
پند و موعظه و انتقاد صحيح و سازنده
يكي از نيازهاي اساسي
جامعه اسلامي محسوب مي شود
به گونه اي كه هيچ فرد و گروه
مسئول
و مدير
دولتمرد و كارگزار
شاغل و صاحب حرفه وفن و كوشا در
عرصه هاي مختلف فعاليت هاي سياسي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
نظامي
علمي و صنعتي را از اين ضرورت بزرگ و حياتي بي نياز
نمي يابيم .
پندپذيري از ناصحان و منتقدان صالح و رئوف كه همواره با
انگيزه هاي سالم و به قصد رفع نواقص وكاستي ها و اصلاح و سامان يابي
امور زبان به موعظه و انتقاد سالم و سازنده مي گشايند
زمينه ساز رشد
و كمال و پيشرفت جامعه مي گردد و به هر ميزان كه اين اصل حياتي و
ضروري به ظهور و بروز درآيد و در صحنه هاي تلاش و فعاليت هاي
گوناگون اجتماعي و در عرصه ها و حوزه هاي مديريت هاي مختلف به
نقش آفريني بپردازد
تحول زايي و كمال يابي و پويايي از آثار و نتايج
طبيعي آن خواهد بود و به اين وسيله فرد و جامعه از فرازونشيب هاي
موانع و كاستي ها و نواقص عبور مي كنند و مراتب رشد و پيشرفت را
پشت سرمي گذارند و به سلامت و سعادت نائل مي آيند.
ترديدي وجود ندارد كه در صورتي نصايح و مواعظ و انتقادهاي
صحيح و سالم به ثمردهي مي رسند و زمينه ساز تحول و پويايي
مي گردند كه همه افراد جامعه در هر مكان و در هر شغل و حرفه و
مديريت
روح و جان و دل خويش را به زيور زيباي پندپذيري بيارايند
و از جانب هر كس كه پندي نيكو يافتند و سخن حقي شنيدند و مخاطب
انتقاد صحيح و سازنده اي قرار گرفتند
بدون هيچ نوع خودبيني و غرور
و تكبر و به دور از تعصب ها و جانبداري هاي كور و ناصحيح نسبت به
انديشه و فكر و نظر و روش و عملكرد خويش
آنچه را كه مطابق با
حقيقت و واقعيت است پذيرا گردند و در خلوتگاه دل به تفكر و تعمق
بپردازند و معايب و كاستي هاي خود را بازبيني كنند و در صدد رفع آنها
برآيند.
صفت و خصلت زيباي پندپذيري و استقبال از انتقادهاي سالم و
صحيح در صورتي در جان و روح انسان به تجلي درمي آيد كه ابتدا و
قبل از هر چيز
« پندپذيري دروني » به صورت يك ارزش والا و فضيلت
اخلاقي بزرگ در وجود آدمي تثبيت گردد و هر كس قبل از آن كه با پندها
و مواعظ افراد گوناگون مواجه شود و به « پندپذيري بروني » برسد
از
اعماق دل و جان خويش به « پندپذيري دروني » نائل آيد.
اهميت پندپذيري دروني به حدي است كه چنانچه اين ارزش و
فضيلت به صورت يك صفت و ملكه در وجود آدمي تثبيت نشود
پندپذيري بروني نيز حاصل نمي گردد و آدمي از مواعظ و اندرزهاي
ديگران بهره نمي گيرد و به رفع معايب خويش اهتمام
نمي ورزد.
