روزنامه جمهوري اسلامي 12/10/1385 صفحه جبهه و جنگ

  • با حضور فرماندهان و پيشكسوتان دفاع مقدس در ستاد نيروي زميني ارتش برگزار شد
    اولين شب خاطره دفاع مقدس

  • عبورش از اين جا غريبانه بود
  • *****
    با حضور فرماندهان و پيشكسوتان دفاع مقدس در ستاد نيروي زميني ارتش برگزار شد
    اولين شب خاطره دفاع مقدس




  • اولين شب خاطره دفاع مقدس تحت عنوان « خاطرات ماندگار » گراميداشت ياد و خاطره شهيدان والامقام ايثارگران و جانبازان سرافراز نيروي زميني ارتش با حضور فرماندهان و پيشكسوتان دفاع مقدس در سالن شهيد مطهري ستاد اين نيرو برگزار شد.
    به گزارش روابط عمومي نيروي زميني ارتش در اين مراسم كه با حضور امير سرتيپ دكتر دادرس فرمانده اين نيرو و جمعي از مسئولان و فرماندهان برگزار شد راويان حماسه و ايثار هشت سال جنگ تحميلي گوشه هايي از رشادتها و دلاوريهاي رزمندگان اسلام را روايت كردند.
    در اين مراسم فرمانده نيروي زميني ارتش برگزاري چنين جلساتي را موجب احياي ارزشهاي معنوي دانست و گفت : « سرزمين ما به لحاظ وجود منابع سرشار انرژي و ارزشهاي ويژه ارتش همواره مورد نظر و طمع دشمنان و بيگانگان بوده و به مدد غناي فرهنگي و ارزشهاي والاي معنوي است كه تاكنون توانسته ايم از آرمانهاي انقلاب دفاع كنيم . »
    امير دكتر دادرس برگزاري شب خاطره و بيان حماسه هاي عشق و ايثار از زبان دلاور مردان دوران دفاع مقدس را بسيار ارزشمند و مفيد دانست و اظهار اميدواري كرد كه با ادامه اين گونه جلسات بتوان صحنه هايي از خلق حماسه و رشادت و گوشه هايي از شجاعت رزمندگان را به جامعه و به ويژه نسل جوان منتقل كرد.
    وي تكيه بر الگوهاي فرهنگي و باورهاي ديني را رمز بقاي انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي خواند و افزود : « با تاسي از اين الگو بود كه ما توانستيم دشمن را به خاك ذلت بكشانيم و تا زماني كه در اين راه حركت كنيم هيچ بيگانه اي توان ايستادگي در مقابل ما و تجاوز به كيان ما را نخواهد داشت . »
    امير دادرس در ادامه ضمن گراميداشت ياد شهيد سپهبد صياد شيرازي به نقش والاي اين شهيد بزرگوار به عنوان يك فرمانده نمونه اشاره كرد و سپس امير سرتيپ حسام هاشمي رئيس دفتر عمومي حفاظت اطلاعات فرماندهي كل قوا از همرزمان و همسنگران ايشان به بيان خاطراتي از دوران دفاع مقدس و نقش شهيد صياد شيرازي در جبهه هاي جنگ و نيز مبارزه با عناصر ضد انقلاب در كردستان پرداخت .
    امير هاشمي با توجه به نزديكي به ايام دهه فجر بر انقلابي بودن بدنه ارتش علي الخصوص كاركنان نيروي زميني تاكيد كرد و از علاقه و اشتياق افسران و درجه داران به پيروي از امام راحل (ره ) و انقلاب سخن گفت . امير سرتيپ هاشمي در ادامه گردآوري و تاليف خاطرات و حماسه هاي خلق شده در جنگ تحميلي و انتقال آن به جامعه به ويژه نسل جوان را مفيد دانست و اظهار اميدواري كرد كه برگزاري چنين جلساتي تحت عنوان شب خاطره ادامه يافته تا مردم بيشتر در جريان حقايق و ناگفته هاي نقش ارتش در دوران انقلاب و دفاع مقدس قرار گرفته و اين خاطرات ثبت و ضبط شود.
