روزنامه جمهوري اسلامي 14/10/1385 صفحه گزارش
*****
تغيير الگوي مصرف موادمخدر هشداردهنده و خطرناك


  • مجيد زندي
    حدود هفت هزار سال پيش ترياك تنها براي مصارف طبي به كار برده مي شد اما به درستي مشخص نيست كه مصرف اين ماده از چه زماني تغيير ماهيت داد و رفته رفته از صورت دارويي به يك مشكل اجتماعي مبدل شده است . يعني اين كه شخص از راههاي متفاوت نظير خوردن تزريق استنشاق و... به يك يا چند نوع ماده مصرف مداوم دارد و در صورت قطع مصرف با مسائل جسماني رفتاري و يا هر دو مواجه مي گردد در نتيجه برچسب معتاد را بر خود مي گذارد.
    امروزه پديده شوم و خانمانسوز اعتياد عليرغم برنامه ريزيها و اتخاذ تدابير مختلف به عنوان يكي از بحرانهاي اصلي و مهم كشور بلكه در سطح جهاني مطرح مي باشد پديده اي كه علاوه بر پيامدهاي اقتصادي سلامت رواني فرد خانواده و نهايتا جامعه را با خطرات غيرقابل جبراني تهديد مي كند.
    اعتياد فاجعه اي وحشتناك در عصر حاضر است كه سالمندان جوانان نوجوانان و حتي كودكان بيگناه را طعمه خود قرار داده است و در واقع هم بايد هر روز شاهد اضمحلال و فرسودگي توان انساني و به خصوص نيروي جوان و به دنبال آن ايجاد اختلال در سازندگي و توسعه كشور و هم ناظر عواقب اجتماعي زيادي از جمله افزايش ميزان قتل و جنايت سرقت اختلافات خانوادگي طلاق مرگ خودكشي و عواقب وخيم ديگر باشيم .
    وقتي مي شنويم 75 درصد زندانيان در كشور مجرمان مرتبط با موادمخدر هستند و حداقل طي 27 سال گذشته 3500 نفر از نيروهاي انتظامي و امنيتي ايران در راه مبارزه با قاچاقچيان موادمخدر به شهادت رسيدند و 12000 نفر جانباز شدند علاوه بر حساسيت هاي گذشته كه درباره موادمخدر سنتي داشتيم كه توليد بيش از 6000 تن ترياك در كشور همسايه ما افغانستان نشانه اصلي افزايش توليد آن است اين روزها توليد و مصرف مواد مخدر صنعتي و شيميايي و توزيع آسان و فراوان آن حتي در سطح مدارس دخترانه و... زنگ خطر هشدار را به صدا درآورده و خانواده ها را بسيار نگران كرده است .
    بي شك مشكل مبارزه با موادمخدر در كشور ما اين است كه تصميمات پشت درهاي بسته توسط كارشناسان اتخاذ مي شود كه بعضا انواع و اقسام موادمخدر را هنوز نديده اند و يا از خانواده هاي متلاشي شده و بي خبر هستند اما آنچه كه واقعيت دارد اين است كه عليرغم مبارزه شديد و گسترده حداقل در 27 سال گذشته اكنون نيز شاهد هستيم كه هم مصرف كننده و هم توزيع كننده موادمخدر هستند و كار مي كنند و نتيجه كارهاي فرهنگي و نظامي كه براي مبارزه با توزيع و مصرف موادمخدر در كشور انجام شده در حداقل اثربخشي خود قرار دارد تا حدي كه وقتي كه مي شنويم در كشور ما حدود 6 تا 8 ميليون نفر به صورت تفنني موادمخدر مصرف مي كنند و 2 تا 4 ميليون نفر هم معتاد دائمي هستند بايد بپذيريم كه هم معتادان و هم آسيب هاي فراوان موادمخدر در كشور ما كماكان به قوت خود باقي است .
    آسيب هاي معتاد به موادمخدر در چند بخش ويرانگر است از طرفي خود فرد با اعتياد به موادمخدر از چرخه كار و تلاش و فعاليت سالم اجتماعي سياسي فرهنگي و اقتصادي كنار زده مي شود كه خود يك آسيب حدود 3 ميليون نفره را به جامعه تحميل مي كند و پس از مدتي خانواده اش هم متلاشي مي شود كه اثرات سو آن دايره وسيعتر خانواده هاي افراد معتاد خواهد بود.
    البته اعتياد والدين تاثير بسيار زيادي بر روي فرزندان دارد افزايش طلاق افزايش ناامني و بزه هاي ناشي از تربيت غلط كودكان و نوجوانان در خانواده يك فرد معتاد براي همه دولت ها بسيار پر هزينه است .
