روزنامه جمهوري اسلامي 04/10/1385 صفحه عقيدتي
*****
نقدي بر اظهارات « پاپ » درباره اسلام و پيامبر اكرم (ص ) ـ 3
برانگيختن احساسات جنگ افروزانه عليه اسلام توسط رهبران مسيحيت




  • از نمايش هاي صلح طلبي تا واقعيت هاي مبتني بر صلح و همزيستي فاصله اي طولاني وجود دارد و هرگز نمي توان با « شعار » به « حقيقت » دست يافت . حقيقت صلح دوستي بايد در عينيت جوامع انساني به تجلي در آيد و تا چنين نشود هر ادعاي صلح خواهي بر محمل افسانه و تخيل قرار مي گيرد و از هرگونه واقعيت بي بهره و تهي مي گردد.
    دستگاه كليسا و رهبران مسيحيت در طول تاريخ همواره با « زبان » و در « شعار » انديشه صلح مطلق را ترويج كرده اند و از جنگ وستيز به زشتي ياد نموده اند ولي با « عمل » و در « واقعيت » برطبل جنگ كوبيده اند و در شيپور تعدي و تجاوز دميده اند.
    طبيعي مي نمود كه پنهان داشتن انگيزه ها و اغراض جنگ افروزانه با شعارهاي پرزرق و برق صلح خواهي توسط رهبران مسيحيت دوام و بقا نمي يافت و در دوره هايي از تاريخ و در ميان نسل هايي از بشر ماهيت دروني و افكار جنگ طلبانه آنان به ظهور وبروز مي رسيد.
    « جنگ صليبي » كليسا و رهبران مسيحيت عليه « اسلام » يكي از اين جلوه ها و مصداق هاي مهم انگيزه هاي جنگ افروزانه پاپ ها و كشيشان به شمار مي رود كه انديشه صلح مطلق مسيحيت كليسايي را فرو مي ريزد و تفرعن و سبعيت و درندگي را در ميان صليبيان به اوج خود مي رساند.
    جنگ هاي صليبي توسط پاپ و با تحريك ها و وسوسه انگيزي ها و بر آشفته كردن عواطف و احساسات سران كشورهاي اروپايي عليه اسلام و مسلمانان آغاز گشت و اين كليسا و رهبران آن بودند كه اولين بذرهاي عداوت و جنگ و ستيز را در سرزمين جان و روح مسيحيان جهان افشاندند و قواي بزرگ نظامي دنياي غرب را به سوي بيت المقدس روانه كردند و همه چيز را در مسلخ مطامع نفساني خود قرباني نمودند.
    وسوسه انگيزي ها و تحريكات رهبران كليسا براي آغاز كردن جنگ عليه مسلمانان از واقعيت هاي تثبيت شده در متون تاريخي مورخان غرب مي باشد و تامل در آنها اين حقيقت را به اثبات مي رساند كه پاپ ها و كشيشان و عوامل كليسا خشونت طلب و جنگ افروز بوده اند نه مسلمانان كه يكباره از همه سو در معرض تهاجم و يورش سهمگين صليبيان قرار گرفتند و در آتش و خون درغلتيدند و از كشته هايشان پشته ها ساخته شد.
    1 ـ يك كشيش فرانسوي ملقب به « پطرس زاهد » به زيارت بيت المقدس مي رود. او پس از مشاهده سيادت و سروري مسلمانان و قدرت و مهابت ناشي از تسلط بر بيت المقدس آشفته و ناراحت مي شود و به همين دليل پس از بازگشت به غرب زمينه ساز ناامني و تحريك احساسات مسيحيان مي شود. او سوار بر اسب ايتاليا و فرانسه را در مي نوردد و عواطف صاحبان كليسا ومسيحيان را عليه مسلمانان برمي انگيزد و آنان را دعوت به جنگ براي تصاحب بيت المقدس مي كند1. از شعارها و سخنان تحريك كننده او مردم مي گريند وآتش عطش آنان براي حضور در صحنه هاي جنگ عليه مسلمانان شعله ور مي گردد2.
    2 ـ پاپ اوريانوس دوم يكي از رهبران مسيحيت همواره در آتش كينه و نفرت نسبت به اسلام وپيامبر اكرم (ص ) و مسلمانان مي سوخت و انديشه ايجاد يك جنگ عظيم و گسترده عليه مسلمانان و اشغال بيت المقدس را در سر مي پروراند. پيش از پاپ اوريانوس دوم جنگ عليه مسلمانان و خاتمه دادن به سيادت و عظمت آنان دغدغه فكري و روحي ساير پاپ ها نيز محسوب مي شد چنان كه « گرگوريوس هفتم » اعلام كرده بود : « جان بر كف نهادن در راه نجات اماكن متبركه در نظر من به مراتب خوشتر است از حكومت بر عالمي » 3
    پاپ اوريانوس از مارس تا اكتبر 1095 به سياحت در ايتالياي شمالي و فرانسه جنوبي پرداخت و از امرا و بزرگان قوم براي تجهيز سپاه به قصد تصرف بيت المقدس و غلبه بر مسلمانان ياري و مساعدت طلبيد4.
