برنامه مجموعه تئاتر شهر
8 نمايش اين هفته در تالارهاي مختلف مجموعه تئاتر شهر به روي
صحنه مي رود.
به گزارش واحد اطلاع رساني مجموعه تئاتر شهر
در اين هفته و در
تالار اصلي نمايش « دنياي ديوانه ديوانه ديوانه » به كارگرداني بهزاد فراهاني
ساعت 18
30 به روي صحنه مي رود .
در تالار چهارسو نمايش « نواي اسرارآميز » نوشته اريك امانوئل اشميت
ساعت 19 به كارگرداني سهراب سليمي به روي صحنه مي رود .
در تالار قشقايي نيز نمايش هاي « شوايك » نوشته و كار كوروش نريماني
ساعت 18 و « مرگ فروشنده » نوشته آرتورميلر به كارگرداني نادر برهاني
مرند ساعت 19
45 ميزبان علاقمندان به تئاتر است .
در تالار سايه هم دو نمايش به روي صحنه رفته است . نمايش « تهران ـ
پرندك » نوشته مهرداد راياني مخصوص به كارگرداني سپيده نظري پور
ساعت 18 به روي صحنه خواهد رفت . اين در حالي است كه در همين تالار
نمايش « آنكه گفت آري
آنكه گفت نه »
نوشته و كار مهرداد راياني
مخصوص ساعت 19
30 پذيراي دوستداران به تئاتر خواهد بود .
در تالار كوچك هم نمايش « سكوت ميراث تبار من است » نوشته
مهشيد ابراهيميان و كارگرداني عليرضا اوليايي ساعت 20 به روي صحنه
مي رود.
لازم به ذكر است اولين دوره برنامه فصلي كارگاه نمايش هم تايازدهم
ساعت هاي 17 و 20 در آتليه شماره يك كارگاه نمايش برگزار خواهد شد .
دردهمين جشنواره قصه گويي
قصه گويان برگزيده نوجوانان معرفي شدند
داوران نوجوان دهمين جشنواره قصه گويي برگزيدگان خود را از ميان
مربيان قصه گو انتخاب كردند.
به گزارش روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
فاطمه نجفي از استان مركزي
ساغرلطفي نژاد از استان خوزستان و شهلا
ريحاني از استان يزد از سوي داوران نوجوان به عنوان رتبه هاي اول تا سوم
قصه گويي معرفي شدند.
نرگس عماري الله ياري 17 ساله
صبا ميروهابي 17 ساله و اميرحسين
ذاكري 15 ساله قصه گويي هاي دهمين جشنواره را داوري مي كردند .
صبا ميروهابي كه 5 سال سابقه عضويت در كانون را دارد در باره سطح
اين جشنواره گفت : قصه گويي ها بسيار خوب بود و همه آثار در سطح متوسط
به بالا قرار داشت به طوري كه امتيازها بسيار به هم نزديك و انتخاب
برگزيدگان مشكل بود.
نرگس عماري نيز در اين باره گفت : بر اساس تجربه 8 ساله عضويت در
كانون توانستم قصه گويي ها را مورد قضاوت قراردهم .
وي افزود : استفاده از قصه هاي كهن و ارتباط پيام آنها با زندگي امروز
استفاده از قصه هاي نو توسط خود مربي و استفاده از واژگان مناسب و روان
بودن زبان قصه گو از معيارهاي داوري ما در اين جشنواره بود.
در بخشي از بيانيه داوران نوجوان آمده است . انسان هيچ وقت تنهايي را
دوست نداشته است و تنهايي اش را با اولين قصه ها پركرده است . يعني
قصه ها از وقتي آغاز شدند كه هنوز كلام نبود. آن ها با حركات دست و سر
ماجراي هر روزشان را قصه مي كردند و در تاريك و روشناي غارها براي هم
باز مي گفتند.
