بسم الله الرحمن الرحيم
با اعلام راهبرد جديد دولت آمريكا در عراق توسط بوش كوچك رئيس
جمهور اين كشور
صفحه ديگري از پرونده ضعف هاي آمريكا ورق خورد و
يكبار ديگر اين واقعيت به اثبات رسيد كه آمريكا در باتلاق عراق دست و پا
مي زند.
هر چند بوش كوچك
با اعلام اينكه تصميم دارد 20 هزار نظامي ديگر
به عراق اعزام كند و با متهم ساختن ايران و سوريه به دامن زدن به ناامني در
عراق تلاش كرد بر ناتواني ها و شكست دولت خود سرپوش بگذارد و نظر
كنگره آمريكا را براي دريافت بودجه بيشتر جهت ادامه اشغال نظامي عراق
جلب نمايد
ولي نه تنها كنگره آمريكا بلكه نخبگان سياسي اين كشور و
اقشار مختلف مردم با اين تصميم رئيس جمهور خود مخالفت كردند. در
خارج از آمريكا نيز راهبرد جديد دولت واشنگتن با مخالفت هاي شديد
مواجه شد. علاوه بر مردم و مسئولان عراقي
دولت روسيه و تعدادي از
دولت هاي غربي
حتي دولت انگليس كه متحد نزديك دولت آمريكاست نيز
اين تصميم را غيرواقع بينانه دانست و همه مخالفان بر ضرورت خارج شدن
اشغالگران از عراق تاكيد كردند.
فشار فزاينده اي كه نمايندگان جديد كنگره آمريكا براي خروج نظاميان
اشغالگر از عراق وارد كرده اند
اكنون با توجه به راهبرد جديد بوش كوچك
براي عراق
بيش از گذشته
نمود عيني خود را پيدا كرده است . اين راهبرد
درست نقطه مقابل توصيه هاي كميته « بيكر ـ هميلتون » و راهبردي بسيار
خشن مي باشد.
بوش كوچك و دستيارانش در عين آنكه در موضع ضعف و انفعال قرار
گرفته اند
با هرگونه خروج فوري نيروهاي اشغالگر از عراق مخالفند و آنرا
نشانه شكست و ناكامي آمريكا ارزيابي مي كنند ولي دمكراتها معتقدند
باقيماندن در عراق
زمينه هاي شكست سنگين تر و ناكامي بيشتر را فراهم
مي كند و شايد باعث شود كه آمريكا با تحمل هزينه ها و تلفات بيشتري
وادار
به عقب نشيني اجباري از عراق شود.
حوادث پرشتاب عراق نشان ميدهند آمريكا دچار وضعيتي بشدت
متزلزل شده و سياست واشنگتن در عراق به دلايل متعدد
شكست خورده
است .
1 ـ آمريكا در هفته هاي اخير
اعلام ميكرد مايل است مسئوليت مستقيم
حفظ امنيت بخش هاي وسيعي از عراق را به نيروهاي دولتي اين كشور
واگذار كند و حال آنكه تاكنون
نه تنها حاضر به پذيرش هيچ اقدامي در اين
زمينه نشده بلكه حتي در راهبرد جديد درصدد افزايش بيست و يكهزار و
پانصد نفري تعداد نظاميان خود برآمده است .
2 ـ اعدام صدام و تسريع در يكسره كردن تكليف وي دليل محكم ديگري
است كه نشان مي دهد آمريكا در عراق دچار وضعيت متزلزلي است . به اين
جمله هاي اعترافي ژنرال آمريكائي مامور حفاظت از صدام توجه كنيد : « ما
براي حمايت از صدام در زندان تا 6 ماه ديگر برنامه ريزي كرده بوديم ولي
نمي دانم چه اتفاقي افتاد و چه دليلي باعث شد كه ناچار شديم وي رابه
عراقي ها تسليم كنيم تا حكم اعدام وي انجام شود. » اين اعتراف به خوبي از
روي مشكلات آمريكا در عراق پرده برداري مي كند و نشان مي دهد تصميمات
واشنگتن در قبال عراق تابع يك برنامه ريزي دراز مدت نيست بلكه سير
تحولات آن به دلايلي خارج از اراده واشنگتن
شتاب غيرمنتظره اي به خود
گرفته است .
