روزنامه جمهوري اسلامي 17/10/1385 صفحه عقيدتي

  • غدير تداوم حكومت الهي در جامعه
  • كشف حجاب تهاجم بنيادي به فرهنگ اسلامي
  • *****
    غدير تداوم حكومت الهي در جامعه




  • يكي از شئون بزرگ رسالت امامت و ولايت و رهبري امت و جامعه و كشور اسلامي است و به همين دليل رسول خدا(ص ) در عين اينكه « پيامبر » بود « امام » نيز بود1 و در كنار تبليغ رسالت و احكام و تعاليم و قوانين دين با تشكيل حكومت اسلامي به تدبير امور و اداره كشور در نقش امام و رهبر و زمامدار اهتمام مي ورزيد.
    تشكيل حكومت و بنيان نهادن تشكيلات و سازمان ها و موسسات و مراكز مختلف براي اداره جامعه و كشور از نيازهاي طبيعي و بديهي است كه هم بر معيارهاي شرعي تكيه دارد و هم از موازين عقلي مايه مي گيرد و هيچ كس در هيچ عصري را نمي توان يافت كه به نفي نظام سياسي و حكومتي سالم براي ايجاد نظم و سامان در جامعه و تامين آرامش و امنيت و حفاظت از جان و مال و ناموس مردم و دفاع از استقلال و تماميت ارضي با پديد آوردن نيروهاي مقتدر نظامي و انتظامي بپردازد و معتقد به ناامني و بي قانوني و اغتشاش و هرج و مرج باشد و براين تصور ناصحيح پاي بفشرد و نظام حكومتي و قدرت و توان و امكانات گوناگون فراهم آمده در ابعاد سياسي اقتصادي نظامي انتظامي قضايي فرهنگي علمي و اجرايي را براي دفاع از دين و ملت و كشور و تسهيل و هموارسازي راه هاي رشد و بالندگي و پيشرفت و اقتدار و عزت را ضروري و حياتي نپندارد.
    خداوند متعال براساس اين نياز بنيادين و براي اعتلاي اسلام و مسلمانان و استقرار قوانين جامع اسلام در همه ابعاد و شئون حيات مادي و معنوي وظيفه و مسئوليت بزرگ ولايت و رهبري پيامبر اكرم (ص ) را در كنار وظيفه رسالت او تبيين نمود و استقرار نظام سياسي و حكومتي اسلام را در دوره حيات آن بزرگوار و پس از آن يك امر محوري و عظيم و حائز اهميت قرار داد و در عينيت جامعه و كشور اسلامي به ظهور و تجلي درآورد.
    با كمترين مطالعه و كنكاش مشخص مي شود كه « سنت و رويه پيغمبر اكرم (ص ) دليل بر لزوم تشكيل حكومت است . زيرا اولا خود تشكيل حكومت داد و تاريخ گواهي مي دهد كه تشكيل حكومت داده و به اجراي قوانين و برقراري نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته است والي به اطراف مي فرستاده به قضاوت مي نشسته و قاضي نصب مي فرموده سفرائي به خارج و نزد روساي قبائل و پادشاهان روانه مي كرده معاهده و پيمان مي بسته جنگ را فرماندهي مي كرده و خلاصه احكام حكومتي را به جريان مي انداخته است . ثانيا براي پس از خود به فرمان خدا تعيين حاكم كرده است . وقتي خداوند متعال براي جامعه پس از پيامبراكرم (ص ) تعيين حاكم مي كند به اين معني است كه حكومت پس از رحلت رسول اكرم (ص ) نيز لازم است و چون رسول اكرم (ص ) با وصيت خويش فرمان الهي را ابلاغ مي نمايد ضرورت تشكيل حكومت را نيز مي رساند . » 2
    واقعه بزرگ و تاريخي « غدير » كه موجب تثبيت ولايت حضرت علي (ع ) توسط پيامبر اكرم (ص ) گرديد نه به مفهوم يك واقعه معنوي خاص كه دوست داشتن و محبت ورزيدن به امير مومنان (ع ) توسط جامعه اسلامي و مردم مسلمان را ابلاغ نمايد كه به معناي تثبيت ولايت به مفهوم حكومت و خلافت و زمامداري حضرت علي (ع ) مي باشد كه بايد پس از رسول گرامي اسلام (ص ) تداوم يابد و اميرمومنان (ع ) در نقش امام و رهبر و زمامدار در راس تشكيلات حكومت اسلامي قرار گيرد و به تدبير امور و اداره جامعه و كشور اسلامي اهتمام ورزد.