    در جهت مقابل نمي توان موضوعات اقتصادي خانوادگي گرايش هاي فرهنگي مذهبي يا غير آن و...حتي ديدگاه و اظهار نظرات شخصيت هاي سياسي و مذهبي و فرهنگي در جهت مبارزه با موادمخدر بي تفاوت گذشت . زيرا افراد تحت تاثير عوامل متفاوتي چون فردي خانوادگي اجتماعي و فرهنگي در دام اعتياد گرفتار مي شوند. زمانيكه فرد به دنبال اولين مصرف مواد احساس لذت و حالت شادي و شعف و همچنين بي تفاوتي نسبت به مسائل و مشكلات اطراف خود پيدا مي كند و يا بهتر بگوييم به دليل فرار از مشكلات لذت جويي و دردگريزي دائما به سمت موادمخدر كشيده مي شود نمي توان او را به سادگي درمان كرد.
    اين مساله يقينا به خود فرد و چگونگي شخصيت او برمي گردد يا هنگاميكه شخصي در خانواده اي متولد شده كه استعمال موادمخدر برايشان عادي است و قبح آن ازبين رفته است و يا اينكه به دليل تربيت نادرست خانواده عدم آرامش روحي و رواني در خانواده و يا مشكلات خانوادگي و ناسازگاري والدين يا به دلايل عوامل اجتماعي چون قابل دسترس بودن موادمخدر بيكاري فقر محيط ناسالم اجتماعي و ناهنجاريهاي اجتماعي ديگر و يا به دلايل فرهنگي از جمله نداشتن آگاهي و سواد كافي ساده لوحي وسطحي نگري و... سبب مي شود افراد تحت تاثير اين عوامل در چنگال اعتياد دست وپا بزنند كه البته در دوره هاي اخير مراحل آغاز اعتياد به موادمخدر از داروهاي جديد محرك و روانگردان در قالب قرص هاي معروف به اكستازي انجام مي شود.
    دكتر صابري رئيس اداره پيشگيري درمان مصرف سو موادمخدر وزارت بهداشت درباره علت رجوع جوانان به قرص هاي روانگردان همچون اكس برنج شيشه و... به گزارشگر ما مي گويد : متاسفانه مصرف اين مواد مختص جوانهايي است كه به دنبال هيجان هاي كاذب هستند كه حتي در كشورهايي كه آزادي جنسي و سكس هم وجود دارد مصرف داروهاي محرك بسيار بيشتر از كشور ما است .
    وي ادامه مي دهد : به اعتقاد من فراموشي مقولات فرهنگي و مذهبي و ملي كه مملو از بهانه هاي متعدد تعهدآور و شادي آفرين است و مراسم مختلف مذهبي اعياد متعدد و... همه و همه باعث مي شود كه افراد اين جامعه احساس خلا فكري نكنند كه البته لازم است مراسم شادي آور در كشور افزايش يابد تا جوانان از نظر روحي تخليه شوند. زيرا اگر لذت جويي و هيجان طلبي به صورت درست هدايت نشود مي توان به انحراف كشيده شود كه يكي از راههاي انحرافي آن موادمخدر است .
    وي ادامه مي دهد : متاسفانه چون توليد روانگردان ها بسيار ساده و ارزان است حمل ونقل آن بسيار ساده و مصرف آن هم آسان است عواملي است كه مي تواند بالقوه خطر گسترش و توليد مواد روانگردان را زياد كند. براي ترياك يك كشوري بايد توليد كند و با هزينه گزاف به ساير كشورها حمل شود و مصرف آن هم امكانات و مكان هاي خاصي نياز دارد در حاليكه مواد روانگردان اينگونه نيست شما مي توانيد در يك آزمايشگاه معمولي در يك محله در سطح كلان اين مواد خطرناك به حال جامعه را توليد كنيد.
    وي مي افزايد : يكي از موضوعاتي كه مي تواند در جلوگيري از فروش قرص هاي روانگردان موثر باشد اين است كه داروخانه ها به هيچ وجه نبايد بدون نسخه پزشك دارو به متقاضيان تحويل دهند اين يك مساله بسيار مهم است وقتي مي توان دارويي محرك يا آرام بخش را به راحتي از داروخانه اي تهيه كرد قبح مصرف دارو شكسته مي شود و افراد مي توانند متقاضي بسياري از داروهاي ممنوعه شوند.
