روزنامه جمهوري اسلامي 07/10/1385 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    ايران اسلامي امروز سوگوار سالروز شهادت پنجمين ستاره درخشان آسمان هدايت قله رفيع دانايي و جامع علوم محمدي (ص ) حضرت امام باقر(ع ) است . اين امام همام كه به سبب ايجاد انحراف آشكار در دين خدا پس از فاجعه كربلا در كنار مبارزات سياسي با خلفاي ستمگر اموي با تبيين معارف ديني و فضائل اخلاقي به مبارزه اي بنيادين با حاكميت نامشروع اموي پرداخته بود آنچنان ضربه هاي مهلكي بر پيكر امويان وارد كرد كه سرانجام به دستور هشام بن عبدالملك در مدينه به شهادت رسيد.
    امام باقر عليه السلام با علوم الهي طريق هدايت را در مقابل ديدگان مردم گشود و با نور معنوي خويش چراغي در پيش روي انسانيت قرار داد تا بدانجا كه راه خدا را در اوج دوران ضلالت و گمراهي براي آنان نمايان ساخت . اين گنجينه گرانبها امروز در قالب مكتب حياتبخش اهل بيت عصمت و طهارت در اختيار ماست و ما وظيفه داريم با جوش و خروش فرهنگي و ايجاد نهضت هاي علمي آتش فتنه اي را كه توطئه گران عليه مكتب تشييع برپا كرده اند خاموش كنيم .
    از امروز حركت كاروان زائران خانه خدا براي انجام مناسك حج تمتع به سوي صحراي عرفات آغاز مي شود و شكوه همبستگي ميان مسافران خانه توحيد در دل ها اميد مي آفريند و از سويي طراوت يافتن جانها به بركت ذكر الهي گشايش درهاي رحمت را به مسلمانان نويد مي دهد. معنويت پر رمز و راز حج امروز در صحراي عرفات جوشيدن مي گيرد و زائران با وقوف در مشعر و منا و رمي جمرات در ميقات الهي اوج عبوديت و بندگي را در عيد سعيد قربان به نمايش مي گذارند.
    روزهاي پرفيض عرفه و قربان در راه است و اينها فرصت هاي گرانبهايي هستند كه بندگان خدا مي توانند تا خود را از غفلت ها و انحرافات رها كرده و به دامان رحمت خدا پناه ببرند. طبعا بالاترين امكان در اين روزها در اختيار كساني است كه توفيق انجام مناسك حج نصيب شان شده و اكنون در جوار قرب خانه خدا و در ميقات الهي در پوششي از يكرنگي و صفا گردهم آمده و اوج فرصت هاي معنوي را تجربه كرده و روح خويش را صيقل مي بخشند ولي ما نيز كه از اين قافله جا مانده ايم مي توانيم كاروان دل را به آنها پيوند داده و در كسب معنويت حج با آنان شريك شويم .
    در اين هفته و در روزهاي واپسين سال ميلادي مسيحيان جهان سالگرد ميلاد كلمه الله مويد به روح القدس و پيامبر پاك الهي حضرت عيساي مسيح عليه السلام را گرامي داشتند. او كه از مادري پاكدامن به دنيا آمد و راهنماي بشر به سوي توحيد عدالت و مهرباني بود با زندگي سراسر معنويت خود الگويي براي تمام انسانها گرديد و با تعاليم حياتبخش خود به پيروانش آموخت كه چگونه هدفدار و عدالتمدار زندگي كنند. متاسفانه و در طول تاريخ عده اي خودخواه و مستكبر به اسم پيروي از آئين حضرت مسيح جنايات بيشماري را مرتكب شده و ريشه همه بدبختي ها و عامل اصلي همه جنگ ها و دشمني ها شدند. شايد ضرورت چنداني احساس نشود كه به گذشته هاي دور بازگرديم زيرا با بررسي دو جنگ بزرگ جهاني كه توسط مدعيان پيروي حضرت مسيح به راه افتاد درمي يابيم چگونه ميليونها نفر به كام مرگ فرستاده شده و بخش قابل توجهي از جهان به ويرانه تبديل گرديد.