    دوستي و محبت نسبت به اميرمومنان (ع ) اگرچه در جاي خود امري است بسيار حائزاهميت و وظيفه اي بزرگ براي هر فرد از آحاد جامعه اسلامي و وسيله اي است براي تقرب به درگاه خداوند متعال لكن واقعه غدير بر ولايت و زعامت سياسي و حكومتي حضرت علي (ع ) و استمرار همه وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي و سياسي و حكومتي رسول خدا(ص ) در اجراي كامل و جامع احكام و قوانين اسلام تصريح دارد.
    اين واقعه آنگونه عظيم و حياتي مي باشد كه علاوه بر شواهد و مستندات تاريخي تثبيت شده اي كه بر آن اساس پيامبراكرم (ص ) با آماده سازي همه مقدمات و زمينه ها و در ميان انبوه جمعيت مسلمانان دست اميرمومنان (ع ) را در دست مي گيرد و بالا مي برد و او را به ولايت و زعامت پس از خود نصب مي نمايد آيات قرآني نيز ابتدا و انتهاي اين واقعه را با ابلاغ صريح و اعلام خشنودي حضرت پروردگار آميخته و ممزوج مي نمايد3.
    درباره واقعه عظيم غدير بايد به اين حقايق و واقعيت هاي صريح و غيرقابل انكار و شبهه و ترديد توجه عميق و دقيق روا داريم كه اولا « مساله غدير مساله اي نيست كه به نفسه براي حضرت امير يك مساله اي پيش بياورد حضرت امير مساله غدير را ايجاد كرده است . آن وجود شريف كه منبع همه جهات بوده است موجب اين شده است كه غدير پيش بيايد. غدير براي ايشان ارزش ندارد آن كه ارزش دارد خود حضرت است كه دنبال آن ارزش غدير آمده است . » 4
    ثانيا واقعه غدير در صدد تثبيت ارزش ها و فضايل و مقامات خاص و بزرگ معنوي امير مومنان نيست . و « اين كه حديث غدير را ما حساب كنيم كه مي خواهد يك معنويتي را براي حضرت امير يك شاني براي حضرت امير درست كند نيست . » 5
    ثالثا جايگاه و منزلت و فضايل معنوي اميرمومنان (ع ) اگرچه موضوع واقعه غدير نمي باشد و نصب او از جانب رسول خدا(ص ) هرگز با انگيزه تثبيت و معرفي مقامات معنوي و اخلاقي علي (ع ) صورت نمي گيرد لكن اين فضايل است كه در انتخاب او براي ولايت و زعامت سياسي نقش آفرين مي باشد كه هر كس زمام امور جامعه را به دست گيرد بايد تا بلنداي قله هاي معنويت و خلوص و تقوا و تقرب الهي صعود كرده باشد و اميرمومنان (ع ) چنين بود. به تعبيري ديگر « مقامات معنوي قابل نصب نيست يك چيزي نيست كه با نصب اين مقام پيدا بشود. لكن آن مقامات معنوي كه بوده است و آن جامعيتي كه براي آن بزرگوار بوده است اسباب اين شده است كه او را به حكومت نصب كنند . » 6
    رابعا معنا و مفهوم « ولايت » حكومت و رهبري و زعامت است و به همين دليل اهميت يافته است و ارزش و منزلتي خاص به دست آورده است به گونه اي كه پيامبراكرم (ص ) از جانب خداوند متعال مامور مي شود كه در ميان انبوه جمعيت آن را به جامعه ابلاغ نمايد. بنابراين « قضيه غدير قضيه جعل حكومت است اين است كه قابل نصب است » 7 و به همين دليل « ولايتي كه در حديث غدير است به معناي حكومت است نه به معناي مقام معنوي » 8
    موضوع ولايت و زعامت سياسي كه متن و محتواي واقعه غدير را تشكيل مي دهد نه تنها در دوره حيات حضرت امام علي (ع ) كه در دوره هاي زندگي و حيات ساير ائمه اطهار(ع ) نيز تسري دارد و امامان (ع ) هر كدام مامور به استقرار نظام سياسي و اجراي احكام و قوانين اسلام با تشكيل حكومت اسلامي بوده اند.
