
(به مناسبت سالگرد كشف حجاب توسط رضاخان )
علي معصومي (وزوايي )
در كشور ما
آغاز تهاجم جدي به حجاب
با آغاز فعاليت فرقه استعمار
ساخته بهائي همزمان است . اين فرقه كه به منظور تسهيل سلطه استعمار و از
ميان برداشتن ارزش ها و معيارهاي اصيل اسلامي ايران
توسط جاسوسان و
مزدوران انگليس پديد آمد
به دستور اربابان خود مبارزه با حجاب را درصدر
برنامه هاي خود قرار داد. بنابراين
مي توان گفت كه اولين توطئه جدي و
گستاخانه استعمارگران و متعصبان صليبي عليه حجاب
توسط فرقه ضاله بهائي
اجرا گرديد و پيروان اين فرقه
طلايه دار و پياده نظام دشمنان اسلام در ايران
شدند.
در سال 1227 هـ . ش
يكي از زنان اين فرقه تازه تشكيل شده
به دستور
استعمارگران و جاسوسان آن ها
در حالي كه حجاب از سربرداشته و خود را
زينت كرده بود
در اجتماع مردان حاضر شد. اين زن كه نامش « زرين تاج » بود و
سردمداران فرقه بابي (بهائي ) به او لقب قره العين داده بودند
با اين حركت
خود
چنان خشم و اضطرابي در ميان حاضران ايجاد كرد كه جمعي از مردان
فرقه بابيه از تحير سر به زير انداختند و برخي نيز به اين دليل كه احساس
مي كردند فريب خورده اند و پيرو فرقه كثيف و مفسده انگيزي شده اند
خودكشي
كردند و با تيغي كه در دست داشتند
گلوي خود را بريدند با اين حال
زرين تاج
بابي نه تنها اعتنايي به اين عكس العمل ها نكرد
بلكه در آن جمع به آوازخواني و
شعرسرايي نيز مشغول شد و از مردان خواست براي رسيدن به سعادت
بدن
عريان او را لمس و مس كنند. اين كار او در چندين مرحله انجام
گرفت .
فرقه ضاله بابيه كه توسط علي محمد باب پديد آمد و بعدا نامش فرقه بهائي
شد
علاوه بر همه مفاسد و انحراف مهلك و كثيفي كه دارد
در زمان پديد
آمدنش
نماد تمام عيار غرب گرايي و خودباختگي در برابر غرب و نماد مزدوري
و جاسوسي براي غرب نيز محسوب مي شد
همچنانكه امروز نيز همين ويژگي ها
را به طور كامل دارد.
فرقه باب در فضاي بعد از جنگ هاي ايران و روسيه به وجود آمد. جنگ هايي
كه به شكست مهلك ايران و از دست رفتن سرزمين هاي وسيع و شهرهاي مهم
ايران در قفقاز منجر شد و تحميلات كمرشكني بر ايران وارد آمد. بعد از شكست
ايران در جنگ هاي مذكور كه سبب آن چيزي غير از بي عرضگي فرمانروايان
قاجار
همدستي روس و انگليس و... در تحميل شكست بر ايران . مزدوري و
خيانت برخي عوامل مشكوك و... نبود
عوامل و جاسوسان استعمار به طور
جدي در صدد برآمدند فضا و باور عمومي ويژه اي را در ميان مردم به وجود
آورند تا مردم مسلمان ايران را به انحراف ذهني و فكري سوق دهند و آن گاه
محصول مورد نظر خود را بچينند. به عبارت ديگر
دستگاه ها و عوامل تبليغي و
جاسوسي استعمار
سعي كردند ذهن مردم را از علل اصلي شكست منحرف كنند
و چنين تبليغ نمايند كه بايد از فرهنگ و ارزش هاي ميهني و ديني فاصله گرفت و
روح و رفتار غربي به دست آورد تا ديگر دچار چنين شكست هايي نشد. به همين
دليل بود كه بعد از شكست ايران
در ميان بخش هايي از جامعه
نوعي
غرب گرايي
خودباختگي در برابر غرب
تعظيم غرب و تحقير خود و... پديد آمد
و سرانجام
فرقه بابيه (بهائي ) شكل گرفت . اساسا گويي سردمداران استعمار آن
روزگار و رهبران جهان صليبي
دست به دست هم داده بودند تا با واردآوردن يك
شكست مهلك نظامي بر ايران
دستاويز تبليغي مناسبي به دست آورند تا ضربه
فرهنگي را نيز كه شكست نهايي محسوب مي شد
بر ايران و مسلمانان ايران وارد
آورند و آن ها را از فرهنگ و ارزش هاي سنتي و ديني خود جدا كنند.