اين بيانيه مي افزايد بعدها قصه ها با مهرباني هاي مادربزرگ ها و
پدربزرگ ها و بوي نقل و نبات شيرين و شمردن ستاره ها همراه شد.
اين نوجوانان در بيانيه خود تاكيد كردند : ما نوجوانان مي كوشيم تا هر
چه بيشتر هويت يابيم . مي دانيم اين كوشش مستلزم تلاش بسيار است ما
قول مي دهيم كفش هاي آهني پايمان كنيم .
دسترسي به اين خبر به همراه تصوير و خبرهاي ديگر در سايت اينترنتي
امكان پذير WWW.kanooparvaresh.com كانون با نشاني
است .
در نيمه نخست سال جاري
فروش سينماها در تهران
از 5 ميليارد تومان هم گذشت
سينماهاي تهران طي شش ماهه نخست سال 85 به فروش بيش از 5
ميلياردتومان دست يافتند.
فروش كل 26 فيلم اكران اول سينماهاي تهران از ابتداي فروردين ماه تا
پايان مهرماه 85 مرز 5 ميلياردتومان را نيز پشت سر گذاشت .
« چپ دست »
« چهارشنبه سوري »
« زير درخت هلو »
« هوو »
« يك
تكه نان »
« ازدواج به سبك ايراني »
« مرباي شيرين »
« آتش بس »
« چند
ميگيري گريه كني »
« باغ هاي كندلوس »
« به آهستگي »
« انتخاب »
« شغال »
« سوغات فرنگ »
« شام عروسي »
« زن بدلي »
« طبل بزرگ زير پاي چپ »
« به نام پدر »
« كافه ستاره »
« سرود تولد »
« باغ فردوس 5 بعدازظهر »
« گرگ
و ميش »
« عروسك فرنگي »
« قتل آنلاين »
« ابراهيم خليل الله » و « تقاطع »
عناوين فيلم هاي ايراني اكران شده طي نيمه نخست سال 85 است كه جمعا
بيش از 5 ميليارد تومان طي شش ماه فروش داشته اند .
بنابر بررسي موسسه سينما شهر وابسته به معاونت سينمايي
اين رقم
نسبت به مقطع و مدت زماني مشابه در سال 84
(54
8 ) درصد افزايش و
نسبت به سال 83
(41
5 ) درصد افزايش فروش نشان مي دهد .
لازم به ذكر است كه طي شش ماهه نخست سال جاري بيش از پنج و نيم
ميليون نفر در تهران به سينما رفته اند كه باز هم اين تعداد مخاطب نسبت به
سال 84
(26
7 ) درصد افزايش و نسبت به سال 83
(4 ) درصد
طي
مقاطع و مدت زماني مشابه
افزايش در تعداد مخاطبان سينماي ايران
مشاهده مي شود.

*****
تقديم به پيشگاه حضرت باقرالعلوم « ع »
يك تصوير
يك تسليت
|
ايستاده اند.
باگشاده دستي تام
با سطر سطر وجود..
يعني كه
رسم و راه استقبال را
تا سرحد طلب
به جاي آوردن
و بعد
يك پارچه سياه
كه روي دست
برده اند
يعني كه
شهادت علم را
يكپارچه تسليت گفتن
در چارچوب ذهن اين تصوير
هرچه كتاب
كه از خطه علم است
براي عرض ارادت
به رداي علم آن حضرت
به خط ايستاده اند...
