حضرت علي (ع ) :
فروتني
نردبان بزرگي و شرف است .
آن كسي كه دلش براي خدا متواضع و فروتن باشد
بدنش از فرمانبرداري
خدا خسته و كسل نگردد.
تواضع زينت و آرايش حسب و اصالت است .
فروتني برايت سلامتي به دنبال دارد.
زينت فرد بزرگوار و شريف
فروتني و تواضع است .
با آناني كه دست نياز به سويت دراز مي كنند با خوشرويي و فروتني
برخورد كن كه اگر بر تو مصيبت و ناراحتي پديد آمد در ديدار با آنها از
خواري رفتن به نزدشان و فروتني در برابرشان آسوده و راحت باشي .
فروتني و تواضع از جايگاههاي كسب شرافت و بزرگي است .
فروتني مرد در پست و مقام
وي را هنگام سقوط از مقامش از گزند
شماتت و سرزنش باز مي دارد.
نتيجه فروتني
مهر و محبت است .
تكبر و غرور با متكبران همانند تواضع و فروتني است .
فروتني نعمتي است كه حسود آن را درك نمي كند.
فروتني اساس خردمندي
و تكبر و غرور اساس جهل وناداني است .
فروتني و تواضع در حال رفعت و بلندي مانند گذشت در حال قدرت
است .
فروتني
زكات بزرگي و شرف است .
فروتني
افتاده را بالا مي برد.
فروتني نتيجه و حاصل دانش است .
برترين خلق و خوي
فروتني و بردباري و به نرمي رفتار كردن است .
بلندمرتبه ترين مردم كسي است كه نفس خود را كوچك و متواضع قرار
دهد.
در برابر خداوند فروتن و متواضع باش
كه تو را سربلند مي كند.
حاصل فروتني و تواضع
شرافت و بزرگواري است .
چيزي همچون تواضع
بزرگواري و شرافت در پي ندارد.
هيچ كس فروتني نكرد جز آن كه خداوند متعال برجلال و بزرگي اش
افزود.
آبرومندترين مردم كسي است كه با داشتن رفعت و مقام فروتني كند و با
بزرگي وارجمندي كوچكي و خاكساري نمايد.
در برابر كسي كه از او دانش مي آموزيد و يا به او دانش مي آموزيد متواضع
و فروتن باشيد.

*****
عقل و خرد
برترين نعمت
|

سيدمحمدعلي مهدوي الحسيني
قسمت اول
در كلام پيشوايان اسلام درباره « عقل و خرد » چنين آمده است :
1 ـ العقل زين
خرد
آراستگي است .
2 ـ العقل احسن حليه
خرد
بهترين زيور است
3 ـ العقل زين لمن رزقه
خرد
زينت است براي كسي كه از آن بهره اي دارد.
4 ـ العقل اغني الغنا و غايه الشرف في الاخره والدنيا
خرد
بالاترين بي نيازي ها و نهايت درجه ارزش و والايي در دنيا و
آخرت است .
« بيان »
شخصي كه از نيروي خرد برخوردار است هم سعادت اخروي اش
تضمين شده و در جهان پس از مرگ و در نهايت در قيامت موقعيتي بس
ارزشمند خواهد داشت و هم در جهان مادي و در اصطلاح دقيق دين
« دنيا » با برخورداري از اين نيروي فوق العاده از ارزش دو چندان نسبت
به سايرين برخوردار خواهد بود چرا كه زمينه محدود و كمبودها لازمه
حيات مادي و زندگي دنيوي است
باعث انحرافش نمي گردد و در برابر
فراز و نشيبها خودباخته نمي شود و مشكلات حاصله از تنگناي عالم
طبيعت او را از پا در نمي آورد.
