قسمت دوم و پاياني PNAC بيانيه هاي به دنبال « اساسنامه » خود اقدام به تهيه PNAC سازمان چندين گزارش و طومار كرد كه در آنها از سياست هاي خارجي ونظامي دولت كلينتون انتقاد شده بود.
اكثريت PNAC به موازات اين نامه پراكني هاي جمهوريخواه كنگره نيز باطرح ابتكار عمل هاي مختلف
دولت كلينتون را براي افزايش بودجه نظامي
اجراي يك سيستم دفاع موشكي واتخاذ يك سياست خارجي مقابله جويانه تر باهدف مقابله باكشورهاي ياغي تحت فشار قرار مي داد. در نامه اي به تاريخ ژانويه 1998 (ديماه 1377 ) خطاب به كلينتون چنين آمده كه « تنها سياست قابل قبول » درمقابل عراق « سياستي است كه اين امكان را از بين ببرد كه عراق بتواند از تسليحات كشتارجمعي استفاده يا تهديد به استفاده از آنها كند. در كوتاه مدت اين به معناي تمايل به انجام اقدام نظامي است . در درازمدت اين به معناي ساقط كردن صدام حسين و رژيم اوست . هم اكنون هدف سياست خارجي آمريكا بايد اين باشد » . اقدام به PNAC در دوران رياست جمهوري كلينتون
سازماندهي دو طومار خطاب به رئيس جمهور (دومي در رابطه با ميلوشويچ ) و يك نامه خطاب به سران كنگره (در رابطه با عراق ) و انتشار يك بيانيه (در خصوص دفاع از تايوان ) كرد. در همچنين اقدام به انتشار يك PNAC سال 2000 (1379 ) كتاب و يك گزارش كرد كه هر دو آنها طرح هايي براي سياست هاي خارجي و نظامي جديد آمريكا محسوب مي شدند. كتاب خطرات موجود
ويراسته رابرت كيگان و و PNAC ويليام كريستول
شامل مقالات بسياري از افراد نومحافظه كاران ديگر بود. كتاب بازسازي سيستم هاي دفاعي نوشته شده بود PNAC آمريكا كه عمدتا توسط تامس دانلي از دستور كاري براي تحول ارتش ارائه مي داد كه مبتني بود بر « دستورالعمل سياست دفاعي 1992 (1371 ) راهبرد امنيت ملي » به قلم پل ولفوويتس
آي لوئيس ليبي و زلماي خليل زاد به سرپرستي ديك چني وزير دفاع وقت . را قادر ساخت تا به پيشبرد PNAC انتخاب جورج بوش
دستور كار خود براي « قرن نوين آمريكا » شتاب بيش تري به داخل پنتاگون
دفتر PNAC بخشد . بسياري از اصول معاونت اول و وزارت امورخارجه راه يافت . ولي فقط پس از سرانجام به مرحله اجرا PNAC 11 سپتامبر بود كه دستور كار در نامه اي PNAC درآمد . در تاريخ 20 سپتامبر 2001 سرگشاده به جورج بوش ضمن تجليل از اعلان جنگ او عليه تروريسم از او خواست علاوه بر اسامه بن لادن
ديگر « مجرمين » از جمله صدام حسين و حزب الله را نيز مورد هدف قرار دهد. اين نامه يكي از اولين استدلال ها در دفاع از تغيير رژيم عراق به عنوان بخشي از جنگ با تروريسم بود. طبق نامه : PNAC « امكان دارد دولت عراق به شكلي در حملات اخير به ايالات متحده سهيم بوده باشد. ولي حتي اگر شواهدي دال بر ارتباط مستقيم عراق به اين حملات موجود نباشد
