روزنامه جمهوري اسلامي 11/10/1385 صفحه جبهه و جنگ

  • مصاديق امنيت ملي كشور
  • عبورش از اين جا غريبانه بود
  • *****
    مصاديق امنيت ملي كشور


  • در پي انتشار گزارشي از وضع اسفبار زندگي جانباز « محمدرضا قنبري كيا » در صفحه جبهه و جنگ روزنامه مورخه 85 9 28 جناب آقاي محمدنبي رودكي ; نماينده محترم مردم شريف شيراز و نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي براي بررسي وضعيت زندگي اين جانباز در منزل وي حاضر شد اگرچه اين اقدام آقاي نماينده جاي تشكر و قدرداني دارد اما نكته اي را نمي توان به فراموشي سپرد.
    چرا آقايان مسئولين دير به فكر مي افتند و آنقدر به انتظار مي نشينند تا مشكلات جانبازان به وضعيت حاد برسد تا قدمي بردارند از طرفي از آقاي رودكي كه خود از رزمندگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس است انتظار مي رود كه بيشتر به فكر همرزمان خود باشد و با تعاملاتي كه مي تواند با مسئولين امر داشته باشد مشكلات اين قشر مظلوم را كه حق بزرگي به گردن اين ملت دارند حل و فصل نمايند. شايد عده اي بر كلمه مظلوم خرده بگيرند اما اين صفتي است كه حضرت امام (ره ) بارها و بارها در فرمايشاتشان از آن استفاده كرده از جمله در پيام خود در مورخه 26 شهريور 1367 به رزمندگان چنين اظهار داشتند : شما آئينه مجسم مظلوميت ها و رشادت هاي اين ملت بزرگ در صحنه نبرد و تاريخ مصور انقلابيد. (1 )
    البته ناگفته نماند كه اين بچه ها با همين مظلوميت ها بود كه امنيت ملي ما را تضمين كردند و امروز نيز يكي از مصاديق امنيت ملي ايران اسلامي بدون هيچ شبهه اي همين ها هستند.
    آنچه امروز حائز اهميت است و مي توان گفت به معضلاتي نيز در جامعه بدل شده است بي اهميتي به وضعيت جانبازان و معلولان جنگ تحميلي است و ترديدي نيست علت اين معضل نيز اجرا نكردن اوامر حضرت امام و مقام معظم رهبري است . مگر نه اين است كه حضرت امام (ره ) بارها و بارها ما را سفارش نكرده است كه : نگذاريد پيش كسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند . (2 )
    پس ما را چه شده است چرا عكس اين اوامر عمل مي كنيم بگونه اي كه هر روز مصداقي از فراموش شده ها در جرايد و يا خبرگزاريها با كوله باري از درد و رنج كه دامن خانواده آنها را نيز گرفته است لب به شكوه مي گشايند.
    واقعا جاي بسي تامل است كه مسئولين نظام مقدس جمهوري اسلامي كه تمام آرامش امروز خود را مديون اين بچه هاي مظلوم خميني كبير(ره ) هستند در دنياي خود چنان غرقند كه نمي دانند در كنارشان چه اتفاقات اسف باري رخ مي دهد.
    شايد فراموش كرده اند كه امام (ره ) هميشه خطاب به رزمندگان مي فرمود : من بين خود و شما فاصله اي نمي بينم (3 ) حال آنكه آقايان امروز بين خود و آنها فرسنگ ها فاصله ايجاد كرده و خط قرمزهايي نيز قائل شده اند.
    آنهايي كه دم از اطاعت از امام (ره ) مي زنند بايد بدانند كه پير فرزانه ما در واپسين روزهاي حيات پر بركتشان به همين بچه هايي كه به صفحه تاريخ پيوسته اند مي فرمود : تا من زنده هستم و تا رمق در جسم و جان دارم از حمايت و دعاي خير براي شما دريغ نخواهم كرد و شما را از بهترين عزيزان و همراهان خود مي دانم . (4 )
    آري ! بايد دست مريزاد گفت كه بعد از گذشت حدود دو دهه از پايان جنگ كهنه سربازان و مدافعين اين ملت كه در تاريخ ايران نام خود را به نيكي ثبت كرده اند و نگذاشتند يك وجب از خاك اين مملكت به دست اجنبي بيفتد خود يك وجب ملك ندارند تا بتوانند در كنار زن و فرزند خود روزگار به آرامي سپري كنند.
