تفاوت صيحه آسماني و نداي ابليس در مجموع روايات چيست
از مجموع روايات متوجه خواهيم شد كه يك نواي آسماني از ناحيه
جبرائيل امين سرداده مي شود كه آن ندا از علامات حتميه مي باشد
و در
مقابل
ابليس لعين يك ندا سر مي دهد بعد از نداي جبرائيل
كه آن ندا نيز از
علامات حتميه ظهور مي باشد.
اما اگر بطور كلي روايات را كه مربوط به نداي آسماني و نداي شيطاني
مي باشد مورد تفحص قرار بدهيم متوجه خواهيم شد كه نداي آسماني دو
ندا مي باشد كه يكي حتمي و ديگري غيرحتمي مي باشد
و نداي ابليس نيز
دو ندا مي باشد كه يكي حتمي و ديگري غير حتمي مي باشد.
(دو نداي حتمي و غيرحتمي جبرئيل )
1 ـ نداي آسماني جبرائيل در اول شب جمعه از بيست و سوم رمضان
« حتمي » است .
در آن نداي آسماني جبرئيل اسم قائم و اجداداش را بيان مي كند و همه
خلق خدا آن ندا را مي شنوند و به فزع مي آيند1.
2 ـ نداي آسماني جبرائيل در اول روز جمعه
بيست و سوم رمضان
« غيرحتمي » است .
در اين نداي دوم آسماني « منادي ندا خواهد كرد از آسمان كه فلان امير
است و منادي ندا خواهد كرد :
« ان عليا و شيعته هم الفائزون » .
يعني « به تحقيق علي و شيعه او رستگارند » 2
.1 مراجعه شود به معجم احاديث الامام المهدي « ع » : 472
3 ح 1036 :
بحارالانوار : 119
52 ب 21 ح 48
.2 مراجعه شود به معجم احاديث الامام المهدي « ع » : 457
3 ح 1018
غيبت نعماني ص 176 : انبا الهداه 736
3 ب 34 ف 9 ح 104 :
بحارالانوار : 294
52 ـ 295 ب 26 ح .46
(دو نداي حتمي و غيرحتمي شيطاني )
1 ـ نداي ابليس در آخر شب جمعه از بيست و سوم رمضان « حتمي »
است .
اين نداي شيطاني بعد از نداي جبرائيل در آخر شب به گوش مي رسد
همانگونه كه شيطان در آن شبي كه پيغمبر(ص ) در مني نزديك عقبه از اهل
مدينه براي خود بيعت مي گرفت
شيطان فرياد زد : اي جماعت قريش
محمد
از اهل مدينه بيعت مي گيرد.
و آن نداي ابليس در آخر شب بر خلاف نداي آسماني است چنانكه
حضرت باقر فرمود :
« امر ما هرگاه تحقق پيدا كند از اين خورشيد روشن تر است . منادي از
آسمان ندا مي كند كه فلان امام است . ابليس نيز ندا (برخلاف ) خواهد كرد.
چنانكه بر ضد پيغمبر(ص ) در ليله القدر ندا كرد » 1.
2 ـ نداي ابليس در آخر همان روز ندا (جمعه بيست و سوم رمضان )
مي باشد كه اين ندا « غيرحتمي » است .
در اين نداي دوم ابليس در مقابل نداي آسماني كه مي گويد : علي (ع ) و
شيعه او رستگارند
ندا سر مي دهد كه :
« الا ان عثمان و شيعته هم الفائزون » 2
يعني : « آگاه باشيد كه عثمان و شيعه او رستگارند » .
و ديگر اينكه از تفاوتهاي صيحه آسماني و شيطاني اين است كه صيحه
آسماني همه را به فزع در آورد
ولي نداي شيطاني اينگونه نيست و ثانيا
صيحه آسماني از آسمان است ولي نداي ابليس از زمين است .