هرگونه راهبردي با هدف ريشه كني تروريسم و حاميان آن بايد در بردارنده تلاشي قاطع به منظور خلع صدام حسين از قدرت در عراق باشد. عدم انجام چنين تلاشي به منزله تسليم زود هنگام و چه بسا سرنوشت ساز در جنگ با تروريسم بين المللي تلقي مي شود » در اين نامه همچنين خاطر نشان شده بود كه براي انجام اين جنگ جديد لازم است پول بيش تري به بودجه دفاعي كشور تزريق شود : « جنگ جدي و پيروزمندانه با تروريسم مستلزم افزايش قابل توجه بودجه نظامي است . براي انجام اين جنگ ايالات متحده به احتمال قوي مجبور به رويارويي با يك دشمن تا دندان مسلح است . ضمن آنكه ما بايد قادر باشيم از منافع خود در ديگر نقاط دنيا نيز دفاع كنيم . ما خواهان عزمي راسخ براي تقاضاي بودجه دفاعي كافي جهت پيروزي در اين جنگ هستيم . » در خصوص جنگ با PNAC با احتساب اولين نامه در فاصله سال هاي 2001 تا 2003 (1380 PNAC تروريسم تا 1382 ) چهار نامه خطاب به بوش منتشر كرد . در آوريل نامه اي در خصوص PNAC 2002 (فروردين 1381 ) « اسرائيل و جنگ با تروريسم » براي بوش فرستاد . سپس در 25 نوامبر 2002 (پنجم آذر 1381 ) نامه اي در خصوص هنگ كنگ و در 23 ژانويه 2003 (سوم بهمن 1382 ) نامه اي در رابطه با افزايش بودجه نظامي براي وي ارسال كرد. در مارس 2003 (اسفند 1382 ) نيز دو بيانيه در رابطه با « عراق پس از جنگ » منتشر كرد. PNAC ثتازه ترين بيانيه نامه مورخ 28 ژانويه PNAC جديدترين نامه يا بيانيه 2005 (هشتم بهمن 1384 ) خطاب به سران كنگره بود كه در آن از آنها خواسته بود « اقدامات ضروري جهت افزايش قابل توجه حجم نيروهاي در حال خدمت نيروي زميني و تفنگداران دريايي به عمل آورند. » اعتقاد امضاكنندگان اين نامه آن بود كه افزايش سالانه 25000 سرباز در اين نيروها براي تحقق آن چيزي كه كاندوليزا رايس « وظيفه نسل حاضر » آمريكا در قبال مبارزه با تروريسم در خاورميانه بزرگ خواند
آمده بود « دولت مايل به سازگار PNAC ضروري است . در نامه ساختن خود با اين واقعيت جديد نبوده است » ولي امضاكنندگان نامه اذعان داشتند « ما به خطرات كسري مداوم بودجه فدرال و مشكلات مالي ناشي از افزايش شمار سربازان واقفيم . اما دفاع از ايالات متحده اولويت نخست دولت است . » نامه سرگشاده اي خطاب PNAC چند ماه قبل از اين نامه به سران دولت و حكومت اتحاديه اروپا و ناتو نوشت و در آن نسبت به سياست هاي داخلي و خارجي دولت پوتين در روسيه ابراز نگراني كرد . در اين نامه به تاريخ 28 سپتامبر 2004 آمده بود : « سياست خارجي پوتين
رئيس جمهور روسيه
روزبه روز بيش تر شامل مواردي از قبيل نگرشي تهديدآميز نسبت به همسايگان روسيه و امنيت انرژي اروپا
بازگشت شعارهاي نظامي گرايانه متعلق به عهد امپراتوري شوروي و خودداري از پايبندي به تعهدات روسيه به پيمان هاي بين المللي مي شود. در تمامي جنبه هاي سپهر سياسي روسيه
حضور ابزارهاي قدرت دولت
محسوب و سلطه سرويس هاي امنيتي روبه افزايش است . ما معتقديم اين رويه را نمي توان به عنوان شالوده يك همكاري واقعي بين روسيه و دموكراسي هاي عضو ناتو و اتحاديه اروپا پذيرفت . » در ميان 100 امضاكننده اين نامه اسامي بسياري از نومحافظه كاران سرشناس ديده مي شود از جمله ماكس بوت