    البته در اين بين هستند كساني چون آقاي رودكي و ديگران كه در كنار همه مشغله ها از سر وظيفه رفقاي حادثه را فراموش نكرده اند و كلام حضرت امام (ره ) را آويزه گوششان قرار داده اند و اجازه نمي دهند گرد و غبار روزگاري بي مروت عصر انفجار اطلاعات خاطرات گذشته را از ذهنشان دور نمايد.
    بعنوان مثال يكي از مديران موفق نظام جناب آقاي دكتر علي ديواندري كه اخيرا توسط وزارت مربوط سازمان خود نيز مورد تقدير قرار گرفته با حضور خود بعنوان مديرعامل در اولين اقدام خود ايثارگران و رزمندگان مجموعه مديريتي خود را گردهم آورد و به بررسي مشكلات آنها پرداخت سپس همه مديران زيرمجموعه را مامور نمود تا به مشكلات احتمالي آنها رسيدگي نمايند.
    اين برادر ارزشي كه خود نيز از جانبازان و يادگاران سالهاي حماسه است اخيرا در تشييع پيكر يكي از شهداي سازمانش بنام شهيد ثابت شهابي نشاط كه بر اثر جراحات شيميايي به شهادت رسيد از همه مديران خواست تا در مراسم تشييع و دل جويي از خانواده آن شهيد شركت نمايند تا از نزديك با مشكلات آنها آشنا شوند با اين فلسفه كه اگر از اين پس جانبازي به دفتر آنها مراجعه نمود مشكلات آنها را در اولويت اول قرار دهند و در حل آن اهتمام بيشتري به خرج دهند.
    به نظر نگارنده اين ستور ديگر مسئولين ما بخصوص نهادهاي خدمتگزار به جانبازان و ايثارگران بايد به اين دو بزرگوار به ديده الگو بنگرند و بدانند كه اگر بخشي از وقت خود را به اين موضوع مهم و تكليفي اختصاص دهند نه تنها خللي در مسئوليت شان ايجاد نمي گردد بلكه دل امام و شهدا و رهبر فرزانه انقلاب را شاد كرده و دعاي خير آنها نيز هميشه بدرقه راه و اعمالشان خواهد بود.
    والعاقبه للمتقين
    پانوشت ها :
    1 ) صحيفه امام (ره ) جلد 21 ـ صفحه 133
    2 ) صحيفه امام (ره ) جلد 21 ـ صفحه 93
    3 ) صحيفه امام (ره ) جلد 21 ـ صفحه 134
    4 ) صحيفه امام (ره ) جلد 21 ـ صفحه 133

  • *****
    عبورش از اين جا غريبانه بود




  • احمد كاظمي نادره دوران در بيان دكتر حسين علايي
    بخش نخست
    سرانجام پس از يك دوره طولاني جهاد در راه خداوند بزرگ و حضور مستمر در صحنه هاي مختلف دفاع از انقلاب اسلامي و خلق حماسه هاي ماندگار در دوران جنگ تحميلي و پس از آن احمد كاظمي به همراه جمعي ديگر از چهره هاي سرشناس و فداكار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از ميان ما به سوي رفيق اعلي پرواز كردند. احمد حق جهاد را ادا كرد و سراسر زندگي و حيات خود را وقف آن نمود.
