روزنامه جمهوري اسلامي 12/10/1385 صفحه عقيدتي
*****
كرامت انسان در حكومت امام خميني


  • هيثم شيركش
    حق كرامت يا حرمت داشتن اشخاص در جامعه همانند حق حيات از موارد بسيار مهم در زندگي اجتماعي است .
    انسان يك موجود اجتماعي است و هنگامي مي تواند به رشد و تكامل مورد نظر خويش برسد كه بتواند از مواهب و نعمات الهي اعم از مادي و معنوي فردي و اجتماعي استفاده كند لذا براي ايجاد بستر مناسب جهت تكامل انسان در درجه نخست بايستي حرمت و احترام اجتماعي انسان كه نياز طبيعتي و فطري اوست صيانت گردد و مورد تحقير واقع نشود. انساني كه هتك حرمت شود و مورد انواع و اقسام توهينها قرار گيرد فاقد شخصيت خواهد شد و دچار تزلزل و نااميدي مي گردد. در مرحله بعد بايستي اين امكان براي همه انسانها فراهم شود كه بتوانند از امكانات و نعمات موجود در راستاي نيل به تعالي و كمال مطلوب بهره گيرند. امام خميني (ره ) بعنوان شخصيت برجسته قرون و مجدد اسلام ناب محمدي (ص ) با بنيانگزاري نهضت مردمي و ظلم ستيز خود پس از تحمل مرارتها و سختيهاي فراوان اين دو مهم را در تشكيل حكومت اسلامي ايران محقق نموده و به مردم شريف و عزيز ايران همچون عطيه اي الهي اهدا نموده اند.
    مقابله جانانه با برخي ترفندها و اقدامات خائنانه رژيم منحط پهلوي از جمله لايحه انجمنهاي ولايتي و ايالتي و نيز لايحه ننگين كاپيتولاسيون و تشكيل برخي نهادها و سازمانها پس از پيروزي انقلاب اسلامي (از جمله بنياد مستضعفان و جانبازان بنياد شهيد نهضت سوادآموزي و...)و حتي نامگذاري بعضي از روزها بنام اقشار خاص جامعه از ارتشيان و بسيجيان و سپاهيان و... همه و همه در جهت تحقق كرامت انساني در جامعه اسلامي است .
    در مقاله حاضر كه تحت عنوان « كرامت انسان در حكومت امام خميني (ره ) تقديم مي گردد برآنيم تا به اندازه بضاعت به گوشه هائي محدود از احترام به كرامت انسان درحكومت كريمه امام (ره ) بپردازيم »
    معناي لغوي كرامت
    « كرامت » در لغت يعني گرامي داشتن و بزرگداشت ديگران 1 در قرآن كريم آمده است : « و لقد كرمنا بني آدم و حملناهم في البر و البحر » 2 يعني : و ما فرزندان آدم را بسيار گرامي داشتيم و آنها را به مركب بر و بحر سوار كرديم يعني اين كرامت و شرافت و بزرگواري را در سرشت و آفرينش او قرار داديم . كرامت و عزت و بزرگواري جزئي از سرشت انسان است . اين است كه اگر انسان خود را آنچنانكه هست بيابد كرامت و عزت مي يابد.
    معناي اصطلاحي كرامت
    منظور از كرامت اين است كه انسان داراي حرمت است و حق دارد در جامعه به طور محترمانه زيست كند و كسي حق ندارد با گفتار و رفتار خويش حيثيت او را با خطر مواجه سازد. هم چنين قوه مقننه در تدوين قانون و قوه مجريه در اجراي قانون بايد به گونه اي عمل كنند كه موجب بي حرمتي به شخص مجرم نگردد3.
    ارزشهاي انسان
    احترام به انسان در جامعه بعنوان يك اصل مورد پذيرش اسلام بوده و در اين خصوص تاكيدات فراواني صورت پذيرفته است . در روايات بسياري آمده كه هر كس مومني را تحقير نمايد به ذات كبريائي خداوند اهانت نموده و با او اعلام جنگ نموده است 4.