    سروان آزاده جانباز سيد مرتضي آذرهوشنگ نيز از امير سرتيپ واعظي به عنوان قافله سالار امر رسانه در ارتش ياد كرد و خاطراتي از حضور در عمليات بدر بيان كرد. همچنين در اين شب ياد و خاطره امير سرتيپ شهيد علياري از جانبازان شيميايي نيروي زميني ارتش كه مدتي پيش به شهادت رسيد گرامي داشته و گوشه هايي از حماسه آفريني ها و دلاوريهاي اين شهيد والامقام توسط امير سرتيپ بازنشسته در بندي و امير سرتيپ هاشمي بازگو شد.
    در بخش ديگري از اين مراسم حجه الاسلام و المسلمين حسينيان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي به تشريح نقش پر رنگ ارتش در پيروزي انقلاب و دوران دفاع مقدس پرداخت و با ذكر خاطره اي از شهيد دكتر بهشتي ارتش را حافظ و پاسدار انقلاب و ميهن اسلامي در تمام عرصه ها خواند.
    حجه الاسلام حسينيان تلاش ارتش در راه دفاع از كشور را جهاد مستمر و پرثمر دانست كه در بسياري موارد سرافرازي و سربلندي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را به دنبال داشته است .
    در پايان اين مراسم از امير سرتيپ دوم پور داراب امير سرتيپ دوم كريمي امير سرتيپ دوم بهروزي سروان آذرهوشنگ و حجه الاسلام حسينيان به عنوان تلاشگران مركز پژوهشهاي دفاع مقدس نيروي زميني ارتش كه در راستاي گردآوري خاطرات رزمندگان و تاريخ عملياتهاي جنگ تحميلي و معرفي آن به مردم و نيز تاليف كتب متعدد در زمينه دفاع مقدس همت گماشته اند با اهداي هدايايي تقدير و تشكر به عمل آمد.

  • *****
    عبورش از اين جا غريبانه بود




  • احمد كاظمي نادره دوران در بيان دكتر حسين علايي
    اشاره : بخش نخست مقاله « عبورش از اين جا غريبانه بود » كه مروري بود بر زندگي و فعاليت هاي شهيد احمد كاظمي در بيان سردار سرتيپ پاسدار دكتر حسين علايي را ديروز 85 10 11 در همين صفحه مطالعه فرمديد آنچه در پي مي آيد بخش دوم و پاياني اين مطلب است كه از نظر شما گراميان مي گذرد.
    ج ـ فرماندهي بر نيروي هوايي سپاه
    گرچه احمد علاقه مند بود كه پس از پايان حضور در قرارگاه حمزه سيدالشهدا(ع ) به فرماندهي نيروي دريايي سپاه برگزيده شود تا بتواند براي مقابله با ناوگان نظامي آمريكا در خليج فارس و دفاع در برابر تهاجم نظامي احتمالي آمريكا برنامه ريزي نمايد ولي به هر ترتيب او در سمت فرماندهي نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي قرار گرفت .
    با توجه به شناختي كه احمد در دوران دفاع مقدس از نياز يگان زميني به پشتيباني هوايي پيدا كرده بود در اين سمت به تاكتيكي تر شدن نيروي هوايي سپاه كمك كرد و تلاش نمود تا اين نيرو از يك يگان ترابري به سمت يك نيروي رزمي هوايي به خصوص براي پشتيباني نزديك از رزمندگان عزيز در خط مقدم جبهه سير كند بنابر اين او هواپيماهاي تاكتيكي را در اين نيرو به كار گرفت و بالگردهاي هجومي را در آن سازمان داد. ايشان علاقه زيادي به دريافت بالگردهاي هجومي ساخت ايران در نيروي هوايي از خود نشان مي داد همچنين براي تسلط اطلاعاتي بيشتر بر دشمن وجود هواپيماهاي بدون سرنشين را بسيار ضروري تشخيص داد بدين منظور و براي استفاده بيشتر از آنها برنامه ريزي كرد. او اهميت زيادي براي ساخت هواپيماهاي پيشرفته تر بدون سرنشين قائل بود و خود در اين راه اقدام كرد و جهاد خودكفايي سپاه را در اين حوزه فعال نمود تا آنها نيز تحقيقات خود را در اين زمينه گسترش دهند.