حضرت امام محمدباقر(ع ) در كلامي ژرف و عبرت آموز
جايگاه و
نقش و اهميت « پندپذيري دروني » را اينگونه آشكار و نمايان مي سازد :
« كسي كه از درون خود پندپذيري ندارد
اندرز و پند ديگران برايش
نتيجه اي نخواهد داشت . »
براساس اين كلام عميق
بين تحقق عيني و عملي پند و موعظه و
انتقادهايي كه در محيط اجتماع و از جانب ناصحان و منتقدان دلسوز به
انسان ارائه مي گردد و پند و اندرزهاي دروني
پيوند و ارتباطي منطقي
وجود دارد
به اين ترتيب كه تا آدمي از درون خويش
به نداهاي
وجدان و الهام هاي مبتني بر شناخت حق و باطل
خير و شر
صلاح و
فساد
و هر خوبي و هر بدي
توجه نكند و تباهي ها و خطاها و نقصان ها
را نفي نكند
مواعظ و نصايح بيروني توسط افراد ناصح و دلسوز
نتيجه اي در برنخواهد داشت و افرادي كه مخاطب پندها و انتقادهاي
صحيح و سازنده قرار مي گيرند
به هيچ وجه در برابر آنچه حق است و
بايد پذيرفت
رغبت و رضايت و خشوع نشان نمي دهند.
كساني كه فاقد پندپذيري دروني هستند و براي مواعظ واعظ دروني
اهميت و ارزشي قائل نيستند
صاحبان « نفس اماره » مي باشند كه
همواره آنان را به گرايش به باطل و خطا و رفتار و عملكردهاي آلوده به
گناه و معصيت فرمان مي دهد و مانع مي شود كه نواقص و كاستي هايشان
را بيابند و به رفع آنها اهتمام ورزند و به راه رشد و صلاح درآيند. در
نقطه مقابل
كساني كه مواعظ واعظ دروني را مي پذيرند
صاحب « نفس
لوامه » مي باشند كه همواره آنان را از غفلت ها و گناهان انجام يافته
ملامت و سرزنش مي كند و باعث مي شود كه به تدريج خطاها و نواقص
آدمي كاهش يابند و رشد و كمال و پاكي و عفاف همچون زيورهايي زيبا
و درخشنده
آشيان دل را بيارايند و به خلوص و معنويت برسانند.
باتوجه به جايگاه و نقش ارزنده « پندپذيري دروني »
و نيز باتوجه
به پيوند و ارتباط ناگسستي و پايداري كه بين اين نوع پندپذيري و
مواعظ و پندها و انتقادهاي بروني توسط ناصحان و ناقدان صالح و
ناصح وجود دارد
بايد هر « فرد » و « گروه » در هر عرصه از عرصه هاي كار
و تلاش و مديريت
با گرايشات معنوي خاص كه زمينه ساز اصلي تحقق
پندپذيري دروني و تاثيرگيري از نداهاي وجدان اخلاقي و نفس لوامه
مي باشد
دامنه فعاليت و نقش آفريني اين واعظ دروني را وسعت بخشند
تا به اين وسيله پندها و انتقادهاي صحيح و سالم و سازنده ناصحان و
ناقدان صالح و رئوف به نتيجه و ثمر برسد و راه هاي رفع خطاها و
ضعف ها و تزلزل ها صاف و هموار گردد و جامعه و كشور در همه ميادين
و صحنه ها و حوزه هاي كار و تلاش و مديريت . به رشد و توسعه و
پيشرفت نائل آيد.
پند و موعظه و انتقاد صحيح و سالم و سازنده
از نيازهاي
اساسي جامعه اسلامي محسوب مي شود
به گونه اي كه هيچ
فرد و گروه
مسئول و مدير
دولتمرد و كارگزار
شاغل و
صاحب حرفه و فن و كوشا در عرصه هاي مختلف فعاليت هاي
سياسي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
نظامي
علمي و
صنعتي را از اين ضرورت بزرگ و حياتي بي نياز نمي يابيم
بايد همه فعالان عرصه هاي كارو تلاش و مديريت
با
گرايشات معنوي خاص كه زمينه ساز اصلي تحقق
« پندپذيري دروني » و تاثيرگيري از نداهاي وجدان
اخلاقي و نفس لوامه مي باشد
دامنه فعاليت اين واعظ
دروني را وسعت بخشند تا به اين وسيله پندها و انتقادهاي
سازنده ناصحان و ناقدان صالح و رئوف به نتيجه و ثمر برسد
و راه هاي رفع خطاها و ضعف ها و تزلزل ها صاف و هموار
گردد و جامعه به رشد و پيشرفت نائل آيد

*****
امام محمدباقر (ع ) و ترويج روش « تعادل » در جامعه
|
يكي از مشكلات و موانع بزرگي كه جامعه اسلامي را از رشد و كمال و
بالندگي باز مي دارد و به ركود و سكون مي كشاند
برداشت هاي سطحي و
يكسويه از تعاليم و احكام و قوانين اسلام است . اين برداشت ها
از
« جامعيت اسلام » فاصله مي گيرد و از روش « تعادل » كه از توصيه هاي مكرر
دين مبين الهي و پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) است خارج مي شود و در
دام ها و مهالك افراط و تفريط فرو مي غلتد.
