نه براي « خدمت »
كه براي
« خيانت » به حقيقت دين بهره برداري مي كنند
نسازند
« آزادانديشي » اصل و عنصري محوري و مبنايي به شمار
مي رود و با حضور و نقش آفريني خود در عرصه هاي
فعاليت هاي سياسي و اجتماعي و جنبش ها و نهضت ها
راهگشاي انسان هاي مردد و به درون خزيده براي شناسايي
جريان ها و جبهه هاي حق و باطل مي گردد. همين عنصر
نيرومند است كه موجب مي گردد افراد و گروه هاي اسير در
حلقه هاي اسارت هاي فكري و فرهنگي و سياسي ناشي از
تحركات مسموم تبليغاتي عوامل حكومت هاي باطل و ستيزنده
با اسلام
از خرافه ها فاصله گيرند و به واقعيت ها برسند و به نفي
تعصب ها و جانبداري هاي كور بپردازند و به جانبداري هاي
صحيح و مبتني بر آگاهي كه به دفاع از حق مي انجامد
گرايش
يابند

|