دوري و غيبت امام عصر(عج ) نتيجه ناخشنودي خداوند از مردم
است و اين كه ما از وجود امام بي بهره باشيم
بدون شك براي ما
مصيبت است .
براي اينكه عمق اين درد برايمان بيشتر آشكار شود
از اينجا
شروع كنيم كه : اگر امام عليه السلام ظاهر و آشكار بودند
براي
فرد فرد ما چه نعمت هايي فراهم بود كه اكنون نيست چه
بهره هاي شخصي از وجود ايشان مي توانستيم ببريم كه در حال
حاضر از آنها محروم هستيم اگر هر يك از ما امكان دسترسي
عادي و سهل به حضور اماممان داشتيم
چه مشكلاتي كه
دامنگير ما نمي شد و چه سرگرداني ها و بلاتكليفي ها كه پيدا
نمي كرديم
گاهي پيدا كردن يك حكم شرعي فقهي آنچنان مشكل مي شود و
آرا مختلف در يك مساله آنقدر زياد مي گردد كه افراد سست
عقيده از اصل عمل به آن و يافتن وظيفه شرعي خويش منصرف
شده و راه بي خيالي و لاابالي گري را پيش مي گيرند و آنها كه
عقيده محكم تري دارند
جدا حيران و سرگردان مي مانند. در
صورتي كه اگر يافتن امام عليه السلام و پرسيدن از ايشان براي
آنها به راحتي ميسر بود
به اين گرفتاري ها دچار نمي شدند و از
خود حضرت كسب تكليف مي كردند.
در مسائل اعتقادي
بلاتكليفي بيشتر از احكام شرعي است و
عموم انسانها در برخورد با نظريه ها و مكاتب مختلف ديني ـ كه
هر كدام خود را حق مي دانند و نظريات ديگر را رد مي كنندـ
توانايي تجزيه و تحليل صحيح ندارند و گرايش آنها به يك
مكتب خاص نوعا از روي اعتمادي است كه به شخصيت هاي
مقبول خود مي كنند; يعني از روي « رجال » به حق يا باطل بودن
يك نظريه پي مي برند
در حالي كه بايد عكس اين مطلب باشد. به
فرموده حضرت اميرعليه السلام :
ان دين الله لا يعرف بالرجال بـل بايه الحق . فاعرف الحق تعرف
اهله .
همانا دين خدا نه از طريق شخصيت ها بلكه با نشانه حق شناخته
مي شود
پس حق را بشناس تا اهل آن را بشناسي .
متاسفانه اكثر مومنان شناخت دقيق و كافي نسبت به نوع مباحث
اعتقادي ندارند تا بتوانند به اين سفارش حكيمانه عمل كنند
بلكه درست عكس آن را انجام مي دهند و از طريق شخصيت هاي
افراد به حقانيت چيزي معتقد مي شوند. افراد متخصص هم چون
مباني مختلف و بعضا متضادي در شناخت دين دارند
كمتر با
گفتگو به تفاهم و وحدت نظر مي رسند. و گروه معدودي نيز كه
داراي مباني مشترك اعتقادي هستند
در استنباط از ادله ـ قرآن
و سنت ـ يا در برداشت هاي عقلي و نظري خود
اختلاف
دارند.
به هر حال حداكثر دارايي ما در زمان غيبت امام عليه السلام
علاوه بر عقل ـ كه در حد بديهيات و مستقلات عقليه حجيت
قطعي و ضروري داردـ ادله نقلي و متون كتاب و سنت است كه
در معرض تفسيرها و برداشت هاي مختلف و گاه متعارض قرار
مي گيرند و چيزي بيش از سياهي روي سپيدي نيستند; تعبيري
كه رسول خاتم (صل الله عليه واله و سلم ) در وصيت خود به
امير مومنان عليه السلام براي مومنان آخرالزمان به كار برده اند :