    علاوه بر اين كه انتقال حكومت از اميرمومنان (ع ) به امام حسن مجتبي (ع ) دليل و مستند مشهود تاريخي بر ضرورت تشكيل حكومت اسلامي پس از شهادت حضرت علي (ع ) مي باشد قيام و نهضت حضرت امام حسين (ع ) نيز همين هدف را دنبال مي كرد و امام (ع ) در ميان همه اهداف و آرمان هاي بزرگ خويش كه در صدد تحقق آن با قيام پرشور و تاريخي عاشورا بود هدف تشكيل حكومت اسلامي براي استقرار احكام و قوانين اسلامي را نيز محوري و حياتي مي دانست و به همين دليل « آنهايي كه خيال مي كنند كه حضرت سيدالشهدا براي حكومت نيامده خير اين ها براي حكومت آمدند براي اينكه بايد حكومت در دست مثل سيدالشهدا باشد . » 9
    استقرار نظام سياسي و حكومتي اسلام به منظور اجراي دقيق و كامل احكام و قوانين حياتبخش اين دين مبين در همه ابعاد سياسي اجتماعي اقتصادي نظامي فرهنگي و حقوقي و امنيتي هرگز منحصر به عصر و زمان خاص و دوره اي از دوره هاي حيات انسان نمي باشد كه اسلام ديني است جامع كه براي همه عصرها و نسل ها قانون وضع كرده است و تامين كننده تمام نيازهاي فطري و اساسي همه بشريت مي باشد و چگونه مي توان پذيرفت كه خداوند متعال براي عصر و زمانه اي محدود تشكيل حكومت اسلامي براي اجراي قوانين اسلام را ضروري و واجب بداند و در ساير ادوار زندگي و حيات جوامع اسلامي و مردم مسلمان را به حال خود رها كند و بي نظمي و نابساماني را بر آنان حاكم گرداند و دفاع از استقلال و آزادي و تماميت ارضي سرزمين هايشان در برابر تهاجم دشمنان را با تشكيل قواي نظامي نيرومند لازم و حياتي نداند ! بنابراين طبق ضوابط و معيارهاي صحيح و غيرقابل انكار « احكام اسلام محدود به زمان و مكاني نيست و تا ابد باقي و لازم الاجراست . تنها براي زمان رسول اكرم (ص ) نيامده تا پس از آن متروك شود و ديگر حدود و قصاص يعني قانون جزاي اسلام اجرا نشود يا انواع ماليات هاي مقرر گرفته نشود يا دفاع از سرزمين و امت اسلام تعطيل گردد... چون اجراي احكام پس از رسول اكرم (ص ) و تا ابد ضرورت دارد تشكيل حكومت و برقراري دستگاه اجرا و اداره ضرورت مي يابد. بدون تشكيل حكومت و بدون دستگاه اجرا و اداره كه همه جريانات و فعاليت هاي افراد را از طريق اجراي احكام تحت نظام عادلانه درآورد هرج و مرج به وجود مي آيد و فساد اجتماعي و اعتقادي و اخلاقي پديد مي آيد... بنابراين به ضرورت شرع و عقل آنچه در دوره حيات رسول اكرم (ص ) و زمان اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع ) لازم بوده يعني حكومت و دستگاه اجرا و اداره پس از ايشان و در زمان ما لازم است . » 10
    و از همين جاست كه يكي از فلسفه ها و آثار بزرگ واقعه « غدير » نمايان مي شود و اين « پيام » در همه اعصار و زمان ها جاري مي گردد كه دين مبين و رهايي بخش اسلام و جامعيت احكام و قوانين زندگي ساز آن كه در همه صحنه ها و عرصه ها حضور دارند و به تمام ابعاد و جلوه هاي حيات مادي و معنوي و جسمي و روحي و سياسي و اقتصادي و اجتماعي و نظامي و فرهنگي و حقوقي نظر مي گسترند و براي سلامت و سعادت و رشد و بالندگي و پيشرفت هاي همه جانبه انسان راه مي گشايند هرگز در محدوده هاي « زمان » و « مكان » نمي گنجند و بايد در هر عصر و زمانه اي با تشكيل و استقرار حكومت اسلامي به اجرا و عمل درآيند.