.1 مراجعه شود به معجم احاديث الامام المهدي « ع » : 280
3 ح 814 ; منتخب الاثر : ص 545
ف 6 ب 3 ح 3 ; بحارالانوار : 204
52 ب 25 ح .31
.2 مراجعه شود به معجم احاديث الامام المهدي « ع » : 458
3 ح 1019 ; منتخب الاثر : ص
567 ف 6 ب 6 ح .18

*****
گفتار مهدويت
|

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني
آيا مهدي يك عنوان و لقب خاص است كه بر شخص خاص با اوصاف و
خصايص خاص اطلاق شده است يا مفهوم و لقب عام است كه بر هر كس كه
خدا او را هدايت كرده باشد اطلاق مي شود و به عبارت ديگر مهدي و
اعتقاد به مهدويت شخصي و يا نوعي است
مفهوم لفظ مهدي مفهومي عام است كه در عرف و لغت به كاربردن آن به هر
فرد كه خدا او را هدايت كرده باشد جايز است . با اين مفهوم همه انبيا و
اوصيا مهدي هستند و به كاربردن آن در حق شخص پيامبر(ص ) و
اميرالمومنين و امام حسن و امام حسين و ساير ائمه (ع ) جايز است زيرا همه
مهدي و هدايت شده بودند. بلكه به كاربردن اين واژه درباره افراد ديگري كه
در مكتب آن بزرگواران تربيت شده و هدايت يافته اند جايز است . به عنوان
مثال اصحاب امام حسين (ع ) همه هدايت شده بودند. همچنين به كاربردنش
نسبت به شيعيان خاص و بلكه همه شيعيان و هر كس كه به حق هدايت شده
باشد و در حال هدايت باشد جايز است . ولي همه مي دانند كه مقصود از
مهدي كه بر لسان مبارك حضرت رسول (ص ) جاري شده ـ مانند : « المهدي
(1 ) يا « المهدي من عترتي من ولد]مهدي از فرزندان من است » . [من ولدي
(2 ) يا « المهدي من ]مهدي از اهل بيت من و از فرزندان فاطمه است » . [فاطمه
(3 ) ـ اين يك عنوان خاص و لقب ]مهدي از فرزندان تو است . » [ولدك
مختص شخص معين و فوق العاده عزيزي است كه پيامبر(ص ) به ظهور او
بشارت داده است و اهل بيتش (ع ) و همه مسلمان را فراخوانده است كه در
رديف منتظران ظهور آن حضرت باشند.
مهدي به معناي هدايت شده به حسب معاني متعدد هدايت از قبيل ارائه
طريق و ايصال الي المطلوب و موارد ديگر در غير انسان نيز به كار مي رود و
آيه « ربنا الذي اعطي كل شي خلقه ثم هدي )(4 )
« گفت : پروردگار ما همان كسي است كه به هر موجودي
آن چه را لازمه [
]آفرينش او بوده داده ; سپس هدايت كرده است ! » .
به اين معني دلالت دارد.
با اين همه به نظر مي رسد از بررسي مواردي كه اين كلمه در آن ها به كار رفته
است
اين نتيجه به دست مي آيد كه هدايت
اغلب در افرادي كه هدايت خدا
در آن ها موثر بوده است به كار مي رود.
بر اين اساس بايد گفت :
« المهدي من هداه الله و قبل هدايته و اهتدي بها بعنايه منه و
توفيقه » .
يعني كسي كه هدايت خدا شامل حال او شده
مهدي است . به عبارت
ديگر هدايت به معناي ارائه طريق
متوجه او شده است و به واسطه عنايت و
توفيق الهي در او نتيجه بخش واقع شده است كه عالي ترين مصاديق آن انبيا
و ائمه (ع ) هستند.
