روزنامه جمهوري اسلامي 09/10/1385 صفحه سياسي
*****
صهيونيسم مسيحي يا صهيونيسم آمريكايي




  • نويسنده : كشيش رياض جرجور رئيس شوراي كليساهاي خاورميانه
    بخش دوم و پاياني
    صهيونيسم مسيحي در ترازوي كليساهاي آمريكا
    « هلن كوبان » از نويسندگان برجسته آمريكا مي گويد : « همه ما تحليل هاي خبري را خوانديم و ديديم كه بيشترين حمايت سياسي كه از شارون در ايالات متحده صورت گرفت از سوي طايفه يهوديان آمريكا نبود بلكه از سوي انجمن راستگراي مسيحي بود. آيا اين بدان معناست كه همه مسيحيان در ايالات متحده بر ضد منافع فلسطين جهان اسلام و عرب تلاش مي كنند و اندك اندك حس تمايل به اينكه درگيري دولت آمريكا با جهان اسلام به سمت جنگ هاي صليبي كشيده شود در وجود مردم آمريكا تقويت مي شود »
    اين نويسنده آمريكايي در پاسخي بجا به اين پرسش مي گويد : « خوشبختانه وضعيت در داخل جامعه آمريكا تا اين حد فاجعه بار نيست . با وجود آنكه جمعيت هاي راستگراي مسيحي از قدرت وافري برخوردارند ولي توانايي هيمنه بر تمامي جامعه آمريكا را ندارند. شايان ذكر است كه نسبت پاييني از مسيحيان آمريكايي از برنامه هاي جمعيت راستگراي مسيحي در مورد خاورميانه حمايت مي كنند ; البته مشكل اينجاست كه راستگرايان مسيحي بالاترين مناصب دولتي را در اختيار دارند و تاثير عجيبي بر تصميم گيري هاي سياسي كشور دارند ; حال آنكه ديگر گروه ها و جمعيت هاي مسيحي « غير راستگرا » از آن چنان جايگاهي برخوردار نيستند كه اين وضعيت را تغيير دهند. »
    آن چيزي كه هلن كوبان مي گويد عين صواب است . واقعيت آن است كه صهيونيسم مسيحي از نظر عددي نسبت بسيار كمي را در ميان ديگر كليساهاي آمريكا دارد ; ولي فعاليت شان بسيار قوي است . انجمن هاي ) Southern صهيونيست مسيحي جمعيت هاي تعميددهندگان جنوبي را نيز رهبري مي كنند . جمعيت تعميددهندگان جنوبي با ديگر Baptist ( كليساهاي راستگراي آمريكايي حدود شانزده درصد از ساكنان آن را تشكيل مي دهند. ضمنا چهار جمعيت بزرگ مسيحي پروتستان كه شامل « لوتري ها » « آنگليكن ها » و ... مي شود نسبت پانزده درصد از ساكنان را تشكيل مي دهند. بد نيست كه خدمت تان عرض كنم كه چهار جمعيت مذكور به همراه مسيحيان كاتوليك و ارتدوكس عموما از مسئله فلسطين حمايت مي كنند و تمامي آنها و حتي كليساي « ميثوديست » كه جرج دبليو بوش ظاهرا به آن گرايش دارد نيز با صدور بيانيه هايي جنگ عليه عراق را محكوم و آن را جنگي غير اخلاقي و غير قانوني توصيف و تاكيد كردند كه اين جنگ از نظر مسيحيان محكوم شده است .
    چگونه با صهيونيسم مسيحي مقابله كنيم
    اگر دولت حاضر آمريكا ـ از بالاترين مناصب گرفته تا مشاوران شان ـ تحت نفوذ صهيونيسم و يهوديان است ; اگر بوش بيش از روساي جمهور پيشين آمريكا و حتي بيش از كارتر و ريگان فريفته ديدگاه هاي صهيونيست هاي مسيحي شده است ; آيا درست كردن مسير امور كار غير ممكني است آيا صهيونيسم و صهيونيسم مسيحي يك قدر محتوم است كه ما بايد ضرباتش را بپذيريم و گردن را در برابر زور خم كنيم
    هرگز! ما بايد مقاومت كنيم . ما بايد مقاومت كنيم زيرا حق با ماست چرا كه ما فرزندان حقيقت عدالت و صلح هستيم . همان طور كه مبارزان قهرمان لبنان توانستند ماشين جنگي رژيم صهيونيستي را به عقب نشيني وادارند هر كدام از ما نيز بايد به نوبه خود مقاومت كند. همه ما ـ دولت احزاب گروه هاي مختلف ـ بايد مقاومت كنيم . اجازه بدهيد كه خيلي مختصر در مورد فعاليت هاي شوراي كليساهاي خاورميانه براي مقابله با مسئله صهيونيسم به ويژه صهيونيسم مسيحي صحبت كنم :
    اول اينكه شوراي كليساهاي خاورميانه مسئله فلسطين چالش اعراب و اسرائيل و گفتگوي ميان اسلام و مسيحيت را به منظور رشد همزيستي مسالمت آميز در راس اهتمامات خود قرار داده است كه تمامي آنها در راستاي مقابله با صهيونيسم ـ خواه اسرائيلي باشد و خواه مسيحي ـ صورت مي گيرد.
    شوراي كليساهاي خاورميانه در سال هاي اخير به شكل بي سابقه و استثنايي روابط خود را با سازمان عربي « گفتگوي اسلام و مسيحيت » افزايش داده و همايش هاي داخلي منطقه اي و بين المللي را براي بررسي آثار صهيونيست زدگي سياست جهاني برگزار كرده است كه از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره كرد :
    مسلمان و مسيحيان دست در دست هم براي نجات قدس ـ ژوئن 1996
    ميراث ابراهيمي و گفتگوي اسلام و مسيحيت ـ ژوئيه 1998
    همزيستي مسالمت آميز و تنش هاي ديني ـ مارس 2000
    تلاش براي پايان بخشيدن به محاصره عراق ـ اكتبر 2001
    مسلمان و مسيحيان دست در دست هم براي مقابله با چالش هاي كنوني ـ دسامبر 2002
    به تمامي اين برنامه ها ديدارها و فعاليت هاي ديگر را نيز بايد اضافه كرد كه از آن جمله اقدامي است كه در هنگام صدور قانون آمريكايي مربوط به فشارهاي ديني در خاورميانه انجام شد. بنده در آن وقت به كنگره رفتم تا در برابر همگان شهادت دهم آنچه كه دولت آمريكا در مورد فشارهاي ديني (جلوگيري از انجام آداب و مراسم ديني و مسائلي از اين قبيل ) در خاورميانه مي گويد به هيچ وجه صحت ندارد.
    دوم : شوراي كليساهاي خاورميانه براي مقابله با رسانه صهيونيستي كه در حال حاضر رسانه هاي غربي را ـ به ويژه در مسئله اي مانند چالش ميان اعراب و اسرائيل ـ تحت نفوذ خود گرفته اند از طريق كانال هاي مشخصي افكار عمومي غرب را خطاب قرار مي دهد و در راستي اصلاح چهره مخدوشي كه از فرزندان خاورميانه مسلمانان اسلام و عرب ارائه كرده اند مي كوشد. اين كانال ها عمدتا همپيمانان شوراي كليساهاي خاورميانه يا شوراهاي جهاني منطقه اي و محلي كليساها هستند. به اين صورت بود كه گروه هايي را براي كار در زمينه خاورميانه تشكيل داديم تا آنكه به موازات سفارت بين المللي مسيحيت (صهيونيت ) در قدس فعاليت كند. اين گروه ها و تيم ها در شماري از ايالت هاي شمال آمريكا مستقر هستند و از گروه هاي عربي به ويژه فلسطيني استقبال مي كنند و از آنها در مورد واقعيت هاي جاري در خاورميانه مي شنوند. ضمنا شوراي كليساهاي خاورميانه بارها از شوراهاي كليساهاي مختلف در سراسر جهان دعوت به عمل آورد تا از كشورهاي خاورميانه ديدن كنند و از نزديك با واقعيت هاي جاري در آن آشنا شوند و اعضاي اين شوراها نيز پس از بازگشت بيانيه هايي را نه تنها خطاب به فرزندان كليسا بلكه خطاب به تمامي شهروندان كشورهاي تابع شان صادر كردند كه تصويري متفاوت از آنچه كه در افكار عمومي غرب مي گذرد ارائه دادند ; تصويري در مورد وضعيت ما و نيازمان به حق عدالت و صلح .
    به عنوان نمونه مي توان به 50 آمريكايي اشاره كرد كه هفت ماه پيش به اينجا آمدند. شمار زيادي از آنها از جماعت انجيلي ها بودند و كسي نمي دانست كه از راستگرايان مسيحي تندرو هستند يا معتدل آنها بعد از آنكه به همت حزب الله منطقه را گشتند ديدند و شنيدند گفتند : « آيا مي توان سه روز ديگر در منطقه جنوب بمانيم »
    و پس از آن با يك تفكر و تصور جديد به كشورشان بازگشتند.
    مي خواهم اين مسئله را خدمت تان عرض كنم كه برخي ها گروه آمريكايي را از سفر به جنوب بلكه از سفر به لبنان برحذر مي داشتند و مي گفتند كه امكان دارد كشته شوند زيرا لبناني ها تروريست و جنايتكارند. اين تصوير بعد از ديدن [امروز كاملا تغيير كرده است . ما امروز نياز به افرادي داريم كه حقيقت ها را بگويند و تصوير مخدوشي را كه از ما در افكار ]منطقه عمومي غرب شكل گرفته است تصحيح كنند.
    در پايان در مورد صهيونيسم مسيحي بايد بگويم كه شوراي كليساهاي خاورميانه كاملا خطرات اين جريان عليه مسئله فلسطين روابط ميان اسلام و مسيحيت و همچنين مسيحيان شرقي را درك مي كند. ضمنا شوراي كليساهاي خاورميانه اولين گروهي بود كه كنفرانس صهيونيستي سفارت بين المللي مسيحيت در آوريل 1985 را محكوم كرد . آنچه كه در بيانيه كميته اجرايي شوراي كليساهاي خاورميانه در اين باره آمده است : « ما سو استفاده از متون كتاب مقدس و همچنين بازي با احساسات مسيحيان براي تقديس تشكيل يك دولت خاص و جلب مشتري براي سياست هاي آن را محكوم مي كنيم . »
    شوراي كليساهاي خاورميانه يك تيم خاص را براي مقابله با صهيونيسم مسيحي اختصاص داه است . اين تيم در سال 1988 كتابچه اي را به زبان انگليسي تدوين كرد و در آن به تشريح اين جريان و تكذيب ادعاهاي آن پرداخت . ترجمه كتابچه مذكور در سال 1991 به زبان عربي چاپ شد البته نسخه هاي آن پايان يافته است و تلاش مان را صرف تجديد چاپ آن مي كنيم .
    پايان
    در پايان مي خواهم در برابر شما عزيزان بر نكات ذيل تاكيد كنم :
    اول اينكه چيزي كه به نام صهيونيسم مسيحي شناخته مي شود هيچ ربطي به مسيحيت ندارد ; بلكه در واقع سو استفاده از مسيحيت و متون كتاب مقدس براي خدمت به منافع صهيونيسم است .
    دوم آنكه صهيونيسم مسيحي توطئه اي است كه عليه مسيحيان جهان به ويژه مسيحيان عرب طراحي شده است و باعث تخريب تمامي پروژه هاي گفتگو ميان اسلام و مسيحيت مي شود و دفاع از مقوله چالش تمدن ها و اديان به ويژه مسيحيت و اسلام به شمار مي رود.
    صهيونيسم مسيحي در واقع تلاشي براي از بين بردن همزيستي مسالمت آميز ميان مسلمانان و مسيحيان در جهان عرب است همزيستي كه مدت هاست تجربه اش كرديم و از زمان آغاز اسلام و در تلخي ها و شيريني هايش با هم بوديم .
    سوم آنكه اين امر مي طلبد كه همه ما براي آگاهي بخشي تلاش كنيم و مانع از انحراف دين و استفاده ابزاري از آن براي توجيه تجاوزات و سياست هاي ظالمانه و همچنين تقدس بخشيدن به يك سري توهمات ويرانگر شويم .
    چهارم آنكه فكر مي كنم با حرف هاي خودم توانسته باشم به پرسشي كه به عنوان موضوع براي كنفرانس بنده انتخاب شده بود يعني " صهيونيسم مسيحي يا صهيونيسم آمريكايي " پاسخ بگويم . اگر بخواهم چكيده بحث را در چند جمله جمع كنم بايد بگويم همان طور كه مفاهيمي همچون نژادپرستي تبعيض نژادي استعمار استكبار و ظلم با مفاهيمي همچون محبت تواضع اخوت عدل حق و صلح تناقض دارند صهيونيسم و مسيحيت نيز دو امر متناقضند ; اما اينكه صهيونيسم آمريكايي از مسيحيت به عنوان ابزار و توجيهي براي طرح هاي خود استفاده مي كند امري است كه متاسفانه در آمريكا رخ داده است و ـ خداي ناكرده ـ اين امكان نيز وجود دارد در هر كشور ديگري نيز رخ دهد. حرف آخر ما مسيحيان همان چيزي است كه حضرت عيسي (ع ) مي گفت : « آنها را مي شود از كارهاي شان شناخت . »
    پنجمين و آخرين نكته آن است كه در اين روزهاي سخت كه عزيزان مان در عراق در چنين وضعيت اسفباري زندگي مي كنند و هراس ما از اين است كه اين فاجعه ديگر ملت منطقه را نيز در بر گيرد و جنگ در عراق ابعادي غير از ابعاد واقعي اش به خود بگيرد و به نام جنگ صليبي شناخته شود; بايد از تمامي رهبران سياسي و ديني لبنان كه در راستاي تحكيم وحدت ملي و مقابله با هرگونه انحرافي كه ممكن است به از بين رفتن همبستگي ملي بيانجامد مي كوشند تشكر كنم ; به ويژه سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله كه چند روز پيش در برابر ده ها هزار لبناني مي گفت : « بايد براي نامگذاري جنگ آمريكا عليه عراق به دنبال نام ديگري غير از جنگ صليبي باشيم . »
    آري ! بايد با هم به دنبال نام هايي حقيقي براي جنگ آمريكا عليه عراق باشيم جنگي كه رخدادها ظالمانه بودن آن را روشن كرده است و بايد همه براي مقابله با « قدرت » تلاش كنيم و به ياري « حقيقت » بشتابيم .
    رئيس شوراي كليساهاي خاورميانه : چيزي كه به نام صهيونيسم مسيحي شناخته مي شود هيچ ربطي به مسيحيت ندارد بلكه در واقع سو استفاده از مسيحيت و متون كتاب مقدس براي خدمت به منافع صهيونيسم است
    رئيس شوراي كليساهاي خاورميانه : مي طلبد كه همه ما براي آگاهي بخشي تلاش كنيم و مانع از انحراف دين و سو استفاده ابزاري از آن براي توجيه تجاوزات سياست هاي ظالمانه و همچنين تقدس بخشيدن به يك سري توهمات ويرانگر شويم