روزنامه جمهوري اسلامي 07/10/1385 صفحه عقيدتي

  • درسي از مكتب امام محمد باقر(ع )
    واعظي از درون ناصحي از برون

  • امام محمدباقر (ع ) و ترويج روش « تعادل » در جامعه
  • *****
    درسي از مكتب امام محمد باقر(ع )
    واعظي از درون ناصحي از برون




  • پند و موعظه و انتقاد صحيح و سازنده يكي از نيازهاي اساسي جامعه اسلامي محسوب مي شود به گونه اي كه هيچ فرد و گروه مسئول و مدير دولتمرد و كارگزار شاغل و صاحب حرفه وفن و كوشا در عرصه هاي مختلف فعاليت هاي سياسي اجتماعي اقتصادي فرهنگي نظامي علمي و صنعتي را از اين ضرورت بزرگ و حياتي بي نياز نمي يابيم .
    پندپذيري از ناصحان و منتقدان صالح و رئوف كه همواره با انگيزه هاي سالم و به قصد رفع نواقص وكاستي ها و اصلاح و سامان يابي امور زبان به موعظه و انتقاد سالم و سازنده مي گشايند زمينه ساز رشد و كمال و پيشرفت جامعه مي گردد و به هر ميزان كه اين اصل حياتي و ضروري به ظهور و بروز درآيد و در صحنه هاي تلاش و فعاليت هاي گوناگون اجتماعي و در عرصه ها و حوزه هاي مديريت هاي مختلف به نقش آفريني بپردازد تحول زايي و كمال يابي و پويايي از آثار و نتايج طبيعي آن خواهد بود و به اين وسيله فرد و جامعه از فرازونشيب هاي موانع و كاستي ها و نواقص عبور مي كنند و مراتب رشد و پيشرفت را پشت سرمي گذارند و به سلامت و سعادت نائل مي آيند.
    ترديدي وجود ندارد كه در صورتي نصايح و مواعظ و انتقادهاي صحيح و سالم به ثمردهي مي رسند و زمينه ساز تحول و پويايي مي گردند كه همه افراد جامعه در هر مكان و در هر شغل و حرفه و مديريت روح و جان و دل خويش را به زيور زيباي پندپذيري بيارايند و از جانب هر كس كه پندي نيكو يافتند و سخن حقي شنيدند و مخاطب انتقاد صحيح و سازنده اي قرار گرفتند بدون هيچ نوع خودبيني و غرور و تكبر و به دور از تعصب ها و جانبداري هاي كور و ناصحيح نسبت به انديشه و فكر و نظر و روش و عملكرد خويش آنچه را كه مطابق با حقيقت و واقعيت است پذيرا گردند و در خلوتگاه دل به تفكر و تعمق بپردازند و معايب و كاستي هاي خود را بازبيني كنند و در صدد رفع آنها برآيند.
    صفت و خصلت زيباي پندپذيري و استقبال از انتقادهاي سالم و صحيح در صورتي در جان و روح انسان به تجلي درمي آيد كه ابتدا و قبل از هر چيز « پندپذيري دروني » به صورت يك ارزش والا و فضيلت اخلاقي بزرگ در وجود آدمي تثبيت گردد و هر كس قبل از آن كه با پندها و مواعظ افراد گوناگون مواجه شود و به « پندپذيري بروني » برسد از اعماق دل و جان خويش به « پندپذيري دروني » نائل آيد.
    اهميت پندپذيري دروني به حدي است كه چنانچه اين ارزش و فضيلت به صورت يك صفت و ملكه در وجود آدمي تثبيت نشود پندپذيري بروني نيز حاصل نمي گردد و آدمي از مواعظ و اندرزهاي ديگران بهره نمي گيرد و به رفع معايب خويش اهتمام نمي ورزد.