برداشت هاي سطحي از اسلام و افراط و تفريط هاي ناشي از آن موجب
مي گردد كه راه روشن و منتهي به مقصد رها شود و بيراهه هاي حيرت زا و
گمراهي آفرين گشوده گردند و افراد و گروه ها به انگاره و تفكري دست يابند
كه هيچ تطابقي با تعاليم الهي ندارد و اينان به گمان اين كه در راه صحيح دين
گام برمي دارند و برمبناي ارزش ها و هنجارهاي اسلامي حركت مي كنند
به
نام اسلام و مسلماني
در خلاف مسير اسلام و رهسپار تاريكي ها و ترديدها
شوند.
يكي از تلاش ها و مراقبت هاي چشمگير حضرت امام محمدباقر(ع )
ترويج روش « تعادل » و جلوگيري از برداشت هاي ناصواب از دين و افراط و
تفريط هاي ناشي از آن بود.
بديهي است مهم ترين و اثرگذارترين راه تبليغ و ترويج هر روش نيكو و
مستحسن از جمله روش تعادل
« عمل » است . اين راه و شيوه
برتر از
شيوه هاي مبتني بر تبليغ با « زبان » مي باشد و سهل تر و سريع تر به حاصل و
نتيجه مي رسد
اگر چه شيوه تبليغ با زبان و سخن نيز در جاي خود داراي
آثار و تاثيرات ارزشمند مي باشد.
حضرت امام محمد باقر(ع ) مي كوشيد با « عمل »
تعادل در دين را تبليغ
نمايد و جلوه ها و ابعاد مختلف آن را به ظهور و بروز در آورد تا مسلمانان
حقيقت احكام و قوانين اسلام را در حركات و سكنات و سلوك و رفتار او به
نظاره بنشينند و از اين طريق از راه تعادل خارج نشوند و در دام افراط و
تفريط و سطحي نگري و خرافه گرايي و جمود و تحجرـ كه از مصائب و رنج و
گرفتاري هاي بزرگي است كه در هر عصر دامنگير اسلام و مسلمين مي شودـ
سقوط ننمايند.
« بهره وري متعال از نعمت هاي دنيا » يكي از شيوه هاي تبليغ و ترويج
روش تعادل در جامعه محسوب مي شود كه امام محمد باقر(ع ) در اين راه
تلاش و فعاليت عملي داشت .
امام محمدباقر(ع ) مي كوشيد نعمت هاي الهي همچون مسكن مناسب و
جامه هاي نظيف و زيبا را به بهره وري درآورد و به مردم نشان دهد كه تفكر
صوفي گري و پشمينه پوشي و ترك دنيا و تحمل رنج و سختي هاي نابجا باطل
و محكوم است و از سويي ديگر افراط كاري و تجمل گرايي و كاخ نشيني و
غرقه شدن در زرق و برق هاي بازدارنده راه كمال و سعادت معنوي نيز غلط و
ناصواب مي باشد. به تعبيري ديگر روش تعادل
روشي است كه بين « دنيا » و
« آخرت » و نعمت هاي « مادي » و « معنوي » موازنه ايجاد مي كند و هر كدام از
آنها را در جاي خود و در حد و اندازه متعادل توصيه و تجويز مي نمايد.