برحسب اخبار معتبر
« مهدي » لقب همان موعود آخرالزمان است كه
حتي نسبت و اوصاف او در احاديث معتبر مورد اشاره قرار گرفته است كه آن
جز بر امام دوازدهم فرزند حضرت امام حسن عسكري (ع ) بر احدي قابل
تطبيق نيست و لقب مهدي به اين معني كه مورد هدايت خدا و احياكننده
اسلام و پركننده جهان از عدل و داد وداراي صفات ممتاز
است ـ اولين بار
در مورد آن حضرت به كار رفت و اين كار در عصرخود پيامبر(ص ) به توسط
شخص آن حضرت انجام گرفت و مهدي به عنوان منجي و رهايي بخش ـ و
الفاظ مترادف ديگراز اين قبيل از جانب خدا تنها ـ لقب اوست .
و مهدويت به مفهوم نوعيه از هيچ يك از روايات نقل شده از
پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) قابل استفاده نيست .
1 ـ بحارالانوار
ج 36
ص 309
ح .148
2 ـ بحارالانوار
ج 51
ص .102
3 ـ بحارالانوار
ج 51
ص .78
4 ـ سوره طه (20 ) آيه .50

*****
غيبت امام (ع )
بزرگترين گرفتاري عصر
|

بخش سوم و پاياني
براي اينكه ميزان حرمان و بيچارگي شيعه در زمان غيبت امامش
بيشتر روشن شود
يكي از بهترين راهها مقايسه زمان غيبت با
زمان ظهور ايشان است و توجه كردن به اينكه پس از ظهور چه
بركاتي آشكار مي شود و چه نعمت هايي از طرف خداوند بر كل
عالم سرازير مي گردد; نعمت ها و بركاتي كه رنگ عالم را به كلي با
زمان غيبت متفاوت مي سازد.
به عنوان نمونه از حضرت علي بن الحسين عليه السلام نقل شده
كه فرمودند :
اذا قام قائمنا
اذهب الله عزوجل عن شيعتنا العاهه و جعل
]الخصال ج 2 ص 541 [قلوبهم كزبر الحديد .
وقتي قائم ما (اهل بيت علهيم السلام ) قيام كند
خداي عز و
جل امراض و ناراحتي ها را از شيعيان ما دور مي كند و دل هاي
ايشان را همچون پاره هاي آهن مي گرداند.
ناراحتي هاي شيعيان تنها با ظهور امامشان رفع مي شود و
دل هاي آنها مانند آهن محكم و استوار مي گردد
به طوري كه
هيچ عاملي در ايشان سستي و انحراف در عقيده و دينداري
ايجاد نمي كند.
يكي ديگر از بشارت هاي زمان ظهور اين است كه امام عصر عليه
السلام
شيعه را از گرفتاري ها و تنگناهاي سخت نجات مي
دهند. به فرموده حضرت صادق ق عليه السلام : هوالمفرج للكرب
عن شيعته بعد ضنك شديد و بلا طويل و جور. فطوبي لمن
]كمال الدين باب 55 ح 8 [ادرك ذلك الزمان .
اوست برطرف كننده گرفتاري و پريشاني شيعيانش پس از
بينوايي و بدبختي سخت و بلاي طولاني و ستم . پس خوشا به
حال كساني كه آن زمان را درك كنند.
بيچارگي و بدبختي سخت و بلاي طولاني شيعيان
مربوط به
زمان غيبت امام عليه السلام است كه در فشار و تنگنا زندگي را
سپري مي كنند. با ظهور امام عليه السلام همه اين ناراحتي ها رفع
مي شود و مومنان در همه عالم به آسايش و راحتي مي رسند. به
همين جهت يكي از اوصاف حضرت در دعاها « مزيل الهم » :
]بحارالانوار ج 102 ص 102 [برطرف كننده ناراحتي است .
يكي ديگر از القاب ايشان « جامع الكلمه علي التقوي » :
دعاي ندبه (الاقبال ص [گردآورنده اعتقاد بر محور تقواست .
براساس اين صفت اعتقادات مختلف كه بعضا به خاطر ]297 )
غرض ورزي ها و سو استفاده ها
با يكديگر تعارض پيدا
كرده اند
همگي بر محور تقوا و اساس خدايي گردآورده مي شوند
و تنها عقيده حق و قول مرضي خداوند بر دلها و افكار حاكم
مي گردد.