به بيان ديگر
مدتي بعد از شكست ايران از روسيه تزاري و در پي
زمينه سازي هاي گسترده
عوامل و جاسوسان دشمن
تحليل گران و سردمداران
استعمار به اين نتيجه
كاملا غلط دست يافتندكه همه چيز براي تغيير فرهنگ و
باورهاي اصيل در ايران فراهم است و از طريق فرقه بابيه و ساير عوامل خود
به
راحتي مي توانند به ارزش هاي اصيلي مثل حجاب
حمله كنند و آن را از ميان
بردارند
ولي بعد از عكس العمل بسيار شديد و گسترده مردم مسلمان ايران نسبت
به فرقه بابيه و نسبت به كشف حجاب اين فرقه
همه بافته هاي ذهني تحليل گران
استعمار فروريخت و متوجه نشناختن روحيات مسلمانان ايران شدند. در اين
زمان
استعمارگران و تحليل گران استعمار مي پنداشتند همه چيز براي
بي حجاب شدن زنان مسلمان ايران مهيا شده است
فقط لازم است زني عملا از
خط قرمز جامعه عبور كند و كاملا بي حجاب در ميان مردان ظاهر شود تا ديگران
هم كه در دل مايل به اين كار هستند
جرات و جسارت پيدا كنند و بي حجابي را
عمومي نمايند. اما بر خلاف تصور استعمارگران و مزدوران آن ها
عمل وقيحانه
زرين تاج بابي نه تنها منجر به بي حجابي عمومي نشد
بلكه نفرتي بسيار گسترده و
عميق درميان مردم نسبت به آن زن گستاخ و فرقه بابيه پديد آمد و مردم نور
مازندران شخصا و به طور خودجوش
اقدام به دستگيري زرين تاج بابي كردند
همچنانكه عموم مردم در سراسر ايران
عليه پيروان فرقه مذكور به پاخاستند و
طومار آن ها را در هم پيچيدند.
با شكست كامل طرح استعماري كشف حجاب توسط فرقه ضاله بابيه و زرين
تاج بابي
برنامه ريزان و سياست گذاران و جاسوسان استعمار چنان ضربه اي
خوردند و چنان به حيرت و سردرگمي افتادند كه تا مدت ها نتوانستند برنامه
ديگري براي كشف حجاب و مبارزه با ارزش هاي ديني زنان مسلمان ايران ارائه
كنند. آن ها بعد از اين دوره حيرت و سرگرداني
سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه
اگر از طريق دربار قاجاريه اقدام به كشف حجاب كنند و شاه قاجار و درباريان او
را متقاعد و مجاب به پذيرش اين موضوع نمايند
موفق خواهند شد. البته مجاب
كردن شاه قاجار (ناصرالدين شاه ) و درباريان او كار چندان ساده اي نبود و
ضرورت داشت اين كار ملي برنامه هاي درازمدت و زمينه سازي هاي لازم
انجام
بگيرد. اين زمينه سازي ها
با بردن شاه قاجاريه به سفر اروپا آغاز شد. بنابراين
يكي از اهدافي كه براي سفرهاي ناصرالدين شاه به اروپا در نظر گرفته شده بود
آماده كرد ذهن شاه قاجار براي كشف حجاب بود. بعد از آنكه ناصرالدين شاه سه
بار به اروپا برده شد و او در جريان بي حجابي زنان آن قاره قرار گرفت و تا حدود
زيادي دل شاه ربوده شد
به تدريج با او در زمينه تفسير لباس زنان مسلمان ايران
و كشف حجاب گفت وگو شد.
