روزنامه جمهوري اسلامي 06/10/1385 صفحه عقيدتي
*****
جهان اسلام و نمايش قدرت




  • يكي از مصائب و دردهاي بزرگ و كهنه اي كه جهان اسلام را در رنج و مرارت هاي طولاني افكنده و صلابت و مهابت ديرين را ـ كه در مقاطعي از تاريخ بشريت به ظهور و عينيت درآمد و همه جهان را به شگفتي درآورد ـ به ناپايداري و تزلزل تبديل نموده است خودناباوري و احساس ناتواني و ضعف است .
    اين احساس كه به مرور تبديل به يك تفكر گشت و حاميان فراواني را نيز جذب نمود وقتي بيشتر شگفتي زا مي گردد كه با واقعيت هاي موجود هيچ تطابقي نمي يابد. زيرا در نگرش عميق و دقيق ناتواني و ضعف و حقارتي وجود ندارد كه ابتدا به صورت يك احساس و در مراحل بعد به شكل يك تفكر نادرست تثبيت شود و مشكل و رنج ايجاد نمايد.
    جهان اسلام با انرژي هاي متراكم و ذخيره هاي سرشار يك قدرت عظيم است كه بايد خود را بيابد و نه در ذلت و ناباوري كه در عزت و باورمندي زيست كند و آواي استقلال و اقتدار سر دهد.
    جوامع و كشورهايي كه جمعيتي بيش از يك ميليارد نفوس را تشكيل مي دهند و از منابع ثروت گرانبهايي چون نفت برخوردارند و شريان هاي حيات ممالك غربي و اروپايي را دردست گرفته اند بايد به دور از ارعاب و تهديدها و تبليغات دروغين و گسترده قدرت هاي استعماري جايگاه و ارزش خويش را بيابند و نسبت به قدرت و توانايي هاي خود وقوف و آگاهي كسب نمايند. اين شناخت و بينش موجب حركت علمي و عملي در مسير دست يابي به صلابت و مهابت گذشته و تشكيل جبهه نيرومند در جهان كنوني است .
    اگر مي بينيم قدرت استكباري آمريكا با زير پا گذاشتن تمام قوانين و ضوابط بين المللي در اوج گستاخي به افغانستان حمله مي كند و با ناديده انگاشتن همه اصول انساني به كشتار فجيع مردم بي گناه مسلمان مي پردازد و در يك نمايش خيمه شب بازي مهره ها و عناصر متمايل به خود را در اين كشور مستقر مي سازد و اگر مشاهده مي كنيم كه شيطان بزرگ آمريكاي جنايتكار بار ديگر ـ و اين بار با سكوت بيشتر و همياري جوامع و سازمان هاي جهاني ـ به حريم يكي ديگر از كشورهاي اسلامي يورش مي برد و به مقياسي چندين برابر نسبت به افغانستان مردم مسلمان عراق را به خاك و خون مي كشد و به غارت منابع زيرزميني و مواريث فرهنگي و ذخيره هاي پولي اين سرزمين مي پردازد و نيز اگر مي بينيم كه هر روز آمريكائيان مست از باده غرور عربده سر مي دهند و براي ساير جوامع و ممالك اسلامي خط و نشان مي كشند و تهديد به تهاجم و اشغال نظامي و تغيير حكومت مي كنند همه اين امور ناگوار حاصل اين درد و غفلت بزرگ است كه جهان اسلام درحالي كه در « اوج قدرت » است « احساس حقارت » مي نمايد و به همين دليل « ذلت » را با « عزت » معاوضه مي كند و نمي تواند به خود بباوراند كه مي تواند بر بلنداي قله سرافرازي و اقتدار بايستد و سر به آسمان آزادي و استقلال بسايد.
    يكي از اقدامات بزرگ و خدمات سترگ حضرت امام خميني اين بود كه با به وجود آوردن خودباوري در مردم مسلمان ايران و نماياندن جلوه هاي مهابت و قدرت خيره كننده سرچشمه يافته از فرهنگ و تعاليم مقدس اسلام انقلاب شكوهمند اسلامي را در سرزمين ايران ـ كه به طور مطلق در سيطره قدرت استعماري آمريكا قرار داشت ـ ايجاد نمود و با بنيان نهادن نظام حكومتي مستقل و مقتدر « جمهوري اسلامي ايران » آخرين مراحل نهضت اسلامي را به بار و ثمر نشاند و به اين ترتيب ثابت كرد كه مسلمانان با تكيه بر خداوند قادر متعال و تفكر و تعاليم جامع و حركت ساز و عزت آفرين اسلام مي توانند به عظمت و اقتدار و خروج از تسلط جهنمي آمريكا و اقمار و ايادي او نائل آيند.