زينب رزثمالي (سفرران )

*****
ذبح فرزند
|
چه سان دل كند ذبح عزيزي
ندارد كودكش فكرگريزي
كسي را نيست ياراي اطاعت
كند با ذبح فرزندش عبادت
چه عاشق بوده است مرد دلاور
نشاند اين چنين طاعت به باور
پسرگفتا درنگي را نشايد
خدا را اين چنين بايد ستايد
رخم را توبگير آنسوي ديگر
نشايد بيني ام رخسار ديگر
كه گر از درد بر خود پيچم اكنون
نبايد تا به رحم آيد دلت خون
طنابي دست و پايم پيچ در پيچ
رمق در من نماند هيچ در هيچ
چنين در راه مذبح شد مقاوم
به شيطان سنگ زد مرد مقاوم
شياطين جملگي آشفته گرديد
به سر آشوب داشت و شك و ترديد
چوكارگر نگرديد خدعه نيرنگ
سريع وحيي رسيد با عطر گلبرگ
دگر ذبحش مكن فرزند خود را
گل دربند آن دلبند خود را
مهسا مستجابي

*****
نگاهي به هنر
|

گرچه امروزه واژه هنر بيشتر به هنرهاي ديداري اشاره دارد ولي مفهوم
هنر در درازاي سده ها همواره دستخوش دگرگوني بوده است .
گرچه امروزه واژه هنر بيشتر به هنرهاي ديداري اشاره دارد ولي مفهوم هنر
در درازاي سده ها همواره دستخوش دگرگوني بوده است . شايد فشرده ترين
تعريفي كه از مفهوم هنر بتوان بدست داد اين باشد كه « هنر به همه
كوشش هاي خلاق انساني گفته مي شود كه ارتباط مستقيمي با بقا و
توليدمثل نداشته باشند » . در گستره بزرگتر
هنر در اصل يك واژه كلي براي
اشاره به حس و انگيزه انجام يك حركت خلاق است . از همين انگيزه
خلاقيت بود كه تمامي تلاش هاي ديگر انساني همچون دانش آموزي (از راه
كيمياگري ) و دين (از راه شمن گرايي ) پديد آمد.
واژه هنر در پارسي ميانه به شكل هونر بوده كه از دو پاره هو (خوب )+ نر
(مرد) تشكيل يافته و در جامعه مردسالار ايران همانگونه كه دلاوري را
« مردانگي » و ايستادگي را « پايمردي » نام گذارده اند خلاقيت والا را نيز هونر
( « خوبمردي » ) ناميده اند. البته اين روند در بيشتر زبان هاي گيتي بچشم
مي خورد و در جوامع نوين اين گونه واژه ها بار جنسيت گراي پيشين خود را
از دست داده و با مفهمومي معتدل و خنثي بكار مي روند. واژه هنر هم در
پارسي به همين اعتدال غيرجنسيت گرايانه رسيده است .
هنر گونه ها و شاخه هاي زيادي دارد مانند : فيلم
سينما
عكاسي
كاريكاتور
ادبيات
تئاتر
گره چيني
كوزه گري
نگارگري
موسيقي
خاتمكاري
منبت كاري
قالي بافي
تنديس گري معماري و جزاينها.
هنر ايران
هنر در مشرق زمين ق افسونگر با آن همه سهم و اعتبار در پاگيري تمدن و
فرهنگ جهاني به گونه اي مكاشفه و راز و نياز هنرمند بوده است . هنرمند
شرقي در خلوت خويش
گوشه گير و منزوي
پنهان و ناآشكار
تلاش در
ارائه ذوق و هنري بسيار تجريدي داشته است كه چه بسا تنها خود به مفهوم
و معاني آن آشنا بوده و ديگراني كه آشنايي و الفت با دنياي او را داشته اند ـ
خلاقيتي درست برخلاف آرمان هنري هنرمند مغرب زمين كه گريزان از
درون گرايي
خلاقيت هنريش نموداري آشكار از نگاه مشتاقانه و تجربه عام
صرفا در خدمت زيبايي محض بوده است .
هنرمندان ايراني بانيان تعليم و اشاعه تفكر درون گرايي و معنويت بخشيدن به
جوهر هنر در شرق و استمرار اين بينش در تاريخ هنري مشرق زمين هستند.
