روزنامه جمهوري اسلامي 28/10/1385 صفحه عقيدتي

  • ديدگاه علامه طباطبايي درباره اعجاز علمي قرآن
  • ياد خدا جلاي قلب ها
  • *****
    ديدگاه علامه طباطبايي درباره اعجاز علمي قرآن




  • سپاس خداي را كه رداي عقل بر قامت انسان برافراشت و با عنصر عقل و نور وحي او را بر ساير كائنات عالم برتري داد.
    آيات زيادي در قرآن وجود دارد كه از انسانها دعوت به تفكر و بررسي نظام هستي و تمام جوانب زندگي كرده است . اين آيات شامل تمام علوم طبيعي و تطبيقي مي باشند. با اين وجود نمي توان قرآن را دايره المعارف و يا كتابي در رشته هاي علوم طبيعي دانست كه يك فيزيكدان يا بيولوژيست و يا متخصصان ديگر رشته هاي علوم طبيعي هرگاه نياز داشته باشند در خصوص رشته هاي خودشان به آن مراجعه كنند ولي همين فيزيكدان ها و شيمي دان ها و غيره هرگاه به قرآن رجوع كنند و آن را بخوانند هيچ گاه ميان مباحث علمي مورد نظرشان با مفاهيم و اهداف علمي كه در آيات قرآن به آنها اشاره شده است تناقصي نخواهند يافت . زيرا قرآن كتابي است الهي و آسماني .
    « ما فرطناالكتاب من شي .... ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم » سوره انعام آيه 38
    تجليل قرآن از علم
    علامه طباطبايي در اين باره مي نويسد : « تجليل و تمجيدي كه قرآن كريم از علم و دانش نموده نظير آن در هيچ كتاب آسماني ديگر يافت نمي شود و در اين باره همين بس كه قرآن زمان توحش اعراب را كه عهد پيش از اسلام بود زمان « جاهليت » نام نهاده است .
    قرآن مجيد در صدها آيه به طرق مختلف نام علم و دانش را به ميان آورده و بيشتر آنها در مقام بزرگداشت آن مي باشد. « علم الانسان ما لم يعلم » سوره علق آيه 5
    « هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون » سوره زمر آيه 9
    قرآن در آيات بسياري به تفكر در آيات آسمان و ستارگان و اختلافات عجيبي كه در اوضاع آنها پديد مي آيد و نظام متقني كه بر آنها حكومت مي كند دعوت مي كند. قرآن كريم با ترغيباتي كه به تعليم علوم مختلف نمود خود متصدي تعليم يك دوره كامل از معارف الهيه و كليات اخلاق و فقه اسلامي گرديده است . (1 )
    « آياتي كه علامه طباطبائي اشاره مختصري به علمي بودن آن داشتند »
    1 ـ رابطه كوهها و زلزله
    و آيه « القي في الارض رواسي ان تميدبكم » سوره لقمان آيه 10
    علامه بطور بسيار خلاصه مي فرمايند : يعني كوه هاي شامخي در زمين نهاد تا زمين دچار اضطراب نگشته و شما را مضطرب نكند و اين خود اشعار دارد بر اينكه بين كوه ها و زلزله رابطه اي مستقيم است . (2 )
    2 ـ علم انگشت نگاري .
    و آيه « بلي قادرين علي ان نسوي بنانه » سوره قيامه آيه 4
    علامه بعد از آنكه درباره خلقت عجيب براي دست به خصوص انگشت توضيح فرموده مي نويسند : « علاوه بر شكل هاي گوناگون و خطوطي كه لايزال اسرارش براي انسان كشف مي شود » (3 )
    3 ـ جاذبه زمين
    و آيه « في الارض يمسون مطمئنين سوره اسري آيه 95
    علامه مي فرمايند : « و از لطايف قرآن تعبيري است كه در آيه مورد بحث از زندگي زميني كرده چه رفتن و انتقالي از اين سو به آن سوي زمين و قرار داشتن تحت جاذبه زمين از روشن ترين خواص زندگي مادي زمين است . » (4 )
    4 ـ تاثير وزن در رويش نباتات
    « وانبتنا فيها من كل شي موزون » سوره حجر آيه .19 به يك حقيقت علمي ديگر اشاره نموده و آن اينست كه كه وزن در روييدن نباتات موثر است و اين خود يكي از حقايق علمي امروز است كه قرآن كريم گوي سبقت را در آن از همه آكادمي هاي علمي جهان ربوده است و كشف اين اسرار در چهارده قرن قبل از قرآن كريم دست كمي از معجزه ندارد بلكه همان معجزه است . (5 )
    5 ـ پيدايش باران
    « و انزلنا من السما ما » سوره حجر آيه .22 در اين آيه اشاره به باران دارد كه از ابرها فرومي ريزد اين نيز در مباحث علمي عصر حاضر مسلم است كه آب موجود در كره زمين از باران هاي جمع شده هستند كه از آسمان فروريخته اند . (6 )
    6 ـ تلقيح توسط بادها
    « و ارسلناالرياح لواقح » سوره حجر آيه .22 امروزه در مباحث گياه شناسي مسلم شده كه مساله نر و مادگي در تمام گياهان هست و بادها در وزش خود ذراتي از گرد و گل گياه نر را به گياه ماده منتقل مي كند و آن را بارور مي سازند. قرآن كريم در آيه مورد بحث از همين حقيقت پرده برداري مي كند و مي فرمايد : « ما بادها را براي كار تلقيح فرستاديم » (7 )
    7 ـ وجود جنبندگاني در آسمانها
    آيه « و من آياته خلق السماوات والارض و مابت فيهما من دابه » اين طور نوشته اند كه كلمه « بث » به معناي منتشر كردن است و كلمه « دابه » به معناي هر جنبنده اي است كه روي زمين حركت كند پس اين كلمه شامل تمامي حيوانات يعني جانداران مي شود . (8 )
    8 ـ زوجيت گياهان
    آيه « الذي جعل لكم الارض مهاداو سلك لكم فيها سبلا و انزل من السما ما فاخرجنا به ازواجا من نبات شئي » سوره طه آيه 53
    مراد از زوجيت گياهان يعني وجود نر و مادگي ميانه گياهان است همچنان كه علم روز همين را مي گويد و در حقيقت قرآن در چند قرن قبل از اين حقيقت خبر داده بود . (9 )
    9 ـ حركت خورشيد
    آيه « والشمس تجري لمستقر لها » سوره يس آيه 38
    جريان شمس همان حركت آن است و معناي آيه اينكه خورشيد به طرف قرار گرفتن خود حركت مي كند يعني تا سر آمدن اجلش يا تا زمان استقرار و يا محل استقرارش حركت مي كند. علامه توضيح مي دهد كه بعيد نيست مراد (تجري ) اشاره باشد به احوالي كه خورشيد نسبت به ما دارد .. (10 )
    اكرم همتيان
    پي نوشتها :
    1 ـ قرآن در اسلام نوشته علامه طباطبائي
    2 ـ تفسير الميزان جلد 16 صفحه 331
    3 ـ تفسير الميزان جلد 20 صفحه 308
    4 ـ تفسير الميزان جلد 13 صفحه 348
    5 ـ تفسير الميزان جلد 12 صفحه 211
    6 ـ تفسير الميزان جلد 12 صفحه 211
    7 ـ تفسير الميزان جلد 12 صفحه 211
    8 ـ تفسير الميزان جلد 18 صفحه 90
    9 ـ تفسير الميزان جلد 14 صفحه 260
    10 ـ تفسير الميزان جلد 7 صفحه 139
    منابع :
    1 ـ راهنما و فهرست ترجمه « الميزان في تفسير قرآن » الياس كلانتري
    2 ـ قرآن در اسلام علامه طباطبائي
    3 ـ جلدهاي مختلف تفسير الميزان
    علامه طباطبايي :
    تجليل و تمجيدي كه قرآن كريم از علم و دانش نموده نظير آن در هيچ كتاب آسماني ديگر يافت نمي شود. قرآن كريم در صدها آيه به طرق مختلف نام علم و دانش را به ميان آورده كه بيشتر آن ها در مقام بزرگداشت علم مي باشد
    علامه طباطبايي :
    قرآن در آيات بسياري به تفكر در آيات آسمان و ستارگان و تحولات عجيبي كه در اوضاع آنها پديد مي آيد و نظام متقني كه بر آنها حكومت مي كند دعوت مي نمايد
    قرآن كريم با ترغيب هايي كه به تعليم علوم مختلف نمود خود متصدي تعليم يك دوره كامل از معارف الهيه و كليات اخلاق و فقه اسلامي گرديده است