    تلخ است ولي واقعيت دارد كه امروزه برخي از دولتهاي حاكم بر كشورهاي مسيحي همچنان در تدارك جنگ افروزي و ويران ساختن ساير كشورها هستند و با همكاري صهيونيستها و در قالب مسيحيت صهيونيسم در انجام جنايت عليه بشريت سر از پا نمي شناسند. اين براي دنياي مسيحيت بسيار شرم آور است كه ادعاي پيروي از عيساي مسيح (ع ) را داشته باشد ولي در كارنامه آنها جز قتل عام ملتهاو ويران ساختن كشورها و نابودي جهان چيز ديگري ديده نشود. دولت كنوني آمريكا كه اتفاقا خود را از همه دولتهاي ديگر به كليسا نزديكتر مي داند و ادعاي اعتقاد به اصول مسيحيت را دارد چيزي جز توطئه و شرارت عليه ديگران در پرونده خود ندارد و جاي تعجب است كه پاپ بنديكت شانزدهم رهبر كليساي كاتوليك هم عليرغم آگاهي از جزئيات اين فجايع ضدانساني نه تنها پيروان مسيح را از جنايت و كشتار برحذر نمي دارد بلكه حتي با سمپاشي عليه عقايد مسلمانان سعي دارد توجيه گر اقدامات شرم آور مدعيان پيروي از حضرت مسيح باشد.
    شرايط امروز جهان بر همگان آشكار است . در فلسطين اشغالي عراق افغانستان آفريقا آمريكاي جنوبي و حتي در اروپا و آمريكاي شمالي سلطه گران مسيحي بخاطر منافع حزب و گروه و پر كردن جيب هاي خود شرافت و كرامت و صلح و آرامش انسانها را به مسلخ برده و دروغ و فريب را بجاي صداقت و راستي نشانده اند. به راستي اگر حضرت مسيح عليه السلام امروز حاضر بود چگونه عمل مي كرد و در مقابل چه افرادي و در كنار چه كساني مي ايستاد
    قطعا اگر حضرت مسيح امروز حاضر بود دستور مقابله با عاملان فساد و ابتذالي را مي داد كه سعي در تضييع حقوق ملتها دارند. اگر حضرت مسيح امروز مي بود دستور مقابله با جرياني را مي داد كه سعي دارد جهان را از عدالت معنويت و صلح تهي سازد و به همين دليل است كه پيروان واقعي انبيا الهي نيز بايد در مسير تقويت معنويت و صلح و عدالت گام بردارند.
    ما معتقديم حضرت مسيح سرانجام براي تحقق وعده همه انبيا الهي ظهور خواهد كرد و در كنار موعود امت ها همه زيبائيها و خوبيها را براي همه بشريت و همه زمين به ارمغان خواهد آورد.
    در اين روزها كه جهان غرب روزهاي پاياني سال 2006 را پشت سر مي گذارد دنيا همچنان شاهد افول قدرت آمريكاست و شكست قطعي سياستهاي جنگ طلبانه سردمداران كاخ سفيد روزبروز بر جهانيان آشكارتر مي شود. درست در چنين روزهايي آمريكائيها در آرزوي كسب يك برگ برنده قطعنامه اي را در شوراي امنيت عليه فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رساندند كه شايد روزهاي واپسين سال 2006 را با آن به كام خود خاتمه دهند ولي ديري نخواهد پائيد كه ملت مقاوم ايران با پايداري خود درس فراموش نشدني ديگري را به آنان خواهد داد و اين « تهديد » را به يك « فرصت » در تعقيب سياستهاي استقلال طلبانه خود تبديل خواهد كرد.
    شوراي امنيت سازمان ملل روز شنبه هفته جاري قطعنامه اي عليه برنامه هاي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران تصويب كرد. تصويب اين قطعنامه پس از آن صورت گرفت كه پنج كشور عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل به همراه آلمان موسوم به كشورهاي 1 +5 چندين ماه بود تلاش مي كردند بر سر متن قطعنامه اي توافق حاصل شود كه هدف آن جلوگيري از فعاليت صلح آميز هسته اي ايران است . و اين درحالي بود كه نخست وزير رژيم صهيونيستي چندي پيش به مجهز بودن اين رژيم به بمب اتم اعتراف كرد ولي شوراي امنيت سازمان ملل در برابر اسرائيل كه عضو « ان . پي . تي » نيز نيست سكوت كرده است .