مدارك و اسناد كمي كه از ايران باستان بجاي مانده گواه و شاهد اين
ادعاست كه هنرمند وارسته و متفكر ايراني در پي شناخت و دريافت جهاني
ماوراي جهان مادي اطراف خويش
آفرينش هنري را همانند وسيله و ابزاري
پرثمر در خدمت كشف و شهود و جستجوي خود مي گيرد و به ياري نقش و
رنگهايي انتزاعي و مختصر
شور و غوغاي درون خود را آشكار مي سازد
چه اگر جز اين مي بود
آن همه نقش هاي پيچيده و پر ابهام را ـ كه بي شك
جدا از كاربردي صرفا تزييني ـ با قدرت متوازن قلم
بر تن ضروف سفالين
كار نمي كرد. همان نقوش و رنگهايي كه با توجه به تكرار و يكنواختي و
هماهنگي در تن كاسه و كوزه هاي سفالين
اين واقعيت را مسلم مي سازد كه
خلاقيت و آفرينش هنري از ابتدا نزد هنرمندان ايراني در محدوده تلاشي
فردي و تفكري مجرد و شخصي دنبال نشده
بلكه مبتني بر نيازي جمعي در
گستره بينشي همگاني بوده است . هنر ايران با چنين جوهر و دستمايه اي در
گذر از دوران قبل از تاريخ و ورود به دوران تاريخي هر چند در ظاهر با
شكلي منسجم و نظم يافته و تابع خواست و سليقه صاحبان قدرت به حيات
خود ادامه مي دهد
اما هرگز سليقه هاي تحميل شده نمي تواند مانع از
هماهنگي و توازن ضرب آهنگ نواي دل و انديشه هنرمند ايراني گردد. چه
هنرمند ايراني با حفظ ايمان و اعتقاد خويش
بي اعتنا به فرامين صاحبان زر
و زور
هنرش تجلي ستايش جهان نور است و خالق جهان نور. هنرمند
ايراني حتي زماني كه مانند اغلب هنرمندان جهان
برخلاف آرمانهايش از
سرناگزيري در خدمت جلال و شكوهي حيرت انگيز در نمايش قدرت زمانه
بود
فرمانبرداري نمي كرد.
هنر ايران بهنگام ظهور دين اسلام در ايران يكباره جان و تحولي تازه
مي يابد. قرآن كتاب آسماني مسلمانان پيروان را به وحدت و يكپارچگي در
تمام شئونات فكري و كرداري و اعتقادي فرا مي خواند و به خلاقيت ايرانيان
كه تا پيش از ظهور اسلام با ريتم آهسته و گاهي پراكنده حيات و دوام
داشت
وحدتي حيرت انگيز با شتابي فزاينده مي بخشد. تاريخ هنري جهان
از قرن نهم ميلادي با شگفت و تحسين بسيار
شاهد بروز خلاقيت هاي
پرثمر ايرانيان مي شود كه هم در تحول معناي هنر و هم در كاربرد آفرينش
هنري بياني تازه و شكل و منظري نوين را در عرصه هنر جهاني آشكار
مي سازد.
تاكنون ارزيابي انتقادي از تحولات هنر در سرزمين ايران انجام نگرفته و چه
بسيار رنسانس هاي سرنوشت ساز فرهنگي و هنري در ايران كه ناشناخته و
گمنام مانده است .
قائل شدن واژه « رنسانس » به دليل بار معناي آشناي آن نزد ملل غربي كاربرد
شايسته و بجايي است براي تحولات مكرر هنر در طول تاريخ هنر اسلامي
ايران . چه با مدد از مفهوم گوياي اين واژه
به جاي پراكنده گفتن و
نگريستن
مي توان به تلاش هنرمندان ايران در تعالي و رونق هنر اسلامي و
جهاني راه پيدا كرد.
رنسانس هايي همانند رنسانس هنري قرن نهم ميلادي كه جنبش هنري نويني
بود كه در زمينه هاي گوناگون معماري و خوشنويسي و ساير هنرهاي ظريفه
سرمشق و الگوي آفرينش هنري هنرمندان كشورهاي مسلمان در جهان آن
روزگار شد.