شاه ايران كه طبعي كاملا عياش و هوس ران داشت
چندان بي ميل نبود كه
زنان و دختران عريان در برابر چشمان هرز و ناپاك او نمايش بدهند. ناصرالدين
شاه خاطراتي كه از ديدن زنان و دختران عريان و نيمه عريان اروپا داشت
تلقين
بي حجاب شدن زنان و دختران ايران برايش لذتبخش بود.
علاوه به اين
جاسوسان و عوامل استعمار و خودباختگان
به شاه چنين
تلقين مي كردند كه تغيير لباس زنان و كشف حجاب
مقدمه ضروري براي
پيشرفت و قدرتمندشدن كشور است . با اين حال
شاه از واكنش علما و مردم به
شدت وحشت داشت . بالاخره
القائات پي درپي در شاه اثر كرد و او اجازه داد
زمينه لازم براي كشف حجاب آماده شود. اين كار با ترس و احتياط زياد انجام
گرفت ; زيرا شاه از عكس العمل شديد و گسترده مردم مسلمان ايران نسبت به
كشف حجاب فرقه بابيه
كاملا آگاه بود و به ياد مي آورد كه مردم مسلمان ايران
چگونه عليه كشف حجاب فرقه بابيه قيام كردند و چگونه بنيان اين فرقه
فسادانگيز را بركندند.
چگونگي روند تغيير لباس زنان و كشف حجاب در زمان ناصرالدين شاه
به
روشني از ترس شديد شاه
جاسوسان و عوامل بيگانه در زمينه مذكور حكايت
مي كند. به عنوان مثال
در ابتدا سعي شد بدون مطرح كردن عنوان كشف حجاب
از سروته لباس برخي زنان درباري و حكومتي بزنند و آن ها را تا حد زيادي كوتاه
و يا تنگ كنند; يعني همان روشي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و گسترش
كامل فرهنگ حجاب نيز عوامل فرهنگ غرب در ايران انجام دادند و به منظور
مبارزه با حجاب
كوتاه پوشي و تنگ پوشي را در جامعه تبليغ و ترويج كردند. اگر
ما به لباس زنان دربار ناصرالدين شاه دقيق شويم
مي نگريم كه بعد از سفرهاي
شاه به فرنگ
به تدريج در ميان زنان دربار
دامن ها و شليته هاي كوتاه و تنگ
متداول (مد) مي شود و به طور كلي در لباس زنان دربار و اشراف
تغييرات زيادي
پديد مي آيد كه روي به سمت كم حجابي و بي حجابي دارد.
بعد از آنكه در دوره ناصرالدين شاه
پوشش برخي زنان تا حدودي تنگ و
كوتاه شد
كشف حجاب « پشت بامي » و بي حجابي « بالاي بامي » با احتياط و
ترس شديد رخ نمود. به اين معني كه برخي زنان دربار و برخي زنان طبقه اشراف
كه وابسته به حكومت بودند
به خود جرات دادند تا بعضي مواقع با سر عريان به
بام خانه هاي خود بروند و از آن بالا به خيابان ها
كوچه ها و مردم نظاره كنند.
مردم نيز با حيرت به اين صحنه ها چشم مي دوختند
البته جامعه آن روز ايران
حتي همين اندازه بي حجابي را نيز تحمل نمي كرد و حتي از ميان درباريان
اعتراض هايي به اين پديده شد. به عنوان مثال
يكي از درباريان اعتراض خود را
نسبت به كشف حجاب پشت بامي چنين ابراز مي كند : امروز شنيدم كه افواج
عشق مي كردند. اهل حرم
بي پرده و بي حجاب بالاي بام ايستاده بودند و تماشا
مي كردند. مردم هم آن ها را مشاهده مي نمودند. خدايا! آن غيرت كه من ديده بودم
چه شد هر شب زنان دربار ده نفر قلندر را به اسم مليجك به اندرون مي برند كه
ساز بزنند. پناه بر خدا از وضع دولت
آيا ديگر كسي مي تواند زن داشته باشد و
حفظ ناموس كند !