    او مجموعه يگان موشكي سپاه را قدرت بخشيد و براي به كارگيري موشك هاي دور برد شهاب برنامه ريزي كرد. يگان موشكي سپاه كه از دوران جنگ تحميلي مجهز به موشك هاي پدافند ضد هوايي و موشك هاي زمين به زمين شده بود در اين دوران نيز به توسعه خود ادامه داد و بر كيفيت خود افزود. همچنين ايشان اهميت تعمير و نگهداري هواپيما ها و بالگردها را به خوبي درك كرده بود و خود مجموعه اي را بدين منظور ساماندهي كرده بود كه به راحتي بتواند هواپيماها را سرپا و عملياتي نگهدارند. در اين دوران كه ارتباط كاري نزديك تري با وي پيدا كردم اورا انساني مصمم و پر تلاش براي توسعه توان هوايي سپاه يافتم كه به سرعت بر يادگيري خود در حوزه هوانوردي مي افزود.
    د ـ فرماندهي بر نيروي زميني
    دوران مديريت او بر نيروي زميني سپاه مصادف با اعمال فشارهاي آمريكا بر ايران به بهانه پرونده هسته اي بود. حرف از تهديد نظامي آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران هر از چندگاهي مطرح مي شد و حضور نظامي گسترده آمريكادر عراق افغانستان ناوگان نظامي ايالات متحده در خليج فارس و نيز سياست حمله پيشگيرانه شيطان بزرگ و حاكميت محافظه كارانه جنگ طلبان بر كاخ سفيد هوشياري وآمادگي رزمي فراواني را براي نيروهاي مسلح ايران مي طلبيد. شايد يكي از بهترين گزينه ها براي فرماندهي نيروي زميني سپاه در اين دوران متلاطم نامطمئن و پر از تهديد كه بتواند تجربيات گسترده خود را از دوران جنگ تحميلي براي سازماندهي يك نيروي كاملا تاكتيكي و پر تحرك به كار گيرد احمد كاظمي بود. او يك انتخاب مناسب براي اين مسئولين سنگين بود . احمد در ايام كوتاه 5 ماهه فرماندهي بر نيروي زميني سپاه تلاش وسيعي را براي ارتقاع سطح توانمندي هاي رزمي سپاه با توجه به احتمال تهديد نظامي آمريكا عليه ايران برنامه ريزي نمود و برخي از آنها را انجام داد. او در اين چند ماه با توجه به تجربيات خود در جنگ هاي كلاسيك و منظم و نيز در جنگ هاي چريكي و نامنظم و با توجه به درك خود از توانمندي هاي هوايي اقدامات موثري را براي تجديد ساختار و سازماندهي و مهندسي مجدد نيروي زميني به كار گرفت كه به برخي از آنها اشاره مي شود.
    1 ـ كاستن از حجم نيروهاي ستادي و پرداختن به تكميل استعداد نيروهاي انساني واحدهاي صف .
    او به خوبي در يافته بود كه عامل اصلي در يك نبرد موفق وجود انسان هاي با انگيزه قوي و آموزش ديده است كه براي خدا بجنگند. بنا براين بايد به افرادي كه در خط مقدم درگيري با دشمن قرار مي گيرند بهاي بيشتري قائل شد تاآنها بدون دغدغه در مورد عقبه خود بتوانند تمام توان ذهني و تجربي خود را براي مقابله با دشمن به كار گيرند و از رفتن به ستادها استقبال نكنند.
    2 ـ سركشي مدام به لشگرها تيپ ها و واحدهاي نيروي زميني .
    به منظور ايجاد آمادگي روحي در بين يگان ها براي يك درگيري احتمالي ونيز عملياتي تر نمودن آنها وآگاهي از واقعيت هاي موجود آنان و در نتي جه فعال تر كردن آنها بازديد از واحدهاي مختلف در دستور برنامه كاري احمد قرار داشت . نگاهي به فهرست بازديدها و سركشي فشرده او از يگان هاي مختلف نيروي زميني در دوران كوتاه مسئوليتش هركس و ما را متوجه عمق تاثير حضور مثبت او در اين عرصه مي نمايد.
    3 ـ انحلال مراكز غير ضروري و واحدهاي بدون ماموريت و سازمان دادن نيروها و امكانات آنها در يگان هاي عملياتي و در نتيجه كمك به چابك تر شدن نيروي زميني .