    او سرانجام اجتماع عظيمي از مسيحيان را در محلي به نام كلرمون گرد آورد و آنان را با سخنان ذيل براي جنگ عليه اسلام تهييج و آماده ساخت :
    « اي ياران مسيح ! آن سرزمين مقدس كه از بركت وجود مسيح تبرك يافت آن دخمه اي كه متعلق به نجات دهنده ما مسيح مي باشد آن كوهستاني كه عيسي به خاطر نجات ما در آن به سر برد و محنت كشيد آن مزاري كه در آن دفن گرديد اينك به تصرف دشمن در آمده و ميراث مشركان (مسلمانان ) شده است . آن كليساهاي مقدس آن اماكن فروزاني كه جهان را تابناك كرده بودند اكنون در مغاك تاريكي فرو رفته و از نظر ناپديد شده اند به طوري كه در سراسر آن سرزمين پهناور خاكي كه در آن براي خدا عبادت شود باقي نمانده است .
    همان بيت المقدسي كه مايه افتخار و سرچشمه فياض ما بود اينك به دست مسلمانان افتاده است مسلماناني كه غير از مآثر ديني خود اثر ديگري در آن باقي نگذارده اند.
    آسيايي كه مملو از ثروت و تمول بود امروز به واسطه مظالم و تعديات مسلمانان هستي و ثروت خود را از دست داده و با فقر و بدبختي هماغوش شده است ...
    اي دلاوران عزيز! آن شمشيرهايي را كه تاكنون به سينه يكديگر فرو مي برديد و در مقابل اهانتي كوچك با برادران ديني دوئل مي كرديد اكنون بايد به سينه دشمن فروبريد. امروز وقت آن رسيده است تا به اهانت هايي كه به قبر مسيح مي شود خاتمه دهيد. اين جهادي كه امروز عازم آن هستيد فقط براي فتح بيت المقدس نيست بلكه بايد تمام اقليم پرثروت آسيا و خزائن آكنده و بي حساب آن را تصاحب نمائيد. امروز بايد به جانب بيت المقدس رويد و تمام آن سرزمين ها را از دست اشغالگران بگيريد و خود وارث آنها شويد. اراضي بيت المقدس و شام همان طوري كه تورات تعريف نموده است سرزمين شير و انگبين است .
    اي دلاوران ! با اين شمشيري كه به جهاد مقدس مي رويد خزاين آسمان ها را تملك خواهيد كرد. اگر در اين جنگ فاتح شويد تمام كشورهاي مشرق زمين را صاحب خواهيد شد و اگر كشته شويد به شرافتي بس بزرگ نايل آمده ايد يعني در نقطه اي شهيد شده ايد كه عيسي در آن شربت شهادت نوشيده است . » 5
    پاپ اوريانوس دوم پس از اين سخنان با استقبال و شور و هيجان و غريو شادي وشعف حاضران مواجه مي شود وهمان جا دستور مي دهد روي سينه يا پيشاني كساني كه حاضر به شركت در جنگ صليبي هستند علامت صليب نقش بندد.
    پاپ سپس به شهرهاي ديگر از جمله تور بوردو تولوز مونپليه و... مي رود و به مدت نه ماه به برانگيختن عواطف و احساسات مردم و ايجاد آمادگي براي حضور در جنگ صليبي عليه مسلمانان مي پردازد6.
    3 ـ تحريكات و وسوسه گري ها و فريبندگي ها براي ايجاد روحيه تهاجم و شورش عليه اسلام و مسلمانان و آمادگي براي آغاز جنگ صليبي به منظور اشغال بيت المقدس توسط ساير مقامات كليسا نيز در مناطق ديگر اروپا تداوم يافت و هر روز شعله هاي خشونت و جنگ افروزي عليه سرزمين هاي اسلامي شعله ورتر گرديد.
    يكي از كشيشان مسيحي به نام « سن برنار » مشابه مجمع كلرمون را در وزله فرانسه ايجاد كرد و از سران دولت هاي مغرب زمين درخواست كرد كه عليه مسلمانان بسيج شوند. كنراد سوم امپراتور آلمان و لوئي هفتم پادشاه فرانسه دعوت او را پذيرفتند و باسپاه خود آماده جنگ عليه اسلام و مسلمين شدند7.
