روزنامه جمهوري اسلامي 24/10/1385 صفحه جبهه و جنگ

  • از پيروزي تا موازنه قدرت
  • خاطره
    بزرگوار و متواضع
  • *****
    از پيروزي تا موازنه قدرت




  • بررسي اجمالي روند جنگ از والفجر 8 تا كربلاي 4
    اشاره :
    بدون ترديد مقطع تاريخي عمليات والفجر 8 تا كربلاي 4 را مي توان مشكلترين و در عين حال . پربارترين سالهاي جنگ تحميلي ناميد. شرايط حاد سياسي و اقتصادي تحميل شده از سوي دشمنان جهاني انقلاب اسلامي در اين سال بيشترين تهديدها و طاقت فرساترين فشارها را متوجه مسئولين جنگ كرده تنگناهايي عمده را ـ كه در وهله اول به نظر بن بست آفرين مي آمد ـ به وجود آورد. در اين ميان پيروزي « فاو » نه تنها به عنوان يك عامل قوي حفظ موازنه همچنان خود را نشان مي داد بلكه علي رغم تمامي تلاشهاي دشمن در عرصه تبليغات و سياست جهاني جمهوري اسلامي در ترسيم معادلات نظامي توسط تحليلگران در وضعيتي برتر قرار داشت . مقاله حاضر نگاهي اجمالي به كليات حوادث اين مقطع مي پردازد.
    عمليات والفجر 8
    عمليات والفجر 8 را كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طرحريزي و به اجرا در آورد و منجر به فتح فاو و پيدايش شرايط جديد سياسي نظامي در جنگ شد عمدتا از دو ويژگي برخوردار بود;
    1 ـ پيچيدگي عمليات عبور از رودخانه كه درنوع خود در جنگ تحميلي بي نظير بود.
    2 ـ توانايي و قابليت رزمندگان اسلام در تامين منطقه متصرفه علي رغم اعمال فشار سنگين دشمن .
    قطعا زمين منطقه عملياتي خيبر و بدر در مقايسه با منطقه عملياتي فاو از نظر نزديكي به شهر بصره به عنوان هدف استراتژيك جنگ در منطقه جنوب به مراتب از اهميت بيشتري برخوردار بود ليكن وجه تمايز عمليات فاو با عملياتهاي پيشين بويژه خيبر و بدر عمدتا به دليل پيچيدگي عمليات و تامين كامل منطقه تصرف شده بود. همچنين حضور قدرتمندانه در شمال خاك كويت از ويژگيهاي بارز عمليات والفجر 8 محسوب مي شد و همين امر اثرات تعيين كننده اي را به لحاظ نظامي و سياسي در آن مقطع از جنگ بر جاي نهاد.
    تلاشهاي اوليه عراق براي بازپس گيري فاو و لطمه زدن به موقعيت برتر سياسي ـ نظامي جمهوري اسلامي علي رغم اجراي ضد حمله هاي مكرر در طول 75 روز جنگ با موفقيت همراه نبود ولي براي همين عراق تدريجا حضور رزمندگان اسلام در منطقه فاو را باور نمود و تلاش براي بازپس گيري منطقه را به زمان ديگري موكول كرد.
    دفاع متحرك دشمن
    پس ازسقوط فاو كه موازنه سياسي ـ نظامي جنگ را به نفع جمهوري اسلامي تغيير داد ارتش عراق با انتخاب شيوه اي جديد درصدد برآمد از لاك دفاعي بيرون آمده و شيوه هجومي اتخاذ كند. قبل از اين پس از عمليات خيبر دشمن يك بار ديگر چنين شيوه اي را با وسعت بسيار محدودتري در هورالهويزه به كار برده بود. اما اين بار دفاع فعال عراق از دامنه وسيع تر و ابعاد جديدتري برخوردار بود. مهم ترين دلايل رژيم عراق از اتخاذ چنين شيوه اي عبارت بودند از :
    1 ـ جبران بخشي از شكست سياسي در فاو; 2 ـ خارج شدن از انفعال و به دست گرفتن ابتكار عمل ; 3 ـ بازسازي روحي ـ رواني نظاميان وحل مشكل افكار عمومي ; 4 ـ تجزيه بيشتر توان سپاه و ممانعت از انجام عمليات آينده .