    به گواه آناني كه او را مي شناختند كاظمي فرمانده اي برجسته و كاردان ورزمنده اي خلاق و كوشا و سرداري مورد تحسين همگان بود. احمد و دوستانش در زماني كه خيلي به وجود امثال آنان نياز بود به سراي باقي شتافتند و خود به فوز عظيم رسيدند ولي خسارت بزرگي با نبود آنان به كشور وبه نيروهاي مسلح وارد آمد. گرچه آنان به سادگي از اذهان فراموش نمي شوند ولي جاي خالي آنان با گذشت هرچه بيشتر زمان و با حسرت فراوان تري احساس مي شود. فقدان احمد به خصوص در شرايط فعلي فشارهاي دشمنان بر جمهوري اسلامي ايران تاسف و تاثر عميقي را در ميان مردم كشور باعث شده است .
    اين تاسف ناشي از اين واقعيت مهم است كه احمد براي قدرت دفاعي ايران و دست اندر كاران امنيت ملي كشور همواره منشا خير و بركت و تاثير بوده است . كارنامه زندگي پر تلاش او را كه مرور مي كنيم با عرصه هاي گوناگوني از فعاليت ها و تلاش هاي مستمر مواجه مي شويم كه او را تبديل به يك انسان كار آزموده و آبديده و پر توان نموده بود كه در اوج كارايي و توانمندي به ناگهان از دنياي فاني رخت بربست و جاودانه شدو شهادت به او زندگي و حيات دائمي بخشيد. دوران تلاش ها و اقدامات احمد كاظمي را مي توان به شرح ذيل تقسيم نمود :
    الف ـ دوران جنگ تحميلي و دفاع مقدس
    1 ـ حضور مستمر در ميدان جنگ و سازمان دادن لشگر 8 نجف
    ايشان از همان ماه هاي آغاز حمله سراسري ارتش بعثي صدام به خاك ايران اسلامي از منطقه در گيري با گروه هاي مسلح مورد حمايت صدام در استان كردستان به جبهه جنوب آمد و در كنار سرداران نامدار سپاه اسلام رحيم صفوي غلامعلي رشيد جعفر اسدي حسين خرازي و مرتضي قرباني قرار گرفت و بلافاصله در جبهه فياضيه آبادان كه در آن زمان ارتش بعثي تلاش وسيعي براي تكميل محاصره و اشغال آن شهر مقاوم داشت مستقر شد و نقطه اي از آن منطقه را انتخاب كرد كه بتواند جبهه اي فعال عليه دشمن تشكيل دهد و مقاومت تازه اي را در دفاع از شهر آبادان شكل دهد. او توانست به سرعت در راس يك گروه از رزمندگان شهر نجف آباد قرار گيرد كه همگي پر از اميد انرژي نشاط و سلحشوري بودند و قدرت ايستادگي در مقابل دشمن مغرور را از ايمان عميق خود به خداي متعال و نيز از صلابت و منش و سخن امام عزيزشان خميني كبير مي گرفتند.
    او در اين هنگام در مقام يك سازمانده خوش ذوق هسته اي رزمي را در جبهه محل استقرار خويش به وجود آورد و با درگير شدن با دشمن به مرور آن را توسعه دادو خود و نيروهايش و سازمانش با شتاب فراوان در برابر دشمن تجربه اندوخته و از هر نظر هم از نظر تعداد و كميت رزمندگان و هم از نظر كيفيت عملكرد و يادگيري چگونه جنگيدن با دشمن گسترش يافتند تا در نهايت و به مرور آن نيروهاي رزمي تبديل به يك تيپ رزمي ورزيده و سپس به لشگر 8 نجف اشرف ارتقا يافتند . لشگري كه در همه جاي جبهه چون نگين مي درخشيد و يكي از يگان هاي قوي رزم ديده كارآمد و پرقدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. احمد به خوبي توانست خواسته فرمانده آينده نگر وقت سپاه را مبني بر تشكيل يك يگان رزمي انعطاف پذير با روحيه تهاجمي و پر ظرفيت ايجاد نمايد آموزش دهد تربيت كند وپرورش دهد و در عمليات هاي مختلف در طول دوران دفاع مقدس آن را به كار گيرد به طوري كه در خاطره حماسه آفريني هاي دوران دفاع مقدس هيچ عمليات مهمي نيست كه نام لشگر 8 نجف و نام فرمانده دلاورش احمد كاظمي از آن خالي باشد. عمليات هاي مهمي مانند نبرد براي « شكست حصر آبادان » (ثامن الائمه ) عمليات فتح المبين براي آزاد سازي سرزمين هاي غرب شهرهاي دزفول و شوش عمليات بيت المقدس براي فتح خرمشهر و رسيدن به مرزهاي بين المللي عمليات والفجر 8 براي تصرف فاو و كشاندن جنگ به خاك دشمن جهت ايجاد فشار اساسي به خصم به منظور تسليم شدن و همچنين عمليات كربلاي 5 براي انهدام ماشين جنگي صدام .