    معمولا براي سازمان ها كه براي ماموريت خاصي به وجود مي آيند به مرور گذشت زمان و به هنگام منتقي شدن موضوع ماموريت آنها همچنان به حيات خود ادامه مي دهند. در اين شرايط لازم است كه افرادي با بررسي مدام ماموريت ها و هدف از تشكيل يگان ها ضرورت وجودي آنها را مورد بررسي قرار دهند و چنانچه نيازي به ادامه كار آنها نيست آنها را در سازمان هاي ديگر به كار گيرند و يا هدف جديدي براي آنها تعريف نمايند تا نيروهاي آنها دچار بيكاري پنهان نشود.
    4 ـ برنامه ريزي براي يك جنگ نامتقارن در مورد تهديد احتمالي آمريكا و اقدام احتمالي اسرائيل عليه ايران و مطالعه در مورد جنگ آينده و نيازمندي هاي آن .
    نفس آماده شدن براي جنگ آينده موجب توليد توان بازدارندگي مي شود. زيرا دشمن با مطالعه در مورد وضعيت نيروهاي خودي وقتي كه آمادگي را در آنها مشاهده مي كند در مورد آغاز يك جنگ احتمالي دچار ترديد مي شود. هميشه بايد با نشان دادن آمادگي ها به دشمن هزينه اقدامات احتمالي نظامي وي را بالا برد و او را از رسيدن به پيروزي مايوس كرد.
    5 ـ برنامه ريزي براي ايجاد « واحدهاي پرقدرت با تحرك و پر سرعت » و در عين حال « با انعطاف از نظر ساختاري و سازماندهي » به منظور مقابله موثر با تهديدات محتمل آينده .


    ويژگي هاي احمد
    شيوه فرماندهي در يگان هاي رزمي سپاه را بايد از روش فرماندهي نظامي در ساير نقاط دنيا جدا كرد. شيوه مديريت و رهبري فرماندهان يگان هاي رزمي سپاه عمدتا از طريق فرماندهي بر دل ها و اقناع فرماندهان تحت امر بوده است به طوري كه روش دستور دهي و امر پذيري رايج در سازمان هاي نظامي در آنها وجود نداشت . علاقه و محبت و دوستي يك رابطه پايدار بين فرمانده و همرزمان بود و احمد هم در اين ويژگي با ساير فرماندهان مشترك بود. فرماندهان رزمندگان اسلام را جز كساني مي دانستند كه خداوند آنها را دوست دارد. زيرا خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد : « ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيانا مرصوص » بنابر اين فرماندهان افتخار مي كردند تا كساني را كه خداوند دوست دارد دوست بدارند و با آنها صميمي باشند. احمد كاظمي فرمانده اي داراي شايستگي ها و قابليت گوناگون بود به طوري كه هم با لشگر پياده خوب مي جنگيد و هم بسيار مسلط بر يگانهاي زرهي فرماندهي مي كرد و هم در تدارك يگان هاي خود مهارت داشت . او فرماندهي زرنگ و زيرك بود به طوري كه بنا بر تعبير برخي همرزمانش سر دشمن هم كلاه مي گذاشت و نيروهاي دشمن را به طور مرتب فريب مي داد. او در تاكتيك هاي خود تلاش اصلي مانور خود را بر تصرف منطقه اي مي گذاشت كه تسلط بر آن بر ساير محورها تاثير اساسي داشته باشدو با چيرگي بر آن دشمن را در اطراف آن محور هم مضمحل نمايند. احمد از نظر فردي انساني مخلص با خدا و محكم بود و اين ويژگي ها او را در مقابل دشمن بسيار مقاوم و پايدار كرده بود.