    دفاع متحرك با زمينه هايي كه در عقب راندن نيروهاي خودي در منطقه والفجر 9 به دست آمده بود شكل گرفت . اين اقدام از 16 اسفند 1364 شروع شد و در 27 ارديبهشت 1365 و با اشغال شهر مهران به اوج خود رسيد و عراق با موفقيتي كه در اين حمله به دست آورد جرات يافت اتخاذ استراتژي جديدي موسوم به « دفاع متحرك » را اعلام كند دشمن در تبليغات خود اعلام مي كرد كه تنها در مقابل عقب نشيني جمهوري اسلامي از مناطق عراق به ويژه فاو مهران را پس خواهد داد!
    ضرورت انجام عملياتهاي محدود
    دو عامل باعث شد تا سپاه كه بيشتر در فكر آماده سازي عمليات گسترده بعدي بود ضمن بازنگري مجدد به خطوط پدافندي نيروهاي خودي عملياتهاي محدود را سرلوحه برنامه هاي خود قرار داد عامل اول تاكيد مكرر حضرت امام (ره ) كه پس از عمليات فاو طي چندين نوبت و به طور مكرر در فرمايشات خود رزمندگان اسلام را به استمرار عملياتها دعوت مي فرمودند : « شما در جبهه ها هيچ نگذاريد آرامش پيدا كند دشمن اگر بگذاريد آرامش پيدا كند مي رود و تجهيز زيادتر مي كند و شما را به زحمت مي اندازد. بايد نگذاريد كه او يك شب از اضطراب بيرون بيايد. الان در اضطراب هستند نگذاريد از اضطراب بيرون بيايند. بايد عمليات كنيد. ولو ايذايي . »
    فرمايشات و تاكيدات فوق مسئولين سپاه را بر آن داشت كه به هر نحو شده تازمان فرا رسيدن عمليات بزرگ دست به يكسري عملياتهاي محدود بزنند. اين تاكيدهاي مستمر امام در آغاز سال و در حالي كه نيروهاي رزمنده از پيروزي عظيم فاو ـ شادمان و ـ شايد مغرور ـ به نظر مي رسيدند موجب تعجب بسياري گرديد اما با آغاز دفاع متحرك عراق و حمله به مهران و چند نقطه ديگر از مناطق خودي اهميت اين سخنان به طور مشخص آشكار شد. عامل دوم ضرورت مقابله با استراتژي دفاع متحرك دشمن بود كه عملياتهاي محدود و ايذايي در مقطع فوق الذكر تنها راه حل فوري و عملي بود كه دشمن را از سياست تهاجمي به انفعال و زبوني مي كشاند برهمين اساس و براي تحقق اهداف فوق سپاه چندين نقطه را به عنوان مناطق عمليات محدود انتخاب كرده پس از طرحريزي و تعيين سازمان رزم دست به انجام عمليات زد. مناطق انتخاب شده براي انجام عمليات نقاطي بودند كه عراق در تهاجمات اخير خود آنها را به تصرف در آورده بود (مهران ) و يا احتمال حمله عراق به آنها مي رفت (جزيره جنوبي ); و يا اينكه از لحاظ پدافندي نقاط ضعفي در آن ديده مي شد.
    در ادامه به كليات اهداف اين عمليات اشاره مي كنيم .
    1 ) عمليات كربلاي 1
    با تاكيد حضرت امام (ره ) مبني بر آزادي مهران رزمندگان اسلام در ساعت 22 30 دقيقه نهم تيرماه 1365 با رمز مبارك يا ابوالفضل العباس ادركني با يورش به مواضع دشمن از 4 محور عمليات كربلاي 1 را آغاز كرده و طي 5 مرحله كه 7 شبانه روز به طول انجاميد ضمن وارد آوردن تلفات و خسارات فراوان به دشمن شهر مهران را آزاد كرده و با 100 درصد موفقيت اهداف عمليات را تامين نمودند. اين عمليات پاياني بود بر استراتژي دفاع متحرك و منفعل شدن سياست تهاجمي دشمن .
    2 ) عمليات كربلاي 2
    اين عمليات در 10 شهريور 65 در منطقه حاج عمران با شركت 28 گردان از سپاه انجام و هدف آن علاوه بر حفظ دور تك بر عليه دشمن تا عمليات بزرگ خارج كردن عقبه خودي از تيررس دشمن و آزادسازي ارتفاعات مهم منطقه با فرماندهي قرارگاه سيدالشهدا انجام شد و ضمن وارد آوردن خسارات و تلفات بردشمن به بخش مهمي از اهداف عمليات نائل آمد.