    حضرت امام محمدباقر(ع ) در كلامي ژرف و عبرت آموز جايگاه و نقش و اهميت « پندپذيري دروني » را اينگونه آشكار و نمايان مي سازد : « كسي كه از درون خود پندپذيري ندارد اندرز و پند ديگران برايش نتيجه اي نخواهد داشت . »
    براساس اين كلام عميق بين تحقق عيني و عملي پند و موعظه و انتقادهايي كه در محيط اجتماع و از جانب ناصحان و منتقدان دلسوز به انسان ارائه مي گردد و پند و اندرزهاي دروني پيوند و ارتباطي منطقي وجود دارد به اين ترتيب كه تا آدمي از درون خويش به نداهاي وجدان و الهام هاي مبتني بر شناخت حق و باطل خير و شر صلاح و فساد و هر خوبي و هر بدي توجه نكند و تباهي ها و خطاها و نقصان ها را نفي نكند مواعظ و نصايح بيروني توسط افراد ناصح و دلسوز نتيجه اي در برنخواهد داشت و افرادي كه مخاطب پندها و انتقادهاي صحيح و سازنده قرار مي گيرند به هيچ وجه در برابر آنچه حق است و بايد پذيرفت رغبت و رضايت و خشوع نشان نمي دهند.
    كساني كه فاقد پندپذيري دروني هستند و براي مواعظ واعظ دروني اهميت و ارزشي قائل نيستند صاحبان « نفس اماره » مي باشند كه همواره آنان را به گرايش به باطل و خطا و رفتار و عملكردهاي آلوده به گناه و معصيت فرمان مي دهد و مانع مي شود كه نواقص و كاستي هايشان را بيابند و به رفع آنها اهتمام ورزند و به راه رشد و صلاح درآيند. در نقطه مقابل كساني كه مواعظ واعظ دروني را مي پذيرند صاحب « نفس لوامه » مي باشند كه همواره آنان را از غفلت ها و گناهان انجام يافته ملامت و سرزنش مي كند و باعث مي شود كه به تدريج خطاها و نواقص آدمي كاهش يابند و رشد و كمال و پاكي و عفاف همچون زيورهايي زيبا و درخشنده آشيان دل را بيارايند و به خلوص و معنويت برسانند.
    باتوجه به جايگاه و نقش ارزنده « پندپذيري دروني » و نيز باتوجه به پيوند و ارتباط ناگسستي و پايداري كه بين اين نوع پندپذيري و مواعظ و پندها و انتقادهاي بروني توسط ناصحان و ناقدان صالح و ناصح وجود دارد بايد هر « فرد » و « گروه » در هر عرصه از عرصه هاي كار و تلاش و مديريت با گرايشات معنوي خاص كه زمينه ساز اصلي تحقق پندپذيري دروني و تاثيرگيري از نداهاي وجدان اخلاقي و نفس لوامه مي باشد دامنه فعاليت و نقش آفريني اين واعظ دروني را وسعت بخشند تا به اين وسيله پندها و انتقادهاي صحيح و سالم و سازنده ناصحان و ناقدان صالح و رئوف به نتيجه و ثمر برسد و راه هاي رفع خطاها و ضعف ها و تزلزل ها صاف و هموار گردد و جامعه و كشور در همه ميادين و صحنه ها و حوزه هاي كار و تلاش و مديريت . به رشد و توسعه و پيشرفت نائل آيد.