    پيام گزاري هاي واقعه سترگ غدير براي همه اعصار و زمان ها و عصر و زمان ما شناخت و بينشي مي آفريند كه در پرتو آن درمي يابيم « زنده نگه داشتن اين عيد نه براي اين است كه چراغاني بشود و قصيده خواني بشود و مداحي بشود اينها خوب است اما مساله اين نيست . مساله اين است كه به ما ياد بدهند كه چطور بايد تبعيت كنيم به ما ياد بدهند كه غدير منحصر به آن زمان نيست غدير در همه اعصار بايد باشد و روشي كه حضرت امير در اين حكومت پيش گرفته است بايد روش ملت ها و دست اندركاران باشد . » 11
    واينگونه است كه « غدير » نه تنها تداوم حكومت الهي در عصر و زمان ما كه در همه اعصار و زمان هاست و اسلام و جوامع و سرزمين هاي وسيع اسلامي با عمل به اين الگوي هميشه جاويدان و جاري در همه عصرها به استقرار قوانين جامع دين مبين الهي توفيق حاصل مي كنند و استقلال و آزادي و تماميت ارضي و منابع ثروت ملي خود را صيانت مي نمايند و به اوج اقتدار و عزت و صلابت مي رسند.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ وظيفه و مسئوليت « امامت و رهبري و زعامت » اختصاص به پيامبر اسلام (ص ) نداشت بلكه در كنار رسالت پيامبراني چون حضرت ابراهيم (ع ) نيز به تجلي و عينيت درآمد . رجوع شود به آيه 24 از سوره بقره .
    2 ـ آئين انقلاب اسلامي گزيده انديشه هاي امام خميني از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 126
    3 ـ قرآن كريم سوره مائده آيه 3 67
    4 ـ صحيفه نور ج 20 ص 27
    5 ـ همان مدرك ص 28
    6 ـ همان مدرك ص 29
    7 ـ همان مدرك ص 30
    8 ـ همان مدرك
    9 ـ قيام عاشورا در كلام و پيام امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 39
    10 ـ ولايت فقيه اثر امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 18 و 19
    11 ـ صحيفه نور ج 20 ص 27 و 28
    امامت و ولايت و رهبري يكي از شئون بزرگ رسالت است و به همين دليل رسول خدا(ص ) در عين اينكه « پيامبر » بود « امام » نيز بود و در كنار تبليغ رسالت و احكام و تعاليم و قوانين دين با تشكيل حكومت اسلامي به تدبير امور و اداره كشور در نقش امام و رهبر و زمامدار اهتمام مي ورزيد
    واقعه بزرگ و تاريخي « غدير » نه به مفهوم يك واقعه معنوي خاص كه محبت ورزيدن به اميرمومنان (ع ) توسط جامعه اسلامي و مردم مسلمان را ابلاغ نمايد كه به معناي تثبيت ولايت به مفهوم حكومت و زمامداري حضرت علي (ع ) مي باشد كه بايد پس از رسول گرامي اسلام (ص ) تداوم يابد و علي (ع ) در نقش امام و رهبر و زمامدار در راس تشكيلات حكومت اسلامي قرار گيرد و مسئوليت اداره كشور اسلامي را به عهده گيرد
    فلسفه « غدير » جعل حكومت است و نصب اميرمومنان (ع ) به خلافت و زعامت . زيرا اين حكومت و زمامداري است كه قابل نصب مي باشد و به اين ترتيب فلسفه غدير جعل و نصب مقام معنوي ـ كه هرگز قابل نصب نمي باشد ـ نيست و به همين دليل ولايتي كه در حديث غدير آمده است به معناي حكومت است نه به معناي مقام معنوي
    اين « پيام » از واقعه « غدير » در همه اعصار و زمان ها جاري مي گردد كه دين مبين و رهايي بخش اسلام و جامعيت قوانين زندگي ساز آن كه در همه صحنه ها و عرصه ها حضور دارند و به تمام ابعاد و جلوه هاي حيات مادي و معنوي نظر مي گسترند و براي سعادت و رشد و بالندگي و پيشرفت هاي همه جانبه انسان راه مي گشايند هرگز در محدوده « زمان » و « مكان » نمي گنجند و بايد در هر عصر و زمانه اي با تشكيل و استقرار حكومت اسلامي به اجرا و عمل درآيند

  • *****
    كشف حجاب تهاجم بنيادي به فرهنگ اسلامي


  • هفدهم دي سالروز كشف حجاب توسط عامل استعمار رضاخان مي باشد. كشف حجاب كه يك تهاجم بنيادي به فرهنگ اسلامي محسوب مي شود طرحي استعماري بود كه رضاخان مجري آن بود.