شخص برخوردار از نيروي خرد با راهنمايي خردش راه درست را
از راههاي انحرافي تميز مي دهد و به جاي شك و ترديد و آنچه
انسان هاي كم ظرفيت و نابخرد دچارش شده بحران آفريني مي كنند
به
نحو شايسته موضعگيري خواهد كرد و پاره عظيمي از مشكلات را به
راحتي از سر راهش برخواهد داشت
اينگونه است كه خردمندي
زيادترين ثروت و يا بالاترين بي نيازيهاست و در دنيا و آخرت باعث
سرفرازي و يا لااقل ممانعت از سرافكندگي است .
به ديگر سخن اگر نتوان ارزش آفريني كرد و مراتب عاليه از ارزش ها
را تحقق داد كه باعث سرفرازي و افتخاري بزرگ است و البته اين از
غالب ابنا بشر ساخته نيست و براي همگان ميسر نمي شود بلكه علاوه
بر فرزانگي آن هم بيش از حد متعارف
به بسياري از زمينه هاي ديگر نياز
دارد. خردمندي در حد متعارف كمترين حسنش اين خواهد بود كه از
سرشكستگي و تزلزل موقعيت شخصيت انساني در دنيا و حتي در
آخرت جلوگيري خواهد كرد. پروين اعتصامي در اين باره سروده
پرمحتوايي دارد :
عاقل از كار بزرگي طلبيد
تكيه بر بيهوده گفتار نداشت
بار تقدير به آساني برد
درم آورد چو دينار نداشت
آب نوشيد چو نوشابه نيافت
غم سنگيني اين بار نداشت
با گرانسنگي و پاكي خو كرد
همنشينان سبكسار نداشت
دانه جز دانه پرهيز نكشت
توشه از در انبار نداشت
اندرين محكمه پر شر و شور
با كسي دعوي پيكار نداشت
5 ـ العقل اجمل زينه والعلم اشرف مزيه
خرد
زيباترين زيورها و دانش با ارزش ترين امتيازهاست .
6 ـ العقل منفعه و العلم مرفعه و الصبر مدفعه
خرد سودمندي و دانش بزرگي و پايداري بازدارندگي است .
7 ـ افضل النعم العقل
خرد برترين نعمت هاست .
8 ـ افضل حظ الرجل عقله ان ذل اعزه و ان سقط رفعه و ان ضل
ارشده و ان تكلم سدده
برترين بهره يك شخص خرد اوست كه اگر خوار باشد سربلندش
گرداند و اگر افتاده باشد او را بركشد و اگر گمراه باشد ارشادش كند و اگر
سخن گويد به راستي اش وا دارد.
9 ـ كم من ذليل اعزه عقله
چه بسيار خوار شده اي كه خردش به او عزت بخشد.
« بيان »
روستازادگان دانشمند
به وزيري پادشاه رفتند
پسران وزير ناقص عقل
به گدايي به روستا رفتند
امام علي (ع ) به اصطلاح اهل بيان جواب سئوال مقدري را مي دهد
چرا اين همه در مورد عقل تاكيد مي شود چرا خرد افضل نعمت ها و
برخورداريها باشد خرد ملكه و راس خصائص مثبت آدمي است چرا
اين چه هنري دارد كه اگر باشد همه چيز را كفايت مي كند و اگر نباشد
گويا هيچ نيست « آن را كه عقل دادند همه چيز دادند و آن را كه عقل
ندادند چه دادند و بالاخره روي چه حسابي است كه عقل محوريت و
مركزيت پيدا كرده و همه عزت ها و والائي ها و ارزش ها را در خود جمع
كرده است
حضرت (ع ) در اينجا چهار نكته را يادآوري مي كند و البته با غور و
كند و كاو در دائره المعارف روايات به نكات ارزنده اي بر مي خوريم و از
جمله در همين كتاب ناشناخته پر از رمز و راز علمي . اشارات لطيفي
شده است و شايد بتوان گفت پاسخ نهايي را اين حديث مي گويد :
آخرين درجه خردمندي اعتراف به ناداني است كه آدمي را ملزم به
تمسك به كتاب و عترت مي كند كه خود فصل ديگر و بحث جدايي است
و اما آنچه بيان شده اين چهار نكته است :
1 ـ خرد
به انسان سيادت و آقائي مي دهد .