الن بورك
تامس دانلي
كارل گرشمن
بروس جكسون
رابرت كيگان
پن كمبل
كليفوردمي
جاشواموراوچيك
ويليام كريستول
گري اشميت
دانيل پلتكا
و جيمز ولي
دموكرات هاي سرشناس از قبيل ويل مارشال
جوزف بالدين
ريچارد هالبروك
جيمز استاينبرگ و مادلين آلبرايت نيز جزو بودند . PNAC امضاكنندگان نامه با عنوان « عراق : رفع ابهامات » PNAC تازه ترين گزارش دفاعيه اي است در توجيه جنگ فاجعه بار عراق . در اين گزارش نتيجه گيري شده كه تصميم جورج بوش براي اين كار « مبتني بر درك نيات و قابليت هاي بالفعل و بالقوه صدام و برپايه از PNAC رفتارهاي قبلي صدام بوده است . » در گزارش گزارش هاي مربوط به تيم هاي بازرسي سازمان ملل و بيانيه هاي دولت آمريكا به دليل « باقي گذاشتن ابهامات جدي در خصوص آنچه رئيس جمهور در 18 مارس 2003 (28 اسفند 1382 ) با آن روبه رو بود و اطلاعاتي كه ما از آن موقع تاكنون به دست آورده ايم » انتقاد شده است . در اين گزارش همچنين آمده است منتقدان دولت « براي تاييد استدلالات خود عليه سياست هاي رئيس جمهور به طور گزينشي از مطالب موجود در اسناد تاريخي استفاده مي كنند. » به عبارت ديگر در اين گزارش به جاي قبول آنچه ما اكنون مي دانيم (يعني كذب بودن بخش عمده اطلاعات ارائه شده به افكار عمومي جهت توجيه حمله به عراق ) تاكيد شده رئيس جمهور انتخاب درستي انجام در ترغيب PNAC داده و سازمان به هيچ وجه به خاطر نقش دولت به حمله به عراق عذرخواهي نكرده است . PNAC ثاز سكه افتادن كاهش يافت و در سال PNAC در سال 2005 فعاليت هاي 2006 هيچ مطلب جديدي روي سايت اينترنتي اين سازمان در سال 2005 يك نامه علني PNAC گذاشته نشده است . البته درباره « افزايش حجم نيروهاي زميني و آمريكا » و يك گزارش پروژه اي در خصوص عراق تهيه كرد. آغاز جنگ با تروريسم (در پي حملات 11 سپتامبر) تعداد زيادي سازمان ها و گروه هاي پوششي نومحافظه كار ديگر به در خصوص سلطه جهاني آمريكا هم PNAC وجود آورد كه با همكاري PNAC عقيده اند و شخصيت هاي اصلي شان با داشته اند. شماري از اين نهادها نظير كميته آزادسازي عراق
كميته ناتو آمريكا
و ائتلاف براي دموكراسي در ايران
داشتند PNAC گروه هاي فشار موقتي بودند كه رابطه نزديكي با و اكنون يا برچيده شده اند و يا ديگر فعاليتي ندارند. اما برخي به صورت FDD ديگر بخصوص بنياد دفاع از دموكراسي ها نهادهاي مهمي درآمده اند كه پرسنل و بودجه اي به مراتب دارند . PNAC گسترده تر از اين PNAC ويليام كريستول و رابرت كيگان . موسسان سازمان را به عنوان پروژه اي سياسي جهت تدوين دستور كاري جديد براي سياست خارجي و نظامي آمريكا راه اندازي كردند و برخلاف بسياري از گروه هاي سياست خارجي جديد تحت رهبري نومحافظه كاران از قبيل بنياد دفاع از دموكراسي ها هيچ گاه تظاهر به دو حزبي بودن PNAC و كميته خطر موجود
نكرده و تمامي چهره هاي اصلي آن جمهوريخواهند. در دولتي كه تيم سياست خارجي آن را عمدتا افراد در تدوين دستوركار PNAC تشكيل مي دهند