3 ـ خارج كردن منافقين و سركرده آنها « رجوي » از عراق و انتقال آنها به
اردن هم نشانگر آنست كه آنها به عنوان بخشي از مزدوران آمريكا بايستي از
عراق خارج شوند تا براي انجام ماموريت هاي بعدي مورد بهره برداري قرار
گيرند. اين پديده بقدري پرشتاب صورت گرفت كه حتي زلماي خليل زاد
سفير سابق آمريكا در عراق هم نتوانست مانع تحقق آن شود.
4 ـ تعويض فوري « زلماي خليل زاد » سفير افغاني الاصل آمريكا در عراق
به بهانه انتقال وي به سازمان ملل
موضوع مهم ديگري است كه ناكامي و
عدم كارآئي وي در اين پست كليدي را ثابت مي كند و نشانگر تزلزل در
استراتژي آمريكا در عراق است كمااينكه تعويض فرمانده نظاميان آمريكا در
عراق نيز داراي همين مفهوم است .
خليل زاد
مجري مناسبي براي طرحهاي نومحافظه كاران آمريكا بود و
انتصاب وي به سفارت آمريكا در افغانستان و سپس عراق
دقيقا با همين
انگيزه صورت گرفت كه وي بهترين مهره براي اجراي طرحهاي جنون آميز
نومحافظه كاران در اين كشور اشغال شده بود. اگر از همين زاويه به مسائل
بنگريم
بركناري خليل زاد به معني ناكامي و شكست او در اجراي
ماموريتهايش در عراق و بالاتر از آن
ناكارآمدي استراتژي واشنگتن در
خاورميانه است .
5 ـ اعزام ناوهاي هواپيمابر آمريكائي به خليج فارس هميشه مقدمه اي
صريح براي اجراي تصميمات غيرمنتظره اي بوده است كه صداي آن فردا
به
گوش مي رسد. از ديدگاه پنتاگون
اعزام اين ناوها به منطقه
مي تواند به
تصميمات جديد آمريكا در عراق كمك كند و درعين حال
براي حفظ ظاهر
به واشنگتن و متحدانش در منطقه اطمينان دهد كه اوضاع منطقه
بيش از
اين به زيان آنها تغيير نخواهد كرد.
6 ـ افول و افلاس آمريكا را مي توان از ميان طيف عظيمي از شعارهاي
پوچ و برباد رفته اي جستجو كرد كه ديگر حتي بوش كوچك هم قادر به تكرار
آنها نيست . زماني بوش شعاد ميداد كه ميخواهد دمكراسي را در عراق پياده
كند و به مبارزه با تروريسم بپردازد ولي عراق را به بهشت تروريست ها
تبديل كرد. زماني بوش گفت قصد دارد عراق را به يك كشور نمونه در منطقه
مبدل كند ولي امروزه مردم عراق به زندگي فرداي خودشان هم اميدي
ندارند. او زماني مي خواست نقشه جديدي براي خاورميانه طراحي و اجرا
كند ولي مزدوران ديروز هم به او وفادار نماندند و مطابق آخرين گزارش ها
بخش اعظم عمليات تروريستي در عراق با هزينه اي كه از سوي عربستان
تامين مي شود
به اجرا درآمده و مي آيد.