    از آنجا كه دين مبين اسلام يك دين جهاني است و نهضت برآمده از قلب معارف و قوانين جامع آن نيز محدود به منطقه و سرزمين خاصي نمي شود و به طور طبيعي امواج آن همه سرزمين هاي اسلامي را در مي نوردد و قلوب مسلمين جهان را فتح مي نمايد « نهضت جهاني اسلام » با رهنمودهاي امام خميني نضج يافت و به مرور دامنه آن وسعت گرفت .
    حضرت امام خميني با توجه به مسئوليت سنگين خويش فريادهاي دردمندانه خود را بر سر جوامع اسلامي فرود آورد و آنان رابه شناخت « قدرت » و « عظمت » خود و پرهيز از « حقارت » و « ذلت » فرا خواند.
    حضرت امام خميني ابتدا جهان اسلام را اينگونه به انديشه و تفكر درباره گذشته عزتمند و ذلتي كه امروز به آن گرفتارند ترغيب مي سازد :
    « اي مسلمانان جهان شما را چه شد كه درصدر اسلام باعده بسيار كم قدرت هاي عظيم را شكستيد و امت بزرگ اسلامي ـ انساني ايجاد نموديد. اكنون با قريب يك ميليارد جمعيت و دارا بودن مخازن بزرگ كه بالاترين حربه است در مقابل دشمن اينچنين ضعيف و زبون شديد ! » 1
    ترديدي وجود ندارد كه بهره وري از « قدرت جهان اسلام » براي بازگشت به مجد و عظمت ديرين و قطع ايادي استعمارگران و نيل به استقلال و آزادي و عزت و اقتدار يك « اصل » است كه با هرگونه سطحي نگري و كج انديشي و تسامح و غفلت در تعارض مي باشد.
    حضرت امام خميني براساس اين اصل و اعتقاد مستحكم و نشات يافته از متن تعاليم قرآن راه حل اساسي نجات و رهايي جوامع اسلامي را استفاده بجا و به موقع از قدرت و توانمندي هايشان عليه سيطره استكبار جهاني و عقب راندن آنها از حريم عزت و استقلال خود مي داند و خطاب به جهان اسلام چنين اعلام مي كند :
    « اگر ملت هاي اسلامي و دولت هاي كشورهاي اسلامي با اين همه امكانات انساني و ذخاير مورد احتياج حياتي قدرتمندان از روي « قدرت » با آنان برخورد كنند و از جار و جنجال و هياهوهاي كاخ نشينان نترسند و تحت تاثير تبليغات دروغين رسانه هاي طرفدار و جيره خوار ابرجنايتكاران واقع نشوند و با اتكال به قدرت لايزال ايزدي و به شكر نعمت ها كه به آنها داده است بر سر آنها فرياد كشند و آنان را « تهديد » به بستن مرزهاي خود برروي آنان و قطع كمك هاي خود از « نفت » و غير آن نمايند شكي نيست كه آنها در مقابل اين قدرت كه ما قدر آن نمي دانيم تسليم خواهند شد . » 2
    حضرت امام خميني انقلاب شكوهمند اسلامي و تنگنايي را كه براي قدرت هاي استعماري به وجود آورد و خواب خوش آنان را آشفته ساخت و منافع و مطامع نامشروعشان را در معرض خطر قرار داد و ملت هاي مسلمان را به خودباوري و احساس عزت و سرافرازي رساند الگوي بيداري و حركت جهان اسلام قرار مي دهد و مسلمين را به بهره برداري از اين شرايط مساعد فرا مي خواند و چنين اعلام مي كند :
    « مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتي از اين برزخ بي انتهايي كه انقلاب اسلامي ما براي همه جهانخواران آفريده است احساس غرور و آزادي كنند و آواي آزادي و آزادگي را در حيات و سرنوشت خويش سردهند و بر زخم هاي خود مرهم گذارند كه دوران بن بست و نااميدي و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است و گلستان ملت ها رخ نموده است و اميدوارم همه مسلمانان شكوفه هاي آزادي و نسيم عطر بهاري و طراوت گل هاي محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خويش را نظاره كنند . » 3
    واقعيت هاي انكارناپذير درباره « قدرت جهان اسلام » و ضرورت خودباوري مسلمانان و اجتناب از احساس حقارت و ذلت و نيز الگوگيري از انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و بهره وري صحيح از شرايطي كه براي بيداري و حركت و به تنگنا در آوردن قدرت هاي استكباري به وجود آورد كه مي تواند توانايي جهان اسلام براي قطع شريان هاي منابع حياتي همچون نفت را به همراه آورد و متجاوزان و سيطره جويان و عربده كشان غربي و آمريكايي را در حصارهاي نياز و ذلت بيفكند طالب زمان و مكان مناسب براي ظهور و بروز است . اين زمان و مكان مطلوب موسم حج و سرزمين وحي است كه بهترين فضا و پاك ترين حالات و مهياترين زمينه ها و بسترها براي جوشش اراده ملت هاي مسلمان و به نمايش درآوردن صلابت و قدرت آنان را فراهم مي سازد.