يا رنسانس قرن دوازدهم ميلادي كه هنر نقاشي ايراني را بدان پايه از رونق و
شكوه رساند كه طي آن بسياري از كتب نظم و نثر فارسي و حتي متون ترجمه
شده از يوناني و عربي آذين نقش گرفت و باعث نشر شيوه اي نوين از
كتاب آرايي و نقاشي كتاب شد.
مرحله بعدي
رنسانس قرن سيزده پس از حمله مغول به ايران و آشنايي
هنرمندان ايراني با هنر شرق دور و چين و تحول نقاشي و معماري ايران
است . همان رنسانس هنري كه كوتاه زماني بعد با دستمايه هايي غني باعث
اشاعه هنر و ذوق ايراني به اطراف و اكناف جهان شد.
ايستادگي و اعتقاد و پايمردي ملت بعد از دوراني تحمل هجوم و كشتار و
ويراني به جاي سر در گريبان گرفتن و اطاعت و تسليم
قوم فاتح را وادار
ساخت كه در برابر هنر سرزمين ايران سر تعظيم فرود آورده عامل و مروج
هنر و فرهنگ ايراني گردد تا آنجا كه بعد از گذشت دو قرن در اوايل قرن
پانزدهم ميلادي در زمان سلطنت شاهرخ و نوادگان او بزرگترين رنسانس
هنري نه تنها در جهان اسلام كه در جهان هنر آن روزگار را در تمامي
رشته هاي هنرهاي ايراني سبب شد و مقدمات ايجاد رنسانس هنري قرن
شانزدهم ميلادي را در عصر سلاطين صفوي در ايران مهيا ساخت و زماني
بعد در قرن هيجدم ميلادي به رنسانس هنري يعني رواج « مكتب گل » و
ستايش گل و گياه و سبزه در عصر حكومت كريم خان زند انجاميد.هنر ايران
از اواخر قرن هيجدم ميلادي بتدريج با گسترش دامنه تقليدهاي ناقص از
نقاشي ها و حجاري هاي اروپايي كه سابقه آغازش به بيش از قرني قبل از اين
زمان مي رسد
دچار بحراني ناخواسته و ناگزير شد.حلقه هاي زنجير بهم
پيوسته انديشه ها و ذوق ها و آرمان متحد هنرمند ايراني با تقليد و تسليم در
برابر مظاهر هنر غربي از هم جدا شد.
جاي خوشوقتي است كه در روزگار ما هنوز مي توان در آثار هنري بازماندگان
هنرمند و شايسته كاروانيان عظيم هنرق ايران
نشانه هاي آشكاري از تجلي
معرفت و بروز سليقه اصيل و پرقدمت ايران را بازيافت و بازشناخت .
مينياتور
نقاشي اصيل و پرقدمت مينياتور ايراني بعد از وارد شدن به عرصه تاريخ هنر
ايران
رازگشاي انديشه هاي عرفاني و ادبي
نقاشي ايراني
از نخستين ايام آفريدن نقش بر تن غارهاي ميرملاس در
لرستان
قدمتي همچون ساير نقاشي غارهاي تاريخي جهان دارد. نقاش
ايراني از ابتدا با پرهيزي آگاهانه و از سر اعتقاد
از رعايت اصول پرسپكتيو و
عيني ديدن جهان پيرامون خود دوري گزيد و با درهم شكستن قواعد
به
آفرينشي جدا از منطق و سليقه ساير نقاشان جهان دست زد.