    يكي از ويژگي هاي مهم او اين بود كه در جايي كه امكان اجراي عمليات نبود و موفقيت در آن با ابهام روبرو بود به طور صريح نظر خودش را با وضوح تمام بيان مي كرد. از او اين جمله كه « من راه نمي برم » بسيار در جلسات طرح مانور شنيده مي شد. يعني نمي دانم كه اين عمليات چگونه بايد انجام شود و راهي براي رسيدن به هدف وجود ندارد مثلا در زماني كه شهيد صياد شيرازي فرمانده وقت نيروي زميني ارتش پس از عمليات بدر قرارگاه كميل را تشكيل داد و مي خواست از روي ضلع شرقي جزيره جنوبي خيبر به سمت شمال منطقه نشوه و نيز در منطقه طلائيه عملياتي كلاسيك انجام دهد به احمد كاظمي گفته شده بود كه يگانش با اين قرارگاه همكاري نمايد. او در آن زمان به همراه شهيد دستواره به قرارگاه آمد و به من كه معاون شهيد صياد شيرازي و فرمانده قرارگاه هجوم بودم در جلوي شهيد صياد شيرازي گفت : « من در حد حرف در خدمت شما هستم » و منظورش اين بود كه طرح شهيد صياد شيرازي براي تصرف اين منطقه قابليت اجرايي ندارد و موفقيتي از آن حاصل نخواهد شد. البته حرف او درست بود و نظر همه فرماندهان سپاه هم همين بود و من هم اين ديدگاه را به مسئولين منتقل كردم و در نهايت آن عمليات منتفي گرديد. به نظر من اين يكي از خصوصيات يك فرمانده شايسته است كه حرف دل و گفته زبانش يكي باشد و آنچه را نادرست مي داند به صراحت به فرمانده رده بالا تر بگويد. او به اين آيه قرآن اعتقاد داشت كه : « لقم تقولون ما لا تفعلون كبرمقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون » لازم به ذكر است كه در دوران جنگ تحميلي فرماندهان تصميم گير از اين روحيه و از اينگونه آزادمنشي رزمندگان و مسئولين يگان ها استقبال مي كردند و به همين خاطر فضاي قرارگاه هاي سپاه يكي از فضاهاي آزاد بحث و اظهار نظر در مورد هر عمليات به هنگام طرح ريزي و تعيين منطقه عمليات و نيز چگونگي و آرايش يگان ها براي انجام مانور بود. به طور كلي مي توان گفت كه احمد درك درستي از تاكتيك هاي مختلف رزمي ونيز نحوه به كارگيري افراد واحدها و تجهيزات براي انجام يك عمليات داشت و خيلي خوب سازمان يگان رزم خود را در هر عمليات متناسب با نياز تنظيم و از توان رزمندگان خود و تجهيزات موجود به خوبي استفاده مي كرد و چون شناخت مناسبي از دشمن و نحوه جنگيدن وي پيدا كرده بود توانست به خوبي طرح مانور مناسبي را براي لشگر نجف برنامه ريزي نمايد و به صورتي كارآمد اين يگان را در هر عمليات به كار گيرد.
    جمع بندي
    به طور خلاصه مي توان گفت :
    1 ـ احمد كاظمي انسان قابل و توانايي بود به طوري كه در طول حيات پربار و پر بركت خود مسئوليت هاي گوناگوني را بر عهده گرفت و هيچگاه دور از مسئوليت و در حاشيه نبود. او هميشه در جهاد بود و نه تنها از بيم مرگ جهاد در مقابل دشمن را ترك نكرد بلكه او در جهاد و در مسئوليت هاي مختلف به دنبال رسيدن به فوز عظيم شهادت بود كه بالاترين مراحل كمال انساني است .
    او كلام مولا علي (ع ) را باور داشت كه « لاف ضربه بالسيف احب الي من ميته علي فراش » هزار ضربه شمشير دشمن از مرگ در بستر براي من دوست داشتني تر است .
    2 ـ او در اين اواخر به ارزش نيروهاي انساني و رزمندگان پر سابقه در جبهه هاي جنگ بيشتر از گذشته پي برده بود و براي آنها جايگاه ويژه اي قائل بود و براي جبران برخي ناملايماتي كه براي بعضي از فرماندهان و اعضا لشگر نجف و ساير نقاطي كه او فرماندهي آنها را بر عهده داشت پيش آمده بود در تلاش بود و گاهي با تلفن زدن به برخي از پاسداران از آنها حلاليت مي طلبيد.
    3 ـ احمد بسياري از ناگفته هاي جنگ را در سينه داشت . ايشان برخي از خاطرات خود را در جلساتي كه فرماندهان در منزل برادر محسن رضايي و يا در مراكز ديگر وقتي كه جمع مي شدند با اصرار حاضرين بيان مي كرد اما متاسفانه بسياري ازخاطرات و ناگفته هاي وي ثبت و ضبط نشده است . جا دارد كه سپاه به سرعت تاريخ شفاهي دوران دفاع مقدس را با ثبت خاطرات فرماندهان موثر در دوران جنگ تحميلي تدوين نموده و براي آگاهي مردم و بخصوص جوانان عزيز انتشار دهد.