    3 ) عمليات كربلاي 3
    نيروي دريايي سپاه عمليات كربلاي 3 را در 9 شهريور 1359 در شمال خليج فارس به انجام رساند . در اين عمليات لشكر 14 امام حسين (ع ) برسه گردان شركت داشت .
    هدف از انجام عمليات تصرف اسكله هاي البكر و العميه بود. تصرف اين اسكله ها كه 32 كيلومتر تا ساحل فاصله داشتند اين امكان را براي ايران فراهم مي كرد كه ضمن تامين جناح جنوبي در منطقه فاو جزيره بوبيان كويت را نيز در معرض تهديد قرار دهد.
    4 ) عمليات انصارالحسين
    عمليات انصار در 20 شهريور 1365 در جزيره جنوبي واقع در هورالهويزه توسط تيپ 32 انصارالحسين سپاه انجام شد . هدف از انجام اين عمليات افزايش استحكام و تثبيت بيشتر خط دفاعي بود. علاوه براين جلوگيري از اقدامات مهندسي دشمن براي نزديك شدن به خط دفاعي خودي نيز در اين عمليات مورد توجه بود. در جريان اين عمليات بر روي برخي مواضع انفجار صورت گرفت و برخي سيل بندهاي دشمن نيز منهدم شد. اما به دليل آتش شديد دشمن و برخي مشكلات ديگر نيروها به مواضع اوليه خود بازگشتند. اين عمليات موجب توقف عمليات مهندسي عراق و تاخير در حمله آنان به مواضع خودي گرديد.
    اولين عمليات برون مرزي گسترده
    عمليات فتح 1 به عنوان نخستين اقدام مهم و استراتژيك قرارگاه رمضان در 19 مهر 1365 بر روي تاسيسات نفتي شهر كركوك و نيز برخي مراكز اقتصادي و همچنين پايگاه هوايي اين شهر انجام شد.
    عمليات فتح 1 آغاز جنگ نامنظم در چارچوبي معين و با هدفي مشخص بود. اين استراتژي از لحاظ عملياتي جبهه جديدي را در برابر دشمن مي گشود و معارضان عراقي را فعال مي كرد و همچنين اين عمليات تجزيه نيرو و فرماندهي ارتش عراق را در پي داشت و نخستين گام عملي براي تهديد منطقه نفت خيز كركوك و نزديك شدن به آن به شمار مي رفت از اين رو جايگاه اين اقدام نظامي در جبهه خودي و تاثير آن بر اوضاع داخلي عراق و منطقه بسيار مهم بود.
    جنگ شهرها :
    حملات هوايي دشمن كه به دنبال مطرح شدن عمليات سرنوشت ساز و همچنين شكست دشمن در عمليات هاي كربلاي 1 و 2 و 3 در تير و شهريور ماه تشديد شده بود ادامه يافت و طي ماه هاي شهريور مهر و آبان 1365 مناطق صنعتي كارگري اقتصادي و نفتي و نيز شهرها و مناطق مسكوني ومناطق عملياتي زير شديدترين حملات هوايي و بمباران هاي دشمن قرار گرفتند. عراق از اين كار دو هدف را دنبال مي كرد يكي هدف كوتاه مدت كه جلوگيري از اجراي عمليات سرنوشت ساز بود. ديگري هدف بلند مدت كه انهدام منابع ارزي و درآمد كشور و همچنين به ستوه آوردن مردم و برانگيختن مخالفت آنها با جنگ و در نتيجه تسليم جمهوري اسلامي و پذيرش آتش بس به نحوي كه مطلوب رژيم عراق باشد بود.
    افزايش توان هوايي عراق و دسترسي به نقاطي كه قبل از اين در توان عراق نبود علاوه بر اين كه به دليل واگذاري تجهيزات و هواپيماهاي پيشرفته اي بود كه شوروي و فرانسه در اختيار عراق گذاشته بودند مرهون همكاري كارشناسان آمريكايي بود.