تلاش PNAC سياست خارجي براي قرن جديد كاملا موفقيت آميز بوده است . اكنون چالش جديد پيش روي نومحافظه كاران جلب حمايت هر دو حزب از اين دستور كار مبتني بر تفوق آمريكا
جنگ پيشگيرانه و تغيير رژيم (با محوريت خاورميانه ) است . و كميته خطر موجود
رويارويي با اين چالش FDD هدف است هر چند هر دوي اين گروه ها عمدتا جمهوريخواهند. تعطيل يا غيرتعطيل شده اما اين تفكر كه PNAC اگرچه اين قرن بايد باز هم مثل قرن بيستم
قرن آمريكا باشد همچنان عقيده راسخ نومحافظه كاران است كه بسياري شان آرا و نظرات خود را از درون يك زيرساخت پيوسته در حال گسترش
متشكل از نهادهاي سياست گذاري
گروه هاي پوششي
انديشكده ها
نشريات و بنيادها نشر مي دهند. اما عزم و اراده براي تقويت قدرت جهاني آمريكا و ايفاي نقش داور تعيين كننده خير و شر و درست و غلط بر روي كره زمين چيزي است كه از حلقه نومحافظه كاران فراتر مي رود و به ديگر بازيگران سياسي مهم محافظه كاران اجتماعي
ملي گرايان
بازها
انترناسيوناليست هاي پيشرو خود خوانده و قلب دنياي شركت هاي آمريكايي بخصوص مجتمع نظامي ـ صنعتي بخش انرژي آمريكا نيز گسترش مي يابد. تراژدي و كمبودهاي اخلاقي سياست خارجي آمريكا در عراق و در سرتاسر خاورميانه بايد آمريكا را از توهم خودبزرگ بيني و خود برتربيني به درآورد
و عكس العمل هاي و دولت PNAC جهاني نسبت به جاه طلبي هاي امپرياليستي بوش حاكي از آن است كه امپراتوري آمريكا رعاياي زيادي نخواهد داشت . با اين حال ايدئولوگ ها همچنان خواستار مداخله نظامي به منظور « دموكراسي سازي » خواهند شد و آن بخش هاي تجاري كه منتظرند تا از يك سياست امپرياليستي مبتني بر كنترل منابع و جنگ افروزي سودي نصيب خود سازند
همچنان مداخله گرايي آمريكا را با « صلح از راه قدرت » و صحبت هاي متظاهرانه درباره رسالت اخلاقي آمريكا توجيه خواهند كرد. منبع : نشريه شماره 3 مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت را قادر ساخت تا به PNAC انتخاب جورج بوش پيشبرد دستور كار خود براي « قرن نوين آمريكا » به PNAC شتاب بيش تري بخشد . بسياري از اصول داخل پنتاگون
دفتر معاونت اول و وزارت امورخارجه راه يافت در نامه اي PNAC در تاريخ 20 سپتامبر 2001 سرگشاده به جورج بوش ضمن تجليل از اعلان جنگ او عليه تروريسم از او خواست علاوه بر اسامه بن لادن
ديگر « مجرمين » از جمله صدام حسين و حزب الله را نيز مورد هدف قرار دهد تعطيل يا غيرتعطيل شده اما اين PNAC اگرچه تفكر كه اين قرن بايد باز هم مثل قرن بيستم
قرن آمريكا باشد همچنان عقيده راسخ نومحافظه كاران است تراژدي و كمبودهاي اخلاقي سياست خارجي آمريكا در عراق و در سرتاسر خاورميانه بايد آمريكا را از توهم خودبزرگ بيني و خود برتربيني به درآورد
و عكس العمل هاي جهاني نسبت به و دولت بوش PNAC جاه طلبي هاي امپرياليستي حاكي از آن است كه امپراتوري آمريكا رعاياي زيادي نخواهد داشت زيرنويس عكس : PNAC اعضاي ارشد 
|