در اين كه هنر نقاشي در ايران داراي پشتوانه اي غني و تجربه هاي بسيار
است
هيچ ترديدي نمي توان داشت . دليل اين ادعا
خلق نقوش زيبا بر تن
كوزه ها و سفالينه هاي ادوار باستاني ايران است و تداوم رونق نقاشي در آثار
هنري هخامنشيان و سامانيان
بويژه در حجاريهاي ماهرانه حجاران ايراني
در نمايش صحنه هاي خيال انگيز شكارگاهها و مجالس رزم و بزم بر تن سنگ
در عصر ساسانيان كه گاه آنچنان در مشابهت با نقاشي مينياتور ايراني در
ادوار بعد قرار مي گيرد كه هرگونه شك و ترديد را در تولد مينياتور ايراني
بعنوان نقاشي اصيل ايراني از ذهن و انديشه ها مي زدايد.
بعد از ترويج شريعت اسلام
نقاشي ايران در تحولي نوين در خدمت تزيين
ظروف و آرايش و آذين نقش هاي زيباي قالي و ساير هنرها مانند كاشيكاري
و گچبري درمي آيد.
با رواج تذهيب در قرن نهم و تداوم اين هنر تا قرن دوازدهم ميلادي در
تذهيب قرآن و تزيين ساير كتب
براي نخستين بار نقاشي ايراني با هويت
مستقل به جهان عرضه مي شود.
در قرن سيزدهم ميلادي بعد از حمله ويرانگر مغول به ايران
برخلاف انتظار
ركود و ايستايي هنر و فرهنگ ايران
در زمينه هاي گوناگون رشته هاي هنري و
فرهنگي تحولي چشمگير و اساسي پديدار مي شود. نقاشان با درك ضرورت
حفظ ارزشهاي هنر و فرهنگ ايران به دنبال آشنايي با هنر چين و رواج آثار
استادان نقاش عهد سونگ و تقليد اوليه از آنها
خود مبتكر و مبدع حال و
هواي دگرگونه اي در اين نقاشي مي شوند.
نقاشي كتب نفيس و به يادگارمانده از اوايل قرن چهاردهم ميلادي
نشانگر
اين واقعيت است كه نقاشان با ذوق ايراني
با نقاشي افسانه هاي شاهنامه
فردوسي و انديشه هاي عارفانه و عاشقانه شاعران بزرگ ايران همانند نظامي
گنجوي و خواجوي كرماني
سليقه هنري مستقل خويش را در پايه گذاري
نقاشي مينياتور ايراني ارائه مي دهند.
مينياتور ايراني با چنين بار معنا و زيبايي حيرت انگيزي
در قرن پانزدهم
ميلادي عهد سلطنت شاهرخ و نوادگان او با گردهمآيي بيش از صد نقاش
استاد و با ذوق ايراني در كتابخانه هرات
مكتب هنري جاودانه و ماندگار
هرات را به تاريخ هنر عرضه مي نمايد. مكتبي كه با حضور نقاش بزرگ ايراني
كمال الدين بهزاد و ديگر نقاشان نام آور و خلاق
مينياتور ايراني را در شرق و
غرب پرآوازه مي سازد. همان جنبش هنري بي سابقه كه در فاصله كمتر از يك
قرن با آفرينش هنري بي همانند رضا عباسي نقاش نابغه عصر صفوي به اوج
كمال مي رسد.
رواج تقليد از نقاشي اروپايي كه از عصر صفويه (قرن شانزدهم ميلادي )
نشانه هاي آن آشكار شده
از اواخر قرن هيجدم جايگاه هنر نقاشي مينياتور
را دچار تزلزل مي سازد. با اين همه در قرن نوزدهم ميلادي با تاسيس مدرسه
صنايع قديمه و تعليم هنرمنداني مستعد در زمينه احياي هنرهاي ظريفه
بويژه نقاشي مينياتور
بار ديگر چشم انداز اميدواركننده اي پيش روي
مشتاقان و دوستداران هنرهاي ايراني گشوده مي شود. چندان كه نقاشي
مينياتور در هنگامه رواج گسترده مكاتب هنر غربي در نيم سده اخير
خلاقيتي مطرح و مورد توجه جامعه ايراني و جهاني بوده است .
سازمان آموزش و پرورش استان خراسان
www.aftab.ir

| | | |