    او ظرفيت وسيعي را با عنوان لشگر 8 نجف به وجود آورد كه توانست استعدادهاي مختلف مردم را در قالب نيروهاي داوطلب بسيجي به كارگيري نمايد. او در واقع دست به يك نهادسازي و ايجاد يك سازمان مناسب رزمي به همراه يك ساختار منعطف براي مقابله با دشمن بعثي زد و لشگري را بر اساس ديدگاه ها و ارزشهاي اسلامي بنا نهاد كه تواني را بيش از استعداد سازماني مرسوم لشگرها مي توانست در خود سازمان دهد و عليه دشمن به كارگيرد. اين لشگر توانست فرهنگ اسلامي را به عنوان فرهنگ سازماني خود به خوبي در واحد هايش مستقر سازد.
    2 ـ ابداع تاكتيك هاي مناسب براي فائق آمدن بر دشمن
    احمد كاظمي به سرعت دريافت كه براي ايستادگي در مقابل دشمن بخصوص در شرايط نابرابر از نظر سازمان و تجهيزات و مهمات بايد با اتكال بر خداوند متعال و اطمينان از نصرت الهي از عنصر ابتكار عمل و يادگيري از صحنه هاي نبرد و تلاش گسترده براي به ثمر رساندن اقدامات تاكتيكي بهره برد. لذا او شيوه جديدي را براي درگيري و غلبه بر دشمن در ذهن خود طراحي نموده و در صحنه عمل آنها را اجرا مي كرد و در عين حال براي يادگيري بيشتر نيز از روش هاي موثري استفاده مي نمود. او هم از شيوه ها و تاكتيك هاي دشمن درس مي آموخت و هم با بازديد از جبهه هاي تحت كنترل ساير فرماندهان روش هاي تاكتيكي آنها و شيوه هاي رزم آنها را عليه دشمن مورد بررسي قرار مي داد و به تبادل نظر در اين زمينه با ساير فرماندهان و مسئولين خط مقدم مي پرداخت . اين شيوه و روش هاي مبتكرانه اتخاذ شده براي رودررويي با دشمن قدرت وسيعي را براي رزمندگان پر انگيزه حاضر در جبهه هاي نبرد به وجود مي آورد و راه حل هاي موثر و جذابي را براي درگيري و نبرد با دشمن به منظور تسلط و غلبه بر خصم ايجاد مي نمود. خلق اين تاكتيك ها علامت ذكاوت ذهن خلاق و پوياي فرماندهان دفاع مقدس و اراده مصمم آنها براي به شكست كشاندن دشمن بود.
    اين تاكتيك ها كه به عنوان فرهنگ رزمي سپاه به طور عملي در همه يگان ها اجرا مي شد به طور كلي عبارت بودند از :
    الف ـ برنامه ريزي براي حمله به نقاط ضعف دشمن .
    ب ـ پرهيز از تك جبهه اي و جنگيدن رودررو با خطوط مستحكم دفاعي دشمن .
    ج ـ تلاش براي دور زدن دشمن و حمله به وي از نقاطي كه انتظار حمله از آنجا را ندارد.
    د ـ هدف گرفتن عقبه و مسيرهاي تداركاتي دشمن .
    ه ـ تلاش براي مختل كردن سيستم كنترل و فرماندهي دشمن .