    بايد اذعان و اعتراف داشت كه « حج بهترين ميعادگاه معارفه ملت هاي اسلامي است كه مسلمانان با برادران و خواهران ديني و اسلامي خود از سراسر جهان آشنا مي شوند و در آن خانه اي كه متعلق به تمام جوامع اسلامي و پيروان ابراهيم حنيف است گردهم مي آيند و با كنار گذاردن تشخص ها و رنگ ها و مليت ها و نژادها به سرزمين و خانه اولين خود رجعت مي كنند و با مراعات اخلاق كريمه اسلامي و اجتناب از مجادلات و تجملات صفاي « اخوت اسلامي » و دورنماي « تشكل امت محمدي » ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را در سراسر جهان به « نمايش » مي گذارند . » 4
    به اين ترتيب همه عوامل و شرايط مهيا مي شود تا مسلمانان به مجد و عظمت ديرين خويش بينديشند و به خويشتن الهي خويش رجعت نمايند و به خودباوري كامل برسند و قدرت و توانايي خود را دريابند و از اين ابزار و اهرم نيرومند براي طرد وابستگي ها و سيطره جويي هاي دنياي كفر و ظلم و شرك و نفاق بهره وري شايسته و بهينه نمايند.
    حج اقيانوس بي كراني است كه از نهرهاي گوناگون كه اهل ايمان از هر نژاد و از چهار گوشه جهان و با مليت ها و زبان و رنگ هاي گوناگون مي باشند به وجود آمده است و امواج متلاطم و پرخروش آن لحظه به لحظه به حركت و جوشش در مي آيد و مهابت و عظمت و صلابت جهان اسلام رادر دل و ديده ها منعكس مي نمايد.
    جهان اسلام در حج به نمايش « قدرت » مي پردازد و نيروي عظيم و شگفتي زاي انساني و ذخاير و منابع حياتي و ارزشمند خود را نمايان مي سازد و به رخ مي كشد تا دنياي تفرعن را به خود آورد و از تعدي به حريم دين و آزادي و استقلال و اقتدار جوامع اسلامي باز دارد.
    آيا جهان اسلام از اين فرصت مناسب و ابزار و اهرم نيرومند براي نمايش قدرت بهره وري هاي شايسته و جامع خواهد كرد
    پاورقي :
    1 ـ از پيام امام خميني به مناسبت روز عرفه 58 8 30 صحيفه نور ج 10 ص 221
    2 ـ از پيام امام خميني به زائران خانه خدا 64 5 25 صحيفه نور ج 19 ص 198
    3 ـ صحيفه نور ج 20 ص 232
    4 ـ همان منبع ص 131
    جهان اسلام با ارزش هاي متراكم و ذخيره هاي سرشار يك قدرت عظيم است كه بايد خود را بيابد و نه در ذلت و ناباوري كه در عزت و باورمندي زيست كند و آواي رهايي و اقتدار سردهد. شگفتا كه جهان اسلام درحالي كه در « اوج قدرت » است « احساس حقارت » مي نمايد و به اين باور نمي رسد كه مي تواند بر بلنداي قله سرافرازي و اقتدار بايستد و سر به آسمان آزادي و استقلال بسايد
    حج اقيانوس بي كران است كه از نهرهاي گوناگون كه اهل ايمان از هر نژاد و از چهار گوشه جهان و با مليت ها و زبان و رنگ هاي گوناگون مي باشند به وجود آمده است و امواج متلاطم و پرخروش آن لحظه به لحظه به حركت و جوشش در مي آيد و مهابت و عظمت و صلابت جهان اسلام را در دل و ديده ها منعكس مي نمايد
    واقعيت هاي انكارناپذير درباره « قدرت جهان اسلام » و ضرورت خودباوري مسلمانان و اجتناب از احساس حقارت و ذلت و نيز الگوگيري از انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و بهره وري صحيح از شرايطي كه براي بيداري و حركت و به تنگنا در آوردن قدرت هاي استكباري به وجود آورد طالب زمان و مكان مناسب براي ظهور و بروز است . اين زمان و مكان مطلوب موسم حج و سرزمين وحي است كه بهترين فضا و پاك ترين حالات و مهياترين زمينه ها و بسترها براي جوشش اراده ملت هاي مسلمان و به نمايش درآوردن قدرت و صلابت آنان را فراهم مي آورد
    خودناباوري جوامع و كشورهاي اسلامي و احساس حقارت در عين داشتن قدرت است كه موجب مي شود آمريكاي جنايتكار با زير پا گذاشتن تمام قوانين بين المللي و در اوج گستاخي سرزمين هاي افغانستان و عراق را به اشغال نظامي خود درآورد و هر روز مست از باده غرور عربده و غريو سر دهد و براي ساير جوامع و ممالك اسلامي خط و نشان كشد و تهديد به تهاجم و اشغال و تغيير حكومت كند!