    استعمار در پي يافتن راههاي تهاجم به فرهنگ غني و انسان ساز اسلام و مقابله با گسترش تعاليم مقدس اين آئين الهي سياست شيطاني « اسلام زدايي » را در سه كشور افغانستان و تركيه و ايران به مورد اجرا گذاشت و مبارزه اي جدي و پي گير را با مظاهر اسلام هرچه كه رنگ و صبغه دين و دين باوري داشت آغاز نمود.
    در افغانستان امان الله خان ماموريت مي يابد با فرهنگ اسلامي مبارزه كند و راه را براي ترويج و گسترش جلوه هاي مبتذل فرهنگ غرب هموار نمايد.
    در تركيه اين ماموريت استعماري به مصطفي كمال پاشا معروف به آتاتورك سپرده مي شود و او با عزمي جزم ضمن مقابله مستقيم با اسلام كشورش را براساس الگوهاي از قبل تعيين شده غربي اصلاح مي كند و فساد هرزگي و لاقيدي را به بدترين وجه گسترش مي دهد.
    در ايران رضاخان مامور اسلام زدائي و آماده سازي زمينه ها و شرايط ترويج و رونق فرهنگ مبتذل غرب مي شود.
    بدنبال طرحهاي از قبل پيش بيني شده آتاتورك رئيس جمهور تركيه رسما از رضاخان دعوت به عمل مي آورد و رضاخان با مسافرت به تركيه بيش از پيش شيفته و فريفته فرهنگ و مظاهر غربي مي شود و اقدامات آتاتورك به شدت در روح او تاثير مي نهد و در همانجا تصميم مي گيرد كه پس از بازگشت به ايران با شدت هرچه تمامتر به تغيير و تحول در آداب و رسوم و لباس مردم ايران بپردازد و كشور را سرتاسر همه غربي كند.
    رضا شاه با مطرح كردن تغيير لباس و كلاه مبارزه آشكار و علني خود را با اسلام آغاز كرد. او پس از اجباري كردن استفاده از كلاه اروپايي (شاپو) به مساله تغيير لباس و كشف حجاب پرداخت .
    با مطرح شدن كشف حجاب و از سر برداشتن چادر كه نشانه عفاف و پاكي و وسيله صيانت و پاسداري از ناموس و شرف زن مسلمان محسوب مي شد مخالفت مردم متدين آغاز شد.
    مخالفتها و مبارزات مردم مسلمان با دستگيري روحانيون و كشتار مردم سركوب مي شود و بدين ترتيب زمينه هاي مناسب بر مطرح كردن علني و گسترده منع حجاب آماده مي گردد. با اين وصف رضاخان و دار و دسته اش تصميم مي گيرند ابتدا از دربار شروع كنند و باكشف حجاب خانواده سلطنتي و وزرا راه را براي گسترش بي حجابي و فحشا عمومي هموار سازند.
    محمود جم نخست وزير مزدور و خائن وقت در پاسخ به رضا شاه كه مي گويد « چطور است اين تحول را از اندرون دربار شروع كنيم » مي گويد :
    « اگر اجازه بفرمائيد در روز افتتاح دانشسراي مقدماتي تهران علياحضرت ملكه و عليا حضرت شاهدخت ها به اتفاق اعليحضرت در محل جشن حاضر شوند. ضمنا به همه بانوان وزرا و رجال نيز دستور خواهيم داد كه بدون حجاب در اين جشن حضور يابند. »
    رضاشاه اين طرح را مي پذيرد و قرار مي شود كه آنرا در هيات دولت مطرح و به تصويب برسانند. او در جلسه هيات دولت مي گويد :
    « شركت همسر و دختران من در جشن افتتاح دانشسراي مقدماتي بايد سرمشقي براي همه زنان و دختران ايراني مخصوصا خانمهاي شما وزراي مملكت باشد. ممكن است ابتدا اين عمل سروصدا و جنجال زيادي بپا كند ولي بهرحال كاري است كه بايد انجام بشود. ما با هوچي بازي و تعصب هاي خشك نمي توانيم كاروان ترقيات مملكت را عقب نگهداريم . زن بايد از اين چادر سياه آزاد بشود! »
    روز موعود فرا مي رسد . 17 دي ماه 1314 رضاشاه با همسرش و شمس و اشرف پهلوي كه براي اولين بار حجاب از سر برداشته و با شكل جديد غربي در اجتماع ظاهر مي شدند وارد دانشسراي مقدماتي شدند. بانوان وزرا نيز براي اولين بار بدون پوشش در مراسم افتتاح دانشسراي مقدماتي شركت مي كردند.