    و ـ استفاده از تاكتيك هاي تازه در هر عمليات و عدم اتكا به تاكتيك واحد در برابردشمن .
    ز ـ استفاده از شيوه هاي غافلگيرانه ونيز انتخاب مسيرهاي دشواربراي اخذ تماس با دشمن به جاي مسيرهاي آسان مورد توجه دشمن .
    نمونه اين تاكتيك ها در عمليات فتح المبين با استفاده از احداث جاده در تنگه زليجان و استفاده از تنگه رقابيه براي انهدام مقر فرماندهي دشمن اتفاق افتاد . در اين نبرد لشگر8 نجف موفق شد تا با رفتن به سوي جاده فكه مسيرهاي تداركاتي پشتيباني عقبه لشگرهاي دشمن در اين منطقه را به خوبي تهديد كند.
    ح ـ اتخاذ تاكتيك هاي مبتكرانه براي شكستن خط اول دشمن .
    ط ـ انجام عمليات نفوذ عميق در دل دشمن .


    نمونه اين تاكتيك ها چيزي است كه در عمليات رمضان انجام شدو لشگر8 نجف تا نهر كتيبان و در قلب دشمن پيش رفت .
    ي ـ هدايت نيروهاي تك ور و خط شكن در صحنه درگيري .
    احمد به فرماندهي و هدايت رزمندگان در ميدان رزم و در صحنه عمل اعتقاد داشت . او خود به سمت دشمن جلو مي رفت وبه رزمندگان گفت بياييد. بارها رزمندگان لشگر او را با موتور سيكلت در خط مقدم جبهه ديده بودند كه چگونه با تحرك فراوان راه كارهاي خود را ارائه مي داد و از ايجاد بن بست در جنگيدن با دشمن جلوگيري مي كرد.
    شهيد كاظمي با مطالعه ميداني وبا انديشه كردن در مورد هر عمليات و با تديبر تمام تاكتيك نبردهاي گردان هاي مختلف و واحدهاي تحت امر خود را متناسب با تدبير و هدف كلي عمليات طراحي و برنامه ريزي كرد و دلاورانه و با شجاعت و قدرت تمام آنها را به اجرا در مي آورد.
    احمد فردي شجاع نترس و با استقامت در برابر دشمن بود. روحيه سرسخت او در برابر دشمن به همه رزمندگان لشگر نجف سرايت كرده بود. او با بصيرت تمام در برابر دشمن اقدام مي كرد و در مسير هدف روشن خود سست نمي شد . رزمندگان اسلام در لشگر8 نجف مصداق حديث شريف « حملوا بصائرهم علي اسيافهم » بودند. او به انديشه و تفكر امام خميني رحمه الله عليه به وضوح پايبند بود. بصيرت نظري كافي براي مقابله با دشمن عنود را در خود داشت بنا بر اين به هنگام عمل و اقدام عليه ارتش صدام هيچگاه دچار تزلزل و سستي نمي گرديد و در صحنه برخورد و رويارويي با دشمن و در ميدان عمل و رزم شجاعت و قهرماني مي يافت .
    او به خوبي دريافته بود كه دشمن بعثي در هر عمليات با سلاح ها و تجهيزات جديد و پيشرفته تر با تاكتيك هاي بهتر و حساب شده تر با توان بيشتر و قوي تر با قدرت آتش مخرب تر و پر حجم تر و نيز با پشتيباني بين المللي وسيع تر و موثرتر در برابر رزمندگان اسلام ظاهر مي شد به طوري كه بسياري از تماشاگران صحنه نبرد را به فكر « نتوانستن » و « نمي شود » فرو مي برد. در چنين وضعيتي و در مواجهه با چنين شرايطي او و ساير فرماندهان مقاوم و استوار دچار خود كم بيني و تحير نمي شدند بلكه بلافاصله به تجزيه و تحليل وضعيت جديد دشمن مي پرداختند و با توجه به توان يگان هاي خودي براي فائق آمدن بردشمن جديد به چاره انديشي در باره آن پرداختند.