    بيشترين حملات عراقي ها طي اين مدت به باختران صورت گرفت . از جمله در روز هفتم آبان 1365 كه باختران و اسلام آباد زير آتش بمب راكت و مسلسل هواپيماهاي دشمن قرار گرفت 120 تن شهيد و 580 تن مجروح شدند. همچنين طي اين مدت تاسيسات نفتي خارك و نقاط مسكوني و صنعتي اصفهان اراك تهران سردشت خرم آباد تبريز لرستان شيراز آغاجاري هفت تپه گيلانغرب آبادان پتروشيمي بندرامام راه آهن انديمشك و سدهاي دز و شهيد عباس پور زير حملات شديد هوايي دشمن قرار گرفت .
    جنگ نفت كشها
    عراق جنگ نفت كش ها را با دو هدف به راه انداخت و آن را دنبال كرد. هدف اول در راستاي همان حملات هوايي يعني حمله به تاسيسات نفتي و صنعتي بود تا با جلوگيري كردن از صدور نفت ايران جمهوري اسلامي را در تنگناي اقتصادي قرار دهد و دوم اين كه با پيش بيني اقدام متقابل ايران در تلاش بود تا ديگر كشورهاي منطقه را نيز به طور مستقيم وارد درگيري كرده جنگ را بين المللي كند تا از فشارهاي وارد برخود بكاهد.
    كاهش قيمت نفت
    افزايش توليد نفت عربستان كويت و ديگر كشورهاي حامي عراق ـ كه از جمله اهداف آن كاهش قيمت نفت و كاستن از درآمد ايران بود و از ماه ها قبل آغاز شده بود ـ موجب مازاد دو ميليون بشكه اي در بازار نفت و كاهش قيمت نفت به حدود يك سوم قيمت گذشته شد حتي در بعضي معاملات به بشكه اي 5 دلار رسيد .
    ماجراي مك فارلين
    در آبان 1365 در وضعيتي كه ايران تحت فشار همه جانبه اي قرار گرفته بود افشاي ماجراي مك فارلين به عنوان مهمترين تلاش سياسي پنهان آمريكا براي برقراري رابطه با ايران و به دست گيري ابتكار عمل در جنگ ايران و عراق اوضاع سياسي ـ نظامي جنگ را در موقعيت جديدي قرار داد.
    تلقي عراق از اهداف و نتايج نهايي تلاشهاي آمريكا و احتمال قرباني شدن صدام به واكنش شديد رژيم عراق در برابر آمريكا و گرايش اين رژيم به سوي شوروي منجر شد.
    بدين ترتيب ايران در آستانه عمليات كربلاي 4 در شرايط دشواري قرار گرفت . افشاي ماجراي مك فارلين كه باعث ايجاد طوفاني سياسي در ماوراي ايران شده بود بر روند تلاشهاي سياسي جمهوري اسلامي براي كسب موقعيت برتر تاثير گذاشت .
    در چنين اوضاعي موقعيت شوروي بويژه با گرايش عراق به سمت آن بهبود يافت . در واقع شوروي از اهرم قابل ملاحظه اي براي تاثيرگذاري بر روند جنگ برخوردار شد. متقابلا آمريكا در نتيجه تشتت حاصله در سياست خارجي خود كه از پي آمدهاي افشاي ماجراي مك فارلين بود به همان ميزان از تاثيرگذاري بر روند جنگ ناتوان شد و ناچار بيش از پيش به حمايت از عراق روي آورد.
    بنابر اين آمريكا و شوروي عملا به حمايت از عراق ايران را تحت فشار مشترك قرار دادند. عراق نيز با توجه به موقعيتي كه به دست آورده بود مي كوشيد با استفاده از حملات هوايي جمهوري اسلامي را در موقعيتي قرار دهد كه هر چه سريعتر از ادامه جنگ دست كشيده و از تنبيه متجاوز عدول كند.
    عمليات سرنوشت ساز
    ضرورت رويارويي با وضعيت ياد شده و بهره گيري از اثرات مهم فتح فاو و همچنين پيش بيني احتمالي افزايش فشار به ايران براي تحت الشعاع قراردادن موقعيت برتر آن موجب شد از اوايل سال 65 سلسله تلاشهاي وسيعي به منظور طرحريزي و آماده سازي عمليات « سرنوشت ساز » صورت گيرد.
    چنين ارزيابي مي شد كه گر چه پيروزي فاو تاثيرات قابل ملاحظه اي در تقويت موقعيت برتر جمهوري اسلامي داشته است ولي حاميان منطقه اي و جهاني عراق هنوز حاضر به تامين حقوق ايران نمي باشد بنابر اين اگر رزمندگان اسلام يك عمليات تعيين كننده را با موفقيت به انجام برسانند تحقق خواسته هاي جمهوري اسلامي تسهيل خواهد شد.