  • *****
    ياد خدا جلاي قلب ها


  • حضرت علي (ع ) :
    خداوند سبحان ياد خويش را جلاي قلبها قرار داده است
    كسي كه دوري سفر (آخرت ) را به ياد داشته باشد خود را آماده خواهد ساخت .
    در ياد خدا بودن نور است .
    سلامتي ده بخش است نه بخش آن در سكوت جز به ياد خدا بودن و بخش آخر آن در ترك همنشيني با سفيهان است .
    هر سخني كه در آن ياد خدا نباشد لغو و بيهوده است .
    بهترين كارهاي اعضاي بدن آن است كه دهانت همواره مملو از ياد خدا باشد.
    ياد خدا بودن دو گونه است : يكي آن كه ياد او باشي و او را ستايش كني پس چه نيكوست و چه پاداش بزرگي دارد و دوم آن كه به نزد آنچه حرام است ياد او باشي (و حرام را ترك كني ) كه اين گونه ياد خدا بودن بهتر از اولي است .
    بهترين اعمال آن است كه در حالي بميري كه زبانت به ياد خدا تر و تازه باشد.
    آن كه در ميان غافلان به ياد خداست مانند درختي سبز و خرم در ميان گياهان خشك و چون خانه اي آباد بين خانه هاي خراب است .
    سه چيز از سخت ترين كارهاست : در همه حال به ياد خدا بودن ياري دوستان با مال و انصاف دادن به مردم از خودت .
    ياد خدا مونس عقل و روشن كننده دل و فرود آورنده رحمت است .
    ياد خدا نور خرد حيات جانها و جلاي سينه هاست .
    مومن همواره به ياد خداست بسيار در انديشه است بر نعمتهاي الهي سپاسگزار و در گرفتاريها شكيباست .
    خردمند كسي است كه زبانش را فرو بندد مگر از ياد خداوند.
    ياد و ذكر همنشيني با محبوب است .
    ياد زيبا يكي از دو حيات است .
    ياد خدا كليد انس با اوست .
    ياد خدا سبب گشادگي سينه (شرح صدر) است .