    برخورد آنها با چهره رزمي جديد دشمن و با فناوري هاي مدرن جنگ افزارهاي وي برخوردي از روي حيرت و سربه گريبان فرو بردن نبود بلكه براي خنثي كردن مدل جديد حضور دشمن در صحنه هاي نبرد به تقويت توان نيروهاي خود و به ابتكارات و شيوه هاي رزمي جديد در برابر دشمن مي انديشيدند تا بتوانند توازن ميدان رزم و موازنه قوا را به نفع نيروهاي اسلام رقم بزنند و براي تفوق بر دشمن به راه كارهاي تجربه نشده و پيموده نشده مي انديشيدند.
    بررسي تاكتيك هاي نبردهاي لشگر 8 نجف اشرف كه او بر آن فرماندهي مي كرد مشخص مي سازد كه در همه آنها عنصر خلاقيت و نوآوري از جايگاه ويژه اي برخوردار است . هرجا عمليات سخت و تعيين كننده بوده است لشگر نجف و احمد كاظمي آنجا بودند. در برخي از عمليات ها او موفق تر از ديگران و در برخي هم ديگران به موفقيت او كمك شايان توجهي كرده اند.
    مثلا در عمليات ثامن الائمه كه به حصر آبادان پايان داده شد نيروهاي رزمنده همراه احمد در شب اول درگيري به موفقيت مطلوب در رسيدن به اهداف خود نايل نشدند. بنا براين در روز اول و با كمك ساير نيروها مقاومت دشمن در مقابل نيروهاي وي شكسته شد و در نتيجه ارتش بعثي به همت همه رزمندگان به آن سوي رودخانه كارون رانده شد. در اين شرايط همدلي و كمك فرماندهان ديگر حاضر در ميدان پيروزي بزرگي را براي مردم چشم انتظار به ارمغان آورد.
    به دليل حضور دائمي لشگر 8 نجف در عمليات گوناگون دوران جنگ تحميلي شهر نجف آباد جايگاه والايي را در عرصه دفاع مقدس يافته است . اين شهر با پرورش چهره هاي برجسته اي هم چون احمد كاظمي و نيز پرورش رزمندگان سلحشوري كه در لشگر نجف سازماندهي مي شدند نام خود را در صدر شهرهاي موثر در دفاع از انقلاب اسلامي در دوران جنگ تحميلي به ثبت رسانده است . رزمندگان لشگر نجف اشرف هميشه تازه نفس مقاوم و خستگي ناپذير بودند و روحيات بالاي آنها در احمد تاثير فراواني داشت . نوآوري ابتكار تلاش پيگير و پشتكار و نيز خلاقيت احمد هم در رزمندگان لشگر نجف اثر عميقي بر جاي گذاشته بود و آن را به يك يگان پرقدرت و تعيين كننده واز نظر رتبه رده يك يگان هاي رزمي سپاه تبديل كرده بود. شاخص ترين ويژگي احمد كاظمي جان بخشيدن قدرت دادن و انسجام بخشيدن به رزمندگان همراه خود بود.
    ويژگي هاي متعدد او نگذاشت كه احمد فقط به عنوان يك شخصيت ممتاز دوران دفاع مقدس باقي بماند بلكه او در هنگامه پس از پايان جنگ تحميلي نيز نقش مهم خود را در گسترش بخشيدن به امنيت كشور بخصوص در ايجاد فضاي امن در مناطق شمال غرب كشور ايفا كرد.
    ب ـ دوران پس از خاتمه جنگ تحميلي و حضور در قرارگاه حمزه سيدالشهدا عليه السلام
    براي بررسي نقش احمد كاظمي بايد اقدامات او را در دوران فرماندهي بر قرارگاه عملياتي شمال غرب كشور كه به منظور گسترش امنيت در آن منطقه و نيز مقابله با گروه هاي مسلح غير قانوني فعال در كردستان و آذربايجان غربي تشكيل شده بود نيز مورد ارزيابي و سنجش قرار داد.