    4 ـ او فرد بسيار پركار كم مصرف كم هزينه و پرفايده اي براي كشور بود . كار از دست او خسته مي شد ولي او از كار خسته نمي شد و به حق با فعاليت خود افتخارات بزرگي را نصيب كشور كرد.
    5 ـ كاظمي هميشه براي روبرو شدن با مهم ترين معموريت هاي نظامي و عمليات جنگي و روبرو شدن با دشمن بي رحم آمادگي داشت و بارها با فداكاري ها و موفقيت هاي خود در دوران سخت جنگ موج خوشحالي را در دل هاي مردم و لبخند شادي را بر چهره فرماندهان عالي دفاع مقدس نمايان ساخت . او و شهيد حسين خرازي از فاتحين برزگ خرمشهر بودند.
    6 ـ احمد به عنوان فرماندهي اهل خرد پاسداري انديشه ورز رزمنده اي صاحب درد كه در بين همراهان خود محبوب با نفوذ و مورد اعتماد ساير فرماندهان دفاع مقدس بود شناخته مي شد و بارها مورد تقدير بزرگان انقلاب اسلامي و كشور قرار گرفت .
    7 ـ كاظمي محصول عيني دوران دفاع مقدس و حاصل انديشه دفاعي حضرت امام خميني (ره ) بود. دوراني كه به اين سادگي ها تكرار نخواهد شد و زمينه عملي براي پرورش اينگونه انسان هاي آب ديده و جامع به وجود نخواهد آمد و رفتن او ثلمه اي بود كه مادر دهر به سادگي چون او نخواهد زاد. احمد در واقع يكي از نام آورترين سرداران فداكار اسلام در عصر ظهور انقلاب اسلامي و همراه با شهيد محمد منتظري در دفاع از مردم فلسطين و در عين حال براي بسياري از مردم ايران از گمنام ترين فرماندهان دوران دفاع مقدس بود. او كم سخن مي گفت و كمتر تن به مصاحبه مي داد و كمتر از خود و عمليات هايش مي گفت . چند بار در زمان تصدي فرماندهي نيروي هوايي از وي خواسته شد كه در مورد تلاش هايش در نيروي هوايي سپاه با مجله صنايع هوايي مصاحبه كند كه سرانجام او مطلبي نگفت و ساكت ماند.
    به نظر مي رسد با فقدان احمد جاي خالي تدوين تاريخ شفاهي جنگ و ثبت خاطرات فرماندهان موثر در دوران دفاع مقدس در مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه بيش از پيش به خوبي خود را نشان مي دهد كه اميد است همت بلندي اين نقيصه را برطرف كند و كتاب هاي فراواني با انتشار خاطرات حماسه آفرينان دوران مظلوميت انقلاب اسلامي در اختيار مردم قرار گيرد. بدون شك يكي از مهم ترين نيازهاي فرهنگي جامعه ما نياز به آگاهي از ميراث گرانبهايي است كه بزرگان و حماسه آفرينان دفاع مقدس بر جاي نهاده اند. بايد مردم بدانند كه فرماندهان و برنامه ريزان دفاع مقدس در چه زماني و در چه شرايطي و چگونه زيسته اند هر يك چه آثاري در دفاع مقدس پديد آورده اند و چه نقشي در بيرون راندن ارتش بعثي از خاك كشور عزيزمان داشته اند و چگونه از انقلاب اسلامي با تمام وجود خود پاسداري كرده اند . در مجموع 19 دي ماه سال 1384 يكي از روزهاي پر خسارت براي سپاه و قدرت دفاعي كشور بود. احمد كاظمي در زماني كه خيلي به وجود او و ساير همرزمان شهيدش نياز بود به سراي باقي شتافت . گرچه او به آساني فراموش نخواهد شد ولي جاي خالي او با گذشت روزگار بيشتر احساس مي شود.
    دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود
    تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود
    دل كه از ناوك مژگان تو در خون مي گشت
    باز مشتاق كمان خانه ابروي تو بود
    سرتيپ پاسدار حسين علايي