    بر اساس چنين تحليلي بيش از شش ماه سياست تبليغاتي كشور در جهت بسيج نيرو و امكانات براي اجراي عمليات سرنوشت ساز متمركز شد. تا اينكه در سوم دي ماه 1365 عمليات كربلاي 4 آغاز گرديد . عملياتي بسيار پيچيده و سخت كه هدف نهايي آن تصرف شهر ابوالخصيب واقع در جنوب اروندرود و حومه بصره بود . موفقيت عمليات كربلاي 4 به تاكتيك ويژه اي بستگي داشت كه محور طرحريزي عمليات راتشكيل مي داد و هرگونه خللي در اجراي تاكتيك ويژه اصل عمليات را با ابهام روبرو مي ساخت .
    با شروع عمليات كربلاي 4 مشخص گرديد كه تاكتيك ويژه عمليات لو رفته و دشمن از آن آگاهي كامل دارد. براي همين طي زماني كوتاه دستور توقف عمليات صادر شد . نتيجه عمليات كربلاي 4 به شكل نامطلوبي موقعيت برتر ايران را كه با فتح فاو حاصل شده بود تحت تاثير قرار داد و شرايطي بحراني به وجود آورد. ضرورت تجديد و تثبيت موقعيت برتر نياز به تلاشي سريع و وسيع داشت .
    عمليات كربلاي 5
    تلاش براي اجراي عمليات پيروز سرنوشت ساز جوهره و هسته اصلي طرحريزي عمليات كربلاي 5 را تشكيل مي داد . اين تلاش منجر به طرحريزي و اجراي يكي از برجسته ترين و پيچيده ترين عمليات نظامي از سوي فرماندهان و رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. عملياتي كه نه تنها در طول تاريخ جنگ تحميلي بلكه در تاريخ نظامي ايران از اهميت خاصي برخوردار است . در هم شكستن مستحكم ترين و پيچيده ترين مواضع دشمن در شرق بصره و در نتيجه حفظ برتري سياسي ـ نظامي در برابر عراق بخشي از دستاوردهاي اين عمليات است . همچنين موفقيتهاي جمهوري اسلامي ايران و احتمال پيروزي نظامي قريب الوقوع آن دنيا را به اين نتيجه رساند كه راههاي به پايان رساندن جنگ را با تصويب قطعنامه 598 هموار سازد . زمينه هاي تصويب اين قطعنامه پس از پيروزي عمليات كربلاي 5 چيده شد. به دنبال اين عمليات بود كه غرب و شرق قطعنامه اي را كه در آن براي اولين بار به نظرات ايران توجه شده بود تصويب كردند. عراق كه نظام بين الملل را جاي خود مي دانست و تصويب قطعنامه را به عنوان راه حلي براي نجات خود از حملات جمهوري اسلامي تلقي مي كرد بلافاصله آن را پذيرفت . البته مواد قطعنامه به نفع عراق تنظيم نشده بود زيرا در اين صورت نمي توانست نظر تهران را جلب كند براي همين عراق نيز به آن با سوظن مي نگريست ولي اميدوار بود كه در صورت پذيرش قطعنامه از سوي ايران و با توجه به عدم حمايت دو بلوك قدرتمند شرق و غرب از ايران و متقابلا حمايت آنان از عراق ضمن اينكه از ادامه تحميل فشار نظامي ايران نجات پيداكند بر سر اجراي مواد قطعنامه نيز بتواند با حمايت هم پيمانان خود مانع از تحقق خواسته هاي ايران شود. جمهوري اسلامي نيز متقابلا با درك اين مساله كوشيد تا پذيرش قطعنامه را منوط به رفع ابهام آن كرده و منافع ايران را در آن صراحت بخشد. ليكن دنيا حاضر به اعتراف صريح به حقوق جمهوري اسلامي نشد بلكه با حضور مستقيم نظامي در خليج فارس و ورود نظام بين الملل درجنگ كوشيد قطعنامه را به ايران اسلامي تحميل كند. در همين راستا تمام هم پيمانان عراق از آمريكا و شوروي گرفته تا آلمان انگليس و فرانسه بطور سرسام آوري تجهيزات عراق را تقويت كردند و سلاحهاي مرگبار در اختيار آن گذاشتند تا به هر نحو ممكن مانع از پيروزي ايران اسلامي شوند. اين در موقعيتي بود كه جمهوري اسلامي در يك محاصره اقتصادي طولاني به سر مي برد و حتي در تهيه امكاناتي چون خودرو و وسايل بي سيم نيز در فشار بين المللي قرار داشت . در چنين شرايطي قطعنامه 598 به جمهوري اسلامي تحميل شد . ليكن از آنجا كه خداوند پشت و پناه اين نظام است پس از پذيرش قطعنامه با اوضاعي كه در جهان پيش آمد ازجمله واقعه سلمان رشدي و تهاجم عراق به كويت نه تنها موقعيت جمهوري اسلامي در جهان مجددا تثبيت شد بلكه اين قطعنامه بيش از آنكه براي عراق سودي داشته باشد ابزاري در دست ايران اسلامي شد تا توسط آن حقوق خود را محقق سازد.