2 ـ خرد
حقارت و سقوط شخصيتي انسان را جبران و بلكه تحول
به نيكوتر مي نمايد.
3 ـ خرد
شخص راه گم كرده و حيران در دو راهي حق و باطل را از
بيراهه و سرگشتگي نجات داده و در جاده منتهي به سعادت قرار مي دهد.
4 ـ خرد
انسان را به راستي در گفتار وامي دارد .
در گذر تاريخ صحت اين ادعاها را مي توان ملاحظه كرد
بلال
حبشي برده اي بود ذليل و خوار و زير دست اميه بن خلف
اما همين برده
سياه كه از هرگونه حقي محرومش كرده بودند (حقوقي كه خداوند براي
همه بندگانش قرار داده ولو برده اي سياه باشد) بعد از ظهور اسلام با
اندكي تعقل و انديشيدن به عزتي بيش از آنچه تصور مي شد دست يافت .
او يگانه موذن رسول خدا قرار گرفت و حتي آنگاه كه جماعتي از اهل
نفاق
آنانكه بر ايشان گران بود برده اي سياه مورد عنايت رهبر اسلام
باشد و نسبت به او حسد مي ورزيدند بر لحن او خرده گرفتند ـ زيرا بلال
مخرج حرف شين نداشت و هنگام اداي شهادتين سين تلفظ مي كرد ـ تا
از اين راه او را تقبيح كرده مرهمي بر دل پركينه خود گذارند ولي اذان او
مورد تائيد قرار گرفت و پيامبر حاضر به كنار گذاشتن يار وفادار خويش
نشد و ابقا وي در اين مقام عزت او را دو چندان كرد كه واقعه ذيل
گوياي اين مدعاست :
روزي بلال اذان مي گفت چون ذكر « اشهد ان لااله الاالله » را گفت
يكي از منافقين به خيال خامش او را به تمسخر مي گيرد و با اين گفتارش
دهن كجي به مقام پيامبر كرده
مي گويد : دروغگو سوخت ـ يعني
پيامبر(ص ) ـ پس شب هنگام بر مي خيزد تا چراغ و وسيله روشنائي اش
را اصلاح نمايد انگشت سبابه اش آتش مي گيرد و او در خاموش كردن
آتش موفق نمي شود تا اينكه كف دستش را حريق فرا مي گيرد سپس
آرنج
بعد بازوانش را و بالاخره تمام دستش مي سوزد . (1 )
و از جمله كساني كه خردشان آنان را به عزتي دو چندان رساند
سميه و شوهرش ياسر (پدر و مادر عمار صحابي معروف ) است . اين دو
نيز بردگاني خوار بودند كه به اسلام گرويدند و لكن بر اثر شكنجه
قريشيان و دشمنان آئين فضيلت با دهشناك ترين وضع به شهادت
رسيده روح پاكشان به ملكوت اعلي پيوست
و شهادت عزتي است كه
اوليا الهي آرزو داشته و در مناجات ها از خداوند تعالي درخواست
مي كرده اند.
پاورقي :
1 ـ سفينه البحار ج 1
ح با .
انسان عاقل با راهنمايي نيروي عقل و خرد
راه درست
را از راه هاي انحرافي تميز و تشخيص مي دهد و بر خلاف
انسان هاي كم ظرفيت
مشكلات عظيم را از سر راه بر
مي دارد و از بحران ها به خوبي عبور مي كند
شخصي كه از نيروي عقل و خرد برخوردار است هم در
دنيا در سلامت و سعادت است و هم در سراي آخرت و جهان
پس از مرگ موقعيت و مقامي والا به دست خواهد آورد
مشكلات حيات مادي و زندگي دنيايي موجب انحراف
انسان هاي خردورز نمي شود و آنان در برابر فراز و
نشيب ها خودباخته نمي شوند و رنج هاي حاصله از تنگناي
عالم طبيعت باعث نمي شود كه از پاي در آيند

| |