    4 ـ دستگاه كليسا و پاپ ها و كشيشان براي دامن زدن به آتش جنگ عليه مسلمانان از همه روش هاي زشت و پليد و نامنطبق با مباني دين خالص حضرت مسيح (ع ) بهره برداري مي كردند. يكي از اين روش ها به كارگيري دروغ و نيرنگ براي برانگيختن احساسات مسيحيان به منظور حضور در جنگ صليبي بود.
    به عنوان نمونه يكي از راهبان قديمي كه صليبي ها به شدت به او اعتقاد داشتند و به احترام و اكرام او مي پرداختند از در نيرنگ و دروغ وارد مي شود وبا برنامه اي از قبل تنظيم شده ابتدا نيزه اي را در زمين دفن مي كند وسپس در اجتماع صليبي ها مي گويد : در اين سرزمين مقدس نيزه عيساي مسيح (ع ) پنهان است اگر آن را بيابيد در جنگ عليه مسلمانان پيروز خواهيد شد. »
    صليبي ها به حفر زمين مي پردازند و سرانجام نيزه را مي يابند و به شدت خرسند و مسرور و هيجان زده مي شوند و از اين معجزه ! به وجد مي آيند و به قصد جنگ عليه مسلمانان از سرزمين خويش خارج مي گردند8.
    5 ـ جلوه ها و مصداق هاي ديگري از تحريكات مبتني بر دروغ و نيرنگ پاپ ها و كشيشان براي شوراندن مسيحيان عليه مسلمانان و حضور آنان در جنگ صليبي به بافته هايي مربوط مي شود كه به طور مستقيم به رفتار و عملكرد مسلمانان ارتباط پيدا مي كند. صليبيان اين دروغ ها و اغواگري ها را به صورت تبليغاتي وسيع و زهرآگين و برانگيزاننده كينه و نفرت و خشم عليه اسلام و پيامبر اكرم (ص ) و مسلمانان سامان دهي مي كردند.
    « ويل دو رانت » در كتاب « تاريخ تمدن » درباره اين رفتار ناشايست پاپ ها و كشيشان و عوامل آنها چنين مي نويسد :
    « ...درباره فجايع مسلمانان وكفرهاي آيين محمد(ص ) همه گونه راه مبالغه و اغراق سپرده شد. مسلمانان را به پرستش تنديس و مجسمه پيغمبر اسلام متهم مي كردند و حتي طبق شايعات بي اساسي كه بر سر زبان مومنين مسيحي افتاده بود سخناني نامربوط درباره پيغمبر اسلام مي گفتند . » 9
    اكنون « پاپ بنديكت شانزدهم » رهبر كاتوليك هاي جهان و ساير رهبران كليسا بايد در خلوت دل بنشينند و وجدان خويش را محكمه قضاوت قرار دهند و بنگرند و بينديشند كه چه كساني برانگيزاننده خشونت و جنگ و ستيز مي باشند و چرا تا آنجا در تحريك و وسوسه گري پيش مي تازند كه به زشت ترين وپليدترين حربه ها دست مي يازند و از دروغ و حيله و نيرنگ بهره مي جويند و شخصيت والاي پيامبر اسلام (ص ) را مورد تهاجم قرار مي دهند تا به اين وسيله مسيحيان را به تعدي و تجاوز و ستم عليه مسلمانان ترغيب نمايند !
    آيا آقاي پاپ واقعا نمي داند كه بزرگداشت همه پيامبران الهي واجب و لازم است و آن مطهران كه از جانب خداوند متعال براي هدايت و رستگاري و نجات بشريت برانگيخته شده اند از فسق و گناه و تباهي مصونيت دارند و داراي مقام « عصمت » مي باشند و اگر غير از اين بود به طور طبيعي بعثت آنان ناممكن و غيرضروري مي نمود !
    آيا آقاي پاپ از اين حقيقت غفلت دارد كه در قرآن كريم سوره اي به نام حضرت مريم نامگذاري شده كه در آن واقعه شگفتي زاي ولادت حضرت عيسي (ع ) تبيين گرديده است 10 و در آيات ديگر از منزلت و مقام رفيع و معجزات حضرت مسيح (ع ) سخن به ميان آمده است 11 و بر اين اساس و مبنا همه مسلمانان جهان به احترام و اكرام و بزرگداشت اين پيامبر الهي اهتمام مي ورزند 12
    آيا زمان آن فرانرسيده كه آقاي پاپ كه در اظهارات خويش پيامبر اكرم (ص ) را متهم به خشونت و جنگ طلبي مي كند و از او به زشتي ياد مي نمايد به خود آيد و عناد و دشمني را رها كند و به عمد چشم به روي حقايق و واقعيت ها فرو نخواباند و بيش از اين ملعبه دست قدرت هاي استعماري و سلطه جوي جهان كفر و شرك و نفاق قرار نگيرد و به تهيه خوراك تبليغاتي عليه اسلام و پيامبر اكرم (ص ) و مسلمانان جهان براي كساني اهتمام نورزد كه به مسيحيت و حضرت مسيح (ع ) ايمان ندارند و براي دستگاه كليسا دل نمي سوزانند و هر چه مي انديشند و اظهار مي دارند و در عمل ظاهر مي سازند نه براي پايداري و بقاي اديان الهي و تعاليم آسماني و ايمان و ارزش هاي والاي انساني كه براي حفظ منافع و مطامع ضد بشري خويش و در مسير استمرار تعدي و جنايات و قتل و كشتارهاي خود و به منظور غارت منابع ثروت ملل محروم جهان سوم مي باشد
    اگر آقاي پاپ حلقه اي از حلقه هاي استعمار غرب محسوب نشود ـ كه مي شود ـ بسيار سريع به حقيقت دست مي يابد و از عملكرد خويش نادم و پشيمان مي گردد.
    ــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ علل وآثار جنگ هاي صليبي عبدالله ناصري طاهري دفتر نشر فرهنگ اسلامي ص 71
    2 ـ صحنه هاي تكان دهنده در تاريخ اسلام اثر محمد عبدالله عنان ترجمه علي دواني دفتر نشر فرهنگ اسلامي ص 130
    3 ـ تاريخ تمدن ويل دورانت ترجمه سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ج 4 ص 785
    4 ـ همان منبع
    5 ـ سخنان پاپ اوريانوس در مجمع كلرمون توسط وقايع نگاران و مورخان گوناگون ثبت و ضبط گرديده و محورها ومحتواي آنها واحد است . از جمله « ويل دورانت » دركتاب « تاريخ تمدن » . ج 4 ص 785 و 786 به نقل آن پرداخته است . ترجمه اي را كه از نظر گذشت از كتاب « علل و آثار جنگ هاي صليبي » نقل كرديم .
    6 ـ تاريخ تمدن ويل دورانت ج 4 ص 786
    7 ـ علل و آثار جنگ هاي صليبي ص 81
    8 ـ همان منبع ص 215
    9 ـ تاريخ تمدن ويل دورانت ج 4 ص 787
    10 ـ قرآن كريم سوره مريم آيات 16 تا 35
    11 ـ سوره آل عمران آيات 43 و 44 سوره مائده آيه 109 سوره انبيا آيه 91
    12 ـ در آيه 4 از سوره شريفه بقره خداي متعال خطاب به پيامبر اكرم (ص ) در توصيف متقين چنين مي فرمايد : « آنان به آنچه كه خداوند بر تو و پيامبران پيش از تو نازل كرده است ايمان دارند. »
    حقيقت صلح دوستي بايد در عينيت جوامع انساني به تجلي درآيد و تا چنين نشود هر ادعاي صلح خواهي بر محمل افسانه و تخيل قرار مي گيرد و از هر گونه واقعيت بي بهره و تهي مي گردد.دستگاه كليسا و رهبران مسيحيت در طول تاريخ همواره با « زبان » و در « شعار » انديشه صلح مطلق را ترويج كرده اند و از جنگ و ستيز به زشتي ياد نموده اند ولي با « عمل » و در « واقعيت » بر طبل جنگ كوبيده اند و در شيپور تعدي دميده اند
    وسوسه انگيزي ها و تحريكات رهبران كليسا براي آغاز كردن جنگ عليه مسلمانان از واقعيت هاي تثبيت شده در متون تاريخي مورخان غرب مي باشد و تامل در آنها اين حقيقت را به اثبات مي رساند كه پاپ ها و كشيشان و عوامل كليسا خشونت طلب و جنگ افروز بوده اند نه مسلمانان كه يكباره از همه سو در معرض تهاجم و يورش سهمگين صليبيان قرار گرفتند و در آتش و خون در غلتيدند و از كشته هايشان پشته ها ساخته شد
    آيا آقاي پاپ كه شخصيت پيامبر اسلام را مورد اهانت قرار مي دهد واقعا نمي داند كه بزرگداشت همه پيامبران الهي واجب و لازم است و آن مطهران كه از جانب خداوند متعال براي هدايت و رستگاري و نجات بشريت برانگيخته شده اند از فسق و گناه و تباهي مصونيت دارند و داراي مقام « عصمت » مي باشند آيا آقاي پاپ از اين حقيقت غفلت دارد كه در قرآن كريم سوره اي به نام حضرت مريم نامگذاري شده كه در آن واقعه شگفتي زاي ولادت حضرت عيسي (ع ) و مقام و منزلت رفيع اين پيامبر الهي تبيين گرديده است و بر اين اساس و مبنا همه مسلمانان جهان به اكرام و بزرگداشت حضرت مسيح (ع ) اهتمام مي ورزند