    خوانندگان گرامي جهت اطلاع بيشتر از جزئيات حوادث اين مقطع تاريخي مي توانند به كتابهاي « روز شمار جنگ جلد 44 ماجراي مك فارلين » و « نبرد شرق بصره » و « جنگ در سال 65 » از انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات جنگ مراجعه فرمايند.
    تهيه و تدوين : روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه

  • *****
    خاطره
    بزرگوار و متواضع




  • خاطره اي از شهيد محلاتي (ره )
    يكي از روزها به اتفاق شهيد بزرگوار محلاتي (ره ) قرار داشتيم كه برويم پيش آقاي رفيقدوست ـ آن زمان ايشان وزير سپاه بودند ـ داخل آسانسور به شهيد محلاتي عرض كردم :
    « آقا ما حقوق اسرا و مفقودين مجردي كه واجب النفقه ندارند را براي آنان پس انداز مي كنيم تا وقتي كه برگشتند به آنها بدهيم . »
    ايشان فرمودند : « شما به چه حقي در مال اسير تصرف مي كنيد ! »
    عرض كردم : « ما تصرف نمي كنيم . بلكه پس انداز مي كنيم تا حفظ شود. »
    ايشان فرمودند : « نخير شما تصرف كرديد! »
    عرض كردم : « پس انداز كرديم حفظش كنيم » .
    فرمودند : « وقتي شما بدون اذن حاكم شرع مال اسير و مفقود را پس انداز مي كنيد اين كار نوعي تصرف است . شما براي اين كار بايد از حاكم شرع اجازه بگيريد. »
    بلافاصله عرض كردم : « چشم . از اين به بعد از حاكم شرع اجازه مي گيريم . »
    در آن زمان از نظر ما حاكم شرع كسي بود كه در دادگاه هاي انقلاب حضور داشت . از اينرو با يكي از بزرگان كه در آن زمان در راس دادستاني كشور بود مكاتبه نموديم و از ايشان درخواست كمك كرديم تا اجازه بدهند براي پس انداز اسرا و مفقودين مجردي كه واجب النفقه ندارند اقدام كنيم . اما پس از چندين ماه دوندگي و پيگيري هيچ پاسخي دريافت ننموديم . لذا دوباره به محضر شهيد محلاتي (ره ) رفته و عرض كردم : « آقا ما براي اين كار اقدام نموديم ; ولي پاسخي به ما ندادند. حالا چه كار كنيم »
    در پاسخ با لبخند زيبايي كه هميشه بر لب داشتند فرمودند :
    « من از سال 42 از جانب حضرت امام خميني (ره ) در امور حسبيه اجازه دارم . لذا بعنوان حاكم شرع به شما اجاره مي دهم حقوق اسرا و مفقودين مجردي كه واجب النفقه ندارند را پس انداز كنيد!! »
    پاسخ ايشان ضمن اينكه براي من غافلگير كننده بود موجبات تحسين مرا نيز برانگيخت ; با خود گفتم آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم ; چرا كه از لحظه اي كه موضوع به ايشان اطلاع داده شد آن بزرگوار هيچ اشاره اي به اين معني كه من از جانب امام ماذون در امور حسبيه هستم نداشتند اما وقتي اضطرار و بلاتكليفي ما را ديدند با بزرگواري فرمودند : « من حاكم شرع هستم » .
    راوي : رئيس بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس
    سرتيپ پاسدار ميرفيصل باقرزاده