    پند و موعظه و انتقاد صحيح و سالم و سازنده از نيازهاي اساسي جامعه اسلامي محسوب مي شود به گونه اي كه هيچ فرد و گروه مسئول و مدير دولتمرد و كارگزار شاغل و صاحب حرفه و فن و كوشا در عرصه هاي مختلف فعاليت هاي سياسي اجتماعي اقتصادي فرهنگي نظامي علمي و صنعتي را از اين ضرورت بزرگ و حياتي بي نياز نمي يابيم
    بايد همه فعالان عرصه هاي كارو تلاش و مديريت با گرايشات معنوي خاص كه زمينه ساز اصلي تحقق « پندپذيري دروني » و تاثيرگيري از نداهاي وجدان اخلاقي و نفس لوامه مي باشد دامنه فعاليت اين واعظ دروني را وسعت بخشند تا به اين وسيله پندها و انتقادهاي سازنده ناصحان و ناقدان صالح و رئوف به نتيجه و ثمر برسد و راه هاي رفع خطاها و ضعف ها و تزلزل ها صاف و هموار گردد و جامعه به رشد و پيشرفت نائل آيد

  • *****
    امام محمدباقر (ع ) و ترويج روش « تعادل » در جامعه


  • يكي از مشكلات و موانع بزرگي كه جامعه اسلامي را از رشد و كمال و بالندگي باز مي دارد و به ركود و سكون مي كشاند برداشت هاي سطحي و يكسويه از تعاليم و احكام و قوانين اسلام است . اين برداشت ها از « جامعيت اسلام » فاصله مي گيرد و از روش « تعادل » كه از توصيه هاي مكرر دين مبين الهي و پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) است خارج مي شود و در دام ها و مهالك افراط و تفريط فرو مي غلتد.
    برداشت هاي سطحي از اسلام و افراط و تفريط هاي ناشي از آن موجب مي گردد كه راه روشن و منتهي به مقصد رها شود و بيراهه هاي حيرت زا و گمراهي آفرين گشوده گردند و افراد و گروه ها به انگاره و تفكري دست يابند كه هيچ تطابقي با تعاليم الهي ندارد و اينان به گمان اين كه در راه صحيح دين گام برمي دارند و برمبناي ارزش ها و هنجارهاي اسلامي حركت مي كنند به نام اسلام و مسلماني در خلاف مسير اسلام و رهسپار تاريكي ها و ترديدها شوند.
    يكي از تلاش ها و مراقبت هاي چشمگير حضرت امام محمدباقر(ع ) ترويج روش « تعادل » و جلوگيري از برداشت هاي ناصواب از دين و افراط و تفريط هاي ناشي از آن بود.
    بديهي است مهم ترين و اثرگذارترين راه تبليغ و ترويج هر روش نيكو و مستحسن از جمله روش تعادل « عمل » است . اين راه و شيوه برتر از شيوه هاي مبتني بر تبليغ با « زبان » مي باشد و سهل تر و سريع تر به حاصل و نتيجه مي رسد اگر چه شيوه تبليغ با زبان و سخن نيز در جاي خود داراي آثار و تاثيرات ارزشمند مي باشد.
    حضرت امام محمد باقر(ع ) مي كوشيد با « عمل » تعادل در دين را تبليغ نمايد و جلوه ها و ابعاد مختلف آن را به ظهور و بروز در آورد تا مسلمانان حقيقت احكام و قوانين اسلام را در حركات و سكنات و سلوك و رفتار او به نظاره بنشينند و از اين طريق از راه تعادل خارج نشوند و در دام افراط و تفريط و سطحي نگري و خرافه گرايي و جمود و تحجرـ كه از مصائب و رنج و گرفتاري هاي بزرگي است كه در هر عصر دامنگير اسلام و مسلمين مي شودـ سقوط ننمايند.
    « بهره وري متعال از نعمت هاي دنيا » يكي از شيوه هاي تبليغ و ترويج روش تعادل در جامعه محسوب مي شود كه امام محمد باقر(ع ) در اين راه تلاش و فعاليت عملي داشت .
    امام محمدباقر(ع ) مي كوشيد نعمت هاي الهي همچون مسكن مناسب و جامه هاي نظيف و زيبا را به بهره وري درآورد و به مردم نشان دهد كه تفكر صوفي گري و پشمينه پوشي و ترك دنيا و تحمل رنج و سختي هاي نابجا باطل و محكوم است و از سويي ديگر افراط كاري و تجمل گرايي و كاخ نشيني و غرقه شدن در زرق و برق هاي بازدارنده راه كمال و سعادت معنوي نيز غلط و ناصواب مي باشد. به تعبيري ديگر روش تعادل روشي است كه بين « دنيا » و « آخرت » و نعمت هاي « مادي » و « معنوي » موازنه ايجاد مي كند و هر كدام از آنها را در جاي خود و در حد و اندازه متعادل توصيه و تجويز مي نمايد.