    كاظمي در سال 1372 به فرماندهي قرارگاه حمزه سيدالشهدا(ع ) برگزيده شد و به شهر اروميه رفت و با موضوع ناامني هاي شمال غرب كشور مواجه شد. او ابتدا وضعيت و شرايط منطقه نحوه عمل ضدانقلاب و نيز روش هاي مقابله با آنها را كه تا آن زمان مورد استفاده قرار مي گرفت ارزيابي كرده و مورد بررسي و مطالعه قرار داده و آنگاه با اطلاعاتي كه به دست آورد و با ديدگاهي كه بر اساس آن مطالعات پيدا كرد دست به فعاليت هايي به شرح ذيل زد :
    1 ـ كاظمي اشراف اطلاعاتي بر گروه هاي ضد انقلاب را جايگزين « منتظر حادثه ماندن » و « اقدامات دشمن » كرد. او سعي كرد تا دشمن را به صورت كامل درك كند بشناسد و بداند كه نيروهاي دشمن به طور مشخص در كجا استقرار دارند چگونه عمل مي كنند چگونه پشتيباني مي شوند و از چه بسترهايي براي موفقيت خود استفاده مي كنند.
    2 ـ ايشان سازماندهي نيروهاي قرارگاه حمزه را به شكل جديدي انجام داد و ساختار نيروهاي عملياتي را بر اساس ديدگاه جديد متحول نمود و واحدهايي را براي « ضربه زدن » و « انهدام دشمن متحرك » كه به صورت چريكي مي جنگيدند سازماندهي نمود به طوري كه مي توان اين واحدها را « نيروهاي متحرك واكنش سريع » نام نهاد.
    3 ـ او به منظور كاهش آسيب پذيري نيروهاي خودي و خارج كردن آنها از دسترس دشمن اكثر پايگاه هاي استقراري در ارتفاعات و در مسير جاده ها را جمع آوري نمود و عملا دشمن را بي هدف كرد. از آنجا كه اين پايگاه ها خود تبديل به هدف ثابتي براي عمليات دشمن شده بودند لذا آنها را برچيد و رزمندگان آنها را از نيروهاي پدافندي افسرده تبديل به گروه هاي موثر هجومي سيال نمود به طوري كه بدون افزايش حجم نفرات بر استعداد نيروهاي رزمي متحرك خود افزود و دشمن را سردرگم نمود و به اين طريق تاكتيك هاي قبلي دشمن را بلااثر كرد. او قدرت يورش ناگهاني و خراب شدن بر سر دشمن را با سازماندهي نيرو هاي هجومي افزايش داد به طوري كه حالا اين دشمن بود كه مي بايستي در موضع تدافعي قرار مي گرفت و هرآن احتمال حمله نيروجمهوري اسلامي را به خود مي داد. در واقع احمد سياست « حمله بهترين دفاع است » را جايگزين « دفاع استقراري » در برابر دشمن نمود.
    4 ـ احمد به خوبي دريافته بود كه ريشه گروه هاي مسلح فعال در شمال غرب كشور در خاك كشور همسايه يعني عراق قرار داردوحكومت صدام آنها را در مقابل جمهوري اسلامي ايران تجهيز تقويت و وادار به اقدام مي نمايد بنابر اين نمي توان امنيت پايدار را در مناطق شمال غرب كشور ايجاد كرد مگر اينكه اين ريشه زده شود و نابود گردد و يا اينكه ارتباطش با سرشاخه هاي خويش در ايران قطع گردد.
    بنا براين او با همت بلند خويش و با شجاعت متهورانه خود طرح محاصره پايگاه هاي دشمن در خاك عراق را تهيه و براي انجام آن برنامه ريزي نمود. احمد حدود دو سال پس از حضور در قرارگاه حمزه واحدهاي زبده قرارگاه حمزه را به دنبال افراد مسلح دشمن در عمق حدود 100 كيلو متري خاك عراق فرستاد و موفق شد با محاصره دشمن گروه هاي مسلح را وادار نمايد كه طي توافقنامه اي بپذيرند كه دست از عمليات مسلحانه و ناامن كردن فضاي زندگي مردم كرد و آذري بردارند و اجازه دهند كه مردم منطقه زندگي خود را در ايران يكپارچه ادامه دهند و خود به يك گروه غير مسلح تبديل شوند.