    حال ببينم انگيزه و سبب اين حرمت و احترام چيست
    ارزشهاي احصا شده ذيل مي تواند ما را به اين مهم رهنمون سازد.
    انسان خليفه خدا در زمين است 5.
    ظرفيت علمي انسان بزرگترين ظرفيتي است كه يك مخلوق ممكن است داشته باشد6.
    او فطرتي خدا آشنا دارد7.
    انسان تركيبي است از طبيعت و ماورا طبيعت 8.
    انسان موجودي انتخاب شده و برگزيده است 9.
    او از يك كرامت ذاتي و شرافت ذاتي برخوردار است . 10
    قابل ذكر است كه كرامت بر دو قسم مي باشد :
    « 1 ـ كرامت ذاتي يا خدادادي و آن عبارت از امتيازاتي است كه انسان نسبت به ساير موجودات ديگر دارد. مهمترين چيزي كه موجب امتياز انسان است همان بهره مندي او از عقل مي باشد...
    2 ـ كرامت اكتسابي انسان با اعمال اختياري خويش مي تواند اين نوع كرامت را براي خويش ايجاد كند . » 11
    انسان داراي وجداني اخلاقي است 12 به عبارتي ديگر به حكم الهامي فطري زشت و زيبا را درك مي نمايد.
    نعمتهاي زمين براي انسان آفريده شده است . 13
    او تنها براي پرستش خدا آفريده شده است 14.
    بنابر آنچه گفته شد انسان موجودي است برگزيده از طرف خداوند خليفه و جانشين او در زمين نيمه ملكوتي و نيمه مادي داراي فطرتي خدا آشنا آزاد امانتدار خدا ومسئول خويشتن و جهان مسلط بر طبيعت و زمين و آسمان ملهم به خير و شر و... جز در بارگاه الهي و جز با ياد او آرام نمي گيرد. ظرفيت علمي و عمليش نامحدود است از شرافت و كرامتي ذاتي برخوردار است احيانا انگيزه هايش هيچگونه رنگ مادي و طبيعي ندارد حق بهره گيري مشروع از نعمتهاي خدا به او داده شده است ولي در برابر خداي خودش وظيفه دار است .
    در عين حال همين موجود در قرآن مورد بزرگترين نكوهشها و ملامتها قرار گرفته است :
    او بسيار ستمگر و بسيار نادان است 15.
    او نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است 16.
    او عجول و شتابگر است . 17 و ...
    حقيقت اين است كه اين مدح و ذم از آن نيست كه انسان يك موجود دو سرشتي است : نيمي از سرشتش ستودني است و نيم ديگر نكوهيدني . نظر قرآن به اين است كه انسان همه كمالات را بالقوه دارد و بايد آنها را به فعليت برساند و اين خود اوست كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد18.
    رابطه انسان و جهان از ديدگاه اسلام
    مكاتبي بوده و هستند كه نسبت به نظام آفرينش با ديده بدبيني مي نگرند نظام موجود را نظام كامل نمي پندارند و نيز مكتبهائي بوده كه آمدن انسان را به اين جهان نتيجه يك اشتباه و از نوع راه گم كردن مي دانند. انسان را موجودي صد در صد بيگانه باجهان مي شمارند كه هيچگونه پيوند و خويشاوندي با اين جهان ندارد زنداني اين جهان است يوسفي است كه به دست برادران دشمن در چاه اين جهان محبوس گشته تمام مساعيش بايد صرف فرار از اين زندان و بيرون آمدن از اين چاه گردد... ولي از نظر اسلام رابطه انسان و جهان از نوع رابطه زنداني و زندان و چاه و در چاه افتاده نيست بلكه از نوع رابطه كشاورز است با مزرعه و يا اسب دونده با ميدان مسابقه و يا سوداگر با بازار تجارت و يا عابد با معبد است . دنيا از نظر اسلام مدرسه انسان و محل تربيت انسان و جايگاه تكامل او است .