امام صادق عليه السلام در توصيف همين ويژگي فرموده اند :
اما تحبون ان يظهر الله تبارك و تعالي الحق و العدل في البلاد و
يجمع الله الكلمه و يولف الله بين قلوب مختلفه و لا يعصون الله
اصول كافي
كتاب الحجه
باب نادر في حال الغيبه
[في ارضه !
]ج 2
آيا دوست نداريد كه خداوند متعال حق و عدالت را در همه
سرزمين ها آشكار گرداند و وحدت كلمه (عقيده ) به وجود آورد
و بين دلهاي جدا و پراكنده الفت برقرار نمايد و هيچكس
خداوند را در زمينش نافرماني نكند !
با ظهور حضرت بقيه الله ارواحنا فداه
اديان و مذاهب ساختگي
و منحرف همگي از بين مي روند و مردمان بر محور دين حق ـ
اسلام ـ اتفاق عقيده پيدا مي كنند. خداي متعال فرموده
است :
« هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين
كله ولو كره المشركون » . (برائت 33
)
اوست آنكه فرستاده خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را
برتمامي دين ها چيره گرداند هر چند كه مشركان را خوش نيايد.
حضرت موسي بن جعفر عليهم السلام در تفسير قسمت اول آيه
چنين فرمودند :
هوالذي امر رسوله بالولايه لوصيه . و الولايه هي دين
الحق .
اوست آنكه فرستاده خود را به ولايت وصي خويش فرمان داد. و
ولايت همان دين حق است .
و در توضيح ادامه آن اضافه كردند :
اصول [يظهر علي جميع الاديان عند قيام القائم (عليه السلام ).
كافي
كتاب الحجه
باب فيه نكت و نتف من التنزيل في الولايه
]ح 91
دين حق را هنگام قيام حضرت قائم عليه السلام بر همه اديان
چيره مي گرداند.
برگرفته از كتاب سلوك منتظران
نوشته دكتر سيد محمد بني هاشمي

*****
شعر انتظار
|
تقديم جان
بردار پرده تا كه تماشا كنم تو را
بگشا در وصال كه تمنا كنم تو را
ميخانه را خراب كنم بشكنم سبو
تقديم جان ز ديده تقاضا كنم تو را
از سالكان راه حقيقت گذر كنم
مشاطه وار زلف چليپا كنم تو را
خلوت سراي سر تو خلوت سراكنم
مستانه غرق بوسه سراپا كنم تو را
عيش وصال جشن زوحدت بپاكنم
لولا كنم به عشق
تولا كنم تو را
توفيق اگر رفيق من ناتوان شود
مجنون دهر گردم و ليلا كنم تو را
ث محمدصادق نعماني
مرغ دل
مرا عشق تو چون خورشيد آتشبار مي آيد
به هر جا بگذرم چشم تو بر ديدار مي آيد
بخشكاند وجودم آتش مهر تو هر لحظه
هم از در مي كشد شعله هم از ديوار مي آيد
بيا اي آفتاب عشق
روشن كن شب تارم
ببينم تار زلفش جاي تار تار مي آيد
خدا را سايه ديوار خوبست گر سرم آيد
دعاي حفظ كن يارم از اين بيمار مي آيد
مرا مستي كشاند بر لب ديوار بام يار
از اين پيمانه مي ديده ام خونبار مي آيد
به تقديرم كه هجران پرده از تقدير بردارد
كه ذرات وجودم چون قفس از نار مي آيد
به ناداني گذشت عمرم در اين دير خراب آباد
نه دلبر مي كند يادم نه آن دلدار مي آيد
قفس را كي شكافد مرغ دل پرواز كي باشد
خبر كي بر من ديوانه ي تب دار مي آيد
افق از كاسه ي خون دلم آلوده گرديده
به شب سرخ و سيه باشد سحر گلنار مي آيد
اگر چه باده از جام الستي خورده نعماني
صبور است و شكيبا صادق بيدار مي آيد
ثمحمدصادق نعماني

| | | |