    دكترصابري معتقد است : بدتر از آن كه در برخي از جشن ها و ميهماني ها قرص هاي روانگردان تعارف مي شود و يا توسط افراد سودجو به عنوان داروهاي ديگر در اختيار افراد قرار مي گيرد كه يكبار مصرف و ايجاد شادي كاذب و فريبنده افراد را با تجربه جديدي به سوي خود جلب كند.
    وي مي افزايد : مشكل ساير موادمخدر هم همين است وقتي كه تجربه مثبت اول ايجاد شد لذا حس موادجويي در افراد ايجاد مي شود كه براي كسب تجربه لذت مجدد به دليل مقاومتي كه در بدن ايجاد مي شود هيچگاه آن لذت اوليه ظاهر نمي شود و فرد تنها مجبور است مصرف را افزايش دهد كه در نهايت بدن فرد را بيمار مي سازد.
    دكترصابري مي افزايد : اگر مبارزه با معضل موادمخدر چندبعدي نباشد قطعا نتيجه اي جز شكست و تحميل هزينه گزاف عايد كشور نخواهد كرد. بخشي از مساله موادمخدر موضوع توزيع و عرضه است چون در اين بخش افرادي كار مي كنند كه توانمندي فراوان مالي و تجهيزاتي دارند كه بواسطه سودآوري كلان توزيع موادمخدر شغل پردرآمد آنها مي شود.
    وي مي گويد : مبارزه با قاچاقچيان موادمخدر هم آدمهاي قدر و قدرتمندي مي خواهد كه با باور و اعتقاد خود فريب نخورند و از جان و مال خود هم نترسند نمي شود در جلسات دربسته و سليقه اي و شعارگونه تصميم هاي اصولي اتخاذ كرد و اگر ديديد كسي شعارهاي دهان پركن درباره نحوه مبارزه با موادمخدر مي دهد اگر مغرض نباشد ناآگاه است . زيرا موادمخدر موضوعي بسيار پيچيده است و نمي توان با يك نسخه همه مشكلات را حل كرد.
    رئيس اداره پيشگيري و درمان موادمخدر مي افزايد : كار مبارزه با موادمخدر همچنانكه در طرف مقابل با فكر و ابزار سياسي اقتصادي و حتي امنيتي و نظامي همراه است در اين طرف هم با فكر و شناخت كامل از وضعيت اقتصادي فرهنگي شناخت شبكه هاي توزيع باشد و با همان ابزارها هم با توزيع كنندگان موادمخدر به مبارزه برخاست .
    دكترصابري مي گويد : سياست هاي مبارزه با توزيع موادمخدر سالها در سطح جهان و حتي كشور ما سياستي اولويت دار بوده و به هر حال مبارزات سختي انجام شده و زحمات فراوان كشيدند ولي اگر تمام امكانات كشور را هم براي اين كار بسيج كنيم فكر مي كنم كشوري مثل ما به تنهايي توان مالي و امنيتي و اطلاعاتي براي مبارزه با شبكه هاي بين المللي و جهاني توزيع موادمخدر را ندارد.
    وي ادامه مي دهد : وقتي كه بحث مي شود گردش مالي ناشي از تجارت موادمخدر دومين و يا در برخي از مناطق جهان اولين رتبه را بعد از اسلحه دارد نشان مي دهد كه اين باندها آنقدر توان اقتصادي و نظامي دارند كه حتي دانشمندان زبده اي را در جهت منافع خودشان به خدمت بگيرند و مي توانند نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي را به استخدام خود درآورند ـ اصلا بحث من ايران نيست نگاه من نگاه جهاني و در سطح كلان كشورهاست .
    وي ادامه مي دهد : چون آنها متحد هستند و تمام امكاناتشان را به درستي براي توزيع موادمخدر بسيج مي كنند كشورهاي دنيا هم كه مي خواهد براي مبارزه كاري را پيش ببرد بايد متحد و به صورت فراگير وارد شوند و هر كشوري وظيفه خود را در راستاي سياست هاي مقابله با عرضه با ديگر كشورها هماهنگ كند.
    وي معتقد است : متاسفانه نتايج چنددهه مبارزه با عرضه ثابت كرده كه كشورها در اين راه چندان موفق نبوده اند ضمن آنكه هزينه هاي گزافي را به جامعه تحميل كرده است . هم از طرف قاچاقچيان تعداد فراوان كشته و اعدام شدند كه بالطبع خانواده هاي اينها سربار جامعه شدند و خانواده هايي متلاشي شدند و نيروهايي از دولت ها جان خود را در اين مبارزه از دست دادند و در كشور ما هزاران نفر در راه مبارزه با توزيع موادمخدر به شهادت رسيدند كه ماحصل آن نشان مي دهد در روند توزيع موادمخدر در هيچ كشوري تاثير چنداني نداشته است .