نمونه ذيل يكي از مواجهه هاي نيكو و درس آموز و عبرت زاي حضرت
امام محمدباقر(ع ) و ترويج كننده عملي روش تعادل در بهره وري از
نعمت هاي الهي محسوب مي شود.
يكي از افراد جامعه اسلامي كه در چنبره برداشت هاي سطحي و يكسو به
از تعاليم اسلام گرفتار آمده بود و چنين مي پنداشت كه تفكري صحيح دارد و
روشي نيكو
خدمت امام محمدباقر(ع ) شرفياب مي شود و مشاهده مي كند
كه امام (ع ) در اطاقي آراسته زندگي مي كند و لباسي نظيف و زيبا به تن دارد.
او همچنان كه در كمال شگفتي به تماشاي اطاق و جامه امام (ع ) مشغول بود
از جانب آن حضرت اينگونه مورد پرسش واقع مي گردد :
« در باره وضع اين اطاق چه فكر مي كني »
آن شخص پاسخ مي دهد :
« حالا كه شما در اين وضعيت قرار گرفته ايد
من چه مي توانم بگويم اما در
ميان ما اين كار
مخصوص نوجوانان است »
امام محمدباقر(ع ) به او چنين پاسخ مي دهد :
« زينت هايي را كه خدا براي مردم اجازه داده و روزي هاي حلال او را چه
كسي حرام كرده است آنچه كه تو مي بيني از همان نوع است كه خداوند
براي مردم حلال كرده است . » (1 )
امام محمد باقر(ع ) با استناد به تعاليم قرآن كريم (2 )
نعمت هاي
گوناگون و متنوع الهي را نه براي رها كردن و بدون استفاده گذاشتن
كه براي
استفاده صحيح و متعادل نمودن مي داند و به همين دليل گرايشات صوفيانه
را كه به ترك دنيا و نعمت هاي آن و در غلتيدن در رهبانيت و گوشه گيري و
سخت گيري ها و رنج پذيري هاي مخالف با تعاليم اخلاقي و عرفاني اسلام
مي انجامد
طرد و نفي مي كند و درهمه حال به پرهيز از برداشت هاي مبتني بر
جمود و سطحي نگري از تعاليم و ارزش هاي اسلامي كه موجب افراط و
تفريط و خرافه گرايي مي شود
توصيه مي نمايد.
امام محمدباقر(ع ) سعي وافر داشت كه روش تعادل را نه تنها در موضوع
مزبور
كه در همه موضوعات عبادي
سياسي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
اخلاقي وعرفاني تعميم و گسترش دهد و جامعه اسلامي را در مسير
حركت صحيح و منطبق با جامعيت اسلام به رشد و پيشرفت رهنمون
شود.
پاورقي :
1 ـ اصول كافي
ج 6
ص 446
2 ـ خداوند متعال در آيه 32 از سوره اعراف به صراحت مي فرمايد :
« بگو اي پيامبر
چه كسي زينت هاي خدا را كه براي بندگان خود آفريده
حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكيزه منع كرده است بگو اين نعمت ها
در دنيا براي اهل ايمان است و خالص اينها و نيكوتر از اينها در آخرت براي
آنان خواهد بود. »
حضرت امام محمد باقر(ع ) مي كوشيد با بهره وري متعادل
از نعمت هاي گوناگون الهي به مردم نشان دهد كه صوفي گري و
پشمينه پوشي و ترك دنيا و تحمل رنج و سختي هاي نابجا باطل و
محكوم است
و از سويي ديگر تجمل گرايي و كاخ نشيني و غرقه
شدن در زرق و برق هاي بازدارنده راه كمال و سعادت معنوي
نيز غلط و ناصواب مي باشد. امام (ع ) سعي مي كرد بين « دنيا » و
« آخرت » و نعمت هاي « مادي » و « معنوي » موازنه ايجاد كند و
از افراط و تفريط و سطحي نگري و خرافه گرايي و جمود و
تحجر باز دارد

| |