    پس از توزيع جوائز فارغ التحصيلان رضاشاه به سخنراني پرداخت او در بخشي از سخنانش اعلام نمود :
    « بي نهايت مسرورم كه مي بينم خانمها در نتيجه دانائي و معرفت به وضعيت خود آشنا شده و پي به حقوق و مزاياي خود برده اند... شما خانمها اين روز را يك روز بزرگ بدانيد و از فرصت هايي كه داريد براي ترقي كشور استفاده نمائيد! شما خواهران و دختران من شما تربيت كننده نسل هاي آينده خواهيد بود و شما هستيد كه مي توانيد آموزگاران خوبي باشيد و افراد خوبي از زير دست شما بيايند! »
    بدين سان حجاب و نجابت زن ايراني توسط مزدور و مامور استعمار غرب يعني رضاشاه هتك گرديد و بجاي دروازه تمدن دروازه فساد و هرزگي و بي بندوباري بروي مردم ايران گشوده شد و غيرت و شرف مردان منكوب و ناموسشان در معرض ديد و تماشاي ديگران قرار گرفت . اين آغاز كار و ابتداي راه بود. مراحل بعدي تاسيس عشرتكده ها مراكز عيش و نوش و رقص و آواز و برهنگي و آزادي جنسي زنان و مردان بود و اين سوغات بزرگ تمدن غرب چه زود فراگير شد و زنان و مردان ايراني با ولع و اشتياق تمام حتي مشتاق تر از زنان و مردان دنياي متعفن غرب در سراشيبي سقوط در منجلاب فساد و فحشا قرارگرفته و به ابتذال و بي هويتي و شهوت گرايي محض مانوس شدند.
    در اين ميان تنها زنان و مردان با ايمان بودند كه از شرف و ناموس خويش در آن شرايط سخت و رنجزا صيانت و پاسداري نموده و تحت تاثير جاذبه هاي فريبنده جنسي كه كارگزاران استعمار به تبليغ و ترويج آن همت مي گماشتند قرار نگرفته و پرورش دهنده نسلهايي شدند كه امروز در اوج ايمان و صلابت و قدرت در مقابل همه دنياي كفر و الحاد ايستاده و هر روز جبهه جديدي فتح مي كنند.
    رضاخان به روش « استعمار كهنه » يعني مقابله مستقيم و آشكار با فرهنگ اسلام به مبارزه پرداخت و چادر را از سر زنان برگرفت و فساد و بي بندوباري را گسترش داد و آن كرد كه كرد.
    پس از رضاخان پسرش محمدرضا با روش « استعمار نو » يعني نه با حمله آشكار و علني به مقدسات و حجاب و عفاف زنان كه استفاده از حجاب را آزاد گذاشت و در عين حال بطور مخفي و غيرمستقيم با حجاب مبارزه كرد و بايد اذعان داشت كه اين روش بسيار موثر و كارآمد و نتيجه بخش بود بگونه اي كه در طول دوران مرموز روشنفكران غرب زده و با استفاده از حربه « هنر » يعني قصه و شعر و نقاشي و موسيقي و فيلم و مجله و كتاب ... حقايق آنسان بر مردم ايران مشتبه گرديد كه فساد جنسي و بي غيرتي و فحشا تن فروشي زنان و دختران « ارزش » و « آزادي » و « تمدن » و « پيشرفت » نام گرفت و ابتذال و پوچي و بي هويتي و از خودبيگانگي همه گير و عمومي گشت .