    سرانجام پس از ماهها كشمكش درباره چگونگي صدور قطعنامه در مورد فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل در نشستي قطعنامه اي غيرقانوني عليه جمهوري اسلامي ايران به تصويب رساندند. اين حركت مذبوحانه و منفعلانه آمريكائيها پيش از آنكه نشان دهنده قدرت آنها باشد آشكار كننده ناتواني دستپاچگي و سردرگمي مغزهاي فرتوت و رو به فراموشي و افول آنها در صحنه بين المللي است . گذشت آن زماني كه قدرت هاي خود شيفته جهاني با تكيه بر ساز و برگ جنگي همه ملتها را به حاشيه رانده و در مقابل ملت ها صف آرايي مي كردند.
    قدرتهاي پوشالي و رو به زوال بدانند كه تصويب قطعنامه عليه جمهوري اسلامي ايران نشان دهنده نهايت ضعف و ناتواني غوغاگران جهاني در مقابل ايران مقتدر است . قدرت هاي پوشالي بايد به اين واقعيت انكارناپذير تن دهند كه در جهان امروز قدرتي درحال ظهور است كه توانسته است ايدئولوژي هاي بي بنيان آنهارا به چالش بكشد و ديگر ملت هاي جهان را با خود همراه كند.
    در سطح تحولات خارجي مسائل عراق كماكان جز اهم رخدادهاي هفته جاري بود. در اين ميان اشغالگران آمريكايي كه در باتلاق عراق گرفتار مانده اند اقدام به ربودن دو ديپلمات ايراني به اتهام واهي كردند تا بلكه تسكيني هرچند موقت براي شكست ها و فشارهاي طاقت فرسايي كه در عراق متحمل هستند بيابند. آمريكايي ها در حالي اين دو ديپلمات را ربودند كه اين دو مقام دولتي به دعوت رسمي جلال طالباني رئيس جمهور عراق به آن كشور عزيمت كرده بودند و طالباني نيز خشم خود را از عمل آمريكايي ها اعلام كرده است .
    آمريكايي ها با ربودن ديپلمات هاي ايراني و به راه انداختن جنجال و هياهوي تبليغاتي در رسانه هاي تحت سيطره خود مي كوشند تا شايد دستاويزي براي القاي ادعاي دروغين خود به جهانيان مبني بر مداخله جمهوري اسلامي ايران در ناآرامي هاي عراق بيابند. با اينحال و عليرغم تلاش هاي گسترده نه تنها آمريكائيها تاكنون نتوانسته اند كوچكترين نشانه اي از مداخله ايران در عراق پيدا كنند بلكه مقامات عراقي نيز بارها هرگونه مداخله ايران در مسائل عراق را رد كرده اند.
    آمريكائيها درحالي ايران و ديگر كشورهاي منطقه را به دخالت در بحران عراق متهم مي كنند كه خود وقيحانه اين كشور را به محل تاخت و تاز نظامي گسترده تبديل كرده و در جزئي ترين مسائل داخلي عراق نيز مداخله مي كنند و تاكنون صدها هزار عراقي را قرباني ماجراجويي جاه طلبانه و غيرقانوني خود نموده اند.
    اكنون نيز هيچ ترديدي نيست كه منشا همه بحران ها و ناآرامي هاي عراق خود اشغالگران هستند و دلايل مقتضي وجود دارد كه دست اين دولتهاي غربي سلطه طلب دردست تروريستهاي آدمكش و جنايتكار قرار دارد. از اينرو توطئه تازه آمريكائيها در ربودن ديپلماتهاي ايراني نيز محكوم به شكست است و قطعا اين ترفند نيز نمي تواند تغييري در منحني شكست واشنگتن در عراق ايجاد نمايد.
    در اين هفته موضوع ديدار اولمرت با محمود عباس نيز در صدر گزارش هاي خاورميانه قرار گرفت . محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين در اقدامي بدون اطلاع قبلي ولي درعين حال قابل انتظار به شهر قدس رفت و با ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي به گفتگو نشست . هرچند در اين ديدار توافق هاي قابل ملاحظه اي حاصل نشد ولي برگزاري ديدار و مذاكره رئيس تشكيلات خودگردان با نخست وزير رژيم صهيونيستي در چنين برهه اي از تحولات منطقه و فلسطين مفهوم خاصي داشت و پيام ويژه اي را القا مي كرد.