    او با اين اقدام شجاعانه موفق شد كه حدود سه هزار نفر از نيروهاي مسلح احزاب دمكرات و كومله و خانواده هايشان را در پايگاه خود در كوي سنجق در منطقه اربيل در شمال عراق به محاصره خود درآورد و بدون شليك حتي يك گلوله آنها را وادار به تسليم نمايد. اين اقدام كه دو روز به طول انجاميد اثر عميقي بر امنيت مردم ايران در كردستان گذاشت . از آن پس فضاي منطقه كردستان و آذربايجان غربي حتي از بسياري از شهرهاي ايران امن تر گرديد به طوري كه وقتي يكبار در آن ايام در سفر به شهر اروميه به اتفاق احمد تا مهاباد رفتيم و از طريق دره قاسملو به قرارگاه حمزه بازگشتيم امنيت ايجاد شده در منطقه را با چشم سر مشاهده كرديم . همچنين در سفر ديگري به اتفاق او تا مرز منطقه حاج عمران در خاك عراق رفتيم و اثري از گروه هاي مسلح دمكرات و كومله نديديم . لازم به ذكر است كه در آن ايام به جاي تقدير فراوان از تلاش وي سرو كار او به سازمان قضايي نيز افتاد كه خود حديثي جداگانه و تلخ است و او بارها برخي از خاطرات تلخ خود را از احضار خويش به من گفته بود.
    5 ـ با طراحي يك سيستم اطلاعاتي كه دش من را هميشه زير نظر داشت به طور مرتب فعل و انفعالات گروه هاي مسلح در داخل خاك عراق به قرارگاه حمزه مي رسيد بنابر اين هرگونه حركت گروه هاي مسلح به سمت خاك ايران به اطلاع قرارگاه مي رسيدو با كنترلي كه صورت گرفت به محض اينكه آنها به مرز ايران مي رسيدند رزمندگان قرارگاه حمزه به شيوه اي غافلگيرانه به دشمن كمين مي زدند و با انجام عمليات پر قدرت و با آتش انبوه شديد و با سرعت بسيار موجب پراكنده شدن آنها شدند.
    6 ـ احمد علاوه بر ايجاد فشار نظامي بر گروه هاي مسلح مذاكره و تماس با سران آنان را از طريق واسطه هاي همراه با جمهوري اسلامي ايران به منظور قانع كردن آنها به اجتناب از عمليات مسلحانه و درگيري نظامي از چشم دور نمي داشت .
    اين شيوه يكي از روش هاي اصولي احمد در برخورد با ضد انقلاب بود كه در عين درگيري پر قدرت با واحدهاي مسلح آنها از طريق طرف مرتبط با آنها مذاكره مي كرد تا آنها را قانع كند كه اقدامات مسلحانه خود را كنار گذاشته و خود و خانواده هايشان به زندگي در محيط امن روي آورند.
    بعد از گذشت چند سال از حضور او در قرارگاه حمزه و در زماني كه منطقه شمال غرب به ضريب امنيتي نسبتا مناسبي رسيده بود احمد دچار يك دل درد شديد شده بود . در اين هنگام و در سال 1377 چندين بار با او درباره نحوه معالجه اش صحبت كردم . او از روش هاي درمان مرسوم خسته و تا حدي مايوس شده بود لذا ايشان را به يك دكتر گياهي معرفي كردم . احمد با توصيه دكتر و با تغيير روش هاي تغذيه خود و با استفاده از برخي گياهان دارويي تا حد زيادي معالجه شد و آن درد شديد او را رها كرد.
    كارنامه زندگي پرتلاش او را كه مرور مي كنيم با عرصه هاي گوناگوني از فعاليت ها و تلاش هاي مستمر مواجه مي شويم كه او را به يك انسان كارآزموده و آبديده و پرتوان تبديل كرده بود