    وي مي افزايد : بحث قاچاق مخفي كاري جرم جنايت و تغيير الگوي مصرف شايد يكي از پيامدهاي مبارزه با عرضه بود و بر همين اساس خطري جوامع خصوصا جمهوري اسلامي ايران را تهديد مي كند زيرا روزگاري بيشترين مصرف مصرف موادمخدر در كشور ما و بسياري ديگر از كشورها ترياك بوده اما اكنون الگوي مصرف تغيير كرده كه بايد با حساسيت ويژه اي تبعات اين تغيير الگوي مصرف موادمخدر در كشور ما و ساير كشورهاي جهان مورد تحقيقات علمي قرار گيرد.
    دكترصابري تغيير الگوي مصرف از ترياك به سمت تزريق و موادمحرك را به عنوان خطري جدي در جامعه ما مطرح مي كند و مي افزايد : اگرچه در همين حد هم بسياري از كارشناسان اين تغيير الگوي مصرف را بسيار خطرناك ارزيابي مي كنند زيرا وقتي كه مبارزه با عرضه بسيار شديد شود الگوي مصرف كشيدني به تزريق و خوراكي تبديل مي شود كه از نگاه بهداشتي نامطلوب تر است و تا به حال هم ثابت شده كه صرف مبارزه با عرضه در كاهش مصرف مواد حتي در ميزان عرضه هم موفق نبوده است فقط الگوها و روش ها را تغيير داده است .
    رئيس اداره پيشگيري و درمان سو مصرف موادمخدر مشكل ديگر كشورمان را در همسايگي قرار گرفتن با افغانستان عنوان مي كند و مي افزايد : تا زمانيكه عرضه موادمخدر در افغانستان آسانتر از گندم است و به آساني وارد مرزهاي ايران مي شود نمي توان چندان به مبارزه با توزيع دل خوش كرد بلكه نياز به ابزارهاي وسيعي دارد كه يكي از آنها مبارزه فيزيكي است .
    وي درباره راه حل مشكل غيرفيزيكي مي گويد : اكنون دنيا به سمت مبارزه با تقاضا رفته است ـ حداقل مطالعات و تجربيات اكنون اين مساله را ترويج مي كند ـ ممكن است بعد از گذشت سالها مبارزه با تقاضا هم بي اثر شود ولي آنچه كه اكنون مي توان گفت مبارزه با تقاضا اثربخش تر از مبارزه با توزيع است .
    دكترصابري ادامه مي دهد : براساس نتايج اين تحقيقات مشخص شد كه اگر مصرف كننده ها محدود شوند انگيزه هاي مالي از شبكه هاي توزيع كم مي شود و به اصطلاح توزيع موادمخدر براي باندهاي قاچاق به صرفه نخواهد بود. اين يك روش است و ممكن است موفق نباشد زيرا باندهايي كه ثروت هاي كلان دارند قطعا همزمان با سرمايه گذاري براي توزيع سرمايه گذاري كلاني هم براي جذب مشتري جديد انجام مي دهند به همين دليل در مدارس و دانشگاهها نفوذ مي كنند و مصرف كننده هاي جوان و نوجوان را براي خود دست وپا مي نمايند زيرا بقا خود را به مصرف كننده مربوط مي دانند.
    وي مي افزايد : در جامعه ما هم تجربه نشان داده كه اگر افراد در مقابل مصرف مصونيت داشته باشند حتي اگر موادمخدر در دسترس آنها باشد به سراغ آن نخواهند رفت ولي اين راه هم مبارزه اي سخت لازم دارد زيرا عليرغم تبليعات وسيع مضرات مصرف موادمخدر در ايران و ساير كشورها ميزان تقاضا هم كاهش نيافته اما مبارزه با تقاضا اين مزيت را دارد كه مديريت مصرف مواد در اختيار سياستگذاران و نهادهاي حمايتي باقي خواهد ماند يعني مي توان الگوي مصرف را كنترل و مصرف را بهداشتي كرد تا آسيب هاي مصرف موادمخدر به حداقل برسد.
    وي درباره نگراني عمده وزارت بهداشت از تغيير الگوي مصرف موادمخدر مي افزايد : نگراني عمده ما اثرات سو بهداشتي مصرف مواد است چون فرد معتاد براي فرار از جرم خود به سراغ ابزار و سرنگ هاي مصرفي مشترك مي رود و خطر عفونت هاي خطرناكي همچون بيماري ايدز و هپاتيت را افزايش مي دهد و هزينه اي كه سيستم بهداشتي كشور براي افراد ايدزي مي پردازد بسيار زياد است اگرچه براي اين كار مجبور هم هست چون يك بخشي از اين كمك ها به خود فرد ايدزي و افراد معتاد تزريقي بازمي گردد و بخش عمده كمك ها براي ايمني افراد سالم هزينه مي شود زيرا حكومت ها موظف هستند براي حفظ افراد سالم هزينه كنند.