    اينجا است كه اگر انسان خوب رهبري نشود و خود از خود مراقبت نكند ارتباط و علاقه او به اشيا به تعلق و وابستگي تغيير شكل مي دهد و وسيله به هدف استحاله مي شود رابطه به صورت بند و زنجير در مي آيد حركت و تلاش و آزادي مبدل به توقف و رضايت و اسارت مي گردد. اين است آن چيزي كه نبايستي است و بر خلاف نظام تكاملي جهان انسان و بيماري خطرناك اوست و اين است آن چيزي كه قرآن و نهج البلاغه انسان را نسبت به آن هشدار مي دهند19.
    بنابراين اگر كسي اراده كند كه وصف كرامت شامل وي شود اولين شرط آن است كه اهل دنيا نباشد يعني تن به دنائت و پستي در ندهد زيرا كه بين دنائت و كرامت تباين است و هرگز ممكن نيست كه دني كريم بشود20.
    حال پس از اين مختصر مي پردازيم به اصل مطلب كرامت انسان در حكومت امام (ره ) و بدوا به دو واقعه بسيار مهم در جريان پيروزي انقلاب اسلامي كه نشان دهنده عمق توجه امام (ره ) به حرمت انسان است مي پردازيم .
    انجمنهاي ايالتي و ولايتي
    پس از رحلت آيت الله بروجردي شاه به منظور كاهش توان رهبري مذهبي به فكر انتقال مرجعيت از قم به نجف افتاد و بر همين اساس همزمان با ايجاد زمينه هاي مناسب براي اجراي تغييرات و رفرمهاي مورد نظر آمريكا به تضعيف روحانيت مبارز پرداخت . امام خميني (ره ) به عنوان يكي از مقتدرترين مراجع شيعه در پي فرصتي بود تا ضمن ناكام ساختن رژيم در اجراي برنامه هاي غيراسلامي حكومت را در مجراي حقيقي اش كه همان حاكميت دين در جامعه است قرار دهد. تصويب طرح انجمنهاي ايالتي و ولايتي موقعيتي پديد آورد تا حضرت امام (ره ) به پا خيزد و موجي مهار نشدني ايجاد كند موجي كه توانست سالهاي بعد اساس نظام شاهنشاهي را براندازد.
    اسدالله علم نخست وزير فرماسونر شاه لايحه اي را در هيات دولت به تصويب رسانيد كه قانون انتخابات انجمنهاي ايالتي (استاني ) و ولايتي (شهرستاني ) را كه در قانون مشروطه بود و تا آن موقع اجرا نشده بود تغيير مي داد و در اين تغيير دولت علم قيد اسلام را از شرايط انتخاب نمايندگان حذف كرد و به جاي سوگند به قرآن سوگند به كتاب آسماني را گذاشت .....