در زمان ناصرالدين شاه نيز گرچه او اجازه داده بود زنان دربارش در ملاعام
بدون پوشش و حجاب ظاهر شوند
ولي كشف حجاب به دليل مقاومت و
حساسيت شديد مردم و ترس قاجاريه از قيام عمومي
مثل دوره زرين تاج و
فرقه بابيه ناكام ماند. بدين ترتيب
دومين موج حجاب ستيزي نيز به شكست
كشانده شد.
با وقوع نهضت عدالت طلبي در دوره مظفرالدين شاه به رهبري علما و
روحانيون كه بعدا نام مشروطه به خود گرفت و عوامل استعمار آن را منحرف
كردند
حجاب ستيزان پس از پشت سرنهادن اولين و دومين موج تهاجم به
حجاب و شكست سنگين در اين زمينه
به اين نتجيه دست يافتند كه براي از ميان
برداشتن حجاب
بايد كار فكري و فرهنگي و تبليغي بكنند تا سومين موج تهاجم
به حجاب همانند امواج قبلي به شكست منتهي نشود. علاوه بر اين
حجاب ستيزان اين عصر به اين نتيجه نيز رسيدند كه براي دستيابي به
موفقيت هاي چشمگير
چاره اي غير از اين ندارند كه تا مي توانند
منافقانه عمل
كنند و موضوع حجاب را از موضوع دين كه مردم نسبت به آن حساس هستند
جدا نمايند و كار فرهنگي عليه حجاب را تحت عناوين و موسساتي انجام بدهند
كه نام هاي گمراه كننده دارند. در پي اتخاذ اين شيوه بود كه تشكيل موسسات و
گردهمايي ها
تاسيس مدارس براي دختران
به راه انداختن انجمن زنان
نوشتن
مقاله و كتاب
راه اندازي روزنامه و نشريه ويژه دختران و زنان
تشكيل دادن
مجامع و جمعيت هايي ويژه نسوان و... دست زدند و در بعد فرهنگي و تبليغي
غوغايي به راه انداختند و تا مي توانستند به شكل مرموزانه و منافقانه عليه
حجاب فعاليت كردند و سعي نمودند حجاب را در ذهن زنان
يك موضوع
ضدارزش و ضدترقي و ضدتشخص و ضدمقبوليت اجتماعي و ضدامروزي بودن
و ضدنوين بودن و ضدفرهيختگي و... جلوه دهند; در عوض
بي حجابي را رهيدن
از كهنه گرايي و نماد فرهيختگي و تشخص اجتماعي و نشان فهميدگي و
مترقي بودن و... معرفي نمايند.
گرچه موج سوم حجاب ستيزي سبب گستاخي هايي در عرصه جامعه شد و
بعضي از وابستگان به دربار و طبقه اشراف
براي آزمايش حساسيت جامعه
در
بعضي موارد به طور بي حجاب در كوچه ها و خيابان هاي حوالي خانه خود ظاهر
شدند
ولي اين موضوع هرگز عموميت نيافت و بدين ترتيب
موج سوم
حجاب ستيزي نيز در اثر مقاومت و بي اعتنايي مردم به شكست كشيده شد.