    واقعيت اين است كه غرب پس از مواجهه با شكست هاي سياسي و نظامي در خاورميانه به اين جمع بندي رسيده است كه بحران فلسطين تاثير عمده اي در تحولات منطقه دارد و براي مهار اوضاع بايد به گونه اي مسئله فلسطين فيصله پيدا كند.
    تحركات اخير از جمله ادعاهاي صلح طلبي مقامات رژيم صهيونيستي نيز در همين چارچوب و براي كشاندن اعراب به پاي ميز مذاكره و سازش صورت مي گيرد. ديدار ابومازن و اولمرت نيز خارج از اين چارچوب نبوده است و در قالب طرح جديد غربيها قرار دارد. از اينرو بايد گفت اقدام ابومازن در پذيرش ديدار با نخست وزير رژيم صهيونيستي درحاليكه اين رژيم هنوز دولت قانوني فلسطين را كه در اختيار حماس است به رسميت نمي شناسد و علنا از قصد خود براي ساقط كردن دولت حماس سخن مي راند يك امتياز خفت بار به صهيونيستها محسوب مي شود. عباس درحالي به ديدار اولمرت رفت كه وي و تشكيلات همفكر او در داخل فلسطين فشار شديدي را بر دولت حماس وارد مي سازند تا حماس را وادار به تسليم در برابر شرايط نامعقول خود يعني پذيرش موجوديت رژيم صهيونيستي سازند.
    در اين حال خالد مشعل از رهبران ارشد حماس روز دوشنبه گذشته بار ديگر ضمن رد صريح شناسائي رژيم صهيونيستي از سوي اين جنبش اين سئوال را در برابر جناح سازش طلب فلسطين قرار داد كه چگونه و چرا رژيمي را كه به زور خاك فلسطين را اشغال كرده و سياست نسل كشي فلسطيني ها را دنبال مي كند به رسميت بشناسد
    بحران لبنان نيز همچنان در هفته جاري ادامه يافت و اعلام اعطاي كمك نيم ميليارد دلاري از سوي آمريكا به دولت سنيوره ضمن اينكه مداخله آشكار آمريكا در لبنان را آشكارتر ساخت ابعاد بحران اين كشور را پيچيده تر كرد. اين درحالي است كه دولت سنيوره كه تحت سلطه جريان غربگراي موسوم به « 14 مارس » است با اتكاي به حمايت هاي غرب همچنان بر لجاجت در پذيرش درخواست هاي مخالفان ادامه مي دهد و با اين سياست كشور را به لبه پرتگاه تفرقه و درگيري هاي داخلي سوق مي دهد.
    تشديد بحران و وقوع جنگ تمام عيار در كشور سومالي ديگر رخداد مهم هفته جاري بود . سومالي كشوري كه از 14 سال قبل تاكنون بدون برخورداري از يك دولت مركزي به سر مي برد طي روزهاي اخير صحنه درگيري هاي خونين بوده است . اين درگيري ها از زماني شدت گرفت كه نيروهاي اتيوپي به بهانه دفاع از اتيوپيايي هاي مقيم سومالي عليه اسلام گرايان وابسته به تشكيلات « محاكم شرعي سومالي » وارد جنگ شدند. با اينحال واقعيت اين است كه رژيم وابسته به غرب اتيوپي از پيروزي اخير اسلام گرايان در سومالي كه توانستند با پس زدن جنگ سالاران تحت حمايت غرب شهرهاي سومالي را يكي پس از ديگري به تصرف خود در آورند نگران است و ترديد نيست كه با تحريك غربيها اقدام به لشكركشي به سومالي كرده است تا از افتادن كنترل كامل سومالي به دست مسلمانان جلوگيري كند. حمايت آمريكا و انگليس از حمله نظامي اتيوپي كه در جريان وتوي قطعنامه شوراي امنيت داير بر درخواست خروج فوري اتيوپي از خاك سومالي نمود يافت از تباني اتيوپي با قدرتهاي سلطه طلب غرب در حمله به سومالي پرده برداشت .