    چنانچه بخواهيم اين تغييرات را تجزيه و تحليل نمائيم به دو مساله حذف روحانيت از مسائل اجتماعي و سياسي و ديگر زمينه سازي براي حضور بيگانگان خواهيم رسيد (هر دو باعث شكستن حرمت كرامت انساني اسلامي مردم مسلمان كشورمان مي گرديد)
    امام (ره ) كه توطئه دشمن را احساس مي كرد و آن را مقدمه برنامه هاي ضد اسلامي رژيم شاه مي دانست بلافاصله علماي طراز اول قم را دعوت به مشورت و تصميم گيري كرد و امام (ره ) درا ين جلسه اهداف دولت را از اين كار برشمرد و تلگرافهائي از طرف علما و مراجع به رژيم مخابره شد كه با بي اعتنائي علم مواجه گرديد. پس از آن امام با صدور اعلاميه كوبنده تري عواقب وخيم تخلف از قرآن و احكام علماي ملت و تخلف از قانون را به علم هشدار داد اما علم به جاي عذرخواهي در يكي از سخنرانيهاي خود هرگونه اخلالگري را محكوم كرد و اقدامات اخير علما و مراجع را تلويحا حركتي ارتجاعي دانست . به دنبال بي پروائي علم اصناف تهران و گروه كثيري از مردم حمايت خود را از خواسته هاي علماي قم اظهار داشتند و روحانيون نيز در منابر و محافل به انتقاد از دولت پرداختند و در نتيجه علم تلگرافي به سه نفر از مراجع قم به جز امام (ره ) مخابره كرد و در ظاهر موافقت خود را با خواسته هاي آنان اعلام داشت . برخي علما مساله را مختومه تلقي كردند ولي امام با هوشياري خاص خود متوجه حيله دشمن شد و اظهار داشت : لايحه اي كه به تصويب هيات دولت رسيده با تلگراف خصوصي از رسميت و قانونيت نمي افتد بلكه بايد توسط رئيس دولت به طور رسمي در جرايد اعلام شود. بالاخره با اعتراض مراجع و مردم علم در مصاحبه اي لغو تصويبنامه را توسط هيات دولت اعلام داشت و آن را غيرقابل اجرا دانست و سپس امام (ره ) به مناسبت پايان عائله اعلاميه تشكرآميزي خطاب به مردم نوشت . (21 )
    پاورقي :
    1 ـ فواد افرام البستاني . منجدالطلاب ص 475 ترجمه محمد بندر ريگي
    2 ـ سوره اسرا آيه 70
    3 ـ استاد محمدتقي مصباح يزدي نظريه حقوقي اسلام ص 291
    4 ـ امام خميني (ره ) چهل حديث ص 581 حديث سي و چهارم
    5 ـ سوره بقره آيه 30
    6 ـ سوره بقره آيات 31 تا 33
    7 ـ اعراف آيه 172
    8 ـ سوره سجده
    9 ـ سوره طه آيه 121
    10 ـ سوره اسرا آيه 7
    11 ـ استاد محمدتقي مصباح يزدي نظريه حقوقي اسلام ص 295
    12 ـ سوره شمس آيات 9 و 8
    13 ـ سوره بقره آيه 29
    14 ـ سوره ذاري ات آيه 56
    15 ـ سوره احزاب آيه 72
    16 ـ سوره حج آيه 66
    17 ـ سوره اسرا آيه 11
    18 ـ استاد شهيد مطهري مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي ص 252 و 253
    19 ـ استاد شهيد مرتضي مطهري سيري در نهج البلاغه ص 267 تا 271
    20 ـ آيت الله جوادي آملي كرامت در قرآن ص 31
    21 ـ امير نادري انقلاب اسلامي ايران ص 155 تا 157
    با تصويب طرح انجمن هاي ايالتي و ولايتي توسط رژيم پهلوي موقعيتي پديد آمد تا حضرت امام خميني به پا خيزد و براي حفظ كرامت انساني مسلمانان و جلوگيري از ضربه زدن به دين و قرآن و ملت موجي مهار نشدني ايجاد كند كه در سالهاي بعد اساس نظام شاهنشاهي را براندازد
    انسان موجودي اجتماعي است و هنگامي مي تواند به رشد و تكامل برسد كه بتواند از مواهب و نعمت هاي الهي اعم از مادي و معنوي و فردي و اجتماعي استفاده كند و اين مهم وقتي تحقق مي يابد كه حرمت و احترام اجتماعي انسان كه نياز طبيعي و فطري اوست صيانت گردد و مورد تحقير واقع نشود
    مقابله حضرت امام خميني با ترفندها و اقدامات خائنانه رژيم منحط پهلوي و بنيان نهادن انقلاب شكوهمند اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي و تشكيل نهادها و سازمان هاي مردمي با هدف تحقق كرامت انساني در جامعه اسلامي صورت پذيرفت