    وي با رد نظريه قانوني كردن اعتياد شناخته شده و تحت كنترل موادمخدر ادامه مي دهد : تلاش هاي ما اصلا مربوط به اين نيست كه استفاده از موادمخدر را قانوني كنيم بلكه ما اين حقيقت را مي دانيم كه يك ميليون و 200 هزار نفر معتاد در كشور وجود دارد كه از اين تعداد بين 30 تا 40 هزار نفر معتادان تزريقي پرخطر هستند كه بي خانمان و در سطح شهرها رها هستند.
    دكترصابري خدمات بهداشتي را مربوط به اين افراد مي داند و مي افزايد : سرنگ بهداشتي يكبار مصرف پنبه و الكل و متادون به صورت رايگان در اختيار اين افراد قرار مي گيرد تا باعث جلوگيري از شيوع ايدز و حتي كمك به ترك اعتياد شود تا رفتارهاي پرخطر آنها كنترل شود.
    وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا واقعا اميدي به بازگشت افراد تزريقي به زندگي عادي وجود دارد و يا اينكه سيستم بهداشتي مي تواند به آنها كمك كند مي گويد : بله همه نوع درمان وجود دارد اگرچه ما هيچگاه به خاطر وجود درمان به مصرف توصيه نمي كنيم زيرا عواقب اجتماعي فرهنگي اقتصادي و بهداشتي براي افراد جامعه دارد. خوشبختانه راههاي درماني موجود جامعه پاسخگوي نياز افرادي كه مي خواهند اعتياد را به هر نوع آن ترك كنند هست اگرچه سخت است . مي توان درمان كرد ولي درمان با سختي فراوان هم همراه است و آسيب هايي كه درباره موادمخدر مطرح است در فرد ايجاد مي شود و افراد نبايد اين راه را تجربه كنند.

    به هر حال اولويت هاي امروز جامعه بايد براين اساس متمركز شود كه حقيقتي به نام وجود موادمخدر معتادان و آلوده شدن عده زيادي از مردم و در معرض خطر بودن جوانان و نوجوانان وجود دارد ضمن آنكه تغيير شكل مصرف موادمخدر به سمت موادمخدر جديد و روانگردان ها هشداردهنده تر است و بايد تمام سياست هاي مبارزه با عرضه كاهش تقاضا و كاهش آسيب بايد در جهت هم و در راستاي تقويت هم باشند و به گونه اي نباشد كه همديگر را خنثي سازند و اينها اولا نياز به مطالعات وسيع دارد و دوم اينكه همه دستگاهي در كار خود جدي و مصمم باشند و از تك روي به شدت خودداري كنند زيرا اين تك روي مي تواند كار ديگران را خنثي سازد و حتي سرمايه هاي گزافي را نابود نمايد.
    عليرغم سالها مبارزه با موادمخدر سنتي مانند ترياك حشيش و... اخيرا توليد موادمخدر صنعتي و شيميايي در داخل كشور و توزيع آسان و در حد فراوان آن در ميان جوانان و نوجوانان و حتي مدارس دخترانه زنگ خطر جديدي را به صدا درآورده كه راههاي گذشته مقابله با توزيع موادمخدر براي آن ناكارآمد است
    متاسفانه با اولين مصرف مواد روانگردان احساس لذت و شادي كاذب ايجاد شده باعث تداوم مصرف مي شود و پس از آن درد گريزي فرد معتاد درمان را بسيار مشكل مي سازد
    دكتر صابري رئيس اداره پيشگيري از سو مصرف موادمخدر وزارت بهداشت : مصرف قرص هاي روانگردان مختص جوانهايي است كه به دنبال هيجان هاي كاذب هستند و اگر هيجان طلبي به صورت درست در كارهاي فرهنگي و اجتماعي هدايت نشود مي تواند به سمت مصرف مواد مخدر منحرف شود
    يكي از راههايي كه مي تواند فروش قرص هاي روانگردان را كاهش دهد جلوگيري از فروش داروهاي بدون نسخه پزشك در داروخانه هاست وقتي به آساني مي توان دارويي محرك يا آرام بخش را از داروخانه ها تهيه كرد افراد مي توانند متقاضي بسياري از داروهاي ممنوعه شوند