يا علي
و اعلم ان اعجب الناس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم
يكونون في آخر الزمان لم يلحقوا النبي و حجبتهم الحج فامنوا
بسواد علي بياض .
اي علي
بدان كه شگفت انگيزترين ايمان ها در مردم و بزرگترين
يقين ها در ايشان
از آن گروهي است در آخرالزمان كه
پيامبر(ص ) را درك نكرده اند و امام عليه السلام هم از
ديدگانشان پوشيده است و ايمان آنها به واسطه سياهي روي
سپيدي است .
ايمان از طريق سياهي روي سپيدي
براساس اعتماد و اتكال بر
قرآن و احاديث اهل بيت علهيم السلام مي باشد كه تنها مرجع
صحيح براي دينداري است . چنين ايماني به دليل سختي و
دشواري اش
ارزش و قيمت زيادي دارد
و درست به همين دليل
بسيار كمياب است ; تا آن حد كه خود حضرت رسول صلي الله
عليه و اله و سلم آنگاه كه با وصي خود حضرت اميرعليه السلام
سخن از زمان غيبت امام دوازدهم عليه السلام را مطرح كردند
فرمودند :
ان الثابتين علي القول به في زمان غيبته
لاعز من الكبريت
الاحمر.
همانا ثابت قدم ها بر اعتقاد به او (حضرت قائم عليه السلام ) در
زمان غيبتش از گوگرد سرخ كمياب تر هستند.
گوگرد سرخ مثلي است براي چيزهاي بسيار كمياب . در زمان
غيبت امام عصر عليه السلام
دينداران صرفا با تكيه بر
سياهي هاي روي سپيدي (يعني نوشته ها) بايد ايمان خود را
حفظ كنند و لذا تعداد ايشان بسيار بسيار اندك خواهد بود و
ثابت قدمان بر عقيده به امام غايب
از گوگرد سرخ كمتر يافت
مي شوند.
همه اينها از عوارض و لوازم غيبت امام عليه السلام مي باشد كه
دامنگير امت ايشان شده و متاسفانه عمق اين بلا و گرفتاري براي
بسياري از شيعيان هنوز ناشناخته مانده است . محروميت از
ظهور امام عليه السلام در اجتماع و طولاني شدن اين درد
كم
كم مساله را براي بسياري از مردم ـ حتي دوستان و شيعيان
حضرتش ـ عادي ساخته و چنان به آن خو گرفته اند كه ناخودآگاه
مي پندارند گويي بايد هميشه چنين باشد و كمتر احساس خلا از
حضور علني امام عصر عليه السلام براي ايشان پيدا مي شود.
براي اينكه ميزان حرمان و بيچارگي شيعه در زمان غيبت امامش
بيشتر روشن شود
يكي از بهترين راه ها مقايسه زمان غيبت با
زمان ظهور ايشان است و توجه كردن به اينكه پس از ظهور چه
بركاتي آشكار مي شود و چه نعمت هايي از طرف خداوند بر كل
عالم سرازير مي گردد; نعمتها و بركاتي كه رنگ عالم را به كلي با
زمان غيبت متفاوت مي سازد.
برگرفته از كتاب سلوك منتظران
نوشته دكتر سيد محمد بني هاشمي

*****
شعر انتظار
|
انتظار
عمري است
انتظار تو اي ماه مي كشم
در انتظار مهر رخت آه مي كشم
شيرين لبا
ز تلخي هجر تو همچوني
از بند بند
ناله جانكاه مي كشم
سرگشتگي
ز ديده من شد نصيب دل
دل را از دست ديده
به هر راه مي كشم
سر تا به پاي
غرق تمنا شده دلم
در لوح ديده
روي تو هر گاه مي كشم
رو
اي طبيب و دست بدار از سرم
كه من
در عشق
بار درد به دلخواه مي كشم
كوه غمي كه رنج فراقت به دل نهاد
در آرزوي وصل تو
چون كاه مي كشم
يكدم ز مهر بر سر « مشفق » قدم گذار
عمريست انتظار تو
اي ماه مي كشم
مشفق كاشاني
شبنم سيال
آرزويي كال بر بال نگاه من نشست
نكته اي از خال بر بال نگاه من نشست
سينه ام را برد در آن لحظه هاي اضطراب
تا حديث حال بر بال نگاه من نشست
اشكهايم را صنوبر برد و دست باد داد
ياد آن غربال بر بال نگاه من نشست
جرعه اي از عشق در ياس كبودم موج زد
يك سبد آمال بر بال نگاه من نشست
دوست دارم زندگي را در گذار عاشقي
گرچه زخم سال بر بال نگاه من نشست
يك تبسم آفتابي گل ز روي گل شگفت
شبنم سيال بر بال نگاه من نشست
ث اسماعيل يكتايي لنگرودي

|