7 ـ امروزه آمريكا براي اجراي سياستهايش به روشهاي ناكارآمد اجرا
شده در ربع قرن گذشته متوسل شده است كه البته بسيار حقيرانه بنظر
مي رسد. به اين جمله ها نگاه كنيد و خود قضاوت نمائيد كه آيا آمريكا پس از
ربع قرن شرارت عليه ايران
هنوز هم « در جا » نمي زند ژنرال آمريكائي
مامور نگهداري از صدام اعتراف مي كند كه صدام در آخرين ساعات پيش از
اعدامش خواستار ديدار با مقامات ارشد آمريكائي بوده و مرتبا درباره
ايرانيها و خطر شيعه به آمريكا هشدار مي داد. او خطاب به اين ژنرال
آمريكائي ادعا مي كرد : « من به تنهائي ايران را از سر راه شما آمريكائي ها
برمي دارم . من به تنهائي ايران را به زانو در مي آورم . من به تنهائي امنيت نفت
و ثبات منطقه را براي شما تامين مي كنم » . به راستي
اين اعترافات با چنين
آهنگ و طنيني
چه نكته اي را در ذهن ها تداعي مي كند اهميت اين
اعترافات زماني مشخص مي شود كه بدانيم اينها آخرين اظهارات صدام
هستند كه بعنوان مامور ارشد حقوق بگير « سيا » و درخواستي عاجزانه براي
نجات از مرگ بيان شده اند. اين امر نشان مي دهد كه اولا صدام همچنان براي
اجراي اهداف آمريكا و خدمت به اشغالگران اظهار آمادگي مي كند و ثانيا
بعنوان بهترين خدمتكار آمريكا در منطقه كه قاعدتا بهترين شناخت را از
اربابش دارد
هنوز هم آمريكا را نيازمند عناصر پليدي مي بيند كه حاضرند
عليه ايران دست به هر شرارتي بزنند. ثالثا آمريكا ديگر در موقعيتي نيست كه
حتي براي نجات اين مزدور خود عليرغم آنهمه خوش خدمتي هايش وارد
عمل شود.
با اينهمه يك نكته مهم و حياتي ديگر در اين پيام وجود دارد كه نبايد از
آن غافل شد و آن اينكه آمريكا حتي از جنازه صدام هم نمي گذرد و از آنهم
براي تحقق اهدافش سواستفاده مي كند. برخي عناصر شرور بعثي اين روزها
« عزت ابراهيم » را رئيس جديد خود معرفي كرده اند و اعلام داشته اند كه راه
صدام را ادامه خواهند داد. آمريكا در واقع به آنها پيغام داده كه اگر در فكر
تداوم راه صدام هستيد
عليه ايران وارد عمل شويد! كه اين آخرين وصيت
صدام است ! البته آمريكا نه 25 سال پيش و نه امروز و نه هيچگاه نتوانسته و
نخواهد توانست پرچم پرافتخار اسلام را در اين سرزمين
هدف قرار دهد
ولي تلاش واشنگتن براي تكرار همان تجربه
نشان از افلاس و درماندگي
مطلق يك ابرقدرت پوشالي دارد
با اين تفاوت كه امروزه نشانه هاي افول
قدرت واشنگتن را مي توان حتي به چشم نيز مشاهده كرد. اگر ديروز
افغانستان توسط ارتش سرخ اشغال شد و آمريكائي ها بعنوان ناجي و حامي
مردم افغانستان وارد عمل شدند
امروزه خودشان بعنوان اشغالگر در باتلاق
افغانستان دست و پا مي زنند. اگر ديروز صدام را براي دشمني و جنايت عليه
ايران حمايت مي كردند و از اين رهگذر سود مي بردند
امروزه آنچنان در
باتلاق عراق فرو رفته اند كه هيچ راه نجاتي براي آنها متصور نيست . اگر
ديروز در لبنان به سياستگذاري بنفع صهيونيست ها و فالانژها مي پرداختند
امروز بي آبروتر از آنند كه بتوانند حتي از مزدوران محلي خودشان حمايت
كنند و كاري از پيش ببرند. تصادفي نيست كه حتي رسانه هاي آمريكائي و
سياستمداران برجسته از هر دو حزب عمده در آمريكا اعتراف مي كنند كه
شكست در عراق
پايان سلطه آمريكا بر خاورميانه است .
اين ترجمان اعترافي است كه بوش كوچك همزمان با اعلام راهبرد
جديدش به زبان آورد و شكست آمريكا در عراق را بطور رسمي اعلام نمود.
اين اوج درماندگي و شكست كامل يك ابرقدرت است هنگامي كه به يك
اشغالگر تبديل مي شود. اگر دولتمردان آمريكا اهل عبرت آموزي باشند بايد
از باتلاق عراق اين درس بزرگ و فراموش ناشدني را بگيرند كه اشغالگري
هميشه محكوم به شكست است . اين واقعيتي است كه راهبرد جديد بوش
كوچك آنرا از هم اكنون اعلام مي كند
راهبردي كه شكست خورده متولد
شده است .

|