بعد از آنكه همه راه هاي كشف حجاب آزموده شد و نتيجه اي به دست نيامد
سرانجام رضاخان كه در اساس براي انهدام فرهنگ بومي و ديني ملت ايران روي
كار آمده بود و از طرف استعمارگران ماموريت هاي بسيار خطرناك داشت
به
منظور كشف حجاب
به زور و اعمال بسيار خشونت آميز روي آورد. بنابراين
هنگامي كه رضاخان در 17 دي 1314 رسما اعلام كشف حجاب كرد
جنگ شش
ساله اي را كه بسيار خشن بود
عليه حجاب آغاز نمود. در جريان اين جنگ شش
ساله كه تا زمان سقوط رضاخان ادامه يافت
مصايب فراوان و هولناكي سر ملت
مسلمان ايران
به ويژه به زنان عفيف و پاكدامن ايران تحميل شد كه داستاني
بسيار مفصل دارد. امام خميني بارها از مصايبي كه در اين دوره شش ساله بر ملت
مسلمان ايران تحميل شد
سخن گفته است . امام خميني كه خود شاهد جنگ
شش ساله رضاخان عليه حجاب بود
در اين باره مي فرمايد : من يادم هست كه
هفده دي چه شرارتي كرد اين آدم
چه قدر به اين ملت فشار آورد
چه اختناقي
ايجاد كرد
چه محترماتي را هتك كرد
چه قدر سقط جنين شد در هفده دي و
اين اطراف هفده دي
چه قدر ماموران آن دژخيم به مردم تعدي كردند و به زن ها
تعدي كردند و زن ها را از توي خانه ها بيرون كشيدند (صحيفه نور
جلد 4
ص
153 ) .
گرچه در زمان رضاخان و در دوره حاكميت پس او
ستيز گسترده اي عليه
حجاب و ارزش هاي ديني شد
ولي زنان مسلمان ايران با مقاومت حماسه آفرين
خود
همه تلاش هاي شيطاني استعمارگران و عوامل آن ها را ناكام كردند و الگويي
براي زنان ساير ملل مسلمان شدند. يقينا در دوره حاضر نيز تلاش هاي شيطاني
استعمارگران و عوامل داخلي آن ها عليه حجاب و عفت زنان
همچنانكه تاكنون
به شكست منجر شده است
بعد از اين نيز به شكست منجر خواهد شد; زيرا زنان
مسلمان ايران هوشيارتر از آن هستند كه تحت تاثير تبليغات شيطاني
استعمارگران و عوامل داخلي آن ها قرار گيرند.
اولين موج حجاب ستيزي در ايران
همزمان با پيدايش فرقه بابيه بود و
وابستگان اين فرقه در صدد برآمدند با كشف حجاب
ارزش هاي متعالي را از
جامعه اسلامي محو كنند و زمينه غربي شدن زنان را به وجود آورند
دومين موج ستيز باحجاب
در زمان ناصرالدين شاه آغاز شد. در اين دوره
سعي شد كشف حجاب از طريق كوتاه كردن و تنگ كردن تدريجي شليته ها و
دامن هاي زنان
عملي شود
سومين موج تهاجم به حجاب
با نهضت مشروطه همزمان است . در اين
زمان
اقدامات فرهنگي و تبليغي و جنگ رواني شديد عليه حجاب صورت
گرفت و تعدادي از زنان و مردان غرب گرا تا مي توانستند عليه حجاب گفتند و
نوشتند
ولي اين موج نيز براي حجاب ستيزان موفقيتي نداشت
هنگامي كه امواج مختلف حجاب ستيزي شكست خورد و مخالفان و دشمنان
حجاب از هيچ طريقي نتوانستند به موفقيت برسند
چهارمين موج
حجاب ستيزي را كه مبتني بر زور و خشونت آميزترين شيوه بود
آغاز كردند.
در اين زمان
رضاخان ماموريت يافت كه با زور سرنيزه و از طريق سلاح
نظامي و نيروهاي نظامي و انتظامي
كشف حجاب را محقق كند
يكي از مهم ترين اهدافي كه براي سفرهاي ناصرالدين شاه به اروپا در نظر
گرفته شد
نشان دادن زنان بي حجاب فرنگ به شاه و آماده كردن ذهن او
براي كشف حجاب در ايران بود. براي رضاخان نيز همين شيوه اعمال شد و او
را ابتدا به تركيه كه آتاترك در آن جا كشف حجاب كرده بود
بردند و سپس به
رضاخان دستور دادند در ايران نيز كشف حجاب كند

|