    نمونه ذيل يكي از مواجهه هاي نيكو و درس آموز و عبرت زاي حضرت امام محمدباقر(ع ) و ترويج كننده عملي روش تعادل در بهره وري از نعمت هاي الهي محسوب مي شود.
    يكي از افراد جامعه اسلامي كه در چنبره برداشت هاي سطحي و يكسو به از تعاليم اسلام گرفتار آمده بود و چنين مي پنداشت كه تفكري صحيح دارد و روشي نيكو خدمت امام محمدباقر(ع ) شرفياب مي شود و مشاهده مي كند كه امام (ع ) در اطاقي آراسته زندگي مي كند و لباسي نظيف و زيبا به تن دارد. او همچنان كه در كمال شگفتي به تماشاي اطاق و جامه امام (ع ) مشغول بود از جانب آن حضرت اينگونه مورد پرسش واقع مي گردد :
    « در باره وضع اين اطاق چه فكر مي كني »
    آن شخص پاسخ مي دهد :
    « حالا كه شما در اين وضعيت قرار گرفته ايد من چه مي توانم بگويم اما در ميان ما اين كار مخصوص نوجوانان است »
    امام محمدباقر(ع ) به او چنين پاسخ مي دهد :
    « زينت هايي را كه خدا براي مردم اجازه داده و روزي هاي حلال او را چه كسي حرام كرده است آنچه كه تو مي بيني از همان نوع است كه خداوند براي مردم حلال كرده است . » (1 )
    امام محمد باقر(ع ) با استناد به تعاليم قرآن كريم (2 ) نعمت هاي گوناگون و متنوع الهي را نه براي رها كردن و بدون استفاده گذاشتن كه براي استفاده صحيح و متعادل نمودن مي داند و به همين دليل گرايشات صوفيانه را كه به ترك دنيا و نعمت هاي آن و در غلتيدن در رهبانيت و گوشه گيري و سخت گيري ها و رنج پذيري هاي مخالف با تعاليم اخلاقي و عرفاني اسلام مي انجامد طرد و نفي مي كند و درهمه حال به پرهيز از برداشت هاي مبتني بر جمود و سطحي نگري از تعاليم و ارزش هاي اسلامي كه موجب افراط و تفريط و خرافه گرايي مي شود توصيه مي نمايد.
    امام محمدباقر(ع ) سعي وافر داشت كه روش تعادل را نه تنها در موضوع مزبور كه در همه موضوعات عبادي سياسي اجتماعي اقتصادي فرهنگي اخلاقي وعرفاني تعميم و گسترش دهد و جامعه اسلامي را در مسير حركت صحيح و منطبق با جامعيت اسلام به رشد و پيشرفت رهنمون شود.
    پاورقي :
    1 ـ اصول كافي ج 6 ص 446
    2 ـ خداوند متعال در آيه 32 از سوره اعراف به صراحت مي فرمايد :
    « بگو اي پيامبر چه كسي زينت هاي خدا را كه براي بندگان خود آفريده حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكيزه منع كرده است بگو اين نعمت ها در دنيا براي اهل ايمان است و خالص اينها و نيكوتر از اينها در آخرت براي آنان خواهد بود. »
    حضرت امام محمد باقر(ع ) مي كوشيد با بهره وري متعادل از نعمت هاي گوناگون الهي به مردم نشان دهد كه صوفي گري و پشمينه پوشي و ترك دنيا و تحمل رنج و سختي هاي نابجا باطل و محكوم است و از سويي ديگر تجمل گرايي و كاخ نشيني و غرقه شدن در زرق و برق هاي بازدارنده راه كمال و سعادت معنوي نيز غلط و ناصواب مي باشد. امام (ع ) سعي مي كرد بين « دنيا » و « آخرت » و نعمت هاي « مادي » و « معنوي » موازنه ايجاد كند و از افراط و تفريط و سطحي نگري و خرافه گرايي و جمود و تحجر باز دارد