روزنامه جمهوري اسلامي 02/11/1385 صفحه سرمقاله
*****
عملكرد پرتناقض آژانس


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    محمد البرادعي مديركل آژانس بين المللي اتمي ضمن اعلام اينكه در ايران هيچ گونه تاسيسات اتمي اعلام نشده اي وجود ندارد افزود : طي چهار سال بازرسي هاي فشرده از تاسيسات هسته اي ايران كمترين نشانه اي دال بر وجود تاسيسات هسته اي اعلام يافت نشده است . وي در اين زمينه مصاحبه اي تفصيلي انجام رسانيده كه محورهاي اصلي آن را مي توان اينگونه فهرست كرد :
    نبايد مذاكره با ايران را يك پاداش تلقي كرد. مذاكره مي تواند پيش شرط تغيير رفتار باشد.
    ايران با توليد سلاح هسته اي دستكم 4 تا 9 سال فاصله دارد . ايران تاسيسات اعلام نشده اي ندارد و اگر داشت اين زمان كوتاهتر مي شد.
    من به شدت نگران خروج ايران از « ان .پي .تي » هستم . چرا كه تجربه كره شمالي عينا تكرار مي شود. ديديد كه در برخورد با كره شمالي هيچ كاري نتوانستيم بكنيم . اولويت من نگذاشتن ايران درون سيستم « ان .پي .تي » است .
    اين اظهارات البرادعي اگر چه حاوي نكات مثبت و مهمي است ولي توجه به اين نكته لازم است كه گزارش هاي وي عموما حاوي نكات مثبت و منفي بوده است و در مواردي تحت فشار قدرتهاي شيطاني نكات مبهم و ترديد آميزي در متن گزارشات وي گنجانيده شده است . با اينهمه در تمامي گزارش هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي موضوع پايبندي ايران به مقررات ان .پي .تي و فقدان تاسيسات اظهار نشده مورد تصريح قرار گرفته است .
    نبايد از نظر دور داشت كه يك محور ديگر در متن مصاحبه البرادعي وجود دارد كه در ماههاي اخير از اهميت بيشتري برخوردار شده و آن تاكيد مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي بر مذاكره و نفي تحريم ايران است . البرادعي اصرار مي ورزد كه تحريم نه تنها بي نتيجه است بلكه ايران را در ادامه مواضع كنوني مصمم تر مي كند كه البته حرف صحيحي است . اما نكته مهمتري هم هست كه كمتر مورد تصريح قرار گرفته و آن سوتدبير آژانس بين المللي انرژي اتمي است كه باعث ارجاع موضوع فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران به شوراي امنيت گرديده است .
    فراموش نكنيم كه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران دقيقا در چارچوب حدود و حقوق مصرحه در « ان .پي .تي » صورت گرفته و مطلقا مشكلي براي صلح و امنيت بين المللي بوجود نياورده است كه ضرورتي به ارجاع آن در شوراي امنيت احساس شود.
    در اين زمينه موضوعات كليدي و مهمي وجود دارد كه نبايد از كنار آنها به سادگي بگذريم .
    1 ـ متاسفانه مشكل بزرگ آژانس بين المللي انرژي اتمي اينست كه تحت تاثير فشارهاي وارده قرار مي گيرد و به ابزاري در جهت تامين اهداف ديگران تبديل مي شود. آمريكا و صهيونيست ها بيشترين سواستفاده را از آژانس بعمل آورده اند و دقيقا توانسته اند ديدگاههاي خود را به آژانس ديكته كنند و بطور همزمان گزارش هاي آژانس را مطابق نقطه نظرات خود تنظيم كنند يا تغيير دهند. اين ايراد بزرگي است كه به آژانس و عملكرد شخص مديركل آن وارد است كه تحت تاثير سياستهاي غرض آلود آمريكا و صهيونيست ها قرار گرفته و به اهرم فشار آنها تبديل شده است .
    اگر آقاي البرادعي نگران است كه تحريم كارساز نيست و حتي از حمله نظامي عليه سياست هسته اي ايران كاري بر نمي آيد و بايستي با مذاكره و تفاهم در جهت رفع نگرانيها اقدام شود اين ايراد اساسي به خود آنها وارد است كه چرا به آمريكا و صهيونيست ها فرصت دادند كه در متن گزارش ها و موضع گيريهاي رسمي آژانس دخالت كنند و مطابق خواسته هاي خود از اهرم آژانس سواستفاده نمايند هنوز هم اين ايراد بزرگ به آژانس و شوراي حكام وارد است كه چرا زمينه هاي ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت را فراهم كردند كه امروز خواهان اصلاح اين مسير و جبران خسارات آن شوند
    2 ـ موضوع مهم ديگر « برخورد دوگانه » و وجود « استاندارد دوگانه » در رفتار و ارزيابي ها و مواضع آژانس است . آژانس بين المللي انرژي اتمي از يكطرف چشمان خود را بر واقعيت هاي عيني در اسرائيل بسته و حتي اعترافات صريح مقامات صهيونيستي به وجود بمب اتمي در اسرائيل را هم ناديده و ناشنيده مي انگارد ولي بطور همزمان حتي در همين مصاحبه اخير البرادعي انجام بازرسيهاي فشرده 4 ساله از تمام نقاط دلخواه در ايران را كافي نمي داند و تصريح مي كند : « ولي ما هنوز هم نمي توانيم همه چيز را صد در صد تاييد كنيم ! »
    اگر قرار بر بهانه جويي از يكطرف و برخورد دوگانه از سوي ديگر باشد حتي باديدن بمب اتمي در اسرائيل هم مي توان بر روي حقايق عيني و ملموس هم سرپوش گذاشت و اعلام نمود كه شايد اين وسيله جديدي براي ارتقا دمكراسي در خاورميانه باشد كه بكمك آن بتوان ملتهاي منطقه را با تمدن جديد آشنا ساخت !
    3 ـ متاسفانه اظهارات البرادعي همواره تلفيقي از مطالب صحيح جملات ابهام آميز تفسيرهاي كشدار نكات چند منظوره و جمع بنديهاي غيرفني است كه از اهداف سياسي ـ تبليغاتي قدرتهاي شيطاني الهام گرفته و فقط در جهت نيات كساني است كه نقاب صلح و امنيت جهاني بر چهره زده اند ولي دقيقا عليه صلح و امنيت جهاني عمل مي كنند.
    كيست كه نداند بحرانهاي امروز خاورميانه و عراق از زير خاكستر گزارش هاي قبلي آژانس درباره عراق زبانه كشيده و منطقه را در لهيب آتش تجاوزات جنون آميز آمريكا و انگليس و مزدوران محلي آنها سوزانيده است
    مواضع دو پهلو اظهارات مبهم و گمانه زني هاي غيرفني تلفيقي نفرت انگيز از سياستهاي ضد انساني آمريكا و صهيونيست ها عليه دنياي اسلام بوده و هست كه متاسفانه توسط يك مسلمان در صدر آژانس اعلام مي شود و حال آنكه توسط دشمنان اسلام ديكته شده است .
    اين براي آقاي البرادعي شرم آور است كه رياستش تا اين اندازه براي مسلمانان جهان خسارت بار بوده و هست .
    4 ـ اينكه قدرتهاي شيطاني به دنبال چه اهدافي هستند موضوع نامكشوف و مجهولي نيست ولي نه آژانس بين المللي انرژي اتمي نه شوراي حكام آن نه سازمان ملل و نه شوراي امنيت هيچكدام قادر نيستند چنين اهداف شومي را پنهان سازند و يا چهره مقبول و موجهي به اهداف سلطه جويانه قدرتهاي شيطاني بدهند.
    آژانس بين المللي انرژي اتمي چگونه مي تواند اين تناقض آشكار را توجيه كند كه يك كشور داراي حق حاكميت و عضو « ان .پي .تي » حتي در چارچوب « ان .پي .تي » هم از حقوق مصرحه در همان پيمان محروم باشد ولي يك رژيم مجعول در يك سرزمين اشغالي كه هيچ اعتنائي به « ان .پي .تي » ندارد و آنرا نپذيرفته حتي در صورت اعتراف به وجود سلاح اتمي از هرگونه بازخواست نظارت و پاسخگوئي مصون باشد و علاوه بر آن در موضع تحميل نظراتش بر ديگران براي كل آژانس سياستگذاري كند و مواضعش موضع رسمي آژانس و شوراي حكام شود
    اين تناقضات به همين جا ختم نمي شود. اگر غني سازي اورانيوم بزرگترين جرم ايران است چرا غني سازي اورانيوم براي برزيل كره جنوبي و ساير كشورها هرگز حساسيت برانگيز نبوده است غني سازي مطابق مفاد « ان .پي .تي » جزو حقوق اعضاي اين پيمان است .
    عملكرد پرتناقض آژانس قابل تحمل نيست و اظهارات آقاي البرادعي نيز نمي تواند مشكلي را در مقطع كنوني حل كند چرا كه عملكرد وي اعتبار اين نهاد بين المللي را به كلي زير سئوال برده و آنرا به چماقي در خدمت منافع استعماري آمريكا